نوشته شده توسط & ثبت شده در تکنولوژی, مقاله و دانستنی‌ها.

در قسمت اول زندگی نامه هوندا در مورد دوران کودکی تا جوانی او و همچنین سختی هایی که این مرد بزرگ در زندگی دیده بود، صحبت کردیم. در قسمت دوم از موفقیت هوندا در زمینه مدیریت و تولید رینگ پیستون گفتیم. حالا در این بخش قراره در خصوص موفقیت های بسیار او در دوران جنگ و همچنین یک دوست جدید که به او کمک بسیاری کرد و تا آخر عمر وفادار به او ماند صحبت کنیم…
در سال 1937 جنگ روکوکیو در چین رخ داد. با درگیر شدن بیشتر ژاپن در جنگی که در سال 1942 آغاز شد مردم این کشور در معرض فقر و کمبود مواد غذایی قرار گرفتند، بلافاصله پس از ورود ژاپن در جنگ، کارخانه توکایی سی کی به تدریج به انبار ساخت تسهیلات نظامی تبدیل شد. از آنجایی که 40 درصد سرمایه این کارخانه متعلق به تویوداجی شوکی کی بود کارخانه فوق زیر نظر شرکت تویوتا قرار گرفت، سوئی شیرو مدیر اجرایی و تایزوایشیدا رئیس آنجا شد.
این کارخانه منحصرا نیازهای نظامی را برآورده می کرد. از جمله تولید رینگ پیستونهایی که در هواپیما ها و کشتی های جنگی مورد استفاده قرار می گرفتند، افزایش دامنه جنگ خود به خود از تعداد کارگران مرد کاست و این نکته سبب شد تا سوئی شیرو به فکر ساده کردن ماشین آلات افتاده، تا کارگران نوآموز زن به راحتی بتوانند آنها را به کار اندازند، او در طول این مدت ماشین تراش چهارمحوری را که در آن چهار دستگاه تراش به یکی تبدیل شده بود اختراع کرد. این دستگاه کارایی را چهار برابر می کرد. همچنین دستگاه خودکار برای برش ملخ هواپیما ساخت، که پاسخ نیاز کائی چی کاواکامی رئیس کارخانه دیگری را در هاماماتسو می داد. این اختراع زمان لازم برای ساخت یک پروانه یا ملخ هواپیما را از یک هفته به پانزده دقیقه کاهش می داد.
استعداد خارق العاده سوئی شیرو در بسیاری از زمینه ها به خصوص در زمینه های فنی برای همگان به روشنی شناخته شده و به سرعت در سراسر ژاپن شهرت یافت. به طوری که آقای کاواکامی از او به عنوان ادیسون ژاپنی یاد می کرد و به او سمت مشاور مخصوص خود در کارخانه نیپون گاکی را اعطا کرد، این شرکت برای ساخت ملخ و پروانه توسط یاماها هاتسودوکی بنیانگذاری شده بود که بعد ها در ساخت موتورسیکلت رقیب هوندا شد.
سوئی شیرو و جهان (پت پت موتور سیکلت)
پس از جنگ تا چشم کار می کرد هیچ چیز نبود، همه چیز سوخته بود، توکیو و اغلب شهرهای ژاپن کاملا نابود شده بودند، سه میلیون سرباز ژاپنی و دومیلیون غیر نظامی که با پایان جنگ به موطن خود بازگشته بودند سرگشته و حیران بودند، کمبود کالا و مواد غذایی و تورم لجام گسیخته غوغا می کرد.
در آن زمان سوئی شیرو و همسرش ساشی نزد پدر و مادر ساشی زندگی می کردند. سوئی شیرو اوقاتش را را به نواختن شاکوهاچی ( فلوت ژاپنی) و بازی شوجی( شطرنج ژاپنی ) می گذراند. ماشین آبنبات سازی ساخت و یک دستگاه تولید نمک را در سواحل اقیانوس آزمایش کرد. پس از یک سال استراحت، او کارخانه هوندا جی یوتسکوکن کی جو را در محل قبلی کارخان توکایی سی ای کی یاماشیتا بنا کرد. او از کلمه فن آوری در نام کارخانه استفاده کرد تا گرایش کارخانه به آینده را مورد تاکید قرار دهد، گرچه پنجره ها شکسته و بمب های عمل نکرده هنوز در محوطه کارخانه پراکنده بودند، لیکن او این کارخانه را با دنیایی از امید و آرزو افتتاح کرد. مردم هنوز از کمبود نیازهای اولیه زندگی در جامعه بحران زده رنج می بردند، اولین فکری که به نظر سوئی شیرو رسید، ساخت یک دستگاه بافندگی اتوماتیک بود. از آنجایی که منابع مالی مورد نیاز برای این طرح وجود نداشت، آن را رها کرد.
روزی یکی از دوستان سوئی شیرو به نام جی ای چی ماسودا یک موتور با حجم 50 سی سی را که در ارتش ژاپن مورد استفاده قرار گرفته بود برای او آورد. او می خواست بداند که آیا سوئی شیرو می تواند امکان استفاده از آن را در حمل و نقل و آمد و شد مردم ژاپن که پس از جنگ بسیار نامطلوب شده بود بیابد، در آن زمان قطارها و اتوبوس ها همیشه مملو از جمعیت بود به طوری که گاهی اوقات مردم برای پیاده شدن از پنجره استفاده می کردند. وقتی سوئی شیرو به آن موتور نگاهی کرد، با خود اندیشید« تولید دوچرخه ای با منبع نیرو باید خیلی جالب باشد.» اما در همه جا مردم از کمبود مواد و کالاها در رنج بودند و یافتن سوخت برای باک وسیله نقلیه فوق تقریبا غیر ممکن بود. در اینجا بود که ذهن خلاق سوئی شیرو وارد کار شد. چه چیز می تواند به جای سوخت مورد استفاده قرار گیرد؟ او به همه چیز در این موضوع فکر کرد و سرانجام استفاده از بطری آب داغ نظرش را جلب کرد. او یکی از این بطری ها را به دوچرخه ای که موتور 50 سی سی بر روی آن نصب شده بود وصل نموده و آزمایش خود را شروع کرد. این در واقع مسیر آغاز تولید دوچرخه های موتوری به نام پت پت که به خاطر صدایشان این گونه نام گذاری شده بودند، شد. در دوران پس از جنگ بنزین بسیار کمیاب شده بود. لذا برای سوخت او مجبور به استفاده از روغنی که از ریشه درختان کاج استخراج می کردند، شد. به هر صورت او پس از بارها آزمایش، دوچرخه موتوری ساخت، با توجه به نیاز و استقبال فراوان از آنجا که تنها 500 عدد از موتورهای 50 سی سی در دسترس بودند، سوئی شیرو ساخت تعداد بیشتری از این موتورها را لازم می دید.
تاکوفوجی ساوا، یک دوست همیشگی
در سال 1947 ، سوئی شیرو از یک مهندس جوان به نام کی یوشی کاواشیما خواست یک موتور دو زمانه را طراحی و تولید کند، او که بعدها به عنوان دومین رئیس شرکت هوندا منسوب شد، توانست ظرف یک سال نمونه ای از یک موتور دو زمانه 50 سی سی را برای تکمیل و بهبود دوچرخه موتوری پت پت بسازد. دوچرخه ای که این موتور بر روی آن نصب شد، اولین محصول تولیدی هوندا به شمار می رفت، این موتور-دوچرخه حتی به تایوان نیز صادر شد.
شرکت هوندا موتور با مسئولیت محدود در سپتامبر سال 1948 با سرمایه ای به میزان یک میلیون ین تاسیس شد، پدر سوئی شیرو نیز برای توسعه کار شرکت تمام اراضی خود را فروخته و پول آن را به عنوان سرمایه به سوئی شیرو داد. پس از توفیق تولید موتور سیکلت نمونه A ، نمونه های B و C نیز با موفقیت تولید شدند. تمامی موتور سیکلت های ساخت شرکت هوندا به راحتی به فروش رفتند، به طوری که تولید آنها در سال 1949 به هزار دستگاه در ماه رسید، با این وجود شرایط مالی شرکت اصلا خوب نبود، و این موضوع ناشی از شرایط بد اقتصادی جامعه و وضعیت مشتریان در آن زمان بود. شرکت بر لبه پرتگاه ورشکستگی قرار گرفته بود، به طوری که گاهی اوقات حتی پرداخت حقوق کارگران نیز مقدور نبود. در این دوران، سوئی شیرو شخصی را ملاقات کرد که زندگیش را تغییر داد. آن شخص تاکوفوجی ساوا نام داشت که بعدها به سمت معاونت شرکت هوندا منصوب شد. سوئی شیرو مخترعی خلاق و با استعداد بود لیکن از نظر مدیریت مالی توانایی کمی داشت، او به دنبال کسی بود که بتواند اداره شرکت را به عهده او بگذارد، وقتی این مسئله را با دوستش هیرتوشی تاکاشیما در میان گذاشت، تاکاشیما، فوجی  ساوا را به او معرفی کرد. بدین ترتیب بود که نوابغ تولید و مدیریت در کنار یکدیگر قرار گرفتند.
دو ماه پیش از این تاریخ سوئی شیرو طرح و نقشه ساخت نمونه D را تکمیل کرده بود. این موتور برخلاف نمونه های قبلی موتور دو زمانه به شکلی یکپارچه به عنوان موتور سیکلت ساخته شد و بدین ترتیب موتور سیکلت سبک وزنی به نام dream «رویا» متولد شد. زمانی که سوئی شیرو روی این طرح کار می کرد، همراه همسرش به کیوتو سفر کرد، در آنجا او به طور عجیبی مجذوب یکی از مجسمه های بودا در معبدی در ساگاجی شد. او ساعت ها در مقابل این مجسمه زانو می زد تا آنکه هوا تاریک می شد. او یک هفته تمام به چهره  مجسمه های قدیمی بودا در کیوتو نگاه می کرد. در این سفر، او با کمال تعجب و حیرت دریافت که میان چهره بودا و نمای جلویی موتور سیکلت dream شباهت زیادی وجود دارد. او وقار و متانت را در آن چهره ها می دید و تصمیم گرفت که این ویژگی را به عنوان یک خصوصیت در موتور سیکلت هایش آشکار نماید.
شش ماه بعد فوجی ساوا دفاتر فروش را در کیوباشی، چائوکو و توکیو افتتاح کرد. تا هم میزان فروش موتور را افزایش دهد و هم سرمایه بیشتری را کسب و پس انداز کند. استراتژی او خیلی زود نتیجه داد به طوری که فروش در شمال و شرق ژاپن افزایش یافت. او برای تمام فروشندگان دوچرخه و موتور سیکلت بروشور راهنمای موتور سیکلت را به همراه بسته اطلاعاتی مورد نیاز مشتری ارسال کرد. بدین ترتیب در مدت کوتاهی شبکه فروش شامل 5500 نمایندگی در سراسر ژاپن به وجود آمد، این آغاز قدردانی سوئی شیرو از فوجی ساوا به خاطر تدبیر اندیشمند او و نیز تحسین فوجی ساوا نسبت به سوئی شیرو  به دلیل قدرت خلاقیت و سازندگی او بود.
به منظور افزایش فروش در سرتاسر ژاپن، ساخت کارخانه در شهرهای کامی جی یوجی کیتاکو توکیو آغاز شد و به دنبال آن کارخانه بزرگتری در شهر شیراکو و سای تاما احداث گردید. افزایش میزان فروش چنان بود که حتی تولیدات کارخانه شیراکو با ظرفیت تولید ماهانه 1500 موتور سیکلت کفاف میزان تقاضا را نمی کرد.
تصمیم مهمی که منجر به …
همه چیز خوب پیش می رفت و سوئی شیرو آزادانه به اختراعات جدیدی که او را به آرزوهایش در زمینه دست یابی به سرعت بیشتر، نزدیک تر می کرد دست می یافت. در آن زمان موتورهای دوزمانه استفاده زیادی داشتند، اما معایبی نظیر آلودگی هوا از طریق اگزوز که ناشی از مخلوط شدن بنزین و روغن بود نیز وجود داشت، این موضوع سوئی شیرو را بر آن داشت تا به نمونه E یعنی تولید یک موتور چهار زمانه بیندیشد.
پس از تولید نمونه موتور چهار زمانه، برای آزمایش این موتور سیکلت مسیری دشوار و کوهستانی در نظر گرفته شد. و از این آزمایش سربلند بیرون آمد. علی رغم نتیجه بسیار خوب و باورنکردنی موتور سیکلت E، این موتور فروش خوبی نداشت، زیرا در ژاپن تقاضای زیادی برای موتور سیکلتهای سنگین و قدرتمند وجود نداشت. در سال 1951 سرمایه خالص هوندا به 2 میلیون ین رسید، او 150 کارگر و سالیانه 330 میلیون ین فروش داشت. یکسال بعد سرمایه خالص او به 6 میلیون ین رسید، و 9 میلیون ین دیگر تا ماه نوامبر به آن اضافه شد. تعداد کارگران به 1300 نفر ، و فروش نیز به 2438 میلیون ین بالغ گردید. تنها در یک سال هوندا رشدی معادل هفت برابر را تجربه کرده بود. در نوامبر آن سال، او برای اولین بار از آمریکا دیدار کرد، کاواشیما نیز در بهار عازم اروپا شد. در خلال این سفرها آن دو پیشرفته ترین ماشین آلات را به ارزش 450 میلیون ین خریداری کردند، همه از این خرید متحیر بودند، زیرا این سرمایه گذاری معادل سی برابر سرمایه شرکت بود. اما این ماشین آلات در آینده سبب توسعه و پیشرفت صنعت ژاپن گردید. با این خرید کلان و سرمایه گذاری بزرگ که تصمیم سوئی شیرو بود هوندا تقریبا ورشکست شد. در پایان جنگ کره اقتصاد ژاپن وارد رکود بزرگی شد. در چنین شرایطی پرداخت اقساط ماشین آلات برای هوندا عملا غیر ممکن شده بود. سوئی شیرو نگران فوجی ساوا بود که تلاش می کرد از منابع مختلف وام بگیرد. تقریبا آنها در ورطه سقوط بودند که یک ناجی از راه رسید. فوکوزوکاواهارا از بانک میتسوبیشی حاضر شد به این دو مرد ناامید پول قرض بدهد. او استعداد این دو مرد را می شناخت و مهارتشان را در کار تحسین می کرد. بار دیگر، درست به موقع سوئی شیرو نجات یافت و بر بحران دیگری چیره شد، البته آن ماشین تا به امروز در کارخانه هوندا در هاماماتسو کار می کنند.

موتور هوندا

نظر شما چیست؟

  • (منتشر نخواهد شد)