نوشته شده توسط & ثبت شده در تکنولوژی, مقاله و دانستنی‌ها.

هفته پیش تاحدودی در مورد زندگی این نابغه ژاپنی گفتیم. این هفته قرار است یک مقدار از زندگی پر فراز و نشیب هوندا را بهتون معرفی کنیم. امیدوارم خوشتون بیاد!

هوندا

شعبه جدید تعمیرگاه در هاماماتسو در روز 25 آوریل 1928 با مدیریت یک جوان 21 ساله و یک کارگر افتتاح شد، برسر درب مغازه به زبان انگلیسی نوشته بود: «ایستگاه خدمات اتومبیل آرت». البته این تابلو در آن شهر کوچک کمی عجیب می نمود، در ابتدا کسب و کار چندان رونق نداشت. اما پس از تولید موفق دینام های جدید کسب و کار او در طول یکسال پیشرفت قابل توجهی کرد. علی رغم رکود جهانی که از سال 1929 آغاز شد، تعمیرگاه سوئی شیرو به طور فوق العاده ای خوب کار می کرد. مهارت عالی و دانش او درباره اتومبیل های خارجی باعث رونق کارش شد. به طوری که به تدریج تعداد کارگران تعمیرگاه او به 15 نفر رسید.
پس از زلزله کانتو، سوئی شیرو به ضرورت تولید قطعاتی که در مقابل آتش مقاوم باشند، پی برد. بر همین اساس او به اختراع فرمانهای آهنی اقدام نمود که جایگزین فرمانهای چوبی شدند. فرمانهای مزبور در نمایشگاه ملی صنعت بسیار مورد توجه واقع شده و بعدها از جمله کالاهای صادراتی ژاپن گشتند. سوئی شیرو نیز تقاضای امتیاز انحصاری این اختراع را نمود و 1000 ین به خاطر این اختراع دریافت کرد. در آن روزها مبلغی در این حد برای بسیاری از مردم رویایی دست نیافتنی به شمار می رفت، سوئی شیرو به تدریج ثروتمند شد و از زندگی و جوانی خود لذت فراوانی برد، موتور سیکلت هارلی دیویدسون سوار می شد و بر روی دریاچه هامانا و سانارو سوار قایق هایی که خود طراحی کرده بود، می شد. او در موطن خود مشهور شد، اما سخت گیری ها و لجاجت های او گاهی در تعمیرگاه سبب بروز مجادله و برخورد با کارگران می گردید. اخراج های پیاپی و تغییر کارگران در تعمیرگاه او امری عادی بوده و به میزان بالایی رسیده بود، او تحمل افراد تنبل و کم کار را نداشت، کارگران از اخلاق تند و ناپایدار او که در هنگام عصبانیت وسایل و ابزار را به طرفشان پرتاب می کرد، هراس داشتند، گرچه او گاهی مدیری سخت گیر و بداخلاق بود اما دارای روحی نرم و ملایم بود، در این دوران بود که او عاشق دختری به نام ساشی ایزوبه شد، ساشی به تازگی از دبیرستان دخترانه ای در شی زواوکا فارغ التحصیل شده بود. ساشی نه تنها زیبا نبود بلکه باهوش و فعال نیز بود و در طول زندگیش موفق شده بود گواهینامه استفاده از موتور سیکلت، اتومبیل و هواپیماهای کوچک را اخذ نماید.
رینگ پیستونرینگ پیستون

گرچه کسب و کار سوئی شیرو پیشرفت خوبی داشت و تعمیرگاه او توسعه یافته بود، اما او راضی به نظر نمی رسید. زیرا از یکنواختی خسته و بی قرار شده بود. او می خواست کاری بیش از تعمیرات انجام دهد با خود فکر می کرد، حتی اگر تعمیرکاری مشهور شوم نمی توانم کسب و کار خود را طوری توسعه دهم که مشتریانی از توکیو یا آمریکا جذب کنم، در این هنگام بود که او به فکر تولید و ساخت افتاد. نخستین چیزی که  توجهش را جلب کرد رینگ پیستون بود. رینگ پیستون قطعه ای کامل و کوچک اما گران بود. او به فکر طرح هایی برای تولید انبوه رینگ پیستون افتاد، به همین منظور انباری در محله یاماشی تا در شهر هاماماتسو اجاره کرد و آزمایشگاه تحقیقاتی رینگ پیستون آرت شوکایی را در آنجا افتتاح کرد. مدیران تعمیرگاه آرت شوکایی به شدت با این عمل مخالف بودند. عدم حمایت کسانی که سوئی شیرو از آنها انتظار کمک داشت، باعث نگرانی سوئی شیرو شد و در نتیجه سرخوردگی با چنان فشار روحی او را بیمار کرد. در دوره بیماری دوستش به نام ساایکی چی میاماتو از او عیادت می کرد که تاثیر بسیار خوبی بر او می گذاشت، سوئی شیرو او را متقاعد کرد در آزمایشگاه با او کار کند. آن دو کار را شروع کرده و روز و شب خود را در آزمایشگاه می گذراندند. سوئی شیرو به عنوان مهندسی مادرزاد مطمئن بود که این روش همیشه کارآمد است، به همین دلیل بود که او تصور می کرد می تواند رینگ پیستون بسازد. ظاهرا این دفعه این موضوع درست از کار در نیامد. زیرا علی رغم تلاش های فراوان موفق نشد. سوئی شیرو ناگاه به فکرش رسید که مشکل کارمربوط به ترکیب فلزات است، بنابراین به ملاقات پروفسور تاکاسی تاشیرو در مدرسه فنی هاماماتسو رفت، او با خود فکرمی کرد که من نمی توانم تنها به تجربیاتم تکیه کنم و بایستی دانش جدید را فرا بگیرم. دراین زمان بود که هوندای سی ساله که اینک رئیس شرکت متعلق به خودش بود، به عنوان دانشجویی ویژه به مدرسه بازگشت، دیدن مردی بزرگسال درکلاس غیر معمول بود و در این مدت تمام وقتش را در آزمایشگاه سپری می کرد، غذایش را در ساعاتی غیر عادی در آزمایشگاه می خورد، دست از اصلاح سر و صورتش کشیده و بسیار ژولیده شده بود. اما او به این موارد اهمیتی نمی داد و تنها به یک چیز می اندیشید، تولید رینگ پیستون، میاماتو نیز همواره در کنار او بود.
سوئی شیرو در سال 1936 به عنوان راهی برای رهایی از افسردگی و ناامیدی همراه بردارش بن جیرو اقدام به تکمیل یک اتومبیل مسابقه به نام هاماماتسو نمود. این اتومبیل شامل یک موتور قوی با یک دستگاه سوپر شارژ و با سیستم گریز از مرکز بود که بر بدنه اتومبیل فورد سوار کرده بودند. آنها تصمیم گرفتند با این اتومبیل در مسابقه ای که مسیری خلاف عقربه های ساعت داشت شرکت کنند، برای غلبه بر نیروی گریز از مرکز موتور را در سمت چپ جای دادند، در طول مسابقه سوئی شیرو به عنوان راننده و برادرش بن جیرو به عنوان مکانیک از همه جلوتر بودند، در انتهای راه ناگهان یک اتومبیل کندرو که یک دور میدان از آنها عقب افتاده بود در جلو راهشان قرار گرفت و در نتیجه دو اتومبیل به شدت به یکدیگر برخورد کردند، اتومبیل آنها به هوا بلند شد و هر دو برادر از درون آن به بیرون پرتاب شدند، هر دو به شدت آسیب دیده بودند. در این دوره او به شدت صدمه دیده بود، زیرا پس اندازش تمام شده و کار تولید رینگ پیستون نیز در حال شکست بود. خانواده هوندا در تنگنای عجیبی قرار گرفته بودند به طوری که ساشی با فرزندش کایکو اغلب مجبور بودند، برای امرار معاش اشیاء قیمتی زندگی خود را گرو بگذارند.
روزی در آن سالهای سخت، هوندا 50 رینگ پیستون را از میان 30000 رینگ پیستون که ساخته بود انتخاب نموده و آنها را به تویوتا جیدوشوکی کی تحویل داد. وقتی شنید که تنها 3 تا از آنها در بازرسی شرکت تویوتا مورد تائید قرار گرفته اند، خشمگین شد. روزگار تحصیل او در مدرسه فنی هاماماتسو نیز پس از دو سال به پایان رسید و او به خاطر عدم شرکت در امتحانات از آنجا اخراج شد.
قصد هوندا از حضور در آن مدرسه تنها کسب دانش مورد نیازش بود تا به اهدافش رسیده و بتواند دست یافته های خود را به دیگران معرفی کند، این هدف درباره مسابقات اتومبیل رانی نیز صدق می کرد، پس از مدرسه فنی هاماماتسو وارد دانشگاه سلطنتی توهاکو و نیز کارخانه سیکو ژاپن شد تا دانش و اطلاعاتی را که نیاز داشت بدست آورد.
سوئی شیرو به وسیله دانش و اطلاعاتی که طی این مدت بدست آورد اختراعات بسیاری انجام داد و امتیاز انحصاری آنها را از آن خود کرد. یکی از این نوآوری ها ساخت ماشین صیقل و پرداخت  رینگ پیستون بود. این اختراع در واقع، یک انقلاب بود. دستگاه فوق بسیار راحت کار می کرد، پس از سه سال متمادی آزمایش و خطا سرانجام پشتکار او به نتیجه رسید، بالاخره راز این معما کشف شد و سوئی شیرو توانست رینگ پیستون هایی با کیفیت عالی بسازد، او بعدها این روزها را به عنوان سخت و پرکارترین روزها به خاطر می آورد، لیکن پس از این سختی ها و آموختن تجربیات فراوان بود که شرکت هوندای فعلی بنیان گذاری شد.

۸ نظرات در مورد “مدیری فوق العاده، هوندا”

  1. فاطمه

    سلام
    كاش ما ايراني ها يك كم اين پشت كارها داشتيم شايدم به خاطر روش هاي اموزشي خطا باشه كه اينقدر تنبل بار مي اييم به جاي كارهاي اموزشي وعملي كه باعث افزايش خلاقيت ميشه بايد چند كتاب بخونيم ومن كه هيچ علاقه اي به خوندن ندارم دوست دارم كار تحقيقتي باشه ولي حيف كه زمينه اش نيست البته بايد قبول كرد پشتكار اونه در سختي ها خيلي بيشتر از ما است………..با تشكر از مطالب زيباتون………….

    پاسخ دادن
  2. هادي

    ان الله لا يغير ما بقوم حتي يغير ما بانفسهم
    خدا هيچ قومي را تغيير نخواهد داد مگر آنكه آنها خود در پي تغيير خويش برآيند

    پاسخ دادن
  3. ربانیان

    قصد هوندا از حضور در آن مدرسه تنها کسب دانش مورد نیازش بود تا به اهدافش رسیده و بتواند دست یافته های خود را به دیگران معرفی کند :
    آیاراز رسیدن به موفقیت هوندا همین نبود؟

    پاسخ دادن
  4. اميد

    بنام ايرد بي همتا /
    با سلام و امتنان /
    ما در گذشته هاي نچندان دور ملتي سخت كوش و مديراني موفق بوده ايم و هم اكنون نيز دوران دگر ديسي يا بزبان راحت تر فترت را ميگذرانيم اميد وارم هر جه زور تر جوانان و مديران جوانمان از اين دوره گذر كنند و بتوانند مديريتشان را زبان زد خاص و عام نمايند . ما جز اراده و خوذ باوري چيزي كم نداريم . روزي گزنفون از مديريت كورش ربان به تحسين گشود . امروز هم ما همان سلف خلف همان كورش هستم .
    بپا خيزيد جوانان

    پاسخ دادن
  5. سعید

    پشتکار ژاپنی ها قابل تحسینه و این پشتکار به فرهنگ ژاپن تبدیل شده.
    ولی آیا پشتکار و خلاقیت در ایران هم نتیجه بخشه؟
    خواندن داستان موفقیت مدیران بزرگ پر از لطفه. از مطالب سایتتون متشکرم

    پاسخ دادن
  6. آرام

    به نام خداوند زیباییها
    باسلام به نظر من راز موفقیت آقای هوندا در وهله اول داشتن هدف مشخص بود دوم پشتکار زیاد ایشان و در وهله بعدی مایوس نشدن و تحمل سختیها تا رسیدن به هدف چیزی که در کتاب آسمانی ما قرآن به وفور یافت می شود بطوریکه ناامید شدن را در حد کفر می داند یا خداوند در آیات متعدد می فرماید بعد از هر سختی آسانی خواهد بود حضرت حافظ می فرماید: ناپرورد تنعم نبرد راه به دوست عاشقی شیوه رندان بلاکش باشد. ممنون از مطالب جالبتان

    پاسخ دادن

نظر شما چیست؟

  • (منتشر نخواهد شد)