نوشته شده توسط & ثبت شده در تکنولوژی, مقاله و دانستنی‌ها.

در قسمت قبل از موفقیت های هوندا در زمان جنگ و ابتکارات و اختراعات او در این زمان صحبت کردیم. امروز زندگینامه هوندا را تا زمانیکه ریاست شرکتش را به کیوشی کاواشیما واگذار می کند دنبال می کنیم. و در پست های بعدی زندگینامه سایر شخصیت های مهم جهان را در اختیارتان قرار می دهیم. با ما باشید…

اعلام قصد حضور در مسابقات اتومبیل رانی همه را متعجب کرد
موتور سیکلت گران قیمتی به نام BENLY J در سال 1953 به بازار عرضه شد، اما فروش خوبی نداشت. در سال بعد اولین موتور سیکلت اسموتر هوندا به نام JUNO  نوع K به بازار عرضه شد. (JUNO اشاره به نام الهه زیبایی رومی ها دارد) این موتور بسیار زیبا بود و از صمغ مصنوعی (کائوچو) در ساخت بدنه اش استفاده شده بود، برای این موتور سیکلت قاب زیبایی طرح ریزی شده بود که استفاده از آن در ژاپن تازگی داشت. برای توصیف این موتور سیکلت از عبارت بهترین آمیزه علم و هنر در تبلیغات استفاده می شد. به دلیل نصب ابزار و تزئینات اضافی که باعث افزایش وزن اسکوتر شده بود، مشتریان از کارکرد آن راضی نبودند. لذا بسیاری ازموتورهای فوق باز پس فرستاده شدند و شرکت دوباره با بحران مالی روبرو شد.
آغاز مسابقات موتوری در ژاپن
اگر ما در دنیا نفر اول باشیم در ژاپن هم نفر اول می شویم. دیدگاه سوئی شیرو با مردم عادی ژاپن کاملا فرق داشت. او به تمام جهان می نگریست و هدفش را اول شدن قرار داده بود. او بدون توجه درباره نوع تکنولوژی و هزینه های آن، تنها رسیدن به هدف برایش مهم بود. درست پیش از آن پیروزی  بزرگ در مسابقه آیل آومن بود که هوندا تمایل خود را برای ساخت موتور سیکلت پیشرفته ابراز کرد. این تصمیم هنگامی بود که قسمتی از املاک کارخانه سوزوکا به محلی برای تفریح و سرگرمی کارگران اختصاص می یافت، سوئی شیرو می گفت آمریکا ایندیاناپلیس را دارد، اروپا گراندپریکس را دارد. اما ژاپن هیچ چیز ندارد. ما برای صنایع خودرو سازی در ژاپن احتیاج به اتومبیل مسابقه داریم، من سرعت را دوست دارم و می خواهم همه افراد بتوانند از سرعت لذت ببرند. فوجی ساوا اشتیاق سوئی شیرو برای داشتن مسابقه در ژاپن را درک می کرد. هوندا می گفت: اگر ما مسابقات دوره ای تشکیل دهیم باید آن را منحصر به فرد کنیم. فوجی ساوا پیشنهادات بسیاری در این زمینه به او ارائه کرد، اما در آن روزها ژاپن دارای تکنولوژی و تجربه شاخت میادین مسابقه نبود، سرانجام میدان مسابقه سوزوکا در سال 1962 پس از بارها آزمایش و خطا و با هزینه ای معادل 5/2 میلیارد ین ساخته شد. هر چند هوندا برای ساختن این میدان بسیار مشتاق بود، اما نگرانی حفاظت از محیط طبیعی اطراف را نیز داشت، او سعی می کرد میزان پیشروی در مزارع و زمین های اطراف و جنگلها را به حداقل برساند. به طوری که، برکه طبیعی کوچکی که در محوطه داخلی میدان فوق قرار داشت. در مدت ساخت و ساز صحیح و سالم باقی مانده و اکنون نیز برای آبیاری مزارع اطراف از آن استفاده می شود.
اولین رویداد در میدان سوزوکا برگزاری مسابقه موتور سیکلت رانی بود، شش ماه بعد اولین مسابقه اتومبیل رانی یعنی گراند پریکس ژاپن برگزار شد. از آن هنگام تاکنون میادین مسابقه مشابهی در فاناباشی و فوجی ساخته شده است.
برای هوندا که دلباخته و شیفته سرعت بود، خودروی چهار چرخ رویاهایش تنها یک اتومبیل مسابقه بود. در سال 1963 وقتی ژاپن در تلاش بود که خود را با رشد سریع اقتصادی همگون سازد، اتومبیل چهار سیلندر s500 با قدرت 144 اسب بخار با طراحی پیشرفته اش نظر عموم مردم ژاپن را به خود جلب می کرد. طرز کار و قدرت این اتومبیل که با بهترین اتومبیل های مسابقات برابری می کرد مورد تعریف و تمجید مردم واقع شد، تنها نکته ای که مورد تائید نبود، رنگ سفید و قرمز این اتومبیل بود. زیرا در آن روزگار مردم ژاپن با دیدن رنگ سفید و قرمز به یاد ماشین های آتش نشانی و پلیس می افتادند. در حالیکه سوئی شیرو درصدد بهبود و ارتقاء اتومبیل S500 بود اتومبیل های S600 و S800 به تدریج تولید شدند، کارایی اتومبیل های فوق با دوبار پیروزی در مسابقات آیل آومن به تائید رسید، اتومبیل S800 که نخستین بار در ژانویه 1966 به بازار معرفی شد، در نمایشگاه اتومبیل در اروپا به نمایش درآمد و تحسین و تمجید همگان را به دنبال داشت.
شرکت غیر منتظره هوندا درمسابقات فرمول یک
وقتی هوندا با ارائه اتومبیل S600 سبب شگفتی و حیرت صنایع در ژانویه 1964 شد، سوئی شیرو اعلام کرد که شرکتش قصد دارد در مسابقات فرمول یک شرکت کند. مبارزه برای دست یابی به سرعت بیشتر باز هم شروع شد. فوجی ساوا نیز با ابراز این سخنان در واقع موافقت خود را با هوندا اعلام کرد او می گفت: برای آن که خودروهای هوندا را در سراسر جهان معروف کنیم باید در مسابقات جهانی برنده شویم. بار دیگر سوئی شیرو گروهی از مهندسین را پیرامون خود گرد آورد که برای ساخت اولین مدل اتومبیل مسابقه یعنی RA270 بایستی سخت کار کنند تا آن را ظرف شش ماه آماده نمایند.
برای هموار کردن راه حضور هوندا در مسابقات فرمول یک، سوئی شیرو تلاش می کرد موتور اتومبیل مسابقه گروه هایی را که به طور معمول در این مسابقات شرکت می کردند برای ایشان بسازد، اولین درخواست موتور اتومبیل را هوندا از گروه انگلیسی لوتوس دریافت کرد.  خوشحالی آنها دیری نپایید زیرا با شروع سال نو لوتوس با ارسال نامه ای برای هوندا قرارداد را لغو کرد.
شش ماه پس از آن اولین اتومبیل مسابقه فرمول یک ژاپن به نام هوندا RA271 در مسابقات گراندپریکس آلمان ظاهر شد، بدنه این اتومبیل به رنگ سفید بود و بر روی دماغک جلوی آن دایره ای قرمز رنگ نقش بسته بود، تا شبیه پرچم ملی ژاپن باشد. گیربکس و بدنه، شاسی و همه قسمتهای موتور اتومبیل فوق ساخت هوندا بود.
یک سال بعد در سال 1965 در مسابقات گراند پریکس مکزیک و آخرین مسابقات فصل، اتومبیل RA300 هوندا با رانندگی یک آمریکایی به نام ریکی گینتر به پیروزی رسید. این یک پیروزی بزرگ و تاریخی برای کشوری در جزیره ای کوچک در شرق دور بود، که تنها پس از یازده سال مسابقه گراند پریکس بدست می آمد.
در سال 1967 در گراند پریکس ایتالیا اتومبیل RA300 با رانندگی جان سورتیس دومین پیروزی بزرگ هوندا را به ارمغان آورد. پروژه فرمول یک نتایج خوبی را به دنبال داشت.
هوندا خوشحال بود که روحیه عدم پیروی از دیگران در کارکنانش نیز نفوذ کرده است. او تصمیم گرفت که از مقام خود به عنوان ریاست شرکت بازنشسته شود، البته او پس از بازنشستگی در سال 1973 همراه با فوجی ساوا به عنوان مشاور عالی شرکت به کار خود ادامه داد، فوجی ساوا نیز در پی توافقی دوجانبه با هوندا از کار کناره گیری نمود. توافق دیگری که بین آن دو وجود داشت این بود که پسران خود را مجبور به تصدی هیچ سمتی نکنند، و پسر او نیز معتقد است که تصمیم پدرش کاملا صحیح بوده است. او می گفت پدرم یک فرد اخلاقی بود، او مثل یک هنرمند بود. هنرمندان هرگز فرزندانش را مجبور نمی کنند که کارشان را برعهده بگیرند، آنچه پدر من انجام داد نوعی هنر سنتی نبود که فقط به ارث برسد، من هم مثل پدرم دوست دارم هرکاری که می خواهم انجام دهم.
در بیست و پنجمین سالگرد تاسیس شرکت هوندا سوئی شیرو که 66 سال داشت، ریاست شرکت را به کیوشی کاواشیما واگذار کرد.

۲ نظرات در مورد “شرکت کردن هوندا در مسابقات اتومبیل رانی”

  1. محمد

    هر چهار مقاله در مورد هوندا خوندم. بسیار زیبا. ادامه نداره…؟ واقعا وقتی آدم سرگذشت آدم های موفق میخونه انرژی میگیره تا به اهدافش برسه. باشد که ما ایرانیها دست از تنبلی برداریم…

    پاسخ دادن

نظر شما چیست؟

  • (منتشر نخواهد شد)