پله بهترین است یا مارادونا

پله فاتح ۳ جام جهانی, ۲ جام لیبرتادورس, ۲ جام بین قاره ای و بسیاری از عناوین قهرمانی آمریکایی و برزیلی است وی همچنین سال ۲۰۰۰ به عنوان بازیکن قرن از سوی فیفا انتخاب شد

در پی نظرات ستیزه جویانه چند روز گذشته دیه گو مارادونا در مورد پله این سؤال همیشگی و بحث برانگیز دنیای فوتبال دوباره اذهان را به خود مشغول کرده است: کدامیک بهتر بودند؟ در دنیا مسائلی هست که هیچ گاه نمی توان در آن به توافق رسید! مثلاً اینکه مجیک جانسون بهتر است یا مایکل جوردن؟ تیم ملی آرژانتین بهتر است یا برزیل؟ رئال مادرید بهتر است یا بارسلونا؟ و پله بهتر است یا مارادونا؟

سؤال آخر بیش از تمام سؤال های دیگر طرفداران فوتبال را به چالش می کشاند. به هر حال هر کس تیم محبوب خود را بهتر از دیگری می داند اما مقایسه این ۲ اسطوره ممکن است تا ابد ادامه یابد. راه های زیادی برای مقایسه و سبک و سنگین کردن این ۲ افسانه وجود دارد. با هم از چند دیدگاه به این ۲ اسطوره نگاه می کنیم:

● مدال ها و افتخارات

پله فاتح ۳ جام جهانی، ۲ جام لیبرتادورس، ۲ جام بین قاره ای و بسیاری از عناوین قهرمانی آمریکایی و برزیلی است. وی همچنین سال ۲۰۰۰ به عنوان بازیکن قرن از سوی فیفا انتخاب شد. از سوی دیگر مارادونا تنها قهرمان جام جهانی را در کارنامه دارد اما قهرمان لیگ های آرژانتین، ایتالیا و جام ملی اسپانیا و ایتالیا نیز بوده است. وی همچنین به تنهایی صاحب افتخارات زیادی از جمله بهترین بازیکن جام جهانی ۱۹۸۶ و بهترین گل قرن از سوی فیفا و بازیکن قرن فیفا از سوی مردم را در کارنامه خود دارد. خیلی از مردم معتقدند این حقیقت که پله فاتح ۳ جام جهانی و مارادونا تنها صاحب یک جام است، نشان می دهد که پله بازیکن بهتری است. بزرگترین افتخاری که یک تیم می تواند به آن دست پیدا کند، قهرمانی در جام جهانی است اما قضاوت در خوب یا بد بودن یک بازیکن بر اساس افتخاراتی که همراه تیمش کسب کرده کاملاً نادرست است. پله در جام جهانی ۱۹۵۸ تنها ۱۷ سال داشت و تأثیر چندانی در زمین به جا نگذاشت اما در جام جهانی ۱۹۶۲ و ۱۹۶۶ با وجود مصدومیتی که به آن دچار شد به خوبی بازی کرد و در سال ۱۹۷۰ در بهترین تیمی که برزیل می توانست داشته باشد، بازی کرد.

در آن دوره توستائو، ریولینو، جرسون و جرزینیو در کنار پله بازی می کردند اما تیمی که مارادونا طی جام جهانی به همراه آن بازی می کرد تیمی معمولی بود و با این حال آنها فاتح جام جهانی ۱۹۸۶ شدند که در این راه مارادونا بهترین گل تمام دوران خود را مقابل انگلستان در یک چهارم نهایی به ثمر رساند و در نیمه نهایی نیز گلی شبیه به آن را مقابل بلژیک رقم زد. همانطور که درمباحثه ها و مجادله های پیش از این هم گفته شده است برزیل حتی بدون پله هم فاتح جام جهانی ۱۹۷۰ می شد اما ۱۶ سال بعد آرژانتین بدون مارادونا ممکن نبود به چنین عنوانی دست پیدا کند. البته این دلیل هم دلیل خوبی برای برتری دادن مارادونا به پله نیست اما شاید پرسیدن این سؤال از خودمان بد نباشد که اگر پله در سال ۱۹۸۶ به جای مارادونا برای آرژانتین بازی می کرد آیا آرژانتین باز هم جام را به خانه می برد؟ سؤال مشکل است. از خیلی جهات می شود چشم بسته پاسخ آن را داد اما حالا که هر کس جای خودش است پاسخ دادن مشکل تر می شود.

● گل های پله

طرفداران پله همیشه از ۱۲۸۱ گلی که این بازیکن در ۱۳۶۳ دیدار خود به ثمر رسانده صحبت می کنند. با توجه به این نکته که بسیاری از این گل ها در رقابت های محلی به ثمر رسیده نمی توان تمام این رقم را فوق العاده دانست، از طرفی پله در ۹۲ بازی که برای برزیل انجام داد ۷۷ گل زد که ۱۲ تای آن در جریان جام جهانی وارد دروازه تیم های حریف شده است. با این حال هیچ کدام از این گل ها حیرت انگیز و تماشایی نبوده اند و تنها برای رساندن تیم به مرحله بعدی بشمار می رفتند. مارادونا ۳۴ گل در ۹۱ بازی ملی به ثمر رسانده که ۸ تای آن در جام جهانی بوده است. وی در مجموع در ۵۹۰ بازی که در کل دوران حرفه ای اش انجام داده ۳۱۱ گل وارد دروازه حریفان کرده است. گلزن بودن تنها کافی نیست. در مکان و زمان مناسب گل زدن هم مهم است. خیلی از گلزنان خوب در شرایط حساس مقابل تیم های بزرگ از گلزنی عاجز هستند اما پله و مارادونا هر ۲ در بهترین موقعیت برای تیم امتیاز می آوردند و این نکته ای است که هیچ کدام در آن بر دیگری برتری ندارند.

● بازی جوانمردانه

از زاویه بازی جوانمردانه پله قدمی از مارادونا جلوتر است. دیه گو کارت زرد داور را در بیشتر بازی ها می دید و این واقعیت که در بازی مقابل انگلستان در جام جهانی ۱۹۸۶ با فریب داور گلی را با دست وارد دروازه کرد از او بازیکنی با ارزش های بازی غیرجوانمردانه می سازد. از این ها گذشته رفتار نامناسب مارادونا در خارج از زمین بازی باعث کمرنگ شدن جلوه شهرت این بازیکن در میادین جهانی شده است. از طرفی در نواحی مرکزی و جنوبی اروپا و البته در آمریکای جنوبی حیله گری به عنوان یکی از بزرگترین فاکتورهای فوتبال بازی کردن به حساب می آید. اگر بازیکنی بتواند با فریب داور یا بازیکن حریف به گل برسد به بازیکنی استثنایی چه از نظر تاکتیکی و چه از نظر شخصیتی بدل می شود. گرچه مارادونا به دلیل اعتیاد به کوکائین نیز ارزش های فوتبالیستی خود را در اذهان مغشوش کرده است اما این مسأله را که می توان در زمره مسائل خصوصی یک شخص قرارداد دلیل خوب یا بد بازی کردن مارادونا نمی توان نهاد. اگر روزی بفهمید خواننده محبوب شما معتاد است آیا صدای وی در گوش شما گوشخراش و نازیبا نمی شود؟ مطمئناً پاسخ هر آدم منطقی منفی است.

البته پله هم مانند فرشته ها زندگی نکرده است. او به عنوان یکی از اعضای «خانواده فیفا» در کنار «سپ بلاتر» و «هاوه لانژ» و «کو» اعمالی بدتر از مارادونا داشته است. سیاست آفت فوتبال است و وقتی فوتبالیستی درگیر آن شود بی شک دچار آفت می شود. کافی است نگاهی به لیست سالانه بازیکنان جهان فیفا بیاندازید تا نشانه های آفت را بیابید.

● فیلمبرداری

تصمیم گیری بر سر اینکه کدام یک بهتر است به خاطر کمبود فیلم های موجود مشکل است. در دهه های ۵۰ و ۶۰ دورانی که پله در اوج بود از تمام بازی ها فیلم نمی گرفتند و تماشاگران شاهدان عینی بازی های این اسطوره فوتبال بوده اند. مارادونا در دورانی شکوفا شد که فوتبال به تجارتی میلیارد پوندی تبدیل شده بود. فیلم بازی های پله به مسابقات جام جهانی محدود می شد، در حالی که خود پله معتقد است بهترین گل دوران بازی اش در چند دهه پیش از نوار فیلمبرداری پاک شده است. با این اوصاف شاید تصمیم گیری بر سر بهتر و بهترین بر اساس فیلم ها راه درستی نباشد اما تصمیم در مورد مهارت یک بازیکن همیشه نیازمند دیدن ۹۰ دقیقه بازی آن فوتبالیست است. چیزی که از هر ۲ بازیکن حداقل یک نسخه باقی مانده است اما آنچه از این ،۲ افسانه ساخته است بهترین بودن آن ها طی سال های متمادی است. هر کدام از این بازیکنان حداقل ۱۵ سال در دوران اوج به سر برده اند و سپس به خواست خود و نه شرایط و عدم آمادگی از فوتبال کناره گیری کرده اند.

● پله قبل از مارادونا

یک نکته حائز اهمیت در مورد پله این است که این اسطوره ۱۰ یا شاید ۲۰ سال جلوتر از زمان خود حرکت می کرد. شم فوتبالی که او از آن بهره مند بود در هیچ کس دیگر مشاهده نمی شد. «تارسیسو بورجنیچ» بازیکن تیم ملی ایتالیا در بازی نهایی جام جهانی ۱۹۷۰ در مورد پله گفت: قبل از شروع بازی به خودم گفتم او هم مثل بقیه آدم ها از گوشت و خون ساخته شده است اما اشتباه می کردم! خیلی ها معتقدند اگر پله نبود بازیکنانی مثل کرایف، زیکو، مارادونا، باجو یا زیدان به عرصه فوتبال نمی آمدند. پله فوتبال را از دیدگاه کلاسیک بازیکن شماره ۱۰ متحول کرد و بازیکنان بزرگ دیگری که بعد از او آمدند راه وی را دنبال کردند. انتخاب بهترین از میان پله و مارادونا یکی از مشکل ترین تصمیم های دنیا است. با وجود تمام بررسی ها و بحث ها باز هم پاسخ به عهده هواداران است. هوادار هر کدام که باشید برای شما بهترین همان است.