بعد پنجم

نظریه انقلابی کلینزمن

هشت دهه پس از اینکه دانشمند آلمانی «آلبرت اینشتین» بعد چهارم را به دنیای فیزیک معرفی کرد این بار نوبت «یورگن کلینزمن» هموطن اوست که «بعد پنجم» را به دنیای فوتبال معرفی کند. سرمربی سابق تیم ملی آلمان که قرار است از تابستان آینده هدایت بایرن مونیخ را به دست بگیرد نظریه توسعه محور خود را که مبنای موفقیت اش در جام جهانی ۲۰۰۶ بوده است حدود دوماه پیش در کنفرانس سالانه مربیان در ریودوژانیرو برزیل ارائه کرد. «تیم ویکری» خبرنگار بی بی سی در حوزه فوتبال امریکای لاتین مقاله زیر را در این باره نگاشته است.

این دومین حضورش در کنفرانسی بود که دو سال پیش در آن شرح داده بود چگونه تیم ملی آلمان را بازسازی می کند، یا چنان حساسیت فرهنگی و بیان روشنی که مرا به تردید انداخت مبادا نامزد بالقوه یی به این خوبی را برای جایگزینی استیو مک لارن از دست بدهیم.

در آخرین روزهای سال ۲۰۰۷ کلینزمن دوباره بازگشت و چیزهایی گفت که بعضی آدم های متعصب فوتبال برزیل هم آنها را بهترین سخنانی دانستند که تاکنون شنیده اند. موضوع بحث او چیزی بود که خود آن را «بعد پنجم در رشد بازیکن» می نامید. چهار بستر سنتی که فوتبالیست ها روی آن کار می کنند. عبارتند از زمینه های تکنیکی، تاکتیکی، فیزیکی و روانشناسی. اینها قبول ولی به ویژه در دوره یی که بازیکنان جوان کارشان را آغاز می کنند و تنها اندکی شکل گرفته اند باید بعد دیگری هم افزود؛ رشد شخصی،

کلینزمن می گفت وقتی خود بازیکن بوده آرزو داشته نصایحی فراتر از اینکه «این طرف و آن طرف بدو» یا «اینجا و آنجا گل بزن» دریافت کند. نکته یی که او در دیدگاهش به آن اشاره داشت مسوولیت مربی برای رشد انفرادی تک تک بازیکنان شامل رشد آنها در خارج از زمین مسابقه بود. او مثالی زد که بازخورد خاصی بین مستمعین داشت. او گفت طیف وسیعی از بازیکنان برزیلی دلشان می خواهد به خارج بروند بنابراین مربیان وظیفه دارند آنها را برای چنین تجربه یی آماده کنند به ویژه با ترغیب بازیکنان به یادگیری یک زبان دیگر. پند «کلینزی» خیلی ساده و کاربردی بود و به نیازی اشاره داشت که روز به روز گسترده تر می شود.

او می گوید وقتی سرزمین مادری اش آلمان را برای پیوستن به اینترمیلان ترک کرد به هیچ وجه آمادگی لازم را نداشت در حالی که در آن مقطع ۲۴ ساله بود. اما این روزها تعداد بازیکنان اهل امریکای جنوبی که مدت زیادی برای تحقق رویای عبور از اقیانوس اطلس پشت خط بمانند اندک است. تجارت جهانی مملو از اجبارهایی است که این بازیکنان را پیش از آنکه آماده چالش پیش رویشان باشند به اروپا می کشاند. مثلاً باشگاه آنها نیازی مبرم به پول دارد تا حقوق های ماه قبل را بپردازد یا اینکه باشگاه حق ثبت بازیکن را به کنسرسیومی فروخته که می خواهد به سرعت از سرمایه گذاری اش جواب بگیرد. بعد پای کارگزار یا دلالی به میان می آید که حریصانه مشغول پیش بینی درصد خود از این معامله است. همچنین باید به اینها دشواری هایی را که از خود بازیکنان نشأت می گیرد، افزود.

کلینزمن تاکید دارد بازیکنان امروز کاملاً با نسل او تفاوت دارند و دلیل اصلی چیزی نیست جز سرعت تغییرات تکنولوژیک.

«وقتی من در سال ۱۹۹۴ به برزیل آمدم، ارتباطم با دوستانم در انگلستان حداقل دو هفته یی طول می کشید. یک هفته برای اینکه نامه ام عرض اقیانوس اطلس را طی کند و یک هفته دیگر تا پاسخ نامه مسیر عکس را بپیماید. تنها ۱۳ سال سپری شده ولی آدم هایی هستند که پست الکترونیک را خیلی کند می دانند. اما در این روند یک اشکال جدی وجود دارد. در دنیایی از راه حل های آنی، ایده «پروسه» ممکن است به سادگی گم شود. به جای بنای پله به پله سابقه فوتبال، بازیکن مبتدی از همان آغاز خود را در حال ارتفاع گرفتن تجسم می کند و تمام زندگی اش تحت تاثیر این تخیل قرار می گیرد. از نظر باشگاه اروپایی این مساله خیلی مهمی نیست چون بازیکن کم سن و سال است و بهای عدم تثبیت او به همان اندازه کم و ناچیز. اگر این قمار به نتیجه نرسد باشگاه چیز ناچیزی می بازد در حالی که هنوز ماهی های زیادی در دریا شنا می کنند.

اما از منظر بازیکن مراحل قمار بسیار متفاوت خواهند بود. این تنها سابقه یی است که او دارد به ویژه اگر به اندازه کافی مجرب نباشد، اگر در گرفتن حق خود شکست بخورد و اگر با قرض داده شدن یا نیمکت نشینی یا سکونشینی وزن حرکتی اولیه اش را از دست بدهد او دیگر زمان های رفته را به دست نخواهد آورد.»

اینجاست که توصیه کلینزمن برای بازیکنانی که مطمئناً انتقالی زودرس را از سطح پایه به قلب اقتصاد جهانی فوتبال تجربه خواهند کرد اهمیت می یابد. بازیکنی که نمی تواند ارتباط برقرار کند از نگاه مرد آلمانی مثل گلی است که از شکفتن عاجز است. بازیکنان امریکای جنوبی با مجهز شدن به بعضی مهارت های زبانی بهتر قادر خواهند بود تمام طیف های استعدادشان را جلوه بدهند.