تیم ملی روحی تازه می خواهد

امیر قلعه نویی هنوز هم ماجرای برکناری ملایم و نه چندان قهرآمیز خود از پست سرمربیگری تیم ملی فوتبال ایران را قبول ندارد و فزون تر از ۶ ماه بعد از آن واقعه چنان راجع به آن حرف می زند که انگار اولا بزرگ ترین ظلم به او شده است و ثانیا سران کمیته انتقالی و سپس مدیران جدید فدراسیون فوتبال با عدم دعوت مجدد وی یک فاجعه آفریده اند

امیر قلعه نویی هنوز هم ماجرای برکناری ملایم و نه چندان قهرآمیز خود از پست سرمربیگری تیم ملی فوتبال ایران را قبول ندارد و فزون تر از ۶ ماه بعد از آن واقعه چنان راجع به آن حرف می زند که انگار؛ اولا بزرگ ترین ظلم به او شده است و ثانیا سران کمیته انتقالی و سپس مدیران جدید فدراسیون فوتبال با عدم دعوت مجدد وی یک فاجعه آفریده اند. او در هفته های اخیر به کرات فراخوانی برخی دستیاران خود شامل منصور ابراهیم زاده و مارکار آقاجانیان به کادر فنی جدید تیم ملی را نشانه صحت انتخاب های خود خوانده و با تعجب پرسیده است که چگونه تمام منصوبین وی از نو دعوت شده اند، اما خود او نه و در جدیدترین اظهارنظر خود پرسیده است که مگر ما به افغانستان باختیم که مرا دیگر دعوت نمی کنند؟!

نه، ما به افغانستان نباختیم و آنچه باعث حذف خبرساز ما در جام ملت های آسیا ۲۰۰۷ در مالزی شد، ناکام شدن به دست کره جنوبی در مرحله یک چهارم نهایی بود، اما مساله این است که امیرخان حتی قبول ندارد که ما به وسیله این رقیب حذف شده ایم و چون بازی در ۱۲۰ دقیقه بدون گل مساوی شده بود و ما در ضربات پنالتی تسلیم شدیم ۶ ماه است که می گوید و می گوید و باز هم می گوید که ما بدون شکست از جام ملت های آسیا حذف شده ایم و چون قضیه از این قرار بوده، او نباید کنار گذاشته می شد. قلعه نویی اصلا اشاره ای به خود واقعه حذف نمی کند و در حالی که تمام ناظران متفق القول تیم اعزامی به دوره اخیر رقابت های جام ملت های آسیا را ضعیف ترین تیم سال های اخیر کشور می نامند، وی بر سر این که آن تیم فوق العاده بوده است، پافشاری می کند. مهم تر از همه این که امیرخان اصلا به این نکته هم نمی پردازد که تیم ملی با هدایت وی و لشکر سلم و توری که تحت عنوان کادر فنی تیم ملی به راه انداخته بود، در هیچ یک از ۴ مسابقه اش در جام ملت ها خوب بازی نکرد و معمولی و پراشتباه بود و در شرایطی از مقابل ازبک ها فرار کرد که اگر آنها بداقبال نبودند و قدری سیاست داشتند و چنانچه ماکسیم شات کیخ به آن دیدار می رسید، آن بازی را واگذار می کردیم و اگر چین سهل انگار نبود برتری ۰ -۲ اولیه خود بر ما را با تساوی ۲-۲ عوض نمی کردند و برد ۰-۲ بر مالزی هیچ ویژگی خاصی نداشت و در دیدار با کره جنوبی تمامی شهامت سابق قلعه نویی وی را ترک کرده بود و در حالی که با هجومی تر کردن تیم ایران می توانست در ۹۰ تا حداکثر ۱۲۰ دقیقه کلک حریف را بکند، آن قدر احتیاط پیشه کرد که در ضربات پنالتی بازنده شدیم تا افشین قطبی که ماه ها بعد از آن واقعه به ایران آمد و مربی پرسپولیس شد، به وضوح بگوید: کره ای ها از سیاست های محافظه کارانه و بازی تدافعی تیم ملی در آن دیدار حیرت کرده بودند و فقط به خاطر چنان برخوردی از سوی ایرانی ها راه پیروزی را یافته اند.

‌● یک تبصره

قلعه نویی اینها را نمی گوید و در عوض برخی مسایل موهوم را می گوید و آن قدر در ماه های اخیر در انتظار بازگشت به تیم ملی بوده است که پیشنهاد چند باشگاه داخلی را رد کرد، تا ازبکستان رفت اما پای قرارداد پاختاکور را امضا نکرد و حتی زمانی که سرانجام با مس بست، یک تبصره الزامی قراردادش این بود که به محض درخواست تیم ملی، مس را رها خواهد کرد. اما مگر تیم ملی او را می خواهد؟ امیرخان موقعی گمان برد که جواب این سوال مثبت است که فدراسیون کفاشیان فقط یکی دو روز بعد از روی کار آمدن از مربیان قبلی تیم ملی دعوت کرد برای ارایه نظرات خود در خصوص انتخاب مربیان جدید این تیم به محل فدراسیون بیایند و به فاصله چند ساعت مربیان لیگی را نیز جمع کرد و همین سوال را از آنان هم پرسید و وقتی جملگی گفتند اولویت با داخلی ها است زیرا فرصت برای به کارگیری مربیان خارجی اندک است، امیر خان تصور کرد نیم ساعت بعد در اردوی تیم ملی خواهد بود!

● معلوم نشد

اما فدراسیون کفاشیان در اولین تصمیم بزرگ عجیب خود که احتمالا آخرین نیز نخواهد بود در پایان همان روز متذکر شد که سرمربی خارجی برای تیم ملی انتخاب خواهد گشت معلوم نشد اگر چنین نظری در کار بوده چرا آن قدر مربیان ایران را سر کار گذاشته و در آن روز در دو نوبت گرد آمده و توصیه بر رویکرد اضطراری و الزامی به مربیان وطنی داشته اند. شاید برای قلعه نویی از همه غیرقابل فهم تر روی آوردن مسوولان به ابراهیم زاده و سپردن پست غیررسمی سرمربیگری تیم ملی به وی تا اطلاع ثانوی بوده باشد، زیرا وقتی تیم سرمربی نداشته باشد بدیهی است که دستیار اول سرمربی ( ابراهیم زاده) تا زمان معرفی سرمربی جدید سکاندار اصلی و چیزی در همان حد سرمربی خواهد بود، حتی اگر این امر اعلام و به روشنی روی آن تاکید نشود.

حرف ها و مصاحبه های مکرر قلعه نویی و ابراز گله هایش بابت این مساله، دیگر تکراری شده و توجهی را برنمی انگیزد و هرچه هست در حال حاضر رویکرد و گرایش چندانی به وی در سطح اول فدراسیون دیده نمی شود و ظاهرا به هر دلیل موجه یا ناموجه قرار نیست پست سرمربیگری به او عودت داده شود و بنابراین بهتر است وی به مس برسد و از افکار مختلف و عمدتا منفی اش در ارتباط با تیم ملی دست بردارد.

● دست انداز

روزی این پست به او دوباره پیشنهاد خواهد شد، اما لازمه اش این است که وی تا چنان زمانی مجدد اثبات لیاقت کند و نشان بدهد که جایش به لحاظ فنی در تیم ملی خالی است، حال آن که شکست ۰-۴ در برابر مکزیک، بردهای کم ارزش در برابر تیم های درجه چندم غنا و جامائیکا و سپس افتادن در دست انداز جام ملت های آسیا در مالزی چیزی خلاف مساله فوق را گواهی و نشان داد که جای ژنرال در میان لشکر ملی اش چندان خالی نیست و شاید اگر نباشد افراد دیگر ( و حتی دستیاران خود او) بتوانند روحی تازه تر و بهتر را در اردوی ملی جاری سازند. این یک حقیقت است که قلعه نویی به خاطر محافظه کاری افراطی اش در ماه های آخر حضورش در تیم ملی کاری کرد که آن تیم درست مثل زمان برانکو ایوانکوویچ بازی می کرد و نه شهامت حمله های تمام عیار را داشت و نه صرافت و هنر بهره گیری از قابلیت های برتر خود را و بیشتر بازی های کنترلی و دفاعی را در دستور کار خود داشت و بیننده ها را به این باور و سوال می رساند که اگر است باز مثل دوران برانکو بازی کنیم، چرا او را برداشتیم و قلعه نویی را آورده ایم و اگر خود ایوانکوویچ باشد، بهتر نخواهد بود؟ هرچه باشد، همان مربی کروات پایه گذار آن سیستم بود و طبعا بهتر از قلعه نویی و سایرین راه اجرای موثر آن را می دانست و احتمالا هنوز هم می داند!

وحید رسولی