سوم آسیا و یازدهم جهان

گفت و گو با اولین دختراسکیت باز نمایشی ایران

خستگی از صدایش می بارید، نه حال داشت حرف بزند و نه دوست داشت که از فرصتی که متاسفانه خیلی کم پیش می آید چشم پوشی کند. در حین دوران امتحانی اش است اما هنوز روزی چند ساعت از روزش را کنار اسکیت هایش می گذراند. سال دوم دبیرستان است و در رشته تجربی ادامه تحصیل می دهد. معدلش تا به حال از ۱۹ کمتر نشده و یکی از مهمترین اهدافش رسیدن به رشته مورد علاقه اش است.

نسا حسن زاده اولین اسکیت باز دختر ایران است که برای نخستین بار، سه سال پیش در تایوان با لباس محلی ایرانی حاضر شد و مقام سوم آسیا را کسب کرد، این تنها موفقیت بین المللی نسا ی ۱۶ ساله نبوده، جدا از اینکه هر سال مقام اول کشور را در رشته اسکیت نمایشی به دست آورده توانسته با حضور یافتن در مسابقات جهانی استرالیا و اسپانیا بار دیگر خود را به تمام جهان نشان دهد. جدا از جسه ریزش، سر زبانی دارد به وسعت جهان! مادر نسا در کنار تمام استرس های یک مادر همواره نگران سلامتی و تحصیلات اش است و با تمام سختی هر روز او را از مدرسه به باشگاه و بعد به خانه می برد!

تنها گلایه اش که البته خیلی دور از انتظار نیست، بها دادن مسوولان به دخترانی مثل نسا است: "نسا از تایوان و آمریکا پیشنهاد داشت اما من و پدرش قبول نکردیم چون همواره معتقدیم که نسا باید با فرهنگ کشورش آشنا شود." بعد از هر سوال کمی صبر می کند و جوابش را با تمام وجود می دهد و در کنارش حرف های مادرش را چاشنی تجربیاتش می کند.

▪ اولین بار کی اسکیت های جادوی ات را پا کردی؟

ـ ۴ سالم که بود به همراه یکی از فامیل هایمان رفته بودیم خرید. من و دختر فامیلمان پشت شیشه، اسکیت را دیدیم و تا جایی که توان داشتیم از مامانامون خواهش کردیم که این کفش ها را برایمان بخرند. اولش مقاومت می کردند اما بعد از آن قبول کرد و اولین اسکیت ام را خریدیم و مبلغش چیزی برابر با حقوق یک کارمند بود - ۸۰ هزار تومان. البته قبل از این هم خواهرم یک کفش اسکیت کوارت (۴ چرخ) داشت که بعد از اینکه پوشیدم، توانستم بدون کمک حرکت کنم.

▪ و کی به زمین اسکیت رفتی؟

ـ یکی از آشناهامون به ما گفت شهر بازی یک پیست دارد که مناسب سن من است. به همراه مامانم رفتم و اولین مربی ام را گرفتم که هنوز هم می بینمشون اما ایشان من را یادشان نمی آید (آخرمن خیلی کوچک بودم)

▪ و بعد ...

ـ با مربی الانم آشنا شدم. یاسمن حجازی، خیلی دوستش دارم و یکی از دلایلی که هنوز با عشق سر تمرین می روم، اوست!

اولین باری که من را دید به من گفت تو توانایی خیلی زیادی داری و باید ادامه دهی ... تا ۲ سال، پیش یاسمن کار می کردم. هم در رشته سرعت و هم در رشته نمایشی اما یک روز یاسمن به من گفت استایل این نوع رشته های ورزشی با هم متفاوت است و تو باید یکی را انتخاب کنی و نمی توانی هر دو را با هم ادامه دهی!

▪ خودت کدام را بیشتر دوست داشتی؟

ـ نمایشی! البته خانواده ام هم بیشتر دوست داشتند در رشته نمایشی کار کنم و خود خانم حجازی هم به من پیشنهاد داد که همین رشته را دنبال کنم. وقتی وارد کلاس ها شدم به خاطر سنم در گروه (ب) قرار گرفتم. من ۷ سالم بود و برای ورود به گروه الف باید ۱۶ ساله می بودم! بعد از وارد شدن به گروه ب خیلی زود حرکت ها را یاد گرفتم و سریع انجام می دادم.

▪ پس همین شد که با سن کم ات به گروه الف رفتی؟

ـ بله ، یاسمن به من گفت تو را باید وارد گروه الف کنم.

▪ شاید یکی از عوامل پیشرفتت تمرین کنار بزرگترها بود...

ـ بله حتما. البته هر سال که می گذشت علاقه ام به رشته نمایشی بیشتر از قبل می شد. هر روز تمرین می کردم و توانستم در گروه ب اول شوم.

▪ تا جایی که من می دانم زمین اسکیتِ استاندارد چند سال است که تاسیس شده. تا قبل از این کجا تمرین می کردی؟

ـ در باشگاه انقلاب زمینی بود که بیشتر به درد رشته اسکیت برد و اگرسیو می خورد. زمین روبازی بود و حتی زمستان ها برف و باران روی زمین می ریخت. این وضعیت آنقدر وخیم بود که مسئول اسکیت باشگاه انقلاب (آقای صدقی) دستور دادند قسمتی از سقف را بپوشانند تا بتوانیم راحتر تمرین کنیم. تا قبل از آن چند بار تمریناتمان کنسل شد. وضعیت زمین اصلا مناسب نبود و تا ۱۱ سالگی ام روی آسفالت تمرین می کردم. همه چیز کم کم و شاید حدود ۴ یا ۵ سال است که درست شده است.

▪ تا حالا مجبور بودی به جای اسکیت نمایشی در سرعت رقابت کنی؟

ـ خیلی زیاد. متاسفانه در کشور ما هنوز اسکیت نمایشی خصوصا در بخش بانوان جا نیافتاده. حتی یادم هست که چهارم دبستان از طرف آموزش و پرورش به مسابقات منطقه دعوت شدیم و در عین ناباوری فهمیدیم اصلا ماده ای به نام نمایشی وجود ندارد!

▪ از مسابقات تایوان بگو.....

ـ سه سال پیش در تایوان شرکت کردم و این برای اولین بار بود. همه چیز را مدیون یاسمن حجازی هستم. خودش در آمریکا پاتیناژ کار می کند و به علم روز دنیا آگاه است. بعد از تایوان هم مسابقات اسپانیا و استرالیا بود که توانستم در اسپانیا ۱۲ و در استرالیا ۱۱جهان شوم.

▪ چرا به مسابقات آسیایی چین نرفتید؟

ـ فدراسیون اجازه نداد و دقیقا دلیل اش را عنوان نکرد.

در عین ناباوری فهمیدیم اصلا ماده ای به نام نمایشی وجود ندارد!

مادرش در کنار حرف های نسا می گوید: "ما حتی از فدراسیون خواستیم اجازه دهد، بچه ها با هزینه های شخصی مان به این مسابقات اعزام شوند اما قبول نکردند."

▪ مسابقات استرالیا چطور بود؟

ـ سال پیش، دو ماه مانده بود به مسابقات جهانی استرالیا بعد از ۶ ساعت تمرین کفش های اسکیت ام را درآوردم و شروع به تمرین کردن روی چمن شدم که پایم پیچ خورد و آنقدر صدایش زیاد بود که خانم حجازی باور نمی کرد که این صدای پای من بوده. از همان جا به بیمارستان رفتیم که دکتر گفت باید سه ماه در گچ باشد اما مادرم اجازه نداد که گچ بگیرند و من را پیش چند دکتر دیگر برد اما همگی معتقد بودند که باید گچ بگیرم. از لحاظ روحی خیلی افت کردم و اصلا دوست نداشتم این مسابقات را از دست بدهم.

▪ پس چطور شرکت کردی؟

ـ مادرم به کمک چند نفر از دوستانش مدارک پزشکی ام را به فرانسه فرستاد و آنجا طی یک کمسیون پزشکی به من گفتند لازم نیست که در این شرایط که تا دو ماه دیگر مسابقه داری پایت را گچ بگیری و یک برنامه فیزیوتراپی را برایم در نظر گرفتند، که بعد از آن هر روز چند ساعت فیزیوتراپی می کردم و توانستم تا یک ماه قبل از اعزام، تمریناتم را شروع کنم و خدا را شکر، باز به شرایط ایده آل ام برگشتم و مقام یازدهمی جهان را بدست آوردم.