انگیزه اقدامات بشردوستانه چیست

مطالعه موردی اهدای خون

موارد کمبود عرضه خون، بیشتر یک قاعده‌اند تا استثناء. به‌نظر، صرف حس بشردوستی ضمانت چندان محکمی برای ثبات جریان عرضه خون به حساب نمی‌آید، هرچند از طرف دیگر ایجاد انگیزه‌های اقتصادی برای اهدا نیز ممکن است انگیزش ذاتی این حس در افراد را از بین ببرد.

این مقاله نشان می‌دهد که اهداکنندگان به انگیزش‌های مادی و توجه عمومی به اقدامشان، همانطور که نظریه رایج اقتصاد پیش‌بینی می‌کند، پاسخ می‌دهند. یعنی پاداش‌دهی به آنها سبب افزایش اهدای خون می‌شود.

همان‌طور که می‌دانیم، انتقال خود در موارد متعددی از قبیل جراحات شدید، تعویض خون در جریان اعمال جراحی، مداوای نوزادان زودرس و درمان تعدادی از بیماری‌های مزمن مورد نیاز است. هیچ جانشینی برای خون انسان وجود ندارد، لذا تمام منابع خون مورد نیاز باید توسط مردم تامین شوند. در سال‌های اخیر تقاضای خون افزایش چشمگیری داشته که علت آن را، جدا از عوامل دیگر، باید در پیر شدن جمعیت و به‌وجود آمدن فرآیندهای درمانی و جراحی جدید جست‌وجو کرد؛ مانند پیوند اعضا. با وجودی که بسیاری از افراد توانایی اهدای خون دارند و موسسات متعددی نیز در مورد اهمیت اهدای خون اطلاع‌رسانی می‌کنند، تنها درصد اندکی از افراد واجد شرایط (۵ الی ۱۰درصد) در دنیای غرب خون اهدا می‌کنند؛ در کشورهای درحال توسعه آمار از این هم بدتر است. در نتیجه، موارد کمبود عرضه خون (که به صورت پایین‌تر بودن سطح عرضه از مقدار خون مورد نیاز برای سه روز تعریف می‌شود) قاعده‌اند تا استثناء.

در غرب، اهدای خون فعالیتی داوطلبانه و غیر انتفاعی است. ولی با توجه به این کمبودها، به‌نظر می‌رسد بشردوستی تنها برای تضمین وجود جریان با ثباتی از عرضه خون کافی نیست. حال سوال این است که آیا ایجاد انگیزه‌های «مادی» افراد را به اهدای خون‌شان تشویق می‌کند؟ از منظر تئوریک، اثر انگیزش‌های اقتصادی بر اعمالی که نوعا به دلایل «معنوی» انجام می‌شوند، نامشخص است. در حقیقت، برخی از اقتصاددانان که می‌توان اولین‌شان را تیتموس (Titmuss) دانست، اینطور استدلال کرده‌اند که انگیزه‌های اقتصادی سبب خنثی‌سازی و از بین رفتن (Crowding – Out) اثر انگیزش‌های معنوی می‌شوند (برای مثال با از بین بردن احساس «اهدا» یا «مسوولیت مدنی»، یا ایجاد تردید در مورد انگیزه حقیقی اهدا، همانطور که توسط تیرول و بنابو در ۲۰۰۶ مطرح شد) و در نتیجه میزان اهدا را کاهش می‌دهند. تا حدود زیادی به‌خاطر همین نگرانی (در کنار نگرانی پیرامون کیفیت خون‌های اهدا شده تحت نظام پرداختی) است که اعطای خون در اکثر کشورهای غربی به صورت کاملا داوطلبانه و غیر انتفاعی انجام می‌شود و حتی قوانین هرگونه پرداخت به اهدا‌کنندگان را منع می‌کنند.

● انگیزه اهدای خون در ایتالیا

در قالب چند طرح پژوهشی ما سعی کرده‌ایم استراتژی‌های موفق در افزایش عرضه خون را بیابیم. از منظری کلان‌تر، هدف اصلی ما شناخت عوامل تعیین‌کننده رفتار انسان در مواردی است که انگیزش‌های اقتصادی، نظیر پاداش به ازای عملکرد، ممکن است در جهت مطلوب عمل نکنند. همچنین از موارد دیگر می‌توان شاغلان حرفه‌هایی را که در آنها «انگیزش معنوی» حائز اهمیت است، مثال زد (مثل خدمتگزاران اجتماعی، متخصصان امور بهداشتی درمانی، آتش نشانان، و مواردی از این قبیل) می‌توان آزمود که آیا انگیزه‌های مادی بر عملکرد آنها موثر است یا خیر؟ موردی دیگر که این مساله درباره آن به‌طور فزاینده‌ای در حال اهمیت یافتن است، حوزه اقدامات حافظ محیط زیست (نظیر بازیافت، کاهش آلودگی‌ها و غیره) می‌باشد. در این حوزه رفتارها اساسا بر ترکیبی از معیارهای اجتماعی، نیروهای بازار و مقررات استوار بوده‌اند.

به‌وسیله مجموعه بزرگی از داده‌ها شامل اطلاعات تاریخی اهدا کنندگان خون در شهری کوچک در ایتالیا به همراه اطلاعات جمعیت‌شناسی و وضیعت اشتغال اهداکنندگان ما موارد ذیل را مورد مطالعه قرار دادیم:

۱) اثر وضع قانونی که به موجب آن به کارمندانی که خون اهدا می‌کردند یک روز مرخصی با حقوق داده می‌شد،

۲) اثر یک طرح انگیزشی که در آن به افرادی که چندین بار خون اهدا می‌کردند مدال‌های پاداش داده می‌شد؛ ارزش مدال‌ها نه اقتصادی، بلکه اجتماعی بود. نتایج نشان می‌دهند که اهدا کنندگان نه تنها به مشوق مرخصی واکنش منفی نشان ندادند، بلکه سعی نمودند با قرار دادن روز اهدای خون خود در مثلا جمعه‌ها، امکان چند روز استراحت متوالی را برای خود فراهم آورند. این نشان می‌دهد که اثر مثبت ملاحظات «مادی» در مجموع بر اثر منفی استفاده از مشوق‌های اقتصادی می‌چربد (منظور اثر ناخوشایند آن از منظر وجهه اجتماعی است). همچنین ما موفق شدیم نشان دهیم که پاداش یک روز مرخصی باعث می‌شود اهدا کنندگانی که کارمند هستند، به طور متوسط در سال یکبار بیشتر خون بدهند. البته ما همچنین شواهدی از آثار انگیزشی ناهمگون این اقدامات در میان اهداکنندگان نیز یافتیم، زیرا قاعدتا زیرمجموعه‌ای از اهداکنندگان تمایل ندارند که از پاداش‌های مادی استفاده کنند که این یافته با نظریه تیرول و بنابو (۲۰۰۶) نیز سازگار است که معتقد بودند نحوه برخورد با فعالیت‌های بشر دوستانه و مسائل مربوط به وجهه اجتماعی در جامعه ناهمگون است.

در مورد مدال‌ها نیز، به‌نظر باعث افزایش دفعات اهدای خون می‌شوند ولی فقط هنگامی که نشان‌ها در مراسمی عمومی اهدا شوند و نام دریافت کنندگان در روزنامه‌های محلی چاپ شود. به نظر ما این یافته بیانگر آن است که اهداکنندگان به توجه اجتماعی به فعالیت‌های داوطلبانه‌شان اهمیت می‌دهند. ظاهرا حق با نکرمن و فری (۲۰۰۷) است که معتقد بودند «با وجود آنکه جوایز در موارد متعددی مورد استفاده قرار می‌گیرند» هیچ گاه توسط اقتصاددانان مورد بررسی دقیق قرار نگرفته اند. مطالعه ما نشان می‌دهد که حداقل در رابطه با اهدای خون، یک مولفه مهم چنین جوایزی عمومی بودن مراسم اهدای آنهاست تا از این طریق وجهه اجتماعی اهداکنندگان تقویت شود. این یافته با نتایج تحقیقات اخیر آریلی، براکا و میر (۲۰۰۸) نیز سازگار است.

لذا می‌توان گفت در کنار دلایل بشردوستانه صرف، اشکال مختلف پاداش‌های مادی نظیر استراحت (دستمزد) اضافه و وجهه اجتماعی نیز به‌نظر عوامل انگیزاننده قدرتمندی برای اهدای خون هستند. ممکن است این سوال مطرح شود که آیا اشکال دیگری از پاداش‌های مالی که مثلا مستقیم‌تر و فوری‌تر باشند مانند پرداخت‌های نقدی نیز ممکن است همین نتایج را در پی داشته باشند؟ و مقدار جایزه چگونه بر رفتار اثر می‌گذارد؟ جوهانسون و ملستروم (۲۰۰۸) به این نتیجه رسیدند که دختران دانشجوی سوئدی اگر مشوق‌های پولی به آنها پیشنهاد می‌شد تمایل شان برای اهدای خون بعد از یکسری تست‌های سلامت جسمانی کاهش می‌یافت. از نظر آنها این نتیجه با ادعای تیتموس (۱۹۷۱) در مورد اثر جانشینی منطبق است، هرچند نشانی از چنین اثری درمیان مردان مشاهده نشد (مردان معمولا سه چهارم اهداکنندگان را تشکیل می‌دهند).

تحقیق میدانی عظیمی که در سال ۲۰۰۸ توسط گوته و استادزر در سوئیس انجام شد، نتایجی اندک مغایر با این یافته‌ها داشت. این تحقیق نشان می‌داد که اهدای بلیت‌‌های بخت آزمایی (با ارزش انتظاری ۴ دلاری) در مراکز اهدای خون امتناع از اهدا را افزایش داده است. نتایج اولیه مطالعه‌ای که ما در مورد اهداکنندگان ایتالیایی انجام داده‌ایم (Lacetera & Macis ۲۰۰۸) نشان می‌دهد که مردم جوایز کوچک جنسی (نظیر بن کتاب یا صبحانه پس از اهدای خون) را به معادل نقدی آن‌ها ترجیح می‌دهند. جدا از نوع پاداش ها، تحقیقات بیشتری برای درک اثر اندازه جوایز مادی باید انجام شوند. برای مثال راستچینی و گنیزی (۲۰۰۰) به رابطه‌ای غیرخطی میان جوایز مادی و کنش مطلوب اجتماعی رسیدند، بدین صورت که جوایز کوچک کاهش اقدامات بشر دوستانه و جوایز بزرگ تقویت این اقدامات را در پی خواهند داشت. مشوق دستمزد – مرخصی که دریکی از مطالعات ما مورد بررسی قرار گرفت به نظر اثر انگیزشی بزرگی دارد.

● نتیجه‌گیری

ترجیحات اقدامات بشردوستانه و اهمیت مباحث مربوط به وجهه اجتماعی به نظر ناهمگون هستند. از آنجایی که شواهد تجربی پژوهش‌ها و مطالعات میدانی اخیر نشان می‌دهند که (اکثر) اهداکنندگان خون به انگیزش‌های مادی و توجه عمومی به اعمال شان همانطور که نظریه رایج اقتصاد پیش‌بینی می‌کند واکنش نشان می‌دهند. لذا اگر پاداش‌های مناسب (از نظر نوع و مقدار) ارائه شوند، پاداش‌دهی می‌تواند عرضه خون را افزایش و در نتیجه موارد پرشمار کمبود منابع خون را کاهش دهد.

نیکولا لسترا / استادیار اقتصاد مدرسه عالی مدیریت «ودرهد»، دانشگاه کیس وسترن رزرو

ماریو ماسیس / استادیار اقتصاد بازرگانی و سیاست بخش عمومی دانشگاه میشیگان، مدرسه عالی بازرگانی راس

مترجم: مجید روئین پرویزی