با ترس از کرونا چه کنیم

یک روانشناس درباره دستورالعملی برای استرس و ترس های این روزهایمان از کرونا مطرح کرد باید آرام باشیم و برای آرامش از موسیقی ها و کلمات التیام بخش استفاده کنیم

یک روانشناس درباره دستورالعملی برای استرس و ترس های این روزهای مان از کرونا مطرح کرد باید آرام باشیم و برای آرامش از موسیقی ها و کلمات التیام بخش استفاده کنیم. هرگز جا به جا نشویم. چون در محیطی که هستیم امکان ایمنی روانی بیشتر است و از قدرت بالاتری برخوردار هستیم. برخورد غیرتخصصی با موضوع نکنیم و از مراجع تخصصی کار را دنبال کنیم. یکی از مشکلات ما کمبود سواد رسانه ای است. وقتی سواد رسانه ای کم است، داده هایی به ما انتقال داده می شود که حقیقت ندارد و ما را دچار مشکل می کند.

یک جستجوی ساده در گوگل و شبکه های اجتماعی تلگرام، اینستاگرام و توئیتر و گشتی در داروخانه ها و مراکز درمانی در سطح شهر نشان می دهد «کرونا» تبدیل به شبح وحشتناک این روز های مردم شده است.

در چنین شرایطی مدیریت فضای روانی و روحی جامعه یک اقدام جدی است که می تواند در جلوگیری از تنش روانی جامعه مؤثر باشد. آنچه این پرسش ها را پیش می کشد که دولت، مردم و خانواده ها در در چنین شرایطی برای مقابله با اضطراب و ترس از بیماری چه باید بکنند و چه توصیه های روانی در این شرایط تجویز می شود؟

این پرسش ها ما را بر آن داشت تا با دکتر جلال مرادی روانشناس بالینی، مشاور خانواده و آینده پژوه گفتگویی کنیم و دستورالعملی روانی برای این روز های جامعه را از زبان یک متخصص جویا شویم.

پیامد روانی شیوع کرونا چیست؟ در این باره هر فردی برای خود چه باید کند؟

هر بیماری به دلیل ناشناخته شدن، یک حالت ترس را در بدن ایجاد می کند. معمولاً اتفاقاتی که به هر صورت به بدن آسیب وارد می کنند چه ضربه یا جراحت باشد علاوه بر این آسیب های جسمانی، یک ترومای روانی هم ایجاد می کنند که شوک نام دارد. دلیل این شوک هم این است که فرد دچار مجموعه ای از مشکلات می شود و امکان بازگشت یا حس زنده ماندن و در خطر بودنش را می فهمد.

در این وضعیت، چه باید کرد؟

در مرحله اول، باید تعریف درستی از بیماری کرونا صورت بگیرد و اطلاع رسانی درست شود. در خانواده به جای توجه بیشتر به آمار بیماران و فوت شده ها، به موارد بهداشتی توجه کنیم. هر چند بررسی آمار ها نشان می دهد شیوع این بیماری آن چنان سریع تر از آنفلونزا های دیگر در سال های پیش نیست؛ بنابراین وزارت بهداشت باید آماری از مرگ و میر های همزمان با این بیماری منتشر کند تا مردم فکر نکنند کسی با هیچ بیماری دیگری از بین نمی رود و فقط کرونا موجب مرگ می شود؛ بنابراین اطلاع رسانی درست، موضوع اول است.

در این شرایط فرد و خانواده چه باید بکنند؟

معمولاً وقتی به جایی حمله می شود دو گروه آسیب می بینند. گروه اول، افرادی مضطرب هستند که خیلی جا به جا می شوند. این گروه به واسطه این که سیستم دفاعی شان ضعیف می شود و، چون از محیطی به محیط دیگر رفتند به دلیل ناآشنایی با آن محیط، میکروب ها با بدن آن ها سازگار نیست و امکان دسترسی و حمایت برای آن ها هم ضعیف است؛ آسیب پذیرتر می شوند؛ بنابراین در این شرایط، هر کسی هر جا هست؛ همانجا بماند. چون از لحاظ روانی در شهر و منزل خود بودن، بار روانی مثبت دارد. مثلاً اگر در قم به فرض، شیوع کرونا خیلی گسترده هم باشد بدن اهالی قم در این شهر به آن سازگارتر است تا این که به تهران بیایند.

علاوه بر این، در تهران آن سیستم حمایتی را ندارند؛ احساس ناامنی می کنند و و ممکن است کرونا را هم بگیرند. به همین خاطر توصیه می شود افراد در محدوده ای که در آن ساکن هستند در نزدیک خانه و کنار خانواده قرنطینه شوند تا احساس امنیت بیشتری داشته باشند. پس خیلی جا به جا نشوید، چون جا به جایی احساس ناامنی را بیشتر می کند و شرایط روانی فرد را به هم می ریزد.

گروه دوم کسانی هستند که انکار می کنند. افراد در این شرایط به دلیل ترس و ندانستن این که چه کار باید کنند دچار مشکل می شوند. گروهی که فوبیا دارند مدام به مراکز درمانی و بیمارستان ها مراجعه می کنند. این زیاد مراجعه کردن باعث ایجاد ترس، صف و شلوغ شدن سر پرسنل بیمارستانی می شود؛ بنابراین افراد باید به دستورالعمل پرسنل توجه کنند و آن ها را باور کنند و به بی اعتمادی دامن نزنند.

گروه دیگر افرادی هستند که علایم بیماری در آن ها مشاهده می شود. این افراد نباید بترسند و انکار کنند. آن ها باید سریع در پی درمان خود بروند؛ بنابراین ما دو گروه داریم. گروهی دچار اضطراب هستند هر لحظه برای چکاب مراجعه می کنند. آن ها باید دستورالعمل منتشر شده درباره علایم بیماری را بررسی کنند و اگر علایم وجود داشت بعد مراجعه کنند. افرادی که هم علایم را دارند وارد مرحله انکار و ترس می شوند. آن ها از اینکه به مراکز درمانی بروند دوری می کنند، چون فکر می کنند مثل یک بیمار مرده با آن ها برخورد می شود. این گروه نیاز به راهنمایی و حمایت دارند تا در مراکز درمانی حضور پیدا کنند.

در این شرایط از چه اقداماتی باید دوری کرد؟

یکی از اقداماتی که افراد نباید در این شرایط انجام دهند شوخی با کرونا است. چون شوخی، سطح ترس و احتیاط مردم را پایین می آورد. کسی که در محیطی به دروغ و با شوخی می گوید کرونا گرفته است موجب شیوع اضطراب می شود. چون افراد آن را باور می کنند. از سویی، هر چه احتیاط ها بیشتر شود آرامش ما بیشتر می شود. هر چه افراد در محیط خودشان ساکن باشند آرامش بیشتری دارند. چون از احساس امنیت بیشتری برخوردار هستند و سیستم بدنی شان به دلیل سازگاری با میکروب های محیطی، قوی تر است؛ بنابراین باید حواسمان به این قضیه باشد از مسافرت های نا به جا و جا به جایی ها دوری کنیم.

دولت نیز برای مدیریت فضای روانی جامعه چه باید بکند؟

دستورالعمل های احتیاطی نوشته و صادر شود. دو هفته تا یک ماه پوشیدن لباس و دست زدن به میوه یا هر اقدام دیگری در مکان های عمومی را با دستورالعمل خاص تعریف کنند. مقابل هر مغازه، پاساژ یا مکان عمومی پلاستیک و وسایل یک بار مصرف بگذارند. هر چه احتیاط ها بیشتر باشد احساس امنیت بیشتر می شود. از جا به جایی و سفر های غیر ضرروی نیز باید جلوگیری شود.

از سویی نیز، چون سطح امنیت اجتماعی جامعه به دلیل استرس بالا، خیلی پایین آمده است بهترین کار پیشگیری است. اگر دولت بتواند اقلام بهداشتی، چون ژل ضدعفونی کننده یا الکل اسپری و ماسک را به صورت رایگان در اختیار مردم قرار دهد هم امکان سودجویی را از برخی می گیرد و هم احساس امنیت ایجاد می کند.

سیستم را مطابق با دستورالعمل و پروتکل ادامه بدهد. اطلاع رسانی درست از منابع تخصصی بیشتر شود و مرگ و میر های دیگر در کنار آمار کرونا اطلاع رسانی شود تا افراد احساس ناامنی کمتری کنند.

برای مقابله با ترس و اضطراب از کرونا چه باید کرد؟

به نظر شما درباره خانواده هایی که گرفتار بیماری یا از دست دادن عزیزانشان به دلیل بیماری کرونا شدند چه باید کرد؟ در فضای مجازی می خوانیم که برخی از اعضای این خانواده ها از بی توجهی نسبت به این مسئله ناراحت هستند، به دلیل شرایط گاهی خانواده امکان عزاداری نمی یابد؛ آیا در این باره اقدامات روانی لازم است؟ شرایط را چگونه باید مدیریت کرد؟

در مقابله با شرایطی مثل شیوع کرونا، سه مرحله وجود دارد. پیشگیری، مدیریت بحران و برنامه ریزی بعد از بحران. ما در حال حاضر در مرحله پیشگیری موفق نبودیم. در مرحله مدیریت بحران هر چه تشریفات کمتر باشد بی برنامه تر است. وقتی اتفاق این چنینی مانند از دست دادن یک عضو خانواده رخ می دهد کلونیِ درگیری این مسئله به خاطر تجمع است. اگر اجازه تجمع و برگزاری مراسم نمی دهند یک اقدام پیشگیرانه مجدد است.

انتظار این است که در این شرایط، مددکاری اورژانس اجتماعی و روانشناسان به صورت خصوصی در بیمارستان ها یا اماکن دیگر با این خانواده ها صحبت کنند تا این تدابیر به صورتی جدی پی گرفته شود. به هر حال تجمعات، امکان انتقال غیرفعال ویروس را که ممکن است در افراد به صورت پنهان باشد فراهم می کند؛ بنابراین باید تجمعات محدود شود.

اضطراب از بیماری به مراجعه زیاد افراد به بیمارستان ها هم منجر می شود. پزشکان می توانند آن ها را به حوزه روانشناسی ارجاع دهند تا استرس آن ها تحت کنترل قرار گیرد. همچنین از طریق رسانه ها، چون رادیو، تلویزیون و سایت های خبری به صورت روزانه سیستم های خوبی برای کاهش این استرس به کار گرفته شود.

اگر هم گروهی لازم است دستورالعملی داشته باشند، رادیو، تلویزیون و سایر رسانه های خبری، اخبار را به صورت یکدست ارائه کنند و به صورت دقیق اعلام کنند این اخبار برای مرحله پیشگیری یا برای مدیریت بعد از بحران است تا مردم فکر نکنند چه خبر شده است. مراحل هر شهر به صورت کامل اطلاع رسانی شود. مثلاً تهران در مرحله پیشگیری یا مدیریت بحران یا پس از بحران قرار دارد تا افراد بدانند دستورالعمل ها را مطابق با شرایط چگونه و چطور انجام بدهند.

به عنوان یک روانشناس و مشاور، اگر از شما دستورالعملی برای این روز های مردم بخواهیم تا بتوانند بر استرس و ترس های این روز های خود غلبه کنند و از نظر روانی به کار گرفته شود؛ چه مواردی را تجویز می کنید؟

برای کاهش استرس به حالت های روانی و نشانه ها زیاد توجه نکنید. اگر به صورت جزیی به نشانه های بیماری تمرکز کنید مشکل ساز می شود. گلودرد یا سردرد به تنهایی نشانه بیماری نیست. علایم بیماری را به صورت کلی در نظر بگیرید.

هر روز تشریفات و برنامه خود را برای آغاز یک روز کاری داشته باشید. به تغذیه مناسب اهمیت بدهید. هر روز خود را با شنیدن موسیقی دلچسب و گفتگو درباره موضوعی غیر از بیماری آغاز کنید. به این در روانشناسی تاب آوری یا بقای زیستن می گویند. به این معنی که فرد از طریق جملات مثبت و رعایت دستورالعمل هایی که دارد برای یک زندگی بهتر تلاش کند. برای مثال برخی می گویند من تمایلی به ادامه زندگی نداشتم فقط به عشق فرزندانم زنده ام یا به عشق سفر به دنیا.

این یعنی فرد برای خود هدف گذاری کند. در این شرایط باید آرام باشیم و برای آرامش از موسیقی ها و کلمات التیام بخش استفاده کنیم. هرگز جا به جا نشویم. چون در محیطی که هستیم امکان ایمنی روانی بیشتر است و از قدرت بالاتری برخوردار هستیم. برخورد غیرتخصصی با موضوع نکنیم و از مراجع تخصصی کار را دنبال کنیم. یکی از مشکلات ما کمبود سواد رسانه ای است. وقتی سواد رسانه ای کم است، داده هایی به ما انتقال داده می شود که حقیقت ندارد و ما را دچار مشکل می کند.