اگر آمار , مستند تاریخی باشد, داستان زندگی آدمهاست

آمار نویسی مثل تاریخ نویسی تاکنونی یک تاریخ نویسی واقعگرایانه از جریانهای اجتماعی یا درون جامعه ایران نبوده, آیا از نگاه حرکت های روشنفکری و نخبگان جامعه و یا دستگاه دولتی واقعگرایانه است

به معنی وسیع، داستان این است که بر مردم چه گذشت و چه چیزی بر آنها حاکم بود، به چه سمتی رفتند، حال اگر شما شهادت بخش عظیمی از جامعه را نگیرید راجع به این پدیده، واضح است که تصویر وارونه و عجیب و غریب است

اگر آمار "مستند تاریخی" باشد، داستان زندگی آدمهاست. به معنی وسیع، داستان این است که بر مردم چه گذشت و چه چیزی بر آنها حاکم بود، به چه سمتی رفتند، حال اگر شما شهادت بخش عظیمی از جامعه را نگیرید راجع به این پدیده، واضح است که تصویر وارونه و عجیب و غریب است. شما، شهادت بچه ها و نوجوانان را ندارید. آمار نگاری ما فاقد نظرگاه جامعه به آن دوره است. شما نمی دانید بر بچه هاونوجوانان چه گذشت و بخش عظیمی از جمعیت با چه مشقاتی در آن دوران زندگی کردند و چه کشیدند. در نتیجه این روایت دولت ها است.

تاریخ نگاری ای که تا به حال بوده گویای روند تاریخی نیست.بنا براین بازمانده از تحصیل، آمار کودکان کار، شاغلین و بیکارها در این امار با تاریخ واقعی فاصله زیادی دارد.

جنبش زنان اگر تاریخش را بنویسد، تنها یک وجه را نگاه می کند و چه بسا وجه دیگری را نگاه نکند. فکر نمی کنم کوچکترین ارجاعی به موقعیت طبقه کارگر و مزدبگیران در تاریخ و آماری که نوشته اند موجود باشد. کمااینکه همه ما به دوران تاریخ معاصر ایران که نگاه می کنیم درنوشته های اصلیش یک همچنین پدیده ای کوچکترین جایگاهی ندارد که در خانه ها چه گذشت، بر این خانواده ها چه گذشت؟ چه احساسی انسانهای آن دوره از زندگیشان داشتند و غیره میخواهم بگویم ، تاریخ نگاری ای که تا به حال بوده گویای روند تاریخی نیست. بنا براین بازمانده از تحصیل، آمار کودکان کار، شاغلین و بیکارها در این آمار با تاریخ واقعی فاصله زیادی دارد.

اگر شاغلین امروز را با حداقل هفت صدودوازده هزار تومان دستمزد در ماه، با احتساب تورم و گزارش هزینه ی سه میلیون تومانی ماهیانه بانک مرکزی و خط فقرمقایسه نماییم در تاریخ واقعی بیکار تلقی میشوند. کودکان کار همین تعارض را بصورت بردگی مزدی کودکان، چرا که کاریست اجباری نشان می دهد.

کودک کار در قبال کارها هیچ پاداش، عیدی، حق تولید، حق رکورد، آکورد، اضافه کاری، حق اولاد، حق مسکن، حق خواروبار، مزایا و نوع این ها را دریافت نمی کند. استثمار کودک کار با هیچ شرط و شروط و حد و مرزی محدود نمی شود. در این جا اصلا بحث بیمه درمانی و بیکاری به میان نمی آید. هیچ نوع حق بازنشستگی موضوعیت پیدا نمی کند. همه چیز بر وفق مراد سرمایه است و شدت استثمار بدون تصادم با هیچ مرز و مانعی تا آخرین حد توان کودک به پیش می رود. کودک کار دست به اعتصاب، تعطیل کار و خواباندن چرخ تولید نمی زند. کودک کار هر کاری حاوی هر اندازه حقارت و ذلت و سختی را قبول می کند و برای تولید انبوه ترین اضافه ارزش ها و کلان ترین سودها به سرمایه دار از پذیرش هیچ کاری سر باز نمی زند.

قدم به قدم با مرگ به جلو می رود و خطر لحظه به لحظه حوادث مرگبار را باید به هیچ انگارد. تا حیاتش ادامه یابد .

آنان به وحشیانه ترین شکلی از هر نوع حق و حقوق اولیه انسانی محروم و به سود سرمایه می افزایند. از هر نوع آموزش و درس و مدرسه محرومند. ابعاد جنایت علیه این کودکان با هیچ ملاک و معیار و مقیاسی قابل اندازه گیری نیست لذا دیده می شود چگونه تاریخ و آمار نگاری قادر به انعکاس مصائب نبوده و فاقد نظرگاه بچه ونوجوان به این دوره است.

پیمان نامه حقوق کودک مصوبه نوامبر 1998 وامضای آن توسط تمامی کشورها و لغو کار کودک در آن نتیجه مبارزات جنبشی آن است و سازمان ملل آنرا به آمار ، و چند ده بند غیر نگاه کودک، بدون قدرت اجرائی تبدیل نموده است.

تاریخ جنگ طبقاتی است، این جنگ گاهی آشکار وگاهی پنهان است وهیچگاه تعطیل بردار نیست. منتها همیشه دولتها به گونه ای جلوه می دهد که گویا این آنها هستند که خواسته اند مصائب را پایان دهند. پیمان نامه حقوق کودک مصوبه نوامبر 1998 وامضای آن توسط تمامی کشورها و لغو کار کودک در آن نتیجه مبارزات جنبشی آن است و سازمان ملل آنرا به آمار ، و چند ده بند غیر نگاه کودک ، بدون قدرت اجرائی تبدیل نموده است.

تاریخ مبارزات کارگران برای به رسمیت شناساندن اتحادیه های کارگری در اروپا چند ده با مقاومت خونین دولتها مواجه گردید، تا اینکه متوجه شدند، مجموعه ی اعتصابات کارگری خسارتی چندین برابر بیشتر از در خواست اضافه دستمزد کارگران به صاحبان سرمایه وارد می سازد .پس از این اتحادیه را برسمیت شناختند تا علاوه بر جلوگیری از ضررمالی به امید خرید نماینده های کارگری، به انحراف کشاندن و زرد نمودن آن دل بسته بودند.

امروزه پیمان نامه حقوق کودک، طرحهای مبلمان شهری ( حذف کودکان کار در خیابان برای حفظ آبروی دولت ) و مقاسیه هزینه تحصیلی سالانه یک دانش آموز در سال یک میلیون و هزینه روزانه هر کودک پس از دستگیری در مرکز اصلاح و تربیت ششصد هزار تومان ونتیجه اینکه برای جلو گیری از ضرر مالی، دور نمودن جنبش از هدف وتظاهر به پاسخ گویی به مصائب کودکان روی میز دولت است.

باید توجه داشت که پدیده ی کودکان و کودکان کار پدیده ای است که زمان در آن موثر است. یعنی مبنای کودک بودن زیر 18 سال است، لذا چنانچه امروز به سن 19 برسد دیگر کودک کار محسوب نمی شود. بنابر این اگر کسی بخواهد آمار کودکان کار را بر این اساس کم نشان دهد یا کم کند نه ناشی از برنامه ریزی و به طبع کار نکردن کودک بلکه ورود به سن بالای کودکی است.

نکته مهم در موضوع کودکان تعداد کودکان کار است که تکذیب وتآیید آن همیشه مطرح وحاکی از نداشتن برنامه دولت برای لغو کار کودک است. چرا که اولین پله برای پرداختن به آن داشتن آمار مشخص می باشد که نیست.

نکته مهم در موضوع کودکان تعداد کودکان کار است که تکذیب وتآیید آن همیشه مطرح وحاکی از نداشتن برنامه دولت برای لغو کار کودک است. چرا که اولین پله برای پرداختن به آن داشتن آمار مشخص می باشد که نیست. در ضمن تهیه آمار نیاز به بودجه مالی ونیروی انسانی زیاد و... دارد که فقط دولتها قادر به تآمین آن هستند. بنابراین آنچه باقی می ماند اتکا به آمارهایی است که پراکنده از طرف سازمانهای بین المللی و مطالبی غیر مستقیم در آموزش وپرورش کمسیونهای مجلس سازمان ثبت احوال و دیگر ارگانهای دولنی مطرح می شود، که عموما فاقد نگاه وجایگاه کودک است. برای نمونه در مرکز آمار اساسا آمار کودکان کار مغشوش است، به تعاریف زیر توجه نمایید .

شاغل :

تمام افراد 10 ساله و بیشتر که در طول هفته ی مرجع، طبق تعریف کار، حداقل یک ساعت کار کرده و یا بنا به دلایلی به طور موقت کارشان را ترک کرده باشند، شاغل محسوب می شوند.

شاغلان به طور عمده شامل دو گروه مزد و حقوق بگیران و خوداشتغالان می شوند.

ترک موقت کار در هفته ی مرجع با داشتن پیوند رسمی شغلی برای مزد و حقوق بگیران و تداوم کسب و کار برای خوداشتغالان، به عنوان اشتغال محسوب میشود. افراد زیر نیز به لحاظ اهمیتی که در فعالیت اقتصادی کشور دارند، شاغل محسوب

می شوند:

افرادی که بدون دریافت مزد برای یکی از اعضای خانوار خود که با وی نسبت خویشاوندی دارند، کار می کنند .( فامیلی بدون مزد )

کارکنان:

کارآموزانی که در دوره ی کارآموزی فعالیتی در ارتباط با فعالیت مؤسسه ی محل کارآموزی انجام می دهند، یعنی مستقیما درتولید کالا یا خدمات سهیم هستند، فعالیت آنها "کار" محسوب میشود.

محصلانی که در هفته ی مرجع مطابق تعریف، کار کرده اند.

تمام افرادی که در نیروهای مسلح به صورت کادر دائم یا موقت خدمت می کنند. نیروهای مسلح شامل پرسنل کادر، درجه داران و سربازان وظیفه ی نیروهای نظامی و انتظامی.( چکیده نتایج طرح آمارگیری نیروی کارپاییز 1392)

این تعاریف فاقد نظرگاه کودک ونوجوان به این دوره است وبامعنای رایج کودکان تطبیق ندارد و آمار کودک کار، شرایط وفضای کاری، اینکه چرا مجبور به کار است، از آن نتیجه نمی گردد. یکی از معجزات این آمار ثابت بودن در محدوده عددی است که نه بحران ونه تحریم ونه نفت 16 دلاری، نه 200 دلاری، نه 45 دلاری، نه بیکاری های میلیونی ونه بازمانده از تحصیل بیش از هفت میلیون دویست هزار نفرتآثیری درآن ندارد و شامل امداد غیبی مرکز آمار می شود.

بدیل ننگ آمیز بودن وجود کودک کار با توجه به درک اجتماعی انسان قرن 20 و21 در تمام دولتها زمینه ای را ساخته که هیچ کشوری حاضر به رسمیت شناسی آمار وتهیه آن نیست. ما نمی توانیم دنیای کودکان را به دارا و ندار تقسیم نماییم.

بدیل ننگ آمیز بودن وجود کودک کار با توجه به درک اجتماعی انسان قرن 20 و21، در تمام دولتها زمینه ای را ساخته که هیچ کشوری حاضر به رسمیت شناسی آمار وتهیه آن نیست. ما نمی توانیم دنیای کودکان را به دارا و ندار تقسیم نماییم.

طی تجارب وبررسی نوشته ها ی بین المللی وداخلی به این نتیجه رسیدیم که تقسیم کودکان به عوامل جدا جدا، مثل کودکان کار، کودکان کارهای سخت وزیان آور، کودکان سکس ورکر، کودکان کارو خدمات خانگی، کودکانی که زیر خط فقر زندگی می کنند، سرباز کودک، کودکان خیابان، کودکان پناهنده، کودکان بازمانده از تحصیل وغیره همگی می تواند خواننده را به اشتباه بکشاند.

باید توجه نمود عده ی زیادی از مردم از طریق فروش نیروی کارشان در جهان گذران می کنند، وقتی همین کار تأمین هزینه خانواده را نمی کند و یا سرپرست خانواده اخراج می شود مرز سنی پاره می شود وکودک را وارد بازار کار می کند ویا آماده ورود به بازار کار می شود.

باید توجه نمود عده ی زیادی از مردم از طریق فروش نیروی کارشان در جهان گذران می کنند، وقتی همین کار تأمین هزینه خانواده را نمی کند و یا سرپرست خانواده اخراج می شود مرز سنی پاره می شود وکودک را وارد بازار کار می کند ویا آماده ورود به بازار کار می شود. بنا بر این همانگونه که وقتی کارگر بیکار شد ویا آماده بکار باشد باز آن را کارگر می خوانیم. لذا اینکه کودک ونوجوان به کار گمارده میشود یا نه چندان مهم نخواهد بود. بلکه بایدتوجه کرد کودک از نظر بقا در شرایط وتهدید حیات ومرگ خود و خانواده قرار میگیرد و ما به حکم شعور انسانیت نمیتوانیم دنیای کودکان را به دارا و ندار تقسیم نماییم.

اختلاف بر سر حقوق جهانشمول و انکار ناپذیر همه کودکان فارق از اینکه در چه اوضاع و شرایط، مکان جغرافیا، مذهب جنسییت و غیره هستند، یک اختلاف واقعی میان ما و دولتهاست که باید بسیار شمرده و مستدل تعریف و تاکید شود. این اختلافی عمیق و بسیار مهم است.

تمام باطن آن را جویده است.

احتمالا چیزی در حدود یک سوم از کودکان ایرانی بین 6 تا 18 سال، در خارج از سیستم رسمی آموزش و پرورش قرار داشته و به بیان دیگر «محروم از تحصیل» هستند.

پنج سال فوت کرده اند، در این صورت در آمار دانشآموزان لازمالتعلیمی که در مدارس ثبتنام کردهاند با آمار ولادت کودکان سالهای 80تا 85که اکنون در سن دوره دبستان هستند، بیش از 295هزار نفر اختلاف وجود دارد.

فقدان آمار دقیق و شفاف در مورد جمعیت کودکان و نوجوانان محروم از تحصیل، با تخمین هایی می توان نشان داد که احتمالاچیزی در حدود یک سوم از کودکان ایرانی بین 6 تا 18 سال، در خارج از سیستم رسمی آموزش و پرورش قرار داشته و به بیان دیگر «محروم از تحصیل» هستند.‏

حق تحصیل برای کودکان در بسیاری ازکشورهای جهان فقط بر روی کاغذ قرار دارد.

به گزارش یونیسف آلمان، ۱۳۲ میلیون کودک در کشورهای در حال رشد به مدرسه نمیروند.حق تحصیل برای کودکان در بسیاری ازکشورهای جهان فقط بر روی کاغذ قرار دارد.یونیسف (صندوق کودکان سازمان ملل) شعبه آلمان به مناسبت شصتمین سال تاسیس گزارش تازهای در این زمینه منتشر کرده است.

دان تول، رئیس بخش آسیای یونیسف، نیزخاطر نشان میسازد که «بزرگترین مشکل، نابرابری است.» به گفته وی، در این کشورهاپول و منابع طبیعی به اندازه کافی وجود دارد. بهرغم رشد و اعتلای اقتصادی درکشورهای رشدیابنده و نیز در حال گذار، کماکان فقر بزرگترین تهدید برای کودکان است. سوءتغذیه در نخستین سالهای زندگی کودکان باعث میشود که امکانات فراگیری آنان بطور چشمگیری کاهش یابد.

همه ی جناحها ودسته ها در این سه دوره 12ساله تحصیلی در هردوره بین سه و نیم تا شش میلیون کودک کار بوجود آورده اند یعنی بیش از دوازده تا هجده میلیون بازمانده از تحصیل که هیچ اقدامی دربازگشت آنها به تحصیل انجام نشده.

جمعبندی آخر:

همه ی جناحها ودسته ها در این سه دوره 12ساله تحصیلی در هردوره بین سه و نیم تا شش میلیون کودک کار بوجود آورده اند یعنی بیش از دوازده تا هجده میلیون بازمانده از تحصیل که هیچ اقدامی دربازگشت آنها به تحصیل انجام نشده.

نبود آمار دقیق در مورد کودکان محروم مانده از تحصیل در کشور،تشدت آرا، تکذیب وتاییدها، با توجه به آنکه آمار دقیق و کارشناسی مبنای اصلی سیاست گذاری های کلان محسوب می شود، از دورنمای مبهم در این زمینه و نبود برنامه ریزی اجرایی حکایت می کند. فاجعه بازمانده از تحصیل میلیونی یعنی گرسنگی ، بی مسکنی!

نویسنده : اکبر یزدی

منبع : نشریه داخلی جمعیت

khabarijat.ir