والدین و پیشگیری از اختلالات رفتاری فرزندان

از جمله مشکلات پیش روی پدران و مادران وجود اختلالات رفتاری در کودکان آن هاست و البته نظریه های بسیاری در این زمینه مطرح شده و در جامعه علمی موردنقادی قرار گرفته است

از جمله مشکلات پیش روی پدران و مادران وجود اختلالات رفتاری در کودکان آن هاست و البته نظریه های بسیاری در این زمینه مطرح شده و در جامعه علمی موردنقادی قرار گرفته است. این کودکان گاه دارای هوش مطلوب و حتی بالا هستند که در کنار اختلالات رفتاری مشکلات آن ها را بیشتر نمایان می کند. معمولاً سهل انگاری در شناسایی یا درمان این مسائل باعث ناسازگاری، افت تحصیلی و نیز بزهکاری های سبک تا سنگین در جامعه می شود و هزینه هایی برجای می گذارد. بنابراین، بر خانواده هاست که در صورت روبه رو شدن با اختلالات رفتاری فرزندان، به سرعت درصدد استفاده از خدمات مشاوره ای و نیز آموزش و درمان صحیح برآیند و فرصت زندگی مطلوب را به کودکان خود بدهند. از نگاه کارشناسان، آموزش والدین یکی از رویکردها و الزامات در بهداشت روانی است و چنانچه زمان طلایی درمان سپری شود، بر این اختلالات، اضطراب ها و مشکلات تحصیلی نیز افزوده می شود. به نظر می رسد که هر چه آموزش والدین زودتر آغاز شود، احتمال موفقیت درمان بیشتر خواهد شد. آموزش ها باید از زمانی آغاز شود که شخصیت کودکان به طور کامل شکل نگرفته است و احتمال اصلاح الگوهای رفتاری بیشتر است.

این پژوهش بر پیش گیری تکیه دارد و می گوید کودکان رفتارهای پرخاشگرانه را در سال های پیش از دبستان می آموزند. بنابراین، بهتر است آموزش والدین نیز از سال های قبل از دبستان آغاز شود.

آموزش مدیریت والدین (PMT)۱ براساس الگوهای یادگیری اجتماعی، برنامه ای است که به واسطه ی آن والدین روش های لازم رفتاری را در رابطه با کودکان و نوجوانان خود می آموزند. بدیهی است که افزایش مهارت های فرزندپروری و تربیتی والدین و اصلاح رفتارهای آنان در برخورد با کودکان و آموزش شیوه ی مقابله ی صحیح و کارآمد گام هایی مؤثر در جهت حل مشکلات کنونی و پیش گیری از مشکلات اجتماعی آینده خواهد بود.

● آموزش مدیریت والدین

دکتر گینوت در کتاب «رابطه ی میان والدین و کودکان» می گوید که هیچ پدری به هنگام صبح بیدار نمی شود تا زندگی فرزندش را تیره سازد و هیچ مادری با خود نمی گوید که «امروز اگر فرصتی پیش آید، بر سر بچه ام داد خواهم زد، یا او را تحقیر خواهم کرد.» به عکس، بسیاری از والدین می خواهند که روزی صلح آمیز و پر از صمیمیت داشته باشند؛ روزی که نه داد و فریادی باشد، و نه زدوخوردی. با وجود این و البته برخلاف نیات و مقاصد خوب، جنگ ناخواسته درمی گیرد و والد درمی یابد که سخنانی ناخواسته بر زبان آورده و با لحنی حرف زده که دوست نداشته است.

تمامی والدین خواستار خوشبختی و رفاه و امنیت کودکانشان هستند. هیچ فردی به عمد کودک خود را ترسو، کمرو، سهل انگار یا بی نزاکت بار نمی آورد. با این حال، بسیاری از کودکان در مرحله رشدشان ویژگی هایی نامطلوب کسب می کنند و از داشتن احساس امنیت باز می مانند و نمی توانند برای خود و دیگران احترام قائل شوند و مشکلاتی از این قبیل. وقتی هم والدین قصد دارند این گونه رفتارهای کودکان را اصلاح کنند، تنها مسئله را پیچیده تر می کنند و بس. در این زمان است که اغلب والدین می پرسند: «پس چه باید کرد؟»از آنجا که راه های بسیار مختلفی برای تربیت فرزند وجود دارد، والدین باید راهی را انتخاب کنند که مؤثرتر از راه های دیگر باشد اما باز سؤال این است که کدام راه؟ اکثر زوج ها بر این باورند که تربیت فرزند امری ذاتی و طبیعی است اما با اطمینان می توان گفت که این امر مانند هر عمل تخصصی دیگری نیازمند آموزش، مهارت و تخصص است.

کودکی که در محیطی پر از تشویق زندگی می کند، به سادگی سازگاری مناسبی کسب می کند. به عکس، کودکی که در محیطی دلسردکننده و پر از تشویق زندگی می کند، احتمالاً سازگاری ضعیفی نشان می دهد و در نتیجه، سلامت روانی ضعیف تری خواهد داشت. کودکی که در شرایط انتقاد رشد می کند، یاد می گیرد که خود را محکوم کند.

اگر او در محیطی از خصومت زندگی کند، پرخاشگری و خشونت را فرامی گیرد. آموزش براساس این نظریه کلی است که مشکلات رفتاری کودکان به شکل غیرعمد به علت تعاملات نامناسب والدین با کودک شکل می گیرد و سبب حفظ و تداوم آن نیز می گردد. بنابراین، والدین برای مؤثر واقع شدن، به آموزش های مخصوصی نیاز دارند و کمک به آنان از این طریق باعث درمان کودکانشان یا پیش گیری از مشکلات آن ها می شود و تعاملات خانوادگی سالم تری را ایجاد می کند. دیدگاه برنامه آموزش والدین این است که هر رفتاری یاد گرفته می شود؛ نه تنها رفتارهایی چون سلام و تشکر کردن بلکه رفتارهایی چون گریه، نق نق کردن، حرف گوش ندادن و غیره. بنابراین، والدین می توانند از طریق شیوه های خاصی رفتارهای نامطلوب را در کودکان خاموش و رفتارهای مطلوبی را در آنان ایجاد کنند.

● آموزش ثبات والدین

قبل از پرداختن به مهارت های اصلی، والدین باید بیاموزند که در رفتار خود ثبات داشته باشند. کودک باید بداند که همیشه در برابر یک رفتار معین انتظار چه واکنشی از سوی والدین داشته باشد. بسیاری چیزهای مطبوع و خوش آیند در زندگی کودک از سوی والدین می رسد که تقریباً مستقل از رفتار خود کودک است. کودک چیز خوبی از والدین دریافت می کند؛ زیرا مادر امروز حالش خوب است، نه به خاطر آنکه وی رفتار خوبی داشته است.لازم است والدین به کودکان کاملاً بفهمانند که خواهان چه نوع رفتاری هستند و اگر او آن رفتار را نشان دهد، چگونه بازخوردی دریافت خواهند کرد. برای مثال، آن ها می توانند این شیوه را این گونه اعمال کنند که اگر شما این کار را انجام ندهید، می توانید امتیاز خاصی در اختیار داشته باشید. احتمالاً بیشتر والدین این راهبرد را قبلاً به کار برده اند اما به شیوه ای غیرسیستماتیک و بی ثبات.

والدین باید در عملی کردن هر شیوه ای ثبات و قاطعیت داشته باشند. همان طور که رفتارها طی سال ها در کودک ایجاد شده و تداوم یافته اند، تغییر آن ها نیز نیازمند زمان، وقت، انرژی و حوصله است. بنابراین، انتظار والدین نباید این باشد که به محض عملی کردن شیوه ای، رفتارهای کودک کاملاً بهبود یابد بلکه با داشتن ثبات در عملی ساختن آن شیوه ها و داشتن حوصله است که می توانند به نتیجه برسند.این برنامه از دو مقوله ی کلی تشکیل شده است: ۱. افزایش رفتارهای مطلوب در کودکان، ۲. کاهش رفتارهای نامطلوب در کودکان.

● افزایش رفتارهای مطلوب

تحسین و توجه۲، پاداش و امتیاز۳ و تحسین اشاره کننده۴ جزو مقوله ی روش های مثبت تربیتی هستند. این روش ها برای افزایش رفتارهای مطلوب کودکان به کار می روند. برای این کار والدین باید به رفتارهای نامناسب و مطلوبی که کودک از خود نشان می دهد، توجه داشته باشند؛ یعنی توجه آن ها فقط معطوف رفتارهایی باشد که مایل اند اتفاق بیفتد زمانی که والدین از این روش های مثبت استفاده می کنند، کودکان هم رفتارهای مطلوبی را آغاز می کنند. در نتیجه، والدین شیوه های مناسب تر و رضایت بخش تری را برای کنترل می شناسند و نگرششان در مورد خود و کودکانشان بهبود می یابد و انگیزه ی بیشتری برای به کاربردن مهارت ها از خود نشان می دهند.

بعضی والدین فکر می کنند که انضباط و تربیت فرزندان فقط به وسیله ی تنبیه میسر می شود و معتقدند که تمام رفتارها را می توان با تنبیه، حذف و یا ایجاد کرد. بنابراین مهارت های مثبت اغلب نادیده گرفته می شود. لازمه ی مهارت های مثبت این است که والدین به رفتارهای مطلوب کودک توجه داشته باشند. رفتارِهایی که شاید تا این زمان درنظر گرفته نمی شدند. مثلاً زمانی که کودکی بی سروصدا و ساکت بازی می کند، بهترین زمان برای تحسین و پاداش است. البته در ابتدا مشکل است که والدین این رفتارها را پیدا کنند؛ چرا که وقتی کودک به آرامی بازی می کند، تصورشان این است که مشکلی وجود ندارد و نباید مزاحم رفتار او بشوند.

اعظم فاضلی

پی نوشت ها:

۱. Parent Management Training

۲. Praise and Attention

۳. Rewards and Privileges

۴. Suggestive Praise