سدهایی که سد ادامه حیاتند

ایران خشک, ایران پهناور تشنه به همه قطره های بارانی است که هرز می روند و زمین, خسته از جدال برای بقا و محیط زیست, همچون گلادیاتوری تنها در میدان ایستاده و می جنگد

ایران خشک، ایران پهناور تشنه به همه قطره های بارانی است که هرز می روند و زمین، خسته از جدال برای بقا و محیط زیست، همچون گلادیاتوری تنها در میدان ایستاده و می جنگد.

امروز مرگ محیط زیست ایران با شدت بیشتری دنبال می شود؛ جمله تلخی که پافشاری روی آن شائبه یی سیاسی به دنبال خواهد داشت. اما بهای محیط زیست در این بخش از کره زمین، خونبهای توسعه و پیشرفت و شکوفایی اقتصادی است.

تخریب هایی که به بهانه توسعه در سرتاسر ایران در حال وقوع است، سد سازی، جاده سازی، صنایع نفتی و پتروشیمی با همه میلیاردها دلار سودی که به همراه دارند، آخرین نت های یک سمفونی را اجرا می کنند. در ایران مدت هاست که تعریف توسعه پایدار تغییر کرده است.

تغییر تعاریف و چشم پوشی روی اتفاقات منجر شد ایران از نظر تخریب جنگل جزء شش کشور اول دنیا، در بیابان زایی و از نظر مولفه تاثیر عامل انسانی نخستین کشور، از نظر فرسایش خاک در رده اول و در نابودی حیات وحش در صدر جدول قرار داشته باشد.

در این شرایط رئیس سازمان حفاظت محیط زیست وزیر سبز کشور را معرفی می کند. معادلات سیاسی مداخله می کنند و در میان بهت دوستداران محیط زیست وزیر نیرو به عنوان وزیر سبز معرفی می شود. محمد درویش کارشناس جنگل و مراتع از تخریبات محیط زیستی «سد ۱۵ خرداد» در جنوب دلیجان می گوید؛ «این مکان از ابتدا هم استانداردهای لازم برای ساخت یک سد را نداشت.

در این منطقه میانگین تبخیر سالانه ۲ تا۳ هزار میلی متر است که برابر با ارتفاع آب در مخزن سد است. در نتیجه هیچ آبی برای استفاده باقی نمی ماند. بعد از چند سال متولیان مجبور شدند ۴ تا ۵ میلیارد تومان هزینه برای تهیه آب منطقه در جای دیگری کنند.»وی با اشاره به اثرات تخریبی این سد که روی رودخانه قم رود زده شده است، می افزاید؛ «زدن این سد تنها باعث شد که آب رودخانه به دشت مسیله نرسد و یکی از قطب های کشاورزی، دامداری و حیات وحش منطقه از بین برود. با استفاده از تصاویر ماهواره یی در طول ۱۸ سال از احداث این سد حدود ۸۳ درصد از پوشش گیاهی منطقه به طور کامل از بین رفته است.» درویش در حالی که تاکید می کند سد ۱۵ خرداد تنها یک نمونه از سد های بی شماری است که نابودی اکوسیستم منطقه را دامن زده، ادامه می دهد؛ «بر اساس آمارهای شهرداری قم میزان برداشت ماسه نسبت به ۱۰ سال گذشته بسیار بیشتر شده. فرسایش بادی در منطقه بیشتر و خاک منطقه شورتر شده است. سد ۱۵ خرداد در عمل هیچ کمکی به رفع مشکل آب نکرد و تنها باعث شد که پوشش گیاهی منطقه از بین رود.

همه این اتفاقات در حالی رخ داد که در همان زمان کارشناسان نتیجه احداث این سد را پیش بینی می کردند.»درویش مشکل سد سازی و محیط زیست در ایران را بسیار پیچیده تر می داند و ادامه می دهد؛ «این مشکل تنها توسط یک یا دو سازمان به وجود نمی آید که توسط آنان نیز حل شود. مسوولان امروزی کشور تصور می کنند که ساختن سد نشانه بارزی از توسعه یافتگی کشور است. به همین دلیل شاهد این هستیم که در حال حاضر از محل صرفه جویی بنزین هزینه احداث سد های جدید تامین می شود.»

ساخت سد دارای هزینه های بسیار هنگفتی است که با توجه به اثرات منفی بر محیط زیست فیزیکی، بیولوژیکی و اجتماعی در بسیاری از کشور های توسعه یافته از دهه ۹۰ به این سو متوقف شده است. اما وزیر نیرو از رسیدن سد های ایران به رقم ۱۶۷ سد در کشور خبر می دهد. در همین حال بسیاری از کارشناسان امر معتقدند که ۹۰ درصد از آب ذخیره شده در پشت سد ها برای کشاورزی استفاده می شود که تنها ۳۰ درصد از آن مورد استفاده بهینه قرار می گیرد.درویش سد سازی را روشی آسان و هزینه بر عنوان می کند و ادامه می دهد؛ «سد سازی جلوه دیداری دارد که این جلوه همراه با قطع درختان، مهاجرت ساکنان اطراف سدها و غیره است. اکنون در دنیا این دوره تمام شده و اثرات زیان آور سد سازی بر محیط زیست مشخص شده است.»

وی یکی دیگر از مشکلات ساخت سدها را نبود بودجه برای تکمیل شبکه های آبیاری ۲ و۳ عنوان می کند؛ «احداث سد توسط وزارت نیرو و احداث شبکه های آبیاری توسط وزارت جهاد کشاورزی صورت می گیرد که بودجه این دو با هم قابل مقایسه نیست. به همین دلیل در بسیاری از اوقات سد ساخته و آبگیری می شود اما شبکه های آبیاری که انتقال دهنده آب سد هستند، ساخته نمی شوند. همه این آسیب های زیست محیطی در حالی است که عمر مفید سد ها کمتر از ۵۰ سال است و باید در آینده از بین بروند.»امسال ایران توانست کشور چین را کنار بزند و در مقام اول جهان در نرخ فرسایش خاک قرار گیرد. پنج میلیارد تن در سال نرخ فرسایش خاک در ایران است؛ رقمی که کارشناسان آن را فاجعه بار می دانند. این در حالی است که برای تشکیل هر سانتی متر خاک بین ۴۰۰ تا ۸۰۰ سال زمان لازم است.

از ۷ تالاب بین المللی ایران که در لیست مونترو قرار دارند، دریاچه ارومیه، تالاب نی ریز و کمجان، دریاچه های شورگل، یادگارلو و دورگه سنگی به دلیل سد سازی رو به نابودی هستند. احداث سدها روی رودخانه هایی که به تالاب ها می ریزند منجر شده آب ورودی به تالاب ها به شدت کاهش پیدا کند. همین کاهش آب تالاب ها غلظت آلودگی در آن را افزایش داده و بدین ترتیب منجر به از بین رفتن اکوسیستم تالاب و در نتیجه مرگ گیاهان و موجودات اطراف آن می شود.

این در حالی است که معاون آب در وزارت نیرو از رعایت اصول زیست محیطی در ساخت سد ها می گوید؛ «کلیه طرح هایی که در دولت نهم مطالعه و تصویب شده اند، دارای ارزیابی زیست محیطی است و به تایید سازمان حفاظت محیط زیست رسیده است.» اما مرگ گوزن های زرد جزیره اشک در میانه پارک ملی در ارومیه، فلامینگو ها در بختگان و از بین رفتن ۸ هزار اصله درخت بنه در تنگه بلاغی تنها نشان دهنده چند نمونه از ارزیابی های زیست محیطی صورت گرفته در وزارت نیرو است.

پروفسور پرویز کردوانی، کویرشناس، ساخت سد را در صورتی که ارزیابی های زیست محیطی روی آن صورت گرفته باشد بسیار مفید می داند و می گوید؛ «در بالادست رودخانه ها می توان سد ساخت تا از هدر رفتن آب جلوگیری کرد. همچنین یکی دیگر از محسنات سد ها را می توان جلوگیری از طغیان رودخانه ها عنوان کرد.» وی معتقد است که با نساختن سد نمی توان از بروز خسارت به محیط زیست جلوگیری کرد بلکه باید سد ها را در جایی ساخت که از همه زاویه ها مورد بررسی قرار گرفته باشد.کردوانی در حالی که به بختگان و ارومیه اشاره می کند، می افزاید؛ «با کم شدن آب این دریاچه ها اکوسیستم منطقه در طول زمان از بین می رود. مانند دریاچه ارومیه که دارای آب شور است و در صورت کم شدن آب میزان شوری به مرور بالاتر می رود که در نهایت باعث مرگ موجودات دریاچه و تغییر اکوسیستم آن می شود.»وی یکی از خطرات سد ها را در حال حاضر ساخت و ساز در حریم رودخانه ها می داند؛ «در گذشته مردم در کنار رودخانه ها خانه هایشان را نمی ساختند اما امروزه در پایین سد ها ساخت و ساز می شود بدون اینکه امنیت محیط در نظر گرفته شود. مانند سیلی که سال گذشته در شهریار آمد.»

کردوانی با تاکید بر اینکه هرجا که امکان ساخت سد است نباید سد ساخت مگر مطالعه جامع شده باشد، ادامه می دهد؛ «سدهایی که بر رود قزل اوزن که از چهار استان کشور عبور می کند، ساخته شده است، باعث می شود در ۱۰ سال آینده برنج کاری گیلان از بین برود. این همان اثرات مخربی است که به اسم ساختن سد تمام می شود. در صورتی که این محل نامناسب است و نه ساختن سد.»جمع مصارف مختلف آب کشور نزدیک به ۱۰۰ میلیارد مترمکعب رسیده است که ۷/۹۳ درصد آن برای کشاورزی مورد بهره برداری قرار گرفته است. اقلیم ایران در منطقه آب و هوایی خشک و نیمه خشک قرار دارد که در صورت خسارت به این زیست بوم های ناپایدار احیای آنها غیرممکن یا به دشواری صورت می گیرد. به نظر می رسد مدیریت منابع آب و استفاده بهینه از آن نیازمند برنامه های واحد در تشکیلاتی مشخص است؛ که در صورت نبود این برنامه پیش بینی می شود تا بیست سال آینده مردم ایران نه تنها تنش و فشار ناشی از کم آبی را تجربه کنند، بلکه با کاهش سرانه آب نیز رو به رو شوند. اما هم اکنون مسوولان برای برطرف کردن مشکل آب به سرعت راحت ترین روش را انتخاب می کنند که همان ساختن سد بدون ارزیابی زیست محیطی است.

مونا قاسمیان