زنان در بازی مردانه سیاست

دنیای سیاست مردانه است, خب البته تمام و کمال این دنیا تو قرق آنها نیست بلکه زن ها هم توانسته اند نقش هایی گذرا و کوتاه مدت در عرصه سیاست تصاحب کنند

دنیای سیاست مردانه است، خب البته تمام و کمال این دنیا تو قرق آنها نیست. بلکه زن‌ها هم توانسته‌اند نقش‌هایی گذرا و کوتاه مدت در عرصه سیاست تصاحب کنند.

آنقدر که بر اساس آمار‌ها کمتر از ۱۷ درصد زنان جهان در سمت نمایندگی مجلس فعالیت می‌کنند و تنها ۱۴ درصد از آنها پست‌های وزارت دارند. هر چند این حضور شاید کمرنگ بوده باشد اما به عقیده دکتر قرایی‌مقدم همواره در طول تاریخ بشر ادامه داشته است، زنان یا به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم همیشه در سیاستگذاری‌ها دخیل بوده‌اند.

● سهم زنان از سیاست

حالا سال‌ها از روزهایی که زنان خودشان را زیر قطار انداختند تا از جماعت فمنیستی دفاع کنند می‌گذرد، حالا کمتر پیش می‌آید کسی ما زن‌ها را بازی ندهد اما چرا با تمام این حرف‌ها هنوز حضور زنان در سیاست کمرنگ و گذرا است؟

هر چند هیچ‌کس نمی‌تواند نقش و تاثیر سازنده زنان در بخش رهبری سیاسی جهان را منکر شود، اما چرا تعداد رهبران زن در عرصه سیاست به خصوص در کشورهای در حال توسعه انگشت‌شمار است، شاید بتوان دلایل و ریشه‌های اصلی این مساله را در خود زنان جست‌وجو کرد مثل اینکه آنها خودشان خیلی سرشان درد نمی‌کند برای کارهای سیاسی، چرا که اغلب این اعتقاد سنتی وجود دارد که «دنیای سیاست متعلق به مردان است» از سوی دیگر بسیاری از مردان و حتی برخی از زنان می‌خواهند که این رویه حفظ شود. بیشتر زنان تردید دارند که آیا توانایی رهبری دارند یا خیر؟ا

وقتی زنان تا این اندازه به خود بی‌اعتماد باشند آن وقت بی‌خیال سیاست‌بازی می‌شوند و از طرف دیگر نقش اجتماعی سنتی به سراغشان می‌آید آن وقت از آنها توقعی جز ایفای همان نقش‌های قدیمی مادر و مادر بزرگ نمی‌رود اما عامل دیگری است که در عدم دستیابی‌ زنان به موقعیت‌های سیاسی موثر است.

تطبیق زندگی سیاسی با تعهدات خانوادگی است که تبدیل به یکی از اولین مشکلات زنان سیاستمدار می‌شود، همچنین در طول دوره «جامعه‌پذیری جنسیتی» که دختران وپسران با نقش‌های جنسیتی خود در بزرگسالی آشنا می‌شوند، همیشه پشت سر زنانگی واژه‌های مهربانی، مطیع بودن وعاطفی بودن را به خورد دختر بچه‌ها داده‌ایم و از آنها خواسته‌ایم همیشه اهل سازش و دوستدار طبیعت و گل و بلبل باشند، اما از آن طرف ماجرا پسر بچه‌ها را با صفات سلطه‌جویی، پرخاشگری و مدیریتی بار آورده‌ایم، پس وقتی ویژگی‌های یک مدیر موفق را بتوان در صفات مردانه پیدا کرد دیگر چرا نشسته‌ایم و از عدم حضور فعال زنان در عرصه‌های سیاسی و مدیریتی گله می‌کنیم؟

هر چند حالا جهان به این نتیجه رسیده است که دنیای کنونی نیازمند برقراری صلح و آرامش است تا بتوان به اهداف انسانی رسید و عدالت و نظم جهانی را برقرار کرد، پس شاید اینطور بتوان گفت که نیازی نیست زنان رفتار مردانه داشته باشند تا در مسند قدرت و سیاست بنشینند برای آنکه امروز نیاز دنیا انس و الفت و سازش است و همین بهانه خوبی ‌است برای اصرار زنان در رسیدن به عرصه سیاست.

اما هیچ‌کدام این حرف‌های خوشبینانه نمی‌تواند اصل ماجرا را تغییر دهد، واقعیت این است که به گزارش مجمع اقتصاد جهانی که شامل ۱۱۵ کشور است و اخیرا منتشر شده، زنان توانسته‌اند شکاف جنسیتی خود با مردان را در قسمت‌های‌آموزش و بهداشت تا ۹۰ درصد پر کنند، اما در سطوح بالای قدرت‌های سیاسی این رقم تنها به ۱۵ درصد رسیده و شکاف جنسیتی عمیقی در این عرصه مشاهده می‌شود. طوری که بر اساس آخرین گزارش‌ها، زنان تنها

۱۷ درصد از کرسی‌های پارلمان‌های دنیا را تصاحب کرده‌اند و تنها ۱۴ درصد از پست‌های وزارت در اختیار آنان است.

● زنان در سیاست ایران

وقتی دنیا مدرن شد، بعد از انقلاب صنعتی، زنان توانستند پا را در کفش مردها بکنند و وارد حوزه اقتصادی شوند، بعد که جای پایشان در عرصه اجتماعی محکم شد بیش از پیش خواستار برابری اجتماعی و سیاسی شدند، تا اینکه توانستند به موقعیت‌هایی تقریبا برابری با مردها برسند اما در کشورهای در حال توسعه و به‌ویژه در کشور ما،وضعیت اینطور پیش نرفت. به نقل از کتاب پاره‌های انسان‌شناسی، نوشته ناصر فکوهی حضور اقتصادی زنان در بالاترین حد خود (چند سالی پیش از انقلاب) چیزی در حد ۱۱ تا ۱۲ درصد بود و پس از انقلاب، این نرخ کاهش یافت وبه حدود ۸ درصد رسید و سرانجام از دهه دوم انقلاب بود که بار دیگر زن‌ها توانستند به آمار‌های قبل از انقلاب نزدیک شوند و در حد ۱۰ درصد از حوزه‌های اجتماعی و اقتصادی را اشغال کنند اما در عرصه سیاست به عقیده دکتر قرایی‌مقدم، هرگز مردان بدون حضور زنان نمی‌توانستند به آن سطح از درایت و انسجام فکری برسند تا بتوانند امور دولتی و کشوری را کنترل کنند، همواره ایران باستان از حضور مستقیم یا غیر مستقیم سیاسی زنان بهره‌ برده است، اصلا چرا لقمه را دور سرمان می‌چرخانیم باورتان می‌شود در اواخر حکومت ساسانی برای مدت‌های کوتاه چند ماه آذرمیدخت، سیمین‌دخت و پوراندخت در رأس امور مملکتی قرار گرفته‌اند؟

یا در دوران قیام ستارخان و باقرخان مگر می‌شد بدون حضور و پشتیبانی زنان قیامی به آن بزرگی را رقم زد و سال‌ها بعد انقلاب مشروطه را به پیروزی رساند. دکتر قرایی‌مقدم معتقد است در تمام طول تاریخ مبارزات سیاسی ایران می‌توان حضور زنان را در عرصه دید که حالا این حضور یا با تشویق و حمایت همسران برای مبارزه بوده است و یا اینکه به طور مستقیم در عرصه حضور داشته‌اند. امروز هم ایران حضور زنان موفق در مجلس و عرصه سیاست را تجربه کرده است همه ما زنانی را طی سال‌های اخیر دیده‌ایم که توانسته‌اند تا مقام معاونت ریاست جمهوری، شهرداری و مجلس و شورا‌ها و... برسند، قرایی‌مقدم معتقد است زنان ایرانی از رشد و آگاهی بسیار بالاتری از زنان خاورمیانه، کشورهای اسلامی دیگر و حتی اروپایی برخوردار هستند اما تنها به دلیل آنکه در جامعه ما هنوز کمی حس مردسالاری وجود دارد شاید آنها کمتر توانسته‌اند در عرصه‌های سیاسی بدرخشند.

● زنان سیاسی تاریخ

در جای از این گزارش اشاره کردیم که زنان به صورت مستقیم و غیر مستقیم توانسته‌اند در سیاست تاثیر‌گذار باشند، به عقیده شما مگر می‌توان تاثیر حضور غیر مستقیم دزیره بر ناپلئون و تصمیمات سیاسی‌اش را نادیده گرفت، مگر تاریخ تاثیر حضور باشکوه حضرت زینب(س) را در واقعه عاشورا فراموش می‌کند؟ اما غیر از این تاثیر‌ها زنانی بوده‌اند که تاریخ آنها را به عنوان یک چریک و مبارز می‌شناسد شاید بد نباشد بدانید مردم الجزیره استقلال کشورشان از دست فرانسوی‌ها را مدیون مبارزات زنی به نام جمیله بوپاشا هستند، یا بانو ایندراگاندی در مبارزات هند و همین خانم بی‌نظیر بوتو که نامش از ذهن جهان و مردم پاکستان به این سادگی‌ها محو نخواهد شد.

● نتایج حضور زنان در سیاست

وقتی زن‌ها در عرصه سیاست حضور نداشته باشند آن وقت حکایت مردها می‌شود حکایت تنها به قاضی رفتن و خشنود برگشتن! باورتان می‌شود خیلی از حقوقی که امروز زنان عادی و عامی جامعه دارند به خاطر تلاش و حضور همین تعداد اندک زنان در سیاستگذاری کشور است!

به عقیده دکتر قرایی‌مقدم اگر ما امروز کلی دختر دانشجو داریم که باعث نگرانی بعضی‌ها شده می‌توان دلیل حضور این همه زن در دانشگاه را فعالیت سیاسی آن دسته از زنانی دانست که سعی کرده‌اند با حضور در عرصه‌های سیاسی، حقوقی برابر با مردها برای زنان بگیرند.

همچنین بر اساس تحقیقی که توسط بانک جهانی انجام شده است نشان می‌دهد که در کشورهایی که تعداد بیشتری زن در عضویت مجلس هستند، فساد سیاسی و اقتصادی کمتری وجود دارد. همچنین پژوهشی که ریچارد کروزن از کالج وارتون و یوری گنزی از دانشگاه سان‌دیه‌گو انجام داده‌اند، نشان می‌دهد که رفتار زنان نسبت به مردان از قابلیت اعتماد بیشتری برخوردار است.به عنوان مثال نیجریه را در نظر بگیرید.

در رده‌بندی بین‌المللی در سال ۲۰۰۳، به عنوان فاسدترین کشوردنیا (در امور اقتصادی و دارایی) معرفی شد.در همان سال خانم نگوری اکونجوایویلا از سمت معاونت بانک جهانی استعفا کرد و به عنوان وزیر دارایی در نیجریه مشغول به کار شد ۲ سال بعد در سال ۲۰۰۵ نیجریه به عنوان یکی از ۲۱ کشوری شناخته شد که پیشرفت زیادی در مبارزه با فساد داشته است، پس می‌بینید نتیجه حضور زنان در عرصه سیاست چندان هم بد نیست و حتی می‌تواند به نفع خود جماعت مردانه باشد.

مرضیه علیان