روز جهانی عاری از خشونت و افراط گرایی

در تقویم جهانی, 2 اکتبر روز جهانی بدون خشونت و افراط گرایی نام گذاری شده است

گسترش خشونت و افراطی گری در جهان سبب شد تا سیاستمداران و دولتمردان با اتخاذ سیاست های حقوقی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی از ظهور و رشد گروه های خشونت طلب جلوگیری کنند و جهانیان را به اتحاد و یکپارچگی در برابر گسترش اندیشه های افراطی سوق دهند.

نام گذاری چنین روزی گوشزدی است به انسان های جهان امروز، تا به عمق جدیت موضوع توجه کنند تا تغییر رفتاری و عملکردی در مقابل همه خشونت و افراطی گری های پیرامون مان دهند. کافی است فقط کمی بیشتر به محیط اطراف مان نگاه کنیم، در آن لحظه هست که به خوبی فرق بین خشونت با مفهوم انتزاعی و ذهنی در مقابل خشونت، حتی در ساده ترین روابط اجتماعی و فردی درک کنیم.

روز عاری از خشونت و افراطی گری، تنها نگاهی بین المللی و در مفهوم دشمنی که همیشه خارج از مرزها حاضر است و منتظر فرصتی برای حمله باشد نیست. خشونت های مذهبی، ایدولوژیکی، سیاسی و خشونت های جنسیتی جزء مهمی از مفهوم خشونت هستند که چندان به چشم نمی آیند اما در عین حال یکی از مهم ترین آسیب زننده ها و بازدارنده ها هستند. اگرچه یکی از کارکردهای قانون، تعدیل خشونت است و گهگاه می شود که با کمک قانون برخی خشونت های آشکار میان دولت ها، یا میان دو انسان را حل و فصل کرد اما خشونت های پنهان پیرامون مان که نه در کتاب قانون چیزی از آن نوشته شده و نه جرمی محسوب می شود که با اتکا به دادگاه عادلی پناه برد، معضلاتی هستند که با لاپوشانی کردن و نادیده گرفتن، سعی در پیشبرد و پیشرفت ناآگاهانه این چنین خشونت های پنهان می شویم.

خشونت ابتدا در ذهن، به صورت ابتدایی و بسیار نوپا شکل می گیرد و به مرور زمان در فرهنگ جامعه شکلی از بروز و رونمایی به خود می گیرد کم کم رشد می کند آنقدر همه گیر می¬شود که بالاخره تبدیل به یک فرهنگ جا افتاده و همه گیر می شود. خشونت، حسی ست که تقریبا همه مردم جهان در زندگی اجتماعی، فردی و حتی در لا به لای کوچه پس کوچه ها و خیابان ها تجربه کرده و یا حتی در حال تجربه کردن هستند. چنین خشونت ها، خیلی به صورت ملموس و قابل دیدن نیستند، گهگاه در شکلی از ابراز قدرت در روابط ساده انسانی سربرمی آورد، اما متاسفانه به مرور این خشونت های پنهان در روزگار امروز مدام در حال گسترده شدن و همه گیر شدن می باشد.

جنگ و خشونت از همان ابتدای تاریخ جهان همواره همراه و همزاد بشر بوده و کشمکش ها و خونریزی های بسیاری را تا به امروز تجربه کرده، در طول تاریخ، بزرگان و اندیشمندان تاثیرگذاری بودند که در جریان تاریخ بشر تلاش هایی برای جلوگیری از تجاوز و ستم ها به عمل آورده اند، اما قدرت طلبی و منفعت جویی جوامع انسانی به قدری با قدرت تمام وارد میدان جنگ با صلح جویان شده اند که تاریخ را درکابوس شوم جنگ های ویرانگر فرو برده است. در مقابل جنگ، جهان، برخوردار از صلح بر پایه احترام به حقوق انسان ها و توجه به کرامت و آزادی آنها بنا شده و در آن تحمل و بردباری به همراه تعامل، دوستی و احترام متقابل ضروری قلمداد شده است. شنیدن صدای دیگران و مشارکت در گفت وگویی سازنده و برابر از ابزارهای اولیه جهان مبتنی برصلح محسوب می شود.

متاسفانه ساختار و مناسبات قدرت در جهان کنونی خشونت افزا است و افراطی گری در متن آن بازتولید می شود. هیچ نقطه ای از جهان نیست که شاهد افراطی گری و خشونت طلبی نباشد. قرن هاست که بشر برای تغییر این وضعیت در حال مبارزه و تلاش است و این مبارزه، هزینه های انسانی و اقتصادی گزافی را به جهان تحمیل کرده و شرایط زیست بشر را در این کره خاکی با مخاطره بسیار روبرو ساخته است. اکنون شاهد آن هستیم علیرغم این مخاطرات روند تصمیم گیری های جهانی در نقطه مقابل صلح طلبی و آرامش افزایی قرار دارند. امروزه سیاستها و نگاه استعماری و خود برتر بینی در مناسبات جهانی از مصادیق بارز خشونت بحساب می آیند.

جامعه معاصر بیش از هر زمان دیگری، جهان تنوع های فکری و فرهنگی است. دغدغه انسان معاصر، چالش با بحران هایی چون افراطی گری و رفتارهای خشونت آمیز است و در این میان، نخبگان و فرهیختگان هر قوم و جامعه ای نقش بسیار مهمی در بیدار سازی، آگاهی بخشی و هدایت انسان ها دارند. امروز بشر بیش از هر زمان دیگری به گفتگو نیازمند است تا به همدیگر احترام گذاشته و دیگران را به عنوان افرادی با فرهنگ ها و رسوم متفاوت، به رسمیت بشناسند. متاسفانه چند دهه ای است که جهان درگیر صحنه های خشونت آمیز و افراطی گرایانه ای است که دل هر انسانی را می آزارد و این در حالی است که فطرت و طبیعت انسانها بر مبنای همگرایی و عشق و محبت به همنوع آفریده شده و اعتدال گرائی ریشه در عواطف انسانی و انسانیت انسان به معنای عام خود دارد و از این رو، تامین زندگی متعادل و مشی انسانی در فضایی امنیت بخش و پرهیز از اعمال خشونت آمیز و افراط مآبانه، هدف غایی همه ی انسانها و همه ی اقوام و ملل بوده است و قطعا دستیابی به این نیاز حیاتی بشر، جزء با تمرین آن در زندگی فردی و گسترش آن در زندگی اجتماعی میسر و ممکن نخواهد بود.

امروز علیرغم پیشرفتهای شگرفی که در عرصه های مختلف عاید بشر در قرن بیست و یکم شده است، اما همچنان یکی از نگرانی ها و دغدغه های اصلی انسانها، تامین و حفظ امنیت در پرتو گسترش آرمان اعتدال گرائی و نفی هر حرکت و رفتارخشونت آمیز و غیر عقلائی است. اینک نیاز حیاتی و اولیه بشر برای داشتن زندگی آرام و مسالمت آمیز، دستخوش نامهربانی های متعددی شده است و نگرانی های شدیدی را ایجاد نموده است، بگونه ای که همه ی آزادیخواهان جهان از همه ی اقوام و ملل، ضمن نفی هر نوع عمل خشونت آمیز و افراط گرایانه، طالب امنیتی پایدار درسایه عقلانیت و اعتدال می باشند.

آنچه ما را واداشته تا هم نوا با این ندای انسانی و جهانی در راستای یک هدف مشترک، سعی بر تاثیرگذار بودن خود در عرصه خشونت آمیز و افراط گرایانه جهان داشته باشیم، چیزی جزء دفع و رفع همین دغدغه ها و نگرانی های مربوط به اعمال خشونت آمیز و افراط گرایانه در جهان نیست. جهان عاری از خشونت مسئله ای است که در صورت تحقق، مقدمه ای برای صلح جهانی و آسودگی تمام ابناء بشر خواهد بود بنابراین، گفتگو نمودن با سعه صدر توأم با اجازه دادن و فهم یکدیگر می باشد چرا که رویارویی فرد با فرد، فرهنگ با فرهنگ و دین با دین نه تنها امکان توسعه روحی را فراهم می کند بلکه فرصتی برای رشد و بلوغ فکری و فرهنگی را مهیا می کند.