وجه مشترک و هدف مشترک

امروزه تشکیل گروه ها اعم از هنری, فرهنگی و علمی یکی از پشتوانه های پیش رفت اجتماعی و رفاهی به شمار می رود و لزوم بحث و بررسی روی عوامل تأثیرگذار در تشکل ها مهم و ضروری ست در این جا دو عنصر مهم در این امر بررسی می شود

دو کلیدواژه‎ی «وجه مشترک» و «هدف مشترک» برای روشن شدن وضعیت فعالیت‎های گروهی اعم از هنری یا علمی‎ست. وجه مشترک مربوط به درون گروه‎های اجتماعی‎ست و هدف مشترک به بیرون از آن‎ها نظر دارد؛ یا به عبارتی، وجه مشترک کارکردی درون سازمانی دارد و هدف مشترک کارکردی برون سازمانی. در واقع، انگیزه‎ی گرد هم آمدن افراد و ساختن گروه به هر نام و عنوانی به این دو امر مهم نیاز دارد. انگیزه‎ی افراد بر دایره‎ی وجوه مشترک می‎چرخد و انگیزه‎ی گروه بر مدار اهداف مشترک. موفقیت افراد در گرو موفقیت در اهداف تعیین شده است. بنابر این، هیچ گروهی نمی‎تواند بدون انگیزه و داشتن اهدافی بلند به نتایجی منطقی برسد. با بررسی این دو واژه‎ی مهم و تأثیرگذار می‎توان وضعیت گروه‎ها را در کشورهای متفاوت سنجید.

کشورهای پیش‎رفته تجربه‎ی فعالیت‎های گروهی را از سر ‎گذرانده‎اند. از چشم‎گیرترین این فعالیت‎ها گروه‎های سبز و گروه‎هایی که در تولید فیلم و انیمیشن تلاش می‎کنند، می‎توان نام برد. گروه‎های آزاد با آشنایی به حقوق اجتماعی و قانونی خود توانسته‎اند در همه‎ی حوزه‎های اجتماعی نتایج خوبی به دست آورند؛ چرا که بخش مهمی از حقوق مدنی اجتماع را تشکیل می‎دهند. در فعالیت‎های گروهی هر فرد توانایی خودش را مدیریت می‎کند ولی اراده و خواست خود را تابعی از تصمیم‎های گروهی می‎گیرد. گروه تعریفی انتزاعی نسبت به فرد دارد. پیش برنده‎ یا محرک گروه افرادند. در این گروه هر فرد تابعی از توان فردی دیگر است. یک فرد می‎تواند کار دیگران را لنگ بگذارد یا تقویت کند. وابستگی شدید به هم دیگر کار آنان را زنجیروار به هم دیگر پیوند می‎دهد. از این روست که، انگیزه‎ی گرد هم آمدن افراد بسیار مهم‎تر از هر چیز دیگر است و برای رسیدن به نتایج درخشان به کار بستن و مدیریت نیروها برای ماندگاری گروه‎ها اهمیت می‎یابند.

پیش از هر چیز، تشکیل گروه‎ها باید همراه با روشن سازی برنامه‎ها و اهداف باشد و این که برنامه‎های خاص و جزیی آن چیست. هر فرد جذب شده در این گروه می‎تواند استعداد و توان خود را با مقایسه ریزبرنامه‎ها می‎تواند در پیکر آن شرکت جوید. بدون این پیش برنامه‎ها در واقع، انرژی افراد به هرز رفته و موجب هزینه‎‎ی اضافی می‎شود.

در کشوری نظیر ایران، که جایگاه فرد در تعاریف پیچیده مغشوش مانده است از آن رو که تجربه‎های گروهی همواره با سیاست یک بام و دو هوا اداره می‎شوند. وجه مشترک مورد نظر در کشور ما بر اساس توانایی‎های فردی و تولید ایده و نظر نیست. فرد ترجیح می‎دهد بیش‎تر در فضای خود و به تنهایی فعالیت کند. کار گروهی نتیجه‎ی برخورد افکار و ایده‎ها با دیگران است و در یک آزمون و خطای واقعی به سر می‎برند ولی، کار فردی و دور از دیگران، همراه با غرور و افتخاری بی‎پایه و اساس است از آن رو که، نتیجه‎ی هیچ اصطکاک و هم اندیشی نیست. کار فردی ایستادن بر بلندای پرغرور ولی تهی و بی‎ارزش است و در کار گروهی، افراد آوازه‎ی خود را از نتایج مدیریت گروهی کسب می‎کنند. عدم اعتماد به دیگری یکی از عوامل مهم دخالت ندادن افراد با توانایی‎های نزدیک به هم است. در دیدگاه مذهبی ما، هر کس مسؤول افکار و رفتار خویش است و بر این اساس، فرد مسؤولیت همه چیز را به تنهایی بر دوش خود می‎کشد.

در کشورهایی نظیر ما، گروه‎ها نه در حوزه‎های فردی که در وضعیت‎های گله‎ای تعریف می‎شوند و این وضعیت در سابقه‎ی تاریخی ما قدمت دیرینه دارد. در این وضعیت، فرد هیچ توان و اراده‎ای برای ارایه‎ی ایده‎ها و تفکرات‎اش ندارد که بتواند در عرصه‎ی عمومی عرض اندام کند. هیچ «وجه مشترک»ی نمی‎توان یافت که بر پایه‎ی توانایی‎های فردی باشد. افراد غرق در «هدف مشترک» از پیش تعیین شده تنها می‎توانند مجری برنامه‎های بی سر و ته باشند. برای سرگرم شدن مردم و افزایش آمار همکاری، همواره از طرح‎های تکراری و از پیش تعیین شده بهره می‎برند که دارای هیچ بار مفهومی نیست. گروه‎های فعال نیز خارج از این طرح‎ها با گرفتاری‎های حاد و نامعمول روبه‎رو هستند. با این روند، فعالیت‎های فرهنگی و علمی نیز تحت تأثیر فعالیت‎های اجتماعی به کنج عزلت فرو می‎روند. شکست‎های بی‎شماری که از فعالیت‎های عمومی قسمت افراد می‎شود موجب خزیدن به تنهایی می‎شود.

ترس و وحشت موجود در جامعه گروه‎های فعال سیاسی و فرهنگی را در حوزه‎ی خیلی کوچکی از اعتراض‎های گروهی محدود کرده است و در نهایت همه‎ی فعالیت‎ها در اعتراض و مشارکت‎های مقابله با دستورات حکومتی خلاصه می‎شود. گروه‎هایی که در گرو فعالیت‎های سیاسی نیستند و تا حدودی می‎توان آزاد فرض کرد، مخاطبی برای ایده‎های خود نمی‎یابند و یا با اقبال خیلی کمی روبه‎رو می‎شوند. نبود مخاطب در عرصه‎های فرهنگی و علمی و توجه عموم به مسایل سیاسی و تنش‎های موجود در جامعه موجب کنده شدن گروه‎ها از فعالیت‎های غیرسیاسی می‎شود. از این رو، حرکت‎های گروهی در کشورهایی نظیر ما بیش‎تر گذرا و شتاب‎زده به نظر می‎رسد. خیل زیادی از گروه‎ها با جمع آوردن انرژی خود و ترسیم برنامه‎هایی برای آینده وقت صرف می‎کنند ولی به سبب نبود ارتباطات اجتماعی مناسب فرو می‎پاشند و جز رد پایی از خود چیزی باقی نمی‎گذارند.

مدتی‎ست که وضعیت پرتنش در ایران موجب زنده شدن تعصبات ملی در گوشه و کنار کشور شده است. تعصبات ملی و سیاسی چنان جایگاه ویژه‎ای در اجتماع ما رنگ عوام گرفته است که هر گروه آزاد نیز ناچار است با یکی از آن‎ها همراه شود تا در چشم عموم دیده شود. این بخشی از تنش‎های اجتماعی‎ست که ناهنجاری‎های ناخواسته نیز در جامعه باقی می‎گذارد. بدین مفهوم، نمی‎توان تعریف درستی از گروه‎های آزاد داد که کارکرد موفقی نیز داشته‎اند. «هدف مشترک» وجه غالب محدودیت‎ها و موانعی‎ست که دودش از دو جا برمی‎خیزد: تعصبات ملی و موانع سیاسی که هر دو از سوی حکومت شکل گرفته. بدین ترتیب، وجه مشترک گروه‎ها بر مبنای گرایش‎های عمومی یعنی، گرایش‎های ملی و مخالف حکومت شکل می‎گیرد و این ابدا نمی‎تواند به تولید اندیشه بینجامد. این‎ها انگیزه‎ی کوتاه مدتی برای گروه‎ها تولید می‎کنند. این موضوع که خرد فردی وجود دارد ولی نه اجتماعی، بستگی به اراده‎ی حاکمیت دارد که فرد را از دایره‎ی خود بودن دور می‎سازد و اجتماع را بر اساس غرایز ابتدایی هدایت می‎کند یا دست به سازمان‎دهی نیروها با محوریت فردی می‎زند.

توجه به وجه مشترک افراد یعنی توجهی خودآگاهانه و دردسر ساز. برای برانگیختن توانایی‎های افراد در یک گروه، داشتن اشتراکِ وجه مانند انگیزه و علاقه یکی از ضروریات کار سازمانی‎ست. و پدید آمدن آن برای یک گروه برابر با اعلام موجودیت یک گروه توانا در برابر تصمیم‎های شتاب‎زده و بی‎ثمر کسانی‎ست که فارغ از هر گونه برنامه‎ریزی و مدیریت منابع به دعا و آرزو متوسل می‎شوند. از این رو، سنت‎های دینی، آیین‎های سفت و سخت شرعی و احکام سنگین اخلاقی توان فردی را متلاشی می‎کنند. در کشورهایی با این ویژگی‎ها، کسی که بدان‎ها توجه نکند حقوق اجتماعی‎اش کم‎کم رنگ می‎بازد و بالاخره به گوشه‎ی عزلت و گاه عذاب وجدان دچار می‎شود.

در کشورهایی با دیدگاه پدرسالارانه و تسلط فرد بر افراد و جوامعی با رده‎های سلسله مراتبی وجه مشترک هیچ تعریف منطقی ندارد. افراد نه بر اساس وجه مشترک‎شان در سلایق و نیازهای‎شان بل که، بر اساس هدف مشترکی که دارند تلاش می‎کنند تا در رده‎بندی‎های سازمانی جای گیرند. به اندازه‎ای که بر فردیت خود پشت پا می‎زنند و در هدف تعریف شده جذب می‎شوند در پست‎های بالای اجتماعی حضور می‎یابند. کسی از جایگاه و فلسفه‎ی وجودی خودش نمی‎پرسد. جامعه‎ای که همواره از جایگاه سنت و شرع پاسبانی می‎کند، هرگز نمی‎تواند تصور کند با از دست دادن آن چه بلایی سرش خواهد آمد.

جوامع با اولویت توانایی‎های فردی دارای استعدادهایی می‎شوند که موجب تشکیل گروه‎ها برای سازمان‎دهی در به کارگیری نیروهاست. این جوامع پس از توجه ویژه به خواست‎ها و گرایش‎های افراد به مدیریت نیروها و جذب حداکثری از نیروهای مستعد و خطرکننده می‎پردازد که موجب ظهور گروه‎های هم فکر و هم ایده می‎شود. این گروه‎ها بنای کار خود را هم سو بودن در یک هدف مشترک می‎بینند. یعنی، در حالی که وجوه مشترک خود را برای گرد هم آمدن می‎یابند، برای رسیدن به آرمان والا به خطر کردن می‎پردازند تا به قله‎های اکتشاف و نوآوری برسند. با حذف مرحله‎ی نخست، یعنی پیش از رسیدن به هم فکری و هم اندیشی، تنها چیزی که برای گروه‎ها می‎ماند اهداف مشترک است. آن چه این افراد را در کنار هم قرار داده است چیزی‎ست که در دور دست‎ها وجود دارد و از آن جایی که بنای همکاری بر توانایی‎های فردی نیست، یک تصور آرمانی و از پیش ساخته شده همه چیز را تعریف می‎کند. فرد در چنین جامعه‎ای فقط مجری‎ست و نه تصمیم گیرنده و کارساز. از این رو، گروه‎های مبتنی بر اهداف مشترک بیش‎تر بر یک صدایی دچار می‎شوند و آزادی‎های فردی را مختل می‎کنند. برای یافتن راه‎ها و ایده‎های نو خطر کردن یکی از موارد مهم شمرده می‎شود که تنها در حوزه‎ی فردی می‎تواند رخ دهد و جامعه هیچ گونه توجهی به این امر تاریخ ساز ندارد و شاید بتوان گفت، جامعه درست در جهت خلاف آن عمل می‎کند. نیروهای بالقوه‎ی جامعه غالبا در راستای آرامش بخشیدن به همه چیز، خطر را از دور و بر خود می‎زداید. جسارت فرد اگر توجهی به این خواست اجتماعی بکند به افول رفته و از توانایی‎های‎اش خواهد کاست.

توجه به وجه مشترک در گروه‎ها موجب تخصص‎گرایی می‎شود. در راستای رسیدن به هدف تعریف شده افراد لزوما باید استعداد مورد نظر را داشته باشند. بر اساس این تخصص است که گروه برای رسیدن به آن چه که برنامه‎ریزی‎ کرده است، موفق می‎شود. اما غالب گروه‎های اجتماعی در ایران با انگیزه‎ی مبارزه با ناهنجاری‎ها و تنش‎ها گرد هم می‎آیند. هدف مشترک برای این گروه‎ها صرفا در مبارزه خلاصه می‎شود، از این رو، بیش‎تر به گروه‎های روشن فکری گرایش می‎یابند تا به تخصص لازم. در جریان‎های روشن فکری اعتراض مهم‎ترین انگیزه و هدف گرد هم آمدن افراد است. حتا گروه‎های طرف‎دار محیط زیست در ایران از آن جایی که هیچ توان عملی برای اصلاح نمی‎یابند، صرفا به گروه‎هایی معترض بدل می‎شوند. تاکنون هیچ راه کار عملی و حتا نظری برای مراقبت از دریاچه‎ی بحران‎زده‎ی اورمیه ارایه نشده است مگر اعتراض‎هایی که منجر به درگیری و بازداشت شده است. این گروه‎ها برای جلب نظر مردم رسانه‎ای بهتر و کارآمدتر از به خیابان‎ها ریختن ندارند. فیس بوک تنها رسانه‎ای‎ست که محل اعتراض‎های عمومی شده است. رسانه‎های رسمی غیر از پز رسانه‎ای و گاه سیاسی کاری انجام نداده‎اند.

خلیل غلامی