ماجرای آموزانه

چند سال پیش فرهنگستان زبان و ادب فارسی در یكی از مصوبات خود تصویب كرد به جای واژه تركیبی و غلط «حق التدریس»، از عبارت زیبای فارسی «آموزانه» استفاده شود و «معلمان حق التدریسی» نیز «معلمان آموزانه بگیر» نامیده شوند.

این واژه، البته كه هیچ گاه به غیر از چند بخشنامه رسمی و دستور العمل اداری، در جایی به كار برده نشد و حتی در ماه های اخیر نیز كه ماجرای معلمان حق التدریس در رأس خبرهای فرهنگی مجلس و دولت قرار داشته است، در جایی نشنیده ایم كه بگویند «مشكلات معلمان آموزانه بگیر» حل می شود و یا «نرخ آموزانه ساعتی معلمان دوره راهنمایی افزایش می یابد»؛ در روزها و ماه های اخیر هرچه بود؛ فراز و نشیب بود و چالش؛ هرچه بود؛ كشمكش بود میان مجلس و دولت؛ و البته هر چه بود پرسش های بی شماری بود كه در آستانه سال تحصیلی جدید، معلمان حق التدریسی با آنها روبه رو بودند.اكنون در ششم مهرماه هستیم و معلمان حق التدریسی هم همراه با سایر همكاران رسمی خود، چها روز كار در كلاس درس را تجربه كرده اند؛ البته اگر مدیر مدرسه و یا اداره محل خدمت، عذر آنها را به دلیل مازاد بودن و هزار و یك دلیل دیگر نخواسته باشند.این روزها دولت، توسط وزارت آموزش و پرورش اعلام كرده است كه ۲۹ آبان ماه، برای استخدام معلمان حق التدریسی، آزمونی می گیرد و كلیه معلمانی كه سه سال سابقه كار با حداقل ۱۲ ساعت كار تدریس هفتگی داشته اند، می توانند در این آزمون- كه مهلت ثبت نام آن، از قرار تا پنج شنبه ادامه دارد- شركت كنند. آموزش و پرورش گفته است تعدادی از كسانی را كه در این آزمون قبول شوند، استخدام خواهد كرد. از طرف دیگر مجلس با مصوبه داخلی كمیسیون اجتماعی- كه عنقریب كلیات طرح آن نیز به صحن علنی مجلس خواهد آمد- اعلام داشته كه كار آموزش و پرورش غیرقانونی است و برای استخدام معلمان، نیازی به برگزاری آزمون نیست و كلیه معلمان حق التدریسی بدون آزمون استخدام خواهند شد.عده ای از معلمان حق التدریس به محض شنیدن این خبر، از ثبت نام در آزمونی كه در ۲۹ آبان برگزار خواهد شد، خودداری كرده اند و از صبح چهارشنبه تا لحظه ای كه این صفحه آماده می شده، تعدادی از آنها ضمن تماس با همشهری از ما پرسش كرده اند كه ما چه بكنیم و اگر آزمون ندهیم، چه خواهد شد؟ آیا استخدام می شویم؟ آیا ممكن است عذر ما را بخواهند؟ما نمی دانستیم به این معلمان چه بگوییم؛ نمی دانستیم حق با مجلس است یا دولت؟ تعامل مجلس و دولت در این زمینه چه می شود؟ و نمی دانستیم آیا اگر مجلس، مجوز و ردیف استخدام معلمان حق التدریس را براساس نیاز آموزش و پرورش به این نهاد بدهد و وظیفه نظارتی خود را ایفا كند، چه می شود؟ و نیز نمی دانستیم چرا آموزش و پرورش، طراحی آزمونی جدید- و جدای از آزمون استخدام ادواری را در دستور كار خود قرار داده است و لجاجت می كند؟ البته خیلی چیزهای دیگر را هم نمی دانستیم؛ ولی یك چیز را خوب می دانستیم و آن دلهره و اضطراب مردان و زنان عمدتاً جوانی بود كه با شنیدن هر خبری در مورد معلمان حق التدریس، افزون تر می شود و به یاد «آموزانه» اندك خود می افتند كه اگر تأمین اعتبار شود، شاید در پایان آذرماه بتوانند آن را بگیرند و دردی از دردهای خود را التیام بخشند.از همین رو، گفت وگویی را كه چند روز پیش از این، با تعدادی از معلمان حق التدریسی انجام داده ایم در پی می آوریم، به این امید كه، مشكل معلمان حق التدریسی و صد البته چگونگی دریافت «آموزانه» آنها، به زودی حل شود. معلمان حق التدریس معلمانی هستند كه همپای معلمان رسمی و حتی شاید بیشتر، كار می كنند، ولی نه تنها حقوقشان بسیار كمتر از معلمان رسمی است، بلكه به جرأت و براساس شواهد می توان گفت: كه یك سوم حقوق آنان هم شاید نباشد. در ضمن حق استفاده از مزایای تعیین شده برای معلمان رسمی مثل پاداش، تشویق نامه ها و عیدی و هدایای روز معلم و از همه مهمتر بیمه را ندارند و البته در بسیاری از مناطق از جزیی ترین امكانات مثل سرویس رفت و برگشت هم محرومند. این معلمان، در ماه های اخیر چالش های مهمی را پشت سر گذاشته اند. پای صحبت های تنی چند از این زحمتكشان نشستیم تا راجع به مشكلاتشان بیشتر بدانیم.خانم محمد نژاد از جمله معلمان جوانی است كه جریان آغاز به كار تدریسشان را از ابتدا برایمان شرح دادند كه بسیار هم شنیدنی است: بعد از این كه درسم تمام شد و فارغ التحصیل رشته مدیریت بازرگانی شدم، تصمیم گرفتم برای تدریس وارد دبیرستان شوم. البته نه از طریق آموزش و پرورش، چون قبلاً از تمام مناطق اطراف تهران كه مجوز جذب نیروی حق التدریس داشتند، جواب رد شنیده بودم. بنابراین مدرسه به مدرسه گشتم و فرم پر كردم تا بالاخره با من تماس گرفته شد. بعد از یك گزینش دو ساعته از طرف اداره، آن هم با سئوالات سخت و عجیب و یك مصاحبه با مدیر مدرسه، بالاخره موفق به دریافت ۴ كلاس به عنوان دبیر حسابداری شدم؛ البته به عنوان یك معلم حق التدریس. در پایان سال اول تدریسم اعلام شد برای رسمی شدن و البته استخدام در سازمان های دولتی باید در آزمون استخدام ادواری شركت كنم. با خوشحالی و پس از مطالعه زیاد در این آزمون ها شركت كردم و البته قبول هم شدم، ولی چیزی تغییر نكرد. بعد از چند ماه اعلام شد آزمون دیگری برقرار است. پرسیدیم پس آزمون قبلی چه نتیجه ای داشت؟! جواب دادند: كسانی كه در آزمون قبلی پذیرفته شده اند در این آزمون فقط به سئوالات اختصاصی پاسخ می دهند و عمومی ها را نمی نویسند. ما هم پذیرفتیم. بماند كه سر جلسه اعلام شد كه به همه سئوالات پاسخ دهیم! پس از پذیرفته شدن در این آزمون هم، متوجه شدیم كه این آزمون، نه برای رسمی شدن، بلكه برای حق التدریس ماندن بوده است. باز مدتی گذشت و به ما گفتند برای مصاحبه حضوری به آدرسی كه داده اند مراجعه كنیم. اواسط تابستان بود و هوای گرم همه ما را كلافه كرده بود، آدرس ، محلی حوالی جنوب شهر تهران بود. عده زیادی از معلمان حق التدریس جمع شده بودند و من كه هفت صبح در محل حاضر بودم، در ساعت ۲ بعداز ظهر خسته و گرسنه در این مصاحبه شركت كردم. البته باید بدانید در مجموع آزمونهای قبلی دارای رتبه چهارم بودم. دیگر فكر نمی كردم هیچ مانعی برای رسمی شدن داشته باشم. تابستان سال بعد هم آمد با سه سال سابقه و البته یك بچه كوچك. حالا نوبت آموزش ضمن خدمت بود. گفتم اجازه دهید غیرحضوری این دوره را طی كنم. گفتند تحت هیچ شرایطی امكان ندارد. پرسیدم دوره بعدی كی خواهد بود؟ جواب دادند: اصلاً معلوم نیست شاید تا ده سال دیگر هم نباشد! در حال حاضر هم آموزش و پرورش اعلام كرده كه دفترچه بگیریم و در آزمون جدیدی شركت كنیم. كه از این همه معلم حق التدریس، فقط سی وپنج هزار نفر را استخدام رسمی خواهند كرد. شرایطش هم داشتن سه سال سابقه و قبولی در آزمون قبلی است! همچنان به امید رسمی شدن در این آزمون هم شركت خواهم كرد. خدا را شكر گفته اند كه به آن دوره ضمن خدمت نیازی نیست و اجباری نبوده. به نظر شما این آخرین آزمون خواهد بود؟ خانم محمدی نیز از معلمان تحصیلكرده و حق التدریسی است كه درباره مشكلاتش چنین گفته است: لیسانسیه حسابداری هستم. بعد از تلاش بسیار و گزینش های متعدد، موفق شدم كه در یك دبیرستان مشغول كار شوم. سال اول بی تجربه بودم و آشنایی با محیط مدرسه به عنوان یك معلم نداشتم. در روز معلم، تشویق نامه هایی به معلمان نمونه اهدا می شد. در آن لحظه پیش خودم عهد كردم در سال جدید، نهایت سعی ام را بكنم تا بتوانم از این تشویق نامه ها دریافت كنم، بنابراین نهایت تلاشم را كردم. ارتباط با بچه ها عالی بود، همه از تدریسم راضی بودند و البته سعی می كردم علاوه بر تدریس، در فعالیتهای فوق برنامه مثل: برگزاری نمایشگاه و همایش و... نیز شركت كنم. سال دوم هم تشویق نامه ای نگرفتم و البته پی بردم كه این چیزها و این برخوردها فقط برای معلمان رسمی است، نه حق التدریسی ها! در آزمونهای مختلف شركت كردم تا شاید رسمی شوم، ولی نتیجه ای نداد. در حال حاضر هم متوجه شدم باز آموزش و پرورش آزمون جدیدی برقرار می كند و از طرف دیگر كمیسیون فرهنگی مجلس هم اعلام كرده نیازی به آزمون نیست و همه استخدام خواهیم شد و واقعاً نمی دانیم چه باید بكنیم.با معلم دیگری وارد گفت وگو می شوم و می خواهم كه اول خودش را معرفی كند. جواب می دهد: «اجازه بدهید خودم را معرفی نكنم چون می ترسم همان یك درصد احتمال رسمی شدن را هم از دست بدهم! و ادامه می دهد: مهندس كامپیوتر هستم با دو سال سابقه تدریس، برای رسمی شدن گفتند كه باید در آزمون ادواری شركت كنیم. ۴۵۰۰ تومان برای شركت در آزمون پرداخت كردیم، بعد هم یك سری كتاب به ما معرفی كردند چیزی حدود ۹۰۰۰ تومان هم برای تهیه كتابها پرداختیم و با مطالعه، در آزمون شركت كردیم. حتی یك مورد از این چیزهایی كه در كتابها خوانده بودیم، به عنوان سؤال نیامده بود. سؤالها طولانی، مضحك و كاملاً بی ربط بود! اكثر كسانی كه رشته شان فنی بود، قبول شده بودند و كسانی كه انسانی و تجربی خوانده بودند، قبول نشدند. حالا معیار چه بود، نمی دانم. به هر حال من در آزمون قبول شدم، ولی هیچ مزیت و یا برتری نسبت به همكارانی كه قبول نشده بودند، نداشتم. بنابراین هنگامی كه اعلام كردند باید در آزمون حق التدریسی ها شركت كنید، امتناع ورزیدم و در این آزمون شركت نكردم. در نتیجه الان ابلاغ رایانه ای برای فیش حقوقی ندارم. (توضیح: ابلاغ رایانه ای، یكی از ملاك های نشان دادن ردپای كار در آموزش و پرورش است).
سؤال می كنم پس حقوق خود را چگونه دریافت می كنید؟ می گوید: دستمزدم را به حساب همكار دیگری در همان مدرسه می ریزند كه ایشان لطف كرده پول را می گیرند و سهم مرا هم می دهند. حالا شما دیگر خودتان تصور كنید كه با این اوصاف ما دچار چه مشكلاتی می شویم، هر لحظه هم امكان دارد كه مدیر بگوید دیگر نمی خواهد تشریف بیاورید. هیچ آینده شغلی نداریم و همیشه باید نگران باشیم. الان هم كه دوباره شایعات جدیدی هست راجع به آزمونی دیگر، آموزش و پرورش مناطق ۹ و ۶ اعلام كرده اند كه چنین آزمونی برای رسمی شدن نیست و اینها شایعه است. از طرفی تلویزیون اعلام كرده كه تا ۵ مهر مهلت ثبت نام است و باید از اداره پست دفترچه ها را تهیه كنیم. ما هم درست نمی دانیم. شرایطش هم داشتن سه سال سابقه كار است. البته كسانی كه در آزمون قبلی قبول شده اند، دیگر لازم نیست به سؤالات عمومی پاسخ دهند. ۳۹۰۰۰ نفر را می گویند قرار است برای رسمی شدن بردارند كه ۱۷۰۰۰ نفر اینها از معلمهای نهضت سوادآموزی هستند، تعداد اندكی هم كه باقی می ماند، اگر پارتی بازی نباشد، باید رقابت سختی با هم داشته باشند. حالا افرادی كه سابقه شان از سه سال كمتر است چه وضعیتی دارند معلوم نیست. به هرحال مجبورم در این آزمون هم شركت كنم. ولی واقعاً این انصاف نیست.
خانم نعیمی فرد معلم حق التدریسی دیگری است كه با ما گفت وگو می كند. او می گوید: لیسانسیه تاریخ هستم و در یك دبیرستان غیرانتفاعی درس تاریخ و علوم اجتماعی تدریس می كنم. وضعیت معلمان حق التدریس قابل مقایسه با رسمی ها نیست. من نزدیك دو سال است كه تدریس می كنم. اوایل كارم ساعتی ۶۰۰ تومان می گرفتم. یك معلم رسمی حد متوسط حقوقش ۱۴۰ هزار تومان است با مزایا، پاداش و هدایای دیگر. در حالی كه حقوق یك معلم حق التدریسی [البته بسته به ساعات تدریسش] چیزی حدود ۳۰ تا ۶۰ هزار تومان است. من مجرد هستم و نیاز چندانی به این پول ندارم، ولی واقعاً فكر می كنم معلمان متأهلی كه تنها از این شغل درآمد دارند، با این میزان دستمزد چه می كنند؟! چون تازه شروع به تدریس كرده ام، چندان دنبال رسمی شدن نرفته ام، ولی جدیداً شنیده ام كه قرار است آزمونی برقرار شود. من سه سال بیشتر سابقه كار ندارم، بنابراین نمی توانم شركت كنم. در مدرسه هم اصلاً نمی دانم وضعیتم چگونه است. الان هم كه شهریور است زمان گفت وگو هنوز مطمئن نیستم كه برای مهرماه به مدرسه خواهم رفت یا مدیر كس دیگری را جایگزین من می كند. جالب این است كه برای دانش آموزان هم فرق می كند كه شما یك معلم حق التدریسی هستید یا رسمی؟! اصلاً به دبیران رسمی با احترام بیشتری برخورد می كنند، ولی ما... و خانم شیشه گران معلم یك دبستان غیرانتفاعی است، البته نه یك معلم رسمی. وی می گوید: من از طریق گزینش اداره وارد مدرسه شدم، راجع به سؤالات گزینش بهتر است چیزی نگویم. همه كارهای ما دست مدیر است. ایشان می گویند كه چه درسی را برداریم، سر چه كلاسی برویم، اصلاً از هفته دیگر مدرسه برویم یا نه و البته اینكه چه مقدار دستمزد بگیریم. مثلاً من دوستی دارم كه در یك مدرسه دیگر همان كاری را كه من می كنم، انجام می دهند، ولی حقوقشان ۷۰ هزار تومان است و مال من ۴۰ هزار تومان، چون مدیر این مدرسه دلش می خواهد این میزان به من بپردازد و آن یكی مدیر دوست دارد بیشتر بپردازد! دنبال رسمی شدن هم نمی روم، چرا كه می دانم موانع زیادی پیش رو خواهم داشت. گفت وگوهایم را به پایان می رسانم، در حالی كه سؤالات زیادی برایم مطرح است. وقتی یك جوان تحصیلكرده می گوید بیكارم و پولی به دست نمی آورم، می گوییم: خوب، برای شما كه فلان رشته را خوانده اید، كار نیست. ولی وقتی كسی مشغول به كار است و تعداد زیادی از افراد دیگر هم وابسته به كار و فعالیت ایشان هستند، برخوردار نبودن از حقوق مكفی و مزایا چه معنی می تواند داشته باشد؟ آیا شایسته است بین دو معلمی كه هر دو به یك میزان كار و كوشش می كنند، صرفاً به این عنوان كه یكی نام رسمی دارد و دیگری نام حق التدریسی را یدك می كشد، تفاوت و تبعیض قائل شد؟ شرایط رسمی شدن چیست؟ یك معلم حق التدریسی باید چند آزمون را پشت سر بگذارد و چند سال سابقه داشته باشد تا بتواند رسمی شود؟ معلمی را می شناسم كه دوازده سال است كه حق التدریس است و...
نرگس قربانی