ساختار علمی ایران و مسئلهٔ تطابق با ساختار جهانی

مدیر گروه علم‌سنجی مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور در جشنوارهٔ تابستانهٔ پلی‌کلینیک به ایراد سخنرانی همراه با ارائهٔ گزارش آماری از وضعیت تحقیقات دانشگاهی و همچنین بررسی تولید علم در ایران پرداخت. دکتر شاپور اعتماد در ابتدای سخنان خود با اشاره به اینکه سخنرانی وی با بقیهٔ سخنرانی‌های جشنوارهٔ تابستانه تفاوت دارد و آن خالی بودن چیزی است که در بقیهٔ سخنرانی‌ها هست، افزود: ”در سایر جلسات شاید در تعریف مسائل فرهنگی شما به طیفی از رشته‌های علوم انسانی متصل شوید به‌طور مثال اگر من توجه شما را به رشته‌هائی مثل علوم پزشکی، مهندسی و غیره ... جلب کنم شما به نسبت، کمتر این مسائل را فرهنگی می‌بینید.“

اعتماد با اشاره به اینکه احساس لزوم تقسیم‌بندی در رشته‌های مختلف که در ذهن تداعی می‌شود ناشی از تلقین تخصصی بودن است، گفت: ”این تلقین است که سبب می‌شود ما این‌جور تقسیم‌بندی را بپذیریم. ولی حقیقتاً بحث من یکی از شاخه‌های خوب چارچوب فرهنگی است. مؤلفه‌های فرهنگی در برخی نقاط تفاوت عمده‌ای را با نقاط دیگر دارد. آن چیزی که پذیرفتن تقسیم‌بندی کلی را توجیه می‌کند این است که ثبات این قسمت به نسبت بخش‌های معرفتی دیگر چقدر است؟ شیمی یا مهندسی را Hard Science نام‌گذاری می‌کند، چرا که استمرار آنها بیشتر از سایر علوم است. اما در باب دشواری، باید بگویم که رشته‌های علوم انسانی به مراتب دشوارتر از دانش‌هائی هستند که ثبات واقعیت دارند. به‌ اعتبار این ثبات است که شما قدرت و توان حلّ مسئله را پیدا می‌کنید که قرینهٔ آن در علوم انسانی کمتر یافت می‌شود و بیشتر بستگی به قدرت اشراف شما دارد.“ وی در ادامهٔ صحبت‌های خود با پرداختن به دورانی که وی به بررسی وضعیت علمی ایران پرداخته بود و در آن دوران دانشگاه‌ها تعطیل بودند گفت: ”ما دسترسی مجسمی به علوم انسانی نداشتیم و یا اگر داشتیم بررسی ایدئولوژیک علوم انسانی بودند، به‌عنوان مثال ما اقتصاد اسلامی را باب کرده بودیم و البته اگر این پیگیرانه دوام پیدا می‌کرد هیچ مشکلی نداشت، اما متأسفانه هیچ انعکاس جهانی پیدا نکرد، حتی در رشته‌هائی که ما نسبت به جهان یک نوع برتری تاریخی داشتیم مثل مسائل حقوقی. منظور من از انعکاس جهانی این است که شما وقتی فرهنگ را تعریف می‌کنید با این مواجه می‌شوید که چقدر از آن بهره‌برداری می‌شود.“ مدیر گروه علم‌سنجی مرکز تحقیقات سیاسی علمی کشور ادامه داد: ”برای رسیدن به تعریف واحد در مورد انعکاس جهانی ما توجه خودمان را به یک مؤلفه معطوف می‌کنیم و آن عبارت از فعالیت انتشاراتی است. ویژگی خوب این مؤلفه این است که می‌توانیم به راحتی آن را اندازه‌گیری می‌کنیم.“ شاپور اعتماد دلیل وارد شدن خود به این عرصه را به دو بخش تقسیم‌بندی کرد و گفت: ”یکی آگاهی از موقعیت خود در سطح ملی و دیگری آگاهی از موقعیت نست به دیگران است.“ وی این نکته را متذکر شد که البته اندازه‌گیری فعالیت‌های علمی از قبل هم شکل گرفته بود اما در چارچوب محدود کردن در سطح ملی. وی افزود: ”اشکال این محدود کردن به این خاطر بود که جامعهٔ علمی عملاً یک جامعهٔ جهانی است و وقتی آن را تعریف می‌کنیم شبکه‌ای مدّنظر است نه حدّ و مرز جغرافیائی. البته مشکلی که در کشور با آن روبه‌رو هستیم جامعهٔ علمی در سطح ملی است. در سطح منفرد (عناصر) از نظر افراد، دانشمند متعارف یا برجسته، زیاد داریم و این افراد خود را متعلق به جامعهٔ علمی جهانی می‌بینند. ولی هیچ‌وقت نمی‌بینیم که کسی خود را متعلق به جامعهٔ علمی ملی بداند.“ دکتر اعتماد در ادامهٔ این جلسه به بررسی وضعیت آماری تولید علم در ایران پرداخت و ضمن طبقه‌بندی خود در این مجموعه اشاره کرد و گفت: ”برای اینکه به این مجموعه‌ وارد شویم از یک طبقه‌بندی استفاده کرده‌ام و این بدان معنا نیست که این طبقه‌بندی صحیح است و بقیه غلط، بلکه در این کار می‌شود از طبقه‌بندی‌های مختلفی استفاده کرد. با استفاده از این آمار می‌توان به پرسش‌های زیادی پاسخ داد، از جمله اینکه جامعه معرفتی ما چگونه تعریف شود تا بتواند با شاخص‌های بین‌المللی مطابقت داشته باشد. در این بررسی آماری تصویری نسبتاً دقیق از ساختار درونی علمی کشور در سی سال گذشته ارائه می‌شود. ملاک گردآوری اطلاعات پایهٔ بین‌المللی I.S.I است.“ وی سپس این سؤال را مطرح کرد که ”آیا واقعاً رتبهٔ علمی ایران در جهان سی‌ام است و اگر نیست رسیدن ما به به این رتبه چقدر طول می‌کشد؟“ و پاسخ داد: ”این مسأله واقعیت ندارد. ما با به دنبال یک شعار رقابتی بودیم تا سیاست‌های علمی کشور را بر پایهٔ آن برنامه‌ریزی کنیم و به این شعار دست یافتیم که از رتبهٔ ۵۰ به ۳۰ ارتقاء پیدا کنیم و تازه شبیه ترکیه شویم. ولی تازه باید ببینیم که این رتبه را می‌خواهیم چه‌کار کنیم؛ تا زمانی که تولید علم می‌کنیم ولی برای آن مصرف نداریم آن تولید به‌کار نمی‌آید. به‌عبارتی باید مصرف مولد داشته باشیم. ساختار معرفتی تولید علم ایران در سال ۲۰۰۳ نشان می‌دهد که رشتهٔ شیمی با در اختیار داشتن ۲۲ درصد از کل مقالات در صدر تولید علمی کشور قرار دارد و پس از آن پزشکی با ۱۶ درصد مقام دوم، مهندسی با ۱۵ درصد و فیزیک با حدود ۱۰ درصد مقام‌های سوم و چهارم را به‌دست می‌آورند. همین ارقام نشان می‌دهد که تا چه حد ساختار تولید علمی ما فاقد تطابق با ساختار علمی جهان است که در آن پزشکی بالینی دست بالا را در تولید علمی دارد.“ اعتماد افزود: ”عملاً تعادل نسبی میان علوم زیستی و علوم فیزیکی که در جهان دیده می‌شود در ساختار علمی کشور به هم ریخته است و به‌نظر می‌رسد در کوتاه‌مدت این روند ادامه یابد. متعادل‌سازی این روند احتیاج به اتخاذ سیاست‌های کلان در زمینهٔ تحقیقات علمی در سطح ملی دارد.“ وی ادامه داد: ”با آنکه شیب رشد علمی کشور بسیار تند بوده است باید هنگام قضاوت دربارهٔ آن احتیاط کرد. چرا که برخی پیش‌بینی کرده‌اند که کشور می‌تواند در زمانی اندک در زمرهٔ ده کشور اول جهان قرار بگیرد. اما باید گفت گرچه از عربستان سعودی سبقت گرفته‌ایم و به تولید علمی مصر رسیده‌ایم اما فاصلهٔ ما با کرهٔ جنوبی و ترکیه افزایش یافته است. البته من نسبت به پیشرفت رشد علمی ناامید نیستم اما باید تمامی توان خود را به‌کار گیریم تا مسئولان بودجه‌های تحقیقات را افزایش دهند و این شاید راه حل اصلی سبقت گرفتن از رقیبان اصلی باشد. در ضمن براساس اطلاعات به‌دست آمده حدود ۲۵ درصد از کل تعداد مقالاتی که در نمایه آی.اس.آی ثبت شده با کمک ۱۰۰۰ نفر همکار بین‌المللی نگاشته شده است. این نشان می‌دهد که از نظر توسعهٔ قدرت جذب محقق همواره با دشواری روبه‌رو بوده‌ایم. در نتیجه، در کوتاه‌مدت، با توجه به ضعف کنونی در جذب محقق با نوعی فرآیند ”فرار مغزها“ روبه‌رو خواهیم بود. اگرچه در برخی رشته‌ها مانند شیمی، تعداد همکاران بین‌المللی ما بسیار اندک و در برخی رشته‌ها مثل فیزیک این تعداد بسیار بالا است.“