وضعیت مدارس چاراویماق

چاراویماق از محروم ترین مناطق استان آذربایجان شرقی به شمار می رود این جنوبی ترین بخش استان, کم جمعیت ترین و در نتیجه فقیرترین بخش است که سرمایه گذاری در آن به سبب عوامل زیادی عملا وجود ندارد

چاراویماق از محروم‎ترین مناطق استان آذربایجان شرقی به شمار می‎رود. این جنوبی‎ترین بخش استان، کم جمعیت‎ترین و در نتیجه فقیرترین بخش است که سرمایه‎گذاری در آن به سبب عوامل زیادی عملا وجود ندارد. رشد جمعیت چاراویماق منفی ۵/۲ است و این رقم هم به دلیل مهاجرت‎های بی‎رویه و هم کاهش در زاد و ولد است. همه‎ی عوامل موجود در چاراویماق دست به دست هم داده‎اند تا هم چنان در فقر فرهنگی و اقتصادی باقی بماند. از مسایل مهم رفاه عمومی اشتغال است و برای اشتغال بایست سرمایه‎گذاری صورت گیرد و سرمایه‎گذاری شبکه‎ی جاده‎ای مناسب می‎طلبد. مسیر راه‎های تجاری باید هموار و سهل الوصول باشد. اما از سوی دیگر، جاده کشی مناسب در این منطقه به دلیل کاهش جمعیت مقرون به صرفه نمی‎شود.

آموزش و پرورش یکی از عوامل تولید فرهنگ و دانش است که در این بخش هم چنان در فعالیت شبانه روزی‎ست. با وجود راه‎های نامناسب و پیوند ضعیف روستاها با هم دیگر، آموزگاران برای پوشش دادن حتا یک دانش آموز مجبوراند گاه پای پیاده مسیری سه چهار کیلومتری بپیمایند تا سر کلاس خود حاضر شوند. این مسیرها کوهستانی و خطرناک است. بارندگی‎های زیاد و به ویژه هوای سرد در زمستان آموزگاران روستاها را زمین‎گیر می‎کند. بیش‎تر راه‎های موجود چاراویماق آسفالت نیست، و بیش‎تر راه‎های خاکی مال‎روست. یعنی جاده‎ای‎ست که تراکتورهای روستاییان ایجاد کرده است. این راه‎ها گاه از مسیر رودهای فصلی می‎گذرد که به هنگام بارندگی بسته می‎شود.

فقر فرهنگی در این بخش سبب شده است دانش آموزان دختر از حضور در مدارس محروم شوند. هنوز هیچ توجیهی نمی‎تواند دختران واجد شرایط را سر کلاس حاضر کند. خانواده‎های آنان نمی‎توانند به سادگی تصمیم به ثبت نام بگیرند. حتا در صورت حضور در کلاس، بیش‎تر دختران پس از کلاس پنجم در خانه می‎مانند و از معدود دخترانی که دوره‎ی راهنمایی را می‎گذارنند نمی‎توانند وارد دبیرستان شوند. موفق‎ترین مدیری که توانسته است بیش‎تر دختران حوزه‎ی خود را جذب کند، فقط سه دانش آموز دختر دوره‎ی راهنمایی دارد. در هر روستایی که حتا یک دانش آموز وجود داشته باشد، آموزش پرورش خود را موظف کرده است که آموزگار او را تأمین نماید و این مدارس در غالب روستاها مقطع ابتدایی‎اند و کم‎تر روستایی می‎توان یافت که دوره‎ی راهنمایی هم داشته باشد. دبیرستان این منطقه فقط در شهرستان قره‎آغاج (مرکز چاراویماق) وجود دارد. در این بین، چهار مدرسه‎ی شبانه شامل راهنمایی و دبیرستان (۲ دخترانه و ۲ پسرانه) در شهرستان قره‎آغاج وجود دارد. این مدارس از امکانات نسبتا خوبی برخوردارند و این سبب شده است علاقه‎مندان را تشویق به ادامه‎ی تحصیل کند.

در واقع، موفقیت آموزش و پرورش چاراویماق محدود به مقطع ابتدایی شده است و هنوز سطوح تحصیلاتی در روستاهای این بخش بی‎داد می‎کند. جمعیت کم روستاها مهم‎ترین عامل دایر نشدن کلاس‎های راهنمایی‎ست. بدین ترتیب، برای کاستن از مهاجرت‎ها امکانات لازم است و این امکانات به دلیل جمعیت کم مقرون به صرفه نمی‎شود.

مشکلات رفت و آمد آموزگاران از شهرهای خود به سوی روستاها مواردی پیش آورده است که عملا به استمرار کلاس‎ها آسیب می‎زند. در دیدار و بازرسی که بخشدار بخش شادیان و رییس آموزش و پرورش چاراویماق داشتند، آموزگاران دو روستا سر کلاس خود حاضر نبودند. آموزگار یکی از روستاها یک ماه ترک محل کرده بود و هفت دانش آموزاش بلاتکلیف مانده بودند. برخی روستاها با وجود مدرسه‎ی چند کلاسه به سبب نبود دانش آموز معطل مانده است. و در برخی روستاها خانه‎ی روستایی برای برپایی کلاس اجاره شده است.

در روستای عشایری «اورتا سو» یکی از مدیران موفق در عرض پنج سال توانسته بود تعداد دانش آموزان را افزایش دهد. او توانسته بود با وجود مخالفت خانواده‎ها برای حضور دختران در کلاس تعداد آنان را نیز افزایش دهد. بی‎گمان این امر سبب تغییر فرهنگی در منطقه خواهد بود که در عرض چند سال نمود شایسته‎ای بر جای خواهد گذاشت. مدیر مدرسه در این چند سال توانسته بود مدرسه را به بهترین وضعیت ممکن تبدیل کند. تعداد دانش آموزان در این مدرسه ۲۵۰ نفر است که برای یک روستای در حال کوچ خیلی امیدوار کننده است.

یکی از مشکلات دیگر در روستاهای آذربایجان زبان مادری‎ست. ناآشنایی با واژه‎های فارسی در کتب درسی و بدتر از آن بی‎توجهی برخی آموزگاران از مشکلات زبان دوم، در ارایه‎ی دروس ناموفق می‎مانند. برای تفهیم قارقا به کلاغ در این منطقه انرژی زیادی می‎طلبد تا در روستاهای فارسی زبان. در این بین، آموزش زبان عربی که از کلاس‎های اول آغاز می‎شود، مشکل را دوچندان کرده است. همه‎ی دانش آموزان برای خواندن آیه‎های قرآن از حافظه یاری می‎جویند تا خواندن درست آن. آموزش هم زمان زبان فارسی و عربی این دانش آموزان را سردرگم کرده است. آموزگاران نیز در این زمینه آموزش لازم ندیده‎اند. عدم کاربرد زبان عربی در دروسی مثل علوم یا ریاضی نیز باعث می‎شود عربی فقط به خواند قرآن منجر شود. عدم پوشش کامل تلویزیونی در این بخش نیز سبب شده است فهم شنوایی کودکان روستاها تا ورود به کلاس اول هیچ آشنایی از واژه‎های فارسی نداشته باشند.

خلیل غلامی