تجسم روح علمی در قرون وسطی

ابوریحان محمدبن احمد بیرونی که در قرون چهارم و پنجم هجری می زیست, از سرآمدان دانشمندان ایران و جهان در گستره ای زمانی به وسعت تمام تاریخ است

ابوریحان محمدبن احمد بیرونی که در قرون چهارم و پنجم هجری می‌زیست، از سرآمدان دانشمندان ایران و جهان در گستره‌ای زمانی به وسعت تمام تاریخ است. وی که نامداران عرصه دانش چون زکریای رازی و ابونصر فارابی معاصرش بودند و با شیخ‌الرئیس بوعلی‌سینا، دوستی، مباحثه و مکاتبه داشت، از جمله دانشمندانی است که در آوردگاه فنون و علوم گوناگون توانمندانه گام نهاده و خود را به مثابه جامع تمام علوم روزگار خویش به جهانیان شناسانده است.

آنچه از واکاوی تاریخ‌نگاشته‌ها و کندوکاو در آثار خود ابوریحان برمی‌آید، آن است که وی در ریاضیات و نجوم، فلسفه و حکمت، تاریخ و جغرافیا و طب و داروسازی مقام استادی داشته و کمتر کسی را می‌توان در درازنای تاریخ یافت که چون او از هر دری سخن بگوید، آن هم چنین رسا و شیوا.

از ابوریحان که شمار آثارش بالغ بر یکصد و سی عدد است، دست‌کم ۲ کتاب مشهور درباره نجوم و ریاضیات به یادگار مانده است. نخستین آن، قانون مسعودی می‌باشد که مقدمات هندسه، حساب و نجوم را مشتمل است. آن دیگر التفهیم لاوایل الصناعت التنجیم نام دارد که در ابتدا به پارسی و سپس به عربی نگاشته شد، بدون آن که یکی ترجمه دیگری باشد.

در اهمیت التفهیم همان بس که در مقدمه نسخه پارسی آن استادی به نام چون، جلال‌الدین همائی آورده است که این یادگار گرانبهای پارسی در اسناد مفاخر ایران و ایرانی دست‌کمی از شاهنامه فردوسی ندارد، بلکه از بعضی جهات بر آن نیز می‌چربد!

آنچه روشن است، در این دو رساله ابوریحان از حرکت وضعی زمین سخن به میان آورده و طول و عرض‌های جغرافیایی را بدقت تعیین کرده است!

بیرونی که به تعبیر عبدالحسین زرین‌کوب، تاریخ‌نگار و ادب‌پژوه نامدار، بهترین تجسم روح تجربی در تمام قرون وسطی بود، مطالعات فلسفی ارزنده‌ای نیز داشته است. شاید بتوان گفت این مرد دقیق‌النظر، دقت و اصابت نظر خویش را مدیون مطالعات فلسفی بوده است.

وی که کتابی مرتبط با فلسفه هندوان یعنی کتاب «شامل» را از زبان هندی به عربی بازگردانید، در فلسفه، چندان به روش متعارف عهد خویش یعنی آن روش که به وسیله کندی، فارابی و نظایر آنان تحکیم و تدوین شده بود، پایبند نبود.

در حقیقت مشرب فلسفی او را تا اندازه‌ای می‌توان مشابه مسلک فلسفی ابوالعباس ایرانشهری و زکریای رازی برشمرد. آنچه روشن است، وی را به سبب عقاید خاص و روش جداگانه و ایرادهایش بر ارسطو ممتاز باید پنداشت.

در باب نگارش تاریخ نیز ابوریحان واجد جایگاهی نیکو است. کتاب آثارالباقیه عن قرون الخالیه، از جمله آثار تاریخی او به شمار می‌آید.

در این کتاب سخن از تقویم، سنوات و اعیاد ملل و اقوام گوناگونی چون ایرانیان، سغدیان، خوارزمیان، یونانیان، عیسویان، مسلمانان و... به میان آمده است. آثارالباقیه همچنین واجد فهرست‌هایی از سلسله‌های پادشاهان باستانی ایران، مصر، کلده، آشور، یونان، روم، مقدونیه و... است.

بیرونی در مقدمه این اثر ارزشمند چنان دقت و احتیاطی در شیوه تحقیق توصیه می‌کند که گویا آن مقدمه یک پژوهشگر امروزی است. ابوریحان همانگونه که عزیزالله بیات در کتاب، شناسایی منابع و مآخذ تاریخ ایران آورده است، کتابی دیگر درباره قرامطه و سپیدجامگان نگاشته بود که شوربختانه از آسیب دهر به دور نماند و امروزه اثری از آن در دست نیست.

بیرونی که امروزه تاریخ‌پژوهانی چون جرجی زیدان، نویسنده کتاب مشهور تاریخ تمدن اسلام، از او به عنوان انتقال‌دهنده علوم یونانی به هندی و حکت هندی به عربی یاد می‌کنند، در جغرافیا نیز رسائلی را تدوین نموده بود و از آن‌جمله می‌توان به ۲ اثر تحدید نهایات‌الاماکن و ماللهند اشاره کرد. ماللهند مشهورترین اثر جغرافیایی ابوریحان به شمار می‌آید. این کتاب بی‌نظیر، دانشنامه‌ای برای هندشناسی و گنجینه‌ای است از تمام معلومات راجع به سرزمین هندوستان و آن هم براساس تحقیقات درست علمی. ماللهند را باید یک نمونه و یک شاهکار در زمینه مسائل مرتبط با جغرافیای انسانی و فولکلور برشمرد. آنچه شایان توجه افزون است آن که بیرونی در کتاب‌های جغرافیایی خویش به قوه علم و فراست وجود سرزمین جدید (قاره آمریکا) را پیش‌بینی نموده و همچنین تاکید کرده در نیم‌کره جنوبی زمین نیز باید خشکی و آبادانی (قاره اقیانوسیه) وجود داشته باشد!

ابوریحان که در سفرهای خویش به هند زبان سانسکریت را فراآموخته بود، در طب و به تعبیر ذبیح‌الله صفا ـ نویسنده کتاب آموزش و دانش در ایران ـ در داروسازی هم واجد مهارت و کاردانی بود. کتاب الصیدنه، یادگاری گرانبها از او درباره داروسازی و داروشناسی است.

ابوریحان همان‌طور که حسن تاج‌بخش در کتاب تاریخ دامپزشکی و پزشکی ایران بیان داشته است، از تحقیقات و تتبعات دانشمندان گوناگون ازمنه پیشین به‌سان بقراط، ارسطو، اوریباسیوس، جالینوس، بختیشوع، ماسرجویه، ترنجی و ارجانی بهره جسته و در هر مورد مدارک را نیز یادآور شده و خود نیز تحقیقات و نوآوری‌های جالبی داشته است.

آنچه ارزش کار او را بیشتر هویدا می‌سازد، آن است که در صیدنه علاوه بر اسامی یونانی، هندی و عربی داروها، اسامی پارسی آنها نیز یاد شده است.

به هرترتیب آنچه از این کوتاه سخن برمی‌آید، آن است که روح تحقیق و دانش‌پژوهی، فکر نکته‌سنج، ذوق سلیم، هوش سرشار، جهان‌بینی وسیع و عشق رسیدن به حقیقت از صفات و ویژگی‌های ابوریحان بوده است و یاری جستن از منش و روش او امروزه نیز می‌تواند راهگشا باشد.

دکتر امیر نعمتی لیما