زئوس تپانچه ای اشعه ای

تپانچه اشعه ای مانند خیلی چیزهای دیگر در داستان های علمی ـ تخیلی, اختراع اچ جی ولز است این تپانچه در چنگال های مریخی های ولز سلاحی بود بی پاسخ برای زمینی ها, به همان بی پاسخی تفنگ ماکسیم در دستان نیروهای بریتانیایی برای آفریقایی ها

تپانچه اشعه‌ای مانند خیلی چیزهای دیگر در داستان‌های علمی ـ تخیلی، اختراع اچ.جی.ولز است. این تپانچه در چنگال‌های مریخی‌های ولز سلاحی بود بی‌پاسخ برای زمینی‌ها، به همان بی‌پاسخی تفنگ ماکسیم در دستان نیروهای بریتانیایی برای آفریقایی‌ها. این سلاح هم چنان علمی ـ تخیلی باقی ماند. در حالیکه تپانچه‌های دستی و سلاح‌های عظیم ضدموشک هیچ یک موفق نشدند. ولی این موضع قرار است تغییر کند. نخستین سلاح اشعه‌ای میدان جنگ اکنون در حال استقرار است و نسل بعدی، که اکنون در آزمایشگاه است، بزودی بیرون می‌آید.

سلاح استقرار یافته (یا به زبان مخصوصی که نظامیان مجبورند برای توصیف فناوری آن به کار برند سلاح انرژی هدایت شده) زئوس نام دارد. این سلاح برای کشتن ساخته نشده است. بلکه برعکس هدف آن این است که به شما اجازه دهد وقتی یک مهمات منفجر نشده مانند بمب‌های کنار جاده را منفجر می‌کنید ـ بمب‌هایی مانند بمب‌های سر راه نیروهای خارجی در عراق ـ در یک فاصله امن قرار گیرید.

این سلاح اینک دنبال مواد منفجره است و معنای این کار در عمل استفاده از یک راکت پرتاب‌کننده نارنجک است، تا نیروها را در معرض تک‌تیراندازان قرار ندهند. اما راکت‌ها گران هستند و گاهی هدف‌هایشان را از دست می‌دهند. زئوس در یک فاصله ۳۰۰ متری مؤثر است و یک پرتو لیزر، برخلاف یک راکت، همیشه دقیقاً به همانجایی می‌رود که شما نشانه گرفته‌اید.

در حال حاضر، تنها یک زئوس فعال است. این زئوس در پشت یک هاموی در یک میدان جنگ نامعلوم قرار دارد. اما اگر موفقیت آن به اثبات برسد، به گفته اسکات مک فیترز از طراحان سیستم‌های دفاعی موشک‌های کروز نیروی زمینی آمریکا، ده‌ها مورد از آن در مدت یک سال ساخته خواهد شد.

● شما بوسیله نور می‌جنگید؟

اگر زئوس موفق شود، زندگی سربازان را به نحو محسوسی ایمن‌تر خواهد کرد. اما آنچه واقعاً اهمیت دارد، توانایی آن در نابودکردن گلوله‌های توپ است. سیستم دفاع منطقه‌ای لیزر CASS، قرار است این کار را بکند یعنی گلوله‌های توپ و راکت‌های کوچک در حال آمدن را با اشعه لیزر منفجر کند. هدف‌ها بوسیله رادار و (اگر راکت باشند) حسگرهای اشعه مادون قرمز ردیابی می‌شوند. آنها وقتی در تیررس قرار می‌گیرند، نابود می‌شوند.

CASS اگر موفق شود از هر لحاظ یک فناوری خردکننده خواهد بود. و احتمالاً جای سیستم فالانکس رایتون را که از خمپاره برای انجام همین کار استفاده می‌کند خواهد گرفت. فالانکس و رقبایش به مهمات خیلی زیاد نیاز دارند و می‌توانند در باران سنگین آتش غرق شوند. برعکس، به گفته مایک بوتن نایب رئیس سلاح‌های هدایت شده بوسیله انرژی، CASS تا زمانی که با الکتریسیته پر شود دارای یک مخزن پایان‌ناپذیر خواهد بود.و CASS صرفاً پیشرفته‌ترین سلاح از یک گروه سلاح لیزری ضدتوپخانه در حال ساختمان است. با همه این احوال ریتون مطمئن است در این رقابت برنده است و بیشتر هزینه ساخت را از جیب خود می‌پردازد. البته پولی هم از اداره برنامه سلاح‌‌های انرژی نیروی دریایی آمریکا دریافت کرده است. در این میان رقابت میان سرویس‌ها در ماه اوت وقتی نیروی زمینی یک قرارداد ۳۶ میلیون دلاری با بوئینگ برای ساخت سلاح مشابهی که فعلاً به نام نمایش دهنده فناوری عالی انرژی لیزری مشهور است منعقد کرد، چهره خود را نشان داد.

فرماندهی دفاع موشکی و فضایی نیروی زمینی در این رقابت حضور دارد. سلاح لیزری آن که نمونه اولیه‌اش باید در تابستان آینده آماده شود، برای نابودکردن راکت‌هایی به اندازه کاتیوشا که بوسیله شورشیان در افغانستان و عراق مورداستفاده قرار می‌گیرد، بکاربرده خواهد شد.

اما بلندپروازانه‌ترین طرح لیزری، لیزر هوابرد یا ABL است که بوسیله مؤسسه دفاع موشکی آمریکا و بوئینگ، لاکهید مارتین و نورتروپ گرومان ساخته می‌شود. این سلاح نوری با مخلوط‌کردن مواد شیمیایی در یک راکتور که به نام COIL (لیزر شیمیایی ید اکسیژن) مشهور است، و ضربه‌ای خیلی بزرگتر از آنچه اشعه سیستم‌هایی مانند LADS وارد می‌کند بوجود می‌آید. یک ABL وقتی روی کلاهک بوئینگ ۷۴۷ تغییر شکل داده شده سوار شود، باید بتواند یک موشک را از فاصله چند صد کیلومتری از کار بیاندازد.

امتیازهای زیادی در حمله به یک موشک در مرحله پرتاب وجود دارد.

۱) اول موشک هنوز به کندی حرکت می‌کند و بنابراین زدن آن آسانتر است.

۲) دوم ردیابی آن به علت بخار اگزوز آن آسان است (چون به محض اینکه مرحله پرتاب پایان می‌یابد، موتور خاموش می‌شود و موشک قانون نیروی جاذبه نیوتن برای رسیدن به هدفش را دنبال می‌کند).

۳) سوم اگر موشک تقویت‌کننده‌هایی داشته باشد که برای این طراحی شده باشند که به بیرون انداخته شوند وقتی که پرتاب می‌شود، هدف بزرگتری را تشکیل خواهند داد.

۴) چهارم، هرگونه آثار بازمانده از آن روی آنهایی می‌ریزد که آن را پرتاب کرده‌اند نه آنهایی که هدفش هستند.

اما به کار انداختن این سیستم در عمل دشوار خواهد بود. پرتاب یک موشک با استفاده از یک ردیاب اشعه ماورای قرمز صورت می‌گیرد، بعد موشک باید ردش دنبال شود. وقتی اشعه شلیک می‌شود، سیستم کنترل باید هم رقص پرتاب‌شونده را ترمیم کند، هم انحراف‌هایی را که شرایط جوی در مسیر اشعه بوجود می‌آورند و هواپیماهای حامل APL باید قبل از هر چیز در زمان درست در مکان درست باشند، با این حال، شماری آزمایش تاکنون صورت گرفته است و به گفته سرهنگ رابرت مک کیوری رئیس اداره برنامه لیزر هوابرد پایگاه نیروی هوایی کرتلند در نیومکزیکو، در تابستان آینده یک تلاش گسترده برای سرنگون‌کردن یک موشک در مرحله پرتاب در سواحل کالیفرنیا صورت خواهد گرفت.

همه اینها حداقل اخبار خوبی برای کشورهایی که قادرند این جنگ افزار جدید را مستقر کنند، است.

اما جنگ‌ها تنها با دفاع برده نشده‌اند. چیزی که مردم در این کار بیشتر شرم دارند درباره‌اش صحبت کنند استفاده تهاجمی از لیزر است. اما حداقل یک نمونه از چنین سیستمی در حال ساخت است.

لیزر تاکتیکی پیشرفته پرتاب شونده بوسیله هواپیما یا ATL یا یک لیزر شیمیایی دیگر که دارد بوسیله بوئینگ و نیروی هوایی آمریکا ساخته می‌شود هدفش «خنثی‌کردن» هدف‌ها در روی زمین از یک فاصله چند کیلومتری است. اطلاعات هدف‌گیری بوسیله دوربین‌های تلسکوپی سوار بر هواپیما، تصاویر ماهواره‌ای و هواپیماهای بدون سرنشین، و هدف‌یاب‌های انسانی در روی زمین تأمین می‌شود. مسأله این است: کدام هدف‌ها.

هواداران ATL از احتمالاتی مانند از کار انداختن خودروها با نابودکردن چرخ‌های آنها و اختلال در خطوط مخابراتی دشمن بوسیله قطع خطوط تلفن صحبت می‌کنند. کشتن نیروها به ندرت مورد اشاره قرار می‌گیرد. اما جان پایک مدیر سازمان امنیت جهانی یک گروه مشاوران در الکساندریا، ویرجینیا، که یک کارشناس ATL است، می‌گوید: هدف اصلی در حقیقت کشتن سربازان دشمن است.

بوئینگ حاضر نیست در این باره صحبت کند و جان واچز رئیس دایره انرژی فرماندهی دفاع فضایی و موشکی می‌گوید: این مسأله‌ای است که از نظر سیاسی حساس است. مردم ممکن است درباره یک سلاح خاموش و نامرئی که قبل از آنکه بدن را با یک انفجار بخار از هم بدرد آب آن را بجوش می‌آورد، تردیدهایی داشته باشند.اما این استدلال به طرز عجیبی ضعیف است. جنگ کار جالبی نیست. تردید است منفجرشدن بوسیله یک لیزر بدتر از مورد اصابت یک رگبار مسلسل قرار گرفتن باشد. همانطور که سودانی‌ها در نبرد اومدورمان در سال ۱۸۹۸ همان سالی که «جنگ جهان‌ها» منتشر شد، دریافتند آن هم بسیار دردناک است.

منبع: اکونومیست

مترجم: فریدون دولتشاهی