اثباتی بر یک ادعا

سرگذشتی که در ادامه می آید مربوط به اولین بانویی است که موفق به دریافت جایزه نوبل شد

سرگذشتی که در ادامه می آید مربوط به اولین بانویی است که موفق به دریافت جایزه نوبل شد. وی تنها کسی بود که موفق به دریافت دو جایزه نوبل گردید. مادام کوری جسورانه در دنیای مردانه علم قدم گذاشت و مرزهای جاهلانه برای نیل به حقیقت را در هم شکست. وی در سال ۱۹۰۳ به همراه همسرش و هانری بکرل موفق به دریافت نوبل فیزیک شد و در سال ۱۹۱۱ جایزه نوبل شیمی را از آن خود کرد. شایان ذکر است که پس از ماری، ۱۳ زن دیگر موفق به کسب جایزه نوبل شدند که البته به قول یکی از نویسندگان، با توجه به شرایط زنان این سوال مطرح می شود که چطور این قدر زیاد.

ماری فیزیکدان و شیمی دان برجسته ای بود که دانشمندان جهان را متوجه رادیواکتیویته در طبیعت نمود و از این راه، روزنه امیدی برای بیماران مبتلا به سرطان باز کرد. ماری نشان داد که علم و لذت فهمیدن وکشف، ساحتی است که نباید هیچ کس را به هیچ عنوان از ورود به آن منع کرد، چرا که خالق توانا راه همه را در مسیر خلیفه اللهی باز و بلکه هموار گذارده است.

بهتر آنست که زوایای زندگی پر فراز و نشیب این دانشمند بزرگ را بدون هیچ گونه تفسیر و تحلیل شخصی به نظاره بنشینیم و درس زندگی در خور حال از آن برگیریم.

ماریا اسکلودوفسکا در هفتم نوامبر ۱۸۶۷ در ورشو پایتخت لهستان دیده به جهان گشود. پدر و مادرش هردو معلم بودند و در ضمن هر دو از خانواده هایی با تحصیلات بالا بودند. پدرش Vladislav ،معلم فیزیک و ریاضی در دبیرستان و مادرش Bronislawa معلم موسیقی و مدیر تمام وقت یک مدرسه خصوصی دختران بود. ماریا فرزند پنجم این خانواده بود. خانواده وی بسیار عاطفی و غیر معمول و با عقاید محکم و قوی وشدیدا میهن پرست بودند. مادرش یک کاتولیک متعصب و معتقد بود.

ماری کوری در مورد پدر و مادرش می گوید:

" پدر و مادرم حرفه علمی و کاری خود را دربالاترین درجه می پرستیدند."

خانواده ماری برای تحصیل دانش فرزندان دختر و پسر اهمیت زیادی قایل بودند ( در آن زمان دولت اجازه ادامه تحصیل را به دختران نمی داد ) و از فرزندان خود انتظار داشتند همواره و در همه ابعاد درخشان باشند. آنها قبل از سنین مدرسه به کودکان خواندن را می آموختند. بدین ترتیب ماری در سن چهار سالگی در برابر هیجان سرشار خانواده، شروع به خواندن کتابی کرد.

با توجه به مسایل سیاسی آن زمان خانواده وی در فقر مالی به سر می برند. روسیه وآلمان لهستان را بین خود تقسیم کرده بودند. لهستان عمدتا تحت اشغال و نفوذ روس ها بود. روس ها می کوشیدند که فرهنگ و هویت لهستانی را از مردم بستانند. خانواده ماری علیرغم مشکلات عدیده اصرار داشتند تا فرزندانشان در بهترین مراکز آموزشی تحصیل کنند و مدارج عالی علمی را تا مقاطع بالایی طی کنند. به همین خاطر ماری در بهترین مدارس خصوصی و عمومی زمان خود کسب دانش می نمود و چند زبان مختلف، ریاضیات، تاریخ و سایر علوم را به بهترین نحو آموخت و در خانه نیز از کمک های علمی پدر در فیزیک و ریاضیات و نیز تاریخ سیاسی بی بهره نبود.

در آن دوران ،کودکان در مدرسه در صورت صحبت کردن به زبان ملی خودشان تنبیه می شدند. ماری جوان در آن شرایط خفقان، آموخت که بروز احساسات چقدر می تواند خطرناک باشد.

کودکی ماریا غالبا تهی از شادی بود. پس از نفوذ روس ها پدر میهن پرست ماری که عقاید سیاسی محکمی داشت، مرتب از شغلی به شغل دیگر و از آپارتمانی به آپارتمان کوچکتری جابجا می شد و زندگی بر این خانواده صمیمی سخت می گذشت. ماری در سن یازده سالگی خواهرش را بر اثر تیفوس و پس از چندی مادر خود را بر اثر توبرکلوز از دست داد و پس از آن به افسردگی عمیقی فرو رفت.

ماری سعی می کرد بر همه این مشکلات غلبه کند و در دوران تحصیل همواره درخشان ترین دانش آموز کلاس بود. هنگام بازرسی بازرس دولتی روس همواره دانش آموز انتخابی برای مباحثه علمی بود. چون او از نفوذ روس ها بر هویت لهستانی بسیار دلگیر بود، پس از آن مباحثات با روس ها همیشه هنگام صحبت در یک جمع عصبی می شد. تلاش بی وقفه و سخت کوشی وی در کار کردن، آموختن و علم ریشه در رویاهای وی برای استقلال کشورش داشت.

در سن پانزده سالگی در حالی که مانند خواهر و برادر بزرگترش در کلاس خود بهترین بود، از دبیرستان فارغ التحصیل شد. به خواست پدر در سال ۱۸۸۳ یکسال تمام به لذت بردن از زندگی، دیدار بستگان و هر آنچه دوست می داشت پرداخت. خود او در مورد این یک سال می گوید:

" تمام آنچه می توانم بگویم این است که شاید هرگز دوباره چنین لذتی در زندگی نداشته باشم."

پس از یک سال استراحت و لذت، ماری در سن نوزده سالگی به صورت معلم خصوصی و سپس پرستار خانه جهت تامین مالی خود و خواهرش شروع به کار کرد. دولت لهستان از ورود زنان به دانشگاه جلوگیری می کرد. ماری و خواهرش برونیا قرار گذاشتند تا مدتی ماری ، خواهر را تامین مالی کند و برونیا به جهت تحصیل به پاریس برود و سپس بطور متقابل برونیا ماری را از نظر مالی تامین کند تا ماری در پاریس به تحصیل بپردازد.

ماری در تمام اوقات فراغت به مطالعه می پرداخت. سرانجام وی در سال ۱۸۹۱ برای ادامه تحصیل به دانشگاه سوربن فرانسه هجرت کرد. در آنجا ابتدا در سال ۱۸۹۳ لیسانس فیزیک گرفت و پس از آن علیرغم مشکلات فراوان مالی موفق به اخذ لیسانس ریاضی شد. او هر روز تا ۱۰ شب در کتابخانه درس می‌خواند، پس از آن به اتاق سرد کوچکش می‌رفت و تا ساعت ۲ یا ۳ صبح مطالعه می‌کرد.

بعد از ۴ سال در سوربن در پی یافتن آزمایشگاهی برای انجام تحقیقات، ماری با Pierre Curie آشنا شد و پس از مدتی، آنها در سال ۱۸۹۵ بدون حلقه و حتی تشریفات معمولی ازدواج، با یکدیگر ازدواج کردند. پیراستاد تمام فیزیک و مسئول آزمایشگاه در دانشگاه فیزیک و شیمی صنعتی شهرداری بود و چهره علمی برجسته ای در زمان خود بود.

در ابتدای زندگی مشترکشان، بستگان هزینه لازم برای خرید دو عدد دوچرخه، پیراهن و کلاه را به آنها دادند و زندگی این زوج تحول گرا به همین سادگی آغاز شد. ماری در بسیاری از کورس های دوچرخه سواری بر همسرش غالب می شد! در سال ۱۸۹۶ ماری در امتحان معلمی مقام اول را کسب کرد و کمک هزینه ای جهت کار بر روی خواص مغناطیسی فولاد دریافت نمود.

ماری زندگی را بدون امکاناتی مانند پرده و فرش اداره می نمود. بیش از رسیدگی به خانه به باغچه ها و منظره بیرون از خانه اهمیت می داد و از گلها و درختان با دقت مراقبت مینمود. ماری و پیر به جای انجام برخی کارهای بی ارزش اغلب از بستگان و دوستان خود دیدن می کردند. روزهای تعطیل در خانه می ماندند و از دوستان و دانشجویان خود پذیرایی می کردند. دوستان آنها اغلب از چهره های علمی آن زمان بودند.

زمانی که ماری کوری در سال ۱۸۹۵ در انبار چوبی کوچکی که آزمایشگاه او بود شروع بکار کرد، نه او و نه هیچ کس دیگر چیزی در باره عنصر شیمیایی رادیوم نمی‌دانست و این عنصر هنوز کشف نشده بود. ماری و پیر مقالات متعددی در زمینه رادیو اکتیویته منتشر کردند. در سال ۱۹۸۹ مقاله ای در مجله آکادمی علوم با عنوان "on a novel radioactive substance contained in pitch bland" از ایشان چاپ شد که تحسین دانشمندان زمان را بر انگیخت. چندی بعد این آکادمی سنت و رسم قبلی خود را شکست وجایزه ۳۸۰۰ فرانکی خود را به خاطر تلاش های ماری در زمینه خواص مغناطیسی فولاد و نیز نوشتن این مقاله به ماری کوری که یک زن بود تقدیم کرد.

در پی این موفقیت بسیاری از اندیشمندان زمان از جمله فیزیکدانان فرانسوی هانری بکرل و مارسلین برتولت نامه ای به پیر نوشتند و در آن نامه پس از تبریک به وی از او خواستند که پیام ویژه آنها را به مادام کوری ابلاغ کند. آلبرت اینشتن که از معاصران ماری بود در مدح وی چنین گفت: " ماری کوری یکی از بزرگترین کسانی است که نام و آوازه او را نفریفت".

در آن زمان هانری بکرل تشخیص داده بود که عنصر شیمیایی اورانیوم ، پرتوهایی از خود می‌افشاند که در کانی اورانیوم بیشتر از فلز خالص اورانیوم بود. پس از مشاوره های علمی با بکرل، ماری و پیر تحقیقات طاقت فرسای خود را روی دور ریز های معدنی آغاز کردند. سرانجام در سال ۱۹۰۳ ماری، پیر و بکرل جایزه نوبل در فیزیک را از آن خود کردند.

پیر کوری در سال ۱۹۰۶ در ۴۷ سالگی بعلت تصادف با اتومبیل درگذشت. مادام کوری پس از مرگ شوهرش به مطالعات خود ادامه داد و در سال ۱۹۱۰ موفق به تهیه رادیوم خالص گردید. در این هنگام استاد سوربون و عضو آکادمی طب شد و در سال ۱۹۱۱ برای دومین بار به دریافت جایزه نوبل نائل شد. ماری پس از مرگ همسرش کتابی با نام پیرکوری نوشت و منتشر کرد. ماری معتقد بود که:"در مسیر علم ما باید مجذوب چیز ها باشیم نه آدم ها."۱

مادام کوری در اولین سخنرانی خود در سال ۱۹۰۶ چنین گفت:

" امروز ما شاهد موفقیت یک زن می باشیم. اگر زنی بتواند علوم پیشرفته را به هر دو جنس منتقل کند، پس برتری مرد بر زن در مسیر دانش چیست؟ من به شما می گویم که زمان به سمتی می رود که زنان نیز موجودات انسانی محسوب می شوند."۲

در جای دیگری نیز بیان داشت که: "هرگز نمی توان دنیای بهتری ساخت، مگر اینکه آدم های بهتری بسازیم، برای این منظور باید هر یک از ما تا عالی ترین مرحله در تحول خود بکوشیم و همزمان برای پایداری جامعه انسانی مسئولیت بپذیریم."۳

ماری در مورد زندگی خود چنین گفته است: "این یک داستان کوتاه است: من در ورساو از یک خانواده معلم متولد شدم سپس با پیر کوری ازدواج کردم و فعالیت های خود را در فرانسه انجام دادم."۴

ماری و پیر کوری دو دختر به نام های Irene Curie, Eve Curie تربیت کردند. Irene به همراه همسرش Frederic Joliot که از دیگر محققان مرکز تحقیقاتی مادرش بود، در سال ۱۹۳۵ موفق به دریافت جایزه نوبل برای کشف یک ماده رادیو اکتیو جدید شدند.

Eve وارد عرصه هنر شد و پیانیست قابلی شد. وی کتاب نیز می نوشت و اولین کتاب او درباره بیوگرافی مادرش بود. سرانجام ماری کوری در سال ۱۹۳۵ و در سن ۶۶ سالگی بر اثر آنمی آپلاستیک درگذشت. البته امروز گفته می شود که آنمی ثانویه به لوکمی ناشی از برخورد بدون حفاظ با مواد رادیواکتیو بوده است.

دنیای علم هرگز تلاش های علمی ماری را فراموش نخواهد کرد. او با اراده ای والا و تلاشی دلگرم کننده به عنوان یک انسان و نه یک زن از قابلیت های وجودی که خداوند در وجود او و همه انسانها نهاده استفاده کرد و دین خود را به خداوند بزرگ، جامعه انسانی ونیز جامعه علمی ادا کرد و تا آخرین لحظات زندگی خود از تلاش های علمی دست نکشید. در پاِیان، این نوشته را با کلام خداوند به آخر می رسانم که به عقیده حقیر در این دانشمند برجسته تحقق یافته است: . . . و ان جاهدوا فینا لنهدینکم سبلنا.

لیلا مقدس دانشجوی پزشکی، عضو کمیته پژوهش های دانشجویان

۱ "In science we should be interested in things, not persons."

۲ "Today has seen...۰۳۹;a victory for feminism.۰۳۹; If a woman is allowed to teach advanced studies to both sexes, where afterwards will be the pretended superiority of man? I tell you, the time is near when women will become human beings" (Birch ۱۹۹۰, p. ۵۱).

۳ ...I persist in believing that the ideas that then guided us are the only ones which can lead to true social progress. We cannot hope to build a better world without improving the individual" (Birch, p.۱۵).

۴ "It is such an uneventful, simple little story. I was born in Warsaw of a family of teachers. I married Pierre Curie and had two children. I have done my work in France."

منابع:

۱- (Sharon Bertsch, Nobel prizer women in science.(Book

۲- Sara Rockwell, The Life and Legacy of Marie Curie, YALE JOURNAL OF BIOLOGY AND MEDICINE ۷۶ (۲۰۰۳), pp. ۱۶۷-۱۸۰.

۳- (Marie Curie: A Life By Susan Quinn (Book