نابغه ری

به مناسبت روز بزرگداشت زکریای رازی

در آن زمان که اروپای مدعی تمدن در عصر بربریت بسر می‌برد و بسیاری افراد چون مردمان چند هزار سال قبل زندگی می‌کردند و همزمان با آن اگر اندک علم و تعلقی در آن دیار پیدا می‌شد توام با خرافات و اعتقادات عجیب و غریب بود، این سوتر و در بلاد اسلامی خورشید علم و دانش تابناک‌تر از هر زمان دیگری می‌درخشید و تلالو انوار علمی مسلمین، اروپاییان را بیش از پیش در حیرت و تحسر فرو می‌برد که مسلمانان در رفیع‌ترین قله‌‌های علم و تجربه‌های علمی هستند و باید قرن‌ها بگذرد تا ما بتوانیم به ایشان برسیم.

در این عصر طلایی علمی مسلمین که دانشگاه‌ها و به قولی نظامیه‌ها در بسیاری از شهرهای اسلامی همچون نیشابور، بغداد و ... به فعالیت مشغول بودند و هر روز و هر ساعت از آنجا دانشمندان و به تبع آن نظریه‌های علمی گوناگون صادر می‌شد، ارزش و اهمیت علم و دانش آن چنان بالا بود که بسیاری از افراد نه تنها مال و ثروت خود بلکه جان خویش را در طلب علم و دانش می‌نهادند تا این‌گونه قله علم مسلمین رفیع تر گردد. بی‌تردید در آغازین روزهای طلایی مسلمین از جهت کاوش های علمی، در شعبان سال ۲۵۱ هـ.ق و در شهر ری کودکی چشم به جهان باز می‌کند که سراسر علم و نبوغ خارق‌العاده است. این کودک که ابوبکر محمد بن زکریای رازی نام دارد، از همان اوان کودکی استعداد خاصی در آموختن و فرا گرفتن انواع علوم و فنون دارد چنانچه با آنکه سن کمی دارد، در موسیقی، فلسفه، ادبیاتریاضیات و نجوم به مقام والایی می‌رسد و در اندک زمانی کوتاه حیرت همگان را بر می‌انگیزد که چگونه یک جوان کم سن و سال با این تجربه قلیل به چنین دانش و مهارتی دست یافته است؟ اما این پایان کار آموختن او نیست، زیرا رو به علم شیمی می‌آورد و اوقات و ساعات جوانی‌اش را برای یافتن کیمیا در آ‌زمایشگاه‌های آن دوران سپری می‌کند، به این امید که ماده‌ای کشف کند و به دنبالش به واسطه همان ماده مس را تبدیل به زر کند؛ درست همان رویایی که قرن‌ها ذهن، فکر و وقت بسیاری از دانشمندان را به خود جلب کرده بود. هرچند در این بین به پیشرفت‌هایی مهم رسیده بودند اما نتیجه کلی و نهایی نگرفته بودند. ولی دانشمند جوان و مسلمان ایرانی مصمم بود به این رویا جامه تحقق بپوشاند. بنا براین روزها و شب‌ها در آزمایشگاه‌های آن دوران به کار و تلاش پرد اخت و در این راه به بیماری چشم مبتلا شد. بیماری که نه تنها مانع رسیدن زکریای رازی به کشف کیمیا شد بلکه شماتت و زخم‌‌زبان‌های دیگران را متوجه او کرد. ولی از آنجا که انسان‌های بزرگ در جهات گوناگون با توده مردم تفاوت دارند، به خاطر همین هم این اتفاق عاملی شد تا او به صورت گسترده و با جدیت هرچه تمام‌تر رو به علم پزشکی بیاورد، علمی که نه تنها برایش نتایج خوب و سودمندی در پی داشت بلکه عاملی شد برای فتح قله‌های رفیع علمی توسط این دانشمند جوان، کوشا و فعال ایرانی.

زکریای رازی در کنار مداوای بیماران و کشف بسیاری از مجهولات پزشکی، کتابی ارزشمند از خود به یادگار گذاشت که نام آن “الحاوی” می‌باشد. کتابی سودمند که به اعتقاد بسیاری از افراد از نظر نکته بینی و دید گسترده داشتن حتی از کتاب قانون ابن‌سینا هم مهمتر است. البته زکریای رازی در کتاب‌های دیگری چون “طب المنصوری” و “من لایحضره الطیب” اطلاعات خوب و جالبی در باب علم پزشکی ارائه می‌دهد.

از آنجا که در دنیای کهن یک دانشمند باید از جهات گوناگون دانشمند و عالم بوده و به قولی جامع تمام یا اکثر علوم زمان می‌شد تا بر او نام دانشمند می‌نهادند، بنابراین زکریای رازی هم از این حیث بی‌نصیب نمی‌باشد. چنانچه او در علم فلسفه هم دستی دارد. آن چنان که گفته می‌شود او نه تنها پیرو دیگر فلاسفه نبوده، بلکه برای خود حرف‌ها و عقاید منحصر به فردی داشته است. از آثار فلسفی او می‌توان به “القوانین الطبیعیه فی الحکمه الفلسفیه”، “الطب الروحانی”، مقاله “فی ما بعد الطبیعه”، “القول فی النفس و العالم”و ... اشاره کرد که هرکدام از آنها دنیای تازه‌ای را از نظر فلسفی به روی مخاطبان باز می‌کنند و این چنین هرچه بیشتر ابعاد فلسفه اسلامی را برای جویندگان آن آشکارتر می‌سازند.

آنچه نام زکریای رازی را شهره عام و خاص کرده، کشف بی‌بدیل او در علم شیمی و پزشکی است. کشفی که هنوز بعد از گذشت قرون متمادی مورد استفاده این علوم است.

این دانشمند ایرانی، در هزار سال قبل موفق به کشف الکل و جوهر گودگرد شد و این‌گونه سند افتخار دیگری بر افتخارات جهان اسلام افزود. هرچند سرانجام این دانشمند ایرانی و مسلمان بعد از گذشت سال‌ها و تالیف بیش از ۵۴ اثر مهمی بی‌نظیر، نابینا شد اما بی‌تردید آنچه فراسوی راه همگان نهاده، همانند خورشیدی درخشان راهگشای بسیاری از تاریکی‌ها است.

اکبر خوردچشم