طرح بزرگ یا طراح بزرگ

نقد ناتمام نظریات «استیون هاوکینگ»

«استیون هاوکینگ» در دهه ۱۹۸۰ فیزیکدان برجسته‌ای بود که در حوزه تخصصی‌اش - کیهان‌شناسی - پژوهش‌های ارزنده‌ای انجام داده بود اما بیرون از آکادمی کسی با نام و تحقیقات او آشنا نبود. از آنجا که وی به دلیل ابتلا به یک بیماری نادر، برای تامین هزینه‌های درمانی‌اش و همچنین هزینه تحصیل فرزندانش دچار مشکل شد، تصمیم گرفت با تالیف یک جلد کتاب علمی برای عموم مردم، هزینه‌های زندگی را تامین کند. ماجرای نوشتن این کتاب مفصل است که در نهایت با نام «تاریخچه زمان» منتشر شد. خوانندگان از این کتاب بسیار استقبال کردند و همین موضوع وی را به تالیف چند کتاب علمی دیگر تشویق کرد. آخرین کتاب «استیون هاوکینگ»، «طرح بزرگ» (The Grand Design) نام دارد. درباره اهمیت این کتاب همین بس که تاکنون سه برگردان فارسی از این کتاب عرضه شده است: ترجمه علی هادیان و سارا ایزدیار از نشر مازیار، ترجمه حسین صداقت و امیر امیرآبادی از نشر نقش و نگار و ترجمه جمیل بصام از نشر نقد افکار.

البته انتشار این کتاب نیز همانند دیگر کتاب‌های «هاوکینگ» با استقبال خوانندگان مواجه شد ولی علاوه بر این استقبال‌ها، برخی نیز به‌شدت بر این کتاب تاختند. او در هیچ‌کدام از کتاب‌های قبلی خود وجود خدا را انکار نکرده بود و پیش‌تر در کتاب «تاریخچه زمان» نوشته بود که قوانین فیزیک ثابت می‌کند که اساسا لزومی ندارد خداوند را در مساله آفرینش کیهان دخالت داد به این معنا که این دو مقوله از یکدیگر جدا هستند یا در جایی دیگر گفته بود: «اگر همه قوانین فیزیک را بدانیم از کار خدا سر در می‌آوریم...». به گفته وی، آینده جهان آنچنان که «پیر لاپلاس» می‌پنداشت، دقیقا مطابق قانونمندی‌های علمی پیش نمی‌رود.

اما «هاوکینگ» در این کتاب می‌گوید: «شاید روش به‌وجودآمدن کیهان با قوانین علم هماهنگ باشد که در این صورت برای آنکه دریابیم کیهان چگونه آغاز شده است، نیازی نیست به خدا متوسل شویم. اگر ما یک فرضیه همه‌جانبه و کامل را در مورد پیدایش عالم کشف کنیم، این مهم‌ترین پیروزی انسان خواهد بود چون می‌توانیم فکر خدا را بخوانیم... بشر، راز خلقت جهان را گشوده ‌است. ممکن است جهان به‌طور خودبه‌خود به‌وجود آمده باشد، علاوه بر این ممکن است به حالت‌های متفاوت ایجاد شده باشد و همه مشاهدات و محاسبات بر این نظر صحه می‌گذارد.» به باور او قانون‌های علمی (مانند جاذبه) کار خودشان را می‌کنند و نیازی به دخالت خدا نیست. «استیون هاوکینگ» در این کتاب، جهان را به شکل یک «طرح بزرگ» توصیف می‌کند که برای تشریح چگونگی پدیدآمدن آن، فارغ از اهداف پدیدآورنده، با اتکا به قوانین فیزیک می‌توان از مکانیسم عملکرد آن سردرآورد، همان‌گونه که یک پزشک برای درک عامل پدیدآورنده بیماری و روش درمان، صرفا به علوم پزشکی متوسل می‌شود. اما برخی از دینداران این سخن «هاوکینگ» که قوانین علم، رفتار و عملکرد جهان را توصیف می‌کند و برای توصیف جهان نیازی نیست به خدا متوسل شویم یا خدا در کار جهان دخالت نمی‌کند را به‌معنی ضدیت با خدا پنداشته‌اند.

به‌همین‌سبب این کتاب ناخرسندی دینداران را در پی داشت. به همین دلیل تا پیش از این نیز دست‌کم سه کتاب در نقد آن نگاشته شده است: کتاب طراح بزرگ (پاسخی به کتاب «طرح بزرگ» استیون هاوکینگ بر اساس رهنمود دکتر «سیدحسین نصر») اثر «هومن اهرامی» از انتشارات سازمان فرهنگی - هنری شهرداری تهران، موسسه نشر شهر، کتاب «طراحی شکوهمند خدا» (در نقد کتاب طراحی شکوهمند) اثر «محمدعلی حسنین» از انتشارات دفتر نشر فرهنگ اسلامی و همچنین کتاب «استیون هاوکینگ، خداوند و بهشت» اثر «عیسی کشوری» از نشر سیب سبز. البته این کتاب‌ها، سوای مقاله‌ها و گفت‌وگوهای متعددی است که در مطبوعات منتشر شده است. اما علاوه بر همه اینها، «عیسی کشوری» (که در دانشگاه تهران حقوق خوانده است)، تصمیم گرفت به ادعاهای هاوکینگ پاسخ دهد. به گمان «کشوری»، ادعاهای «هاوکینگ» بیرون مرزهای علم است و «هاوکینگ» که یک دانشمند علوم تجربی است، صلاحیت پاسخگویی درباره پرسش‌هایی مانند جهان چگونه پدید آمده است و آینده انسان و جهان چگونه خواهد بود، را ندارد چراکه پاسخ این پرسش‌ها در حوزه فلسفه یا الهیات است.

به نظر می‌رسد یکی از مهم‌ترین استدلال‌هایی که برای اثبات وجود خدا در این کتاب به‌کار رفته حول و حوش برهان نظم است. به‌عنوان مثال نویسنده برای آنکه اثبات کند پدیدآمدن حیات و نوع‌بشر تصادفی نیست، در صفحات ۷۶ تا ۹۲ به بررسی وضعیت جهان و لزوم تنظیم دقیق پارامترهای گوناگون برای پدید آمدن حیات می‌پردازد و سپس می‌پرسد «بنابراین چگونه می‌توان تصور نمود که این نظم و محاسبات تصادفی حادث شده‌اند؟» هرچند با انتشار کتاب «طرح بزرگ» هاوکینگ باب تازه‌ای برای گفت‌وگو میان علم و دین گشوده شد اما متاسفانه «کشوری» راه چندان درستی را برای اثبات استدلال‌هایش انتخاب نکرده است. برای مثال او برای تایید سخنان خود بارها به احادیث و آیات قرآن استناد می‌کند که اگرچه برای معتقدان به دین اسلام دلیل و حجتی کافی فراهم می‌کند اما برای آنان که به این دین اعتقادی ندارند، کارآیی ندارد و برای آنان که به این دین اعتقاد دارند، منکری وجود ندارد که لازم باشد با استناد به آیات قرآن کریم، وجود خداوند را اثبات کرد. در ادامه چند مورد از استدلال‌های این کتاب را می‌خوانیم: * سوالی که باید پروفسور هاوکینگ و هم‌عقایدانش به آن جواب دهند این است که اگر شما خداوند را حذف کرده‌اید، چه چیزی را به جای آن می‌گذارید که در مواقع تنگنا و سختی که هیچ امیدی نیست، انسان امیدش را به او بسپارد؟

* اگر شما حتی ‌هزاران کتاب در مورد انکار خداوند بنویسید، هنگامی که به قلب و اعماق روح خود رجوع می‌کنید، می‌بینید که حتی یکی از حرف‌های خودتان را تایید نخواهید کرد زیرا خداوند در درون همه ماست. به‌طور خلاصه می‌توان گفت این کتاب، نقد را از مبانی بینش اسلامی شروع کرده و در نهایت نیز به اخلاق اسلامی خاتمه داده است و از ورود به بحث‌های مهم و پیچیده‌ای مانند ماهیت علم (و به‌ویژه علوم‌تجربی جدید) و دین، راه‌های شناخت جهان و همچنین ارتباط علم و دین و همچنین تفاوت‌ها و احیانا همپوشانی‌ و تداخل‌های این دو، خود را معاف کرده است. هرچند نقد‌های اول و دوم دریچه‌های تازه‌ای را به روی خواننده می‌گشاید تا با دید تازه‌ای به کتاب «هاوکینگ» بنگرد، اما به نظر می‌رسد کتاب «عیسی کشوری»، به‌کل از دستیابی به هدفی که برای خود تعریف کرده بود، ناتوان مانده است.

سلیمان فرهادیان