پدر همه ریاضیدانان ایران

آینده نامشخص موزه و کتابخانه استاد «شهریاری»

برای ما که دوران نوجوانی و جوانی خود را با استاد «پرویز شهریاری» و آثارش سپری کرده‌ایم، بسیار دشوار است که بخواهیم عنوانی خاص را برای این شخصیت چندبعدی بیان کنیم؛ معلم عدالتخواه، دانشمند مبارز، روزنامه‌نگار کارگری، ریاضیدان مردمی، مولف، محقق، مترجم، فرهنگ‌نویس، دانشنامه‌نویس، پژوهشگر تاریخ علوم، بنیادگذار چندین نشریه و موسسه فرهنگی، فعال اجتماعی (که هفت‌بار در رژیم گذشته به علت حق‌ستانی محبوس شده و ...)

هرگاه از استاد می‌پرسیدند «شما را با چه عنوان معرفی کنیم؟»، ایشان می‌گفتند: «معلم، من در همه عمرم معلم بوده‌ام.» و وقتی پرسشگر قانع نمی‌شد، می‌افزودند: «عدالتخواهی هم کرده‌ام» و باز زمانی که توضیح بیشتری می‌خواستند، اضافه می‌کردند: «به ریاضیات هم علاقه‌مند بوده‌ام.»

در مراسمی که خرداد سال گذشته در فرهنگسرای علوم به مناسبت درگذشت معلم‌مان برگزار شد، وقتی‌که دکتر «شهریار شهریاری» (ریاضیدان) به‌عنوان فرزند متوفی سخنرانی می‌کرد، گفت: «احتمالا هر کدام از شما وجهی از «پرویز شهریاری» را در نظر دارید و او را با همان وجه شناخته‌اید، اما برای من که فرزندش هستم، او فقط یک پدر بود. حاضران در مراسم که هر کدام از دوره‌ای استاد «شهریاری» را می‌شناختند، بی‌درنگ گفتند: «برای ما نیز پدر بود ...» و چه واقع‌گرایانه است که او را پدر می‌دانستیم. مگر معیارهای پدربودن چیست؟! دلسوزی، مهربانی، تلاش برای بهبود زندگی فرزندان و از خودگذشتگی.عالمی جامع‌الاطراف که در نهمین دهه زندگی‌اش، همچنان با ترجمه‌ها و تالیفاتش برای روشنگری آموزش‌ها می‌کوشید و راه علم و عدالت را توامان در اختیار ما می‌گذاشت و با جسمی فرتوت، مجله چیستا را برای ما ۳۰‌ساله کرد تا میراث عدالتخواهی علمی را به نسل‌ ما منتقل ‌کند و حتی در واپسین سرمقاله‌اش ضمن اعلام پایبندی به آرمان‌هایش، ابراز امیدواری کرد که «عمر چیستا، طولانی‌تر از عمر ما باشد.» چیستایی که جز زیان‌های مالی و دردسرهای بیرونی، ثمره‌ مادی برایش نداشت و در حالی که حقوق بازنشستگی نیز از این پیر پرکار دریغ شده بود، با فروش لوازم منزلش، هزینه انتشاراتی را فراهم می‌کرد. هر چند بلافاصله پس از درگذشت «شهریاری»، مهندس «پرویز ملک‌پور» (صاحب‌امتیاز و مدیرمسوول چیستا) تصمیم به تعطیلی این مجله گرفت که البته از روی تعهد و احترام بود. چه‌بسا «چیستای شهریاری» بدون بنیانگذارش نمی‌توانست راه طی شده در سه دهه اخیرش را پیش رویش ببیند.استاد «پرویز شهریاری» در فیلم مستند پرتره «فانوس گلستان» که در اوایل دهه ۸۰ خورشیدی درباره ایشان ساخته بودم، به صراحت گفتند:‌«همیشه کوششم این بود که بتوانم امتیاز نشریه‌ای را بگیرم اما هرگز به من مجوز نمی‌دادند و نمی‌دانم چرا! نه قبل از انقلاب و نه بعد از آن. بنابراین مجبور بودم با مجوز دیگران که اشخاص با حسن نیتی بودند، به چاپ نشریاتم بپردازم.»‌

استاد از سال ۱۳۷۹ در کنار چیستا، مجله دانش و مردم را نیز منتشر می‌کردند که از سال ۱۳۸۸ به علت مشکلات مالی موقتا متوقف شده بود اما در پی در‌گذشت ایشان و تعطیلی چیستا، دکتر «حمیدرضا طاهریان» (صاحب‌امتیاز و مدیرمسوول دانش و مردم) با انتشار یادنامه‌ای برای سردبیر فقیدش، دوره جدید ماهنامه دانش و مردم را آغاز می‌کند که همچنان انتشارش ادامه دارد.

در مرداد ۱۳۸۴ در راستای زنده نگه‌داشتن راه این دانشمند عدالتخواه، بنیاد فرهنگی «پرویز شهریاری» نیز تاسیس شد که با توجه به اساسنامه آن، اهدافش عبارت بودند از :«گسترش فرهنگ ایرانی و شناساندن آن از راه گردآوری نوشته‌ها و گفتارهای دانشمندان ایرانی و دانشمندان دیگر کشورها و برگرداندن نوشته‌های آنان به زبان فارسی،‌ بررسی و پژوهش در فرهنگ ویژه کشورهای دیگر و بازگویی کارهای فرهنگی و هنر سزاوار و هماهنگ با فرهنگ ایرانی، تهیه و انتشار زندگینامه‌های اندیشمندانی که در پیشرفت فرهنگ و تمدن اسلامی و ایرانی کار کرده‌اند، برپایی کتابخانه‌ها و حوزه ویژه فرهنگ و ادب، دانش‌های تجربی و پایه، پخش انتشار روزنامه، ماهنامه‌های ادبی و دانش‌های گوناگون و برپایی نمایشگاه‌ها و جشنواره‌های فرهنگی و هنری...»‌

نخستین سرمایه ارزنده بنیاد، کتابخانه بزرگ استاد «شهریاری» با بیش از ۷۰هزار جلد کتاب (با حاشیه‌نویسی‌هایی به خط استاد) در اختیار بنیاد گذاشته شده بود تا پس از فراهم آوردن مکانی درخور، کتابخانه و موزه وابسته به آن دایر شود. اما شوربختانه با درگذشت استاد، با فروش منزل، برپایی کتابخانه و موزه بنیاد معلق می‌شود و کتاب‌های ارزشمند ایشان نیز در وضعیت نامشخص به‌سر می‌برد.استاد «پرویز شهریاری» در طول عمر پربارشان بیش از ۴۰۰ جلد کتاب، ترجمه و تالیف کردند که به گواهی خودشان، حدود ۳۰ سال است که بیش از ۴۰ عنوان از کتاب‌هایشان نزد یکی از موسسات انتشاراتی مانده که از چاپ‌شان امتناع می‌ورزد. گذشته از آن، تعداد بیشماری از دست‌نوشته‌های استاد در حوزه ریاضیات و علوم انسانی باقی‌مانده که هنوز به علل مختلف منتشر نشده‌اند.امید است با گردآوری مجموعه آثار ایشان و تجدید چاپ آنها، میراث ماندگار معلم عزیزمان را که در پیچ و خم دوران، با تحمل مشقت‌های فراوان به دست‌ ما رسیده، به نسل‌های آینده منتقل کنیم که درس‌هایش فانوس راه آیندگان است و به قول سیف‌اله گلکار که برای زادروز استاد، چنین سرود:‌

ورای سنجش داد و خرد، مباش ایمن

بر این مدار جز این پاسبان نمی‌گنجد

ز یک، شمار و شمارش بر آمد و دانش

به عمق و اوج رسید و در آن نمی‌گنجد

میلاد درویش

کارگردان فیلم «فانوس خیال» (درباره زندگی استاد پرویز شهریاری)