پادشاه فتح

پرویز شهریاری دهقان زاده ای است که در سال ۱۳۰۵ در محله ای از شهر کرمان به نام محله «دولت خانه»به دنیا آمد

پرویز شهریاری دهقان‏زاده‏ای است که در سال ۱۳۰۵ در محله‏ای از شهر کرمان به نام محله‏ «دولت‏خانه»به دنیا آمد. پدرش، شهریار، کشاورز و مادرش، گلستان، خانه‏دار و خانواده‏اش‏ زردشتی بودند. خانواده به‏دلیل نداشتن امکانات، همواره گرفتار فقر و نگران گرسنه‏ماندن بود. پرویز به‏ظاهر هفتمین فرزند خانواده بود، ولی از بین آن‏ها تنها خواهرش، اختر زنده مانده و بقیه به‏دلیل بی‏دوایی و بی‏غذایی جان باخته بودند. البته پرویز دو برادر کوچک‌تر از خودش با نام‏های «هرمز» و «سهراب» نیز دارد.

پدرش دهقان بود و روی زمین‏های اربابی کار می‏کرد ولی به‏خاطر نیمه‏اعتراضی که به مالک‏ روستا کرده بود، مورد خشم ارباب قرار گرفت و کارش را در روستا از دست داد در سال ۱۳۱۷ هنگامی که پرویز کلاس ششم دبستان را می‏گذراند، پدرش را که تنها، ۴۶ سال داشت، از دست‏ داد.

پس از فوت پدر، تمام اعضای خانواده برای کسب مخارج زندگی کار می‏کردند. پرویز از سن‏ ۱۵ سالگی شروع به معلمی کرد و در ساعت‏های تفریح به بچه‏ها حساب و هندسه یاد می‏داد.

پرویز دوران دبیرستان را می‏گذراند. معلم ریاضی‏اش او را به شوق آورده بود. خودش خیلی‏ سواد نداشت، اما آن‏چه می‏دانست را به شاگردان می‏آموخت. آن‏هنگام بود که پرویز قضیه‏ای را از علم ریاضی کشف کرد. وقتی آن قضیه را به معلمش نشان داد، معلم به او گفت: «این را ۲۳۰۰ سال پیش، اقلیدس کشف کرده است، اما آفرین به تو که راه اثبات آن را فهمیده‏ای.»

پس از واردشدن به دانشگاه و اتمام پاره‏ای از تحصیلاتش، علاوه‏ بر ریاضیات، فلسفه را هم‏ دنبال کرد و سرانجام در سال ۱۳۲۷ نخستین کتاب خود را به نام «مزدک و مزدکیان» چاپ کرد. او علاوه ‏بر تحصیل به فعالیت‏های سیاسی، نیز می‏پرداخت و در مجموع به مدت ۶ سال‏ به زندان افتاد.

در سال ۱۳۳۴ با دخترعمه خود «زمرد بهی‏زاده» ازدواج کرد. ثمره این ازدواج پنج فرزند بود به نام‏های: شهریار که دکترای ریاضیات دارد. مرجان که با کمال تاسف در هشت سالگی در یک حادثه رانندگی فوت کرد، مژده که وکیل دادگستری است، شروین که فوق‏لیسانس‏ کامپیوتر دارد و توکا که پزشک است. استاد پرویز شهریاری یکی از چهره‏های پرتوان و درخشان بود که جاذبه‏اش، تمام‏ اندیشمندان، دانشوران، هنرپروران و دوستداران شان انسانی را به خود جلب کرده بود. او ریاضیدان، معلم، نویسنده، مترجم، روزنامه‏نگار و از همه مهم‌تر انسان شریف و تحول طلبی‏ بود که در زندگی پرثمر خود، راه دراز و پرفرازونشیبی را پیمود. اگر از او می‌پرسیدید که چه‏ کاره‏ای و چه‏کرده‏ای؟ پاسخ می‏داد: «معلم و معلمی کرده‏ام.» اگر کنجکاوی بیشتری نشان‏ می‌دادید، می‏گفت: «ریاضیات و عدالت‏خواهی را دوست دارم و به هر دوی آن‏ها عشق می‏ورزم».

استواری و شیوایی در بیان، درایت در استدلال و استقامت در نبرد در کم‏تر کسی چون این‏ استاد فرزانه مشهود بود. جوششی در ایشان بود که ویژه شاعران، پیشگامان فرهیختگان و تمامی کسانی است که زندگی روزمره و در چهارچوب سنت‏ها و رسوم و قوانین و موازین را نمی‏پذیرند و گم‏شده‏ای به نام حقیقت دارند که همواره در پی آن‌اند.

من دیده‏ام بسیار مردانی که خود میزان شان آدمی بودند

و از کبریای روح بر میزان شان آدمی بسیار افزودند

پرویز شهریاری علاوه ‏بر تالیف و ترجمه کهکشانی از کتاب‏های باارزش در زمینه‏ ریاضیات، علوم، فلسفه و هنر، نبوغ بی‏نظیری در روزنامه‏نگاری داشت.

سردبیری «سخن علمی» ماهنامه پرآوازه «چیستا» برای مدت بیش ‏از دو دهه، مجله‏ پربار «دانش و مردم» و مجله «آشتی با ریاضیات» تنها گوشه‏ای از حجم نجومی فعالیت‏های اوست.

او در بسیاری از مجله‏ها از جمله برهان، آموزش ریاضی و یکان دارای مقاله‏های باارزشی‏ است: زندگی ‏یان هوس، مزدک و رمان باد و باران، نشانگر طیف گسترده نبوغ این نویسنده‏ است.

در هزاران تن یکی تن صوفی‏اند

مابقی در سایه وی می‏زیند

اکنون عنوان برخی از مقاله‏ها و سخنرانی‏ها و اشعار درباره پرویز شهریاری: «بر ساحل‏ خجسته»، «در پشت میله‏های قفس»، «آتش و خاکستر»، «تصویر چهره‏های ققنوس»، «انسان، زندگی، حقیقت‏جویی»، «شخصیت خودساخته»، «من در سکوت به پرویز شهریاری قول داده‏ام»، «انسان، مربی و نویسنده»، «نادره جامعه فرهنگی»، «انسان‏های فراموش‏نشدنی»، «آمیزه‏ای‏ هماهنگ از عشق و خرد»، «پیشکسوت فرزانه» و «عاشق ریاضیات و فرهنگ».

و این هم دیدگاه استاد از ریاضیات:

«ریاضیات، یعنی کشف قانون‏های حاکم بر طبیعت، نظم‏بخشیدن به آن‏ها و پیداکردن راه‏ درست استفاده از آن‏ها، برای بهتر زندگی‏کردن در جامعه انسانی.»

«هیچ دانشی بی‏نیاز از ریاضیات نیست. حتی دانش‏هایی مانند تاریخ و روان‏شناسی که‏ به‏ظاهر خیلی دور از ریاضیات به‏نظر می‏آیند».

«ریاضیات خدمتگزار همه دانش‏هاست و هیچ دانشی بدون یاری این خدمتگزار نمی‏تواند امید به پیشرفت داشته باشد.»

«ریاضی‏دانی که جز رابطه‏ها و قانون‏های ریاضی، به چیز دیگری کار ندارد، به دسته و محور مکانیکی ماشینی می‏ماند که تنها می‏تواند وسیله معینی با اندازه و وزن معینی را از جایی‏ به جایی منتقل کند و البته این شایسته انسان نیست.»

«اگر به کسی برخوردید که به‏دلیل ریاضی‏دان بودن، خود را برتر از دیگران می‏دانست و نمی‏توانست با مردم بیامیزد و از آنان درس بگیرد، مطمئن باشید که او حتی ریاضی‏دان هم‏ نیست».فرزندش شهریار شهریاری، استاد ریاضی، می‏گوید:«من و بسیاری از ایرانیان همواره از تالیفات و ترجمه‏های پدرم استفاده می‏کردیم و بعدها در آمریکا متوجه شدم که در سال‏های دانشگاهی هم از کتاب‏های او بی‏نیاز نیستم و وقتی در همین‏ سال‏های اخیر، دوره کتاب‏های «ریاضیات محاسبه‏ای» او را دیدم، باز هم تعجب کردم که پدرم‏ در سال‏های اخیر با وجود اینکه از ناراحتی‏های چشمی به‏طور جدی رنج می‏برد، با همان انرژی‏ دوره جوانی خود، کار می‏کند و با کتاب‏های خود، سطح دانش ریاضی را در کشورمان، ایران، بالا می‏برد.»پرویز شهریاری اندیشمندی است که لحظه‏لحظه زندگی پرتلاش و پرثمرش، سرشار از عشق به مردم، به آزادی، به میهن و آرمان‏های بشردوستانه بود.مردم بیدار و آگاه ما، داشتن چنین مربیان فرهیخته‏ای را غنیمت می‏شمارند و بزرگداشت‏ آنان را، احترام به فرهنگ، اندیشه و آزادی می‏دانند.

نویسنده : بهاره آرین‌پاد