ریاضیدانی که معلم زندگی هم بود

نگاهی به زندگی و دستاوردهای علمی استاد «پرویز شهریاری»

این که بود که بی‌درنگ و بی‌مقدمه از پشت گوشی تلفن گفت: «استاد پرویز شهریاری صبح جمعه چشم از جهان فرو بست.» چگونه توانست این خبر دردناک را بیان کند؟ و مرا چنین در صحراهای بی‌پایان اندوه رها کند؟ با شنیدن این خبر بود که آشفته شدم و به دنبال مسکن گشتم و حافظ را گشودم که این غزل آمد:

فاش می‌گویم و از گفته خود دلشادم/ بنده عشقم و از هر دو جهان آزادم

طایر گلشن قدسم چه دهم شرح فراق/ که در این دامگه حادثه چون افتادم

من ملک بودم و فردوس برین جایم بود/ آدم آورد در این دیر خراب آبادم

کمی آرامش یافتم و بر خود مسلط شدم و پذیرفتم که استاد «پرویز شهریاری» پس از عمری تلاش و خودسازی و اثرگذاری روی در نقاب خاک کشیده است. اما «پرویز شهریاری» که بود و چه کرد که هزاران نفر با شنیدن نام بلندآوازه‌اش حالت سپاس و ستایش به خود می‌گیرند و او را از بیدارگران و بذرپاشان دانش و امید در این سرزمین می‌دانند و می‌نامند. او کجا به دنیا آمد و چگونه کودکی و نوجوانی را پشت سر گذاشت و چگونه از پله‌های علم و معرفت بالا رفت و سرانجام به فردوس برین رسید؟

«پرویزشهریاری» دوم آذر ۱۳۰۵ در یکی از محله‌های کرمان به نام دولت‌خانه به دنیا آمد. خانواده‌اش زرتشتی بودند. پدرش کارگری کشاورز بود که به ناچار در کارخانه ریسندگی خورشیدی که تازه در کرمان تاسیس شده بود، مشغول شد. اما تغییر محیط کار از فضای باز و آزاد کشاورزی در مزرعه به فضای بسته و بی‌روح سالن ریسندگی، او را بیمار کرد و «شهریار دهقان» در زمستان ۱۳۱۷ در ۴۶سالگی از دنیا رفت و اداره اختر، پرویز، هرمز و مهراب را به همسرش «گلستان» سپرد تا به پنبه‌پاک‌کنی، نخ‌ریسی و پشم‌ریسی زندگی بخورونمیری فراهم کند و آنها را به مدرسه بفرستد تا کمال یابند و اثرگذار شوند.

«وقتی پدرم مرد، وضع ما بد بود، بدترم شد. به نحوی که گاهی در تمام روز یک تکه نان گیرمان نمی‌آمد تا بخوریم. مادر با هزار زحمت و کاری که می‌کرد، ما را اداره می‌کرد. من و هرمز برادرم چون کمی بزرگ‌تر بودیم، قادر بودیم که کمی کمکش کنیم. در واقع انواع کارها را انجام دادیم، از بنایی گرفته تا خشت‌مالی و هزار کار دیگر تا بتوانیم کمک‌خرج خانواده باشیم.»

«پرویز شهریاری» در مهرماه ۱۳۱۱ در دبستان کاویانی کرمان به تحصیل پرداخت و در سال ۱۳۱۸ به دبیرستان ایرانشهر رفت و دوره سه‌ساله آن را گذراند و وارد دانشسرای مقدماتی کرمان شد (۱۳۲۱). دوره دوساله دانشسرا را با موفقیت طی کرد و شاگرد اول شد و برای ادامه تحصیل به تهران اعزام شد. پس از یک سال کلاس مقدماتی دانشکده ادبیات را گذراند و با دیپلم کامل متوسطه به دانشسرای عالی راه یافت و رشته ریاضی را برگزید. دوره تحصیلات دانشگاهی استاد «پرویز شهریاری» به جای سه سال دانشکده، به دلیل فعالیت‌های سیاسی ایشان و نیز اعتصابات و تعطیلی دانشگاه مدت ۹ سال طول کشید و ایشان در سال ۱۳۳۳ با حکم وزارت فرهنگ به دبیری ریاضی دبیرستان‌های شیراز منصوب شد و در آن شهر به تدریس پرداخت.

استاد «پرویز شهریاری» معلم، موسس، مترجم و مولف بود. او در هر یک از این کارها بسیار کوشا و موفق بود. استاد شهریاری معلم بود. در مراسم تجلیل ایشان در همایش آموزش ریاضی دانشگاه کرمان ۱۷ و ۱۸ اردیبهشت ۸۱ تنی چند از شاگردان ایشان که هر یک به مقام و مسوولیتی رسیده‌اند، سخنانی گفته‌اند که بخشی از آنها چنین است: «پرویز شهریاری یکی از چهره‌های علم و اخلاق و عمل، به دور از رنگ و ریا و تملق است که با وفای ایرانی و صفای کرمانی از دیرباز در پس کرسی تدریس یا میز تحقیق می‌گوید، می‌نویسد و بر حوزه‌های دانش خویش و مرزهای جهان علم می‌افزاید. گرچه سنین کهولت را می‌گذراند، سرشار از رایحه زندگی است و معنای حرکت و حیات و تفسیر روشن شور و عشق و... (دکتر علی مصطفوی رییس دانشگاه کرمان)»«سیمای دیرآشنای استاد «پرویز شهریاری»، پدر علم آموزش ریاضی که آثار همیشه ماندگارش اشارتی به خدمات صادقانه و تلاش‌های مجدانه‌اش دارد، همچنان خورشید فروزنده بر بام حکمت و علم و منطق زندگی است و اکنون پیشکسوت معلمان کرمانی و صاحب‌نظر در فلسفه و علم و بنیان‌گذار آموزش ریاضی ایران، چون نگینی در حلقه جان ما نشسته است. باشد که در سایر قدرشناسی از ایشان، قدرمان شناخته و در شناخت قدر خویش خدای را بهتر بشناسیم. (مهندس محمد تقی‌زاده رییس آموزش و پرورش کرمان)»«از وقتی که چشم به کتاب باز کردیم و ریاضیات را شناختیم «پرویز شهریاری» را شناختیم. او برای ما یک کتاب بود. نه یک کتاب که کتاب‌های مثبت و مستدل و منطقی بود و ما هندسه و جبر و خیلی آموزش‌های دیگر را از او یاد گرفتیم. من خود این تجربه را دارم که کتاب‌های ایشان را در منزل می‌خواندم بدون آنکه احتیاج به معلم داشته باشم و خیلی دیر متوجه شدیم که در کنار ما یک مغز متفکر است که ما را تشویق می‌کند به تفکر و خیلی دیرتر فهمیدم که «این کتاب» و این کاغذها و در کنار این مغز متفکر یک قلب تپنده هم هست؛ قلبی که برای ملت خودش، برای خدمت به ملت خودش، خدمت به فرهنگ، خدمت به علم و خدمت به جامعه خودش می‌تپد و فوق‌العاده هم می‌تپد. (دکتر رجبعلی پور استاد ریاضی)» استاد «پرویز شهریاری» بیش از ۵۰ سال در دبیرستان‌ها، دانشکده فنی و دانشسراهای تهران تدریس کرد و شاگردان زبده و خلاق پرورش داد. استاد شهریاری موسس بود. او در سال ۱۳۳۹ گروه فرهنگی خوارزمی را در تهران پایه‌گذاری کرد. در ۱۳۴۰ دبیرستان دخترانه مرجان و در ۱۳۵۰ گروه فرهنگی مرجان را با همکاری ۷۰۰ نفر دبیر تاسیس کرد. مدرسه عالی علوم اراک را با کمک دکتر «عبدالکریم قریب» و دکتر «حسین گل‌گلاب» در ۱۳۵۳ به وجود آورد. در تاسیس انتشارات خوارزمی و انتشارات توکا نیز سهمی عمده داشت.

استاد شهریاری نویسنده و ناشر بود. او به مدت هشت سال مجله «سخن علمی و فنی» را با توانایی کامل اداره و ۹۰ شماره از آن را منتشر کرد. مدتی نیز سرپرست دفتر ترویج علوم وزارت علوم و آموزش عالی بود و نشریه‌ای به نام مسایل دانشگاهی را انتشار می‌داد. در سال ۱۳۵۶ تا اسفند ۱۳۷۱ تعداد ۷۰ شماره از مجله آشتی با ریاضیات و آشنایی با ریاضیات را منتشر کرد. در سال اول انقلاب هفت شماره از نشریه آشنایی با دانش را برای دانشگاه آزاد ایران (پیش از تاسیس دانشگاه آزاد اسلامی) چاپ و منتشر کرد. او مجله چیستا را نیز در سال ۱۳۵۹ و دانش و مردم را در سال ۱۳۷۹ تا آخرین روزهای حیاتش منتشر کرد. استاد شهریاری سال‌ها با مجله یکان و مجله رشد برهان (ریاضی متوسطه) که در دفتر انتشارات کمک آموزشی منتشر می‌شود، همکاری داشت. استاد «پرویز شهریاری» مولف و مترجم بود. در طول سال‌های تدریس، تعداد ۵۷ جلد کتاب درسی ریاضی تالیف کرده است.(در فاصله سال‌های ۱۳۳۵ تا ۱۳۶۸) تعدادی از این کتاب‌ها را با همکاری آقایان باقر امامی، ازگمی بهنیا، شیخ رضایی و جهانگیر شمس‌آوری نوشته است. شماره کتاب‌هایی که ایشان ترجمه یا تالیف کرده بالغ بر ۲۰۸ جلد است. علاوه بر این نزدیک به هزار مقاله در نشریات به‌ویژه نشریه‌های علمی و ریاضی چاپ کرده است. او به ریاضیات عشق می‌ورزید و بر این باور بود که «ریاضیات تنها ابزار کار مهندسان و فیزیکدانان و اخترشناسان نیست.

ریاضیات می‌تواند به پژوهشگران تاریخ، به روان‌شناسان و حتی به نویسندگان و شاعران هم کمک کند و اثرهای آنها را غنی‌تر و پراعتبارتر کند. به‌جز این، ریاضیات سرشار از زیبایی است و حیف است که هنرمندان و نویسندگان پرتکاپوی ما از شناخت و درک این زیبایی محروم باشند.»او درباره معلم و انسان و ریاضی سخن می‌گوید: «آدم‌های تک‌بعدی، نه خودشان زندگی درونی شایسته‌ای دارند و نه می‌توانند معلم زندگی دیگران باشند. جهان پیرامون، جهانی ریاضی است، هم جهان فیزیکی و هم جهان فلسفی و هنری. ریاضیدانی که جز رابطه‌ها و قانون‌های ریاضی به چیز دیگری کار ندارد، به دسته یا محور مکانیکی می‌ماند که تنها می‌تواند وسیله معینی را با اندازه و وزن معین، از جایی به جای دیگر منتقل کند و البته این شایسته یک انسان نیست.

ریاضیدان نه تنها باید با هنر و ادبیات آشنا باشد بلکه باید به این آفریده‌ها، روح زیبای انسانی عشق بورزد، نه تنها هنر و ادبیات! ریاضیدان باید به تاریخ، فلسفه و علوم اجتماعی علاقه‌مند باشد و موسیقی را دوست داشته باشد. از سفر خوب لذت ببرد، کوتاه سخن انسان باشد و بدون اینها ریاضیدان هم نیست. استاد «پرویز شهریاری»، فردی پویا و پرتلاش بود و دیگران را نیز به حرکت و پویایی برمی‌انگیخت: «ما هنوز با جهان علم فاصله داریم، ولی نباید ناامید بود. تلاش‌هایی آغاز شده است که با همه نواقص خود، بسیار صمیمانه‌اند. تردید ندارم که بزرگان دانش ما، دیر یا زود موفق خواهند شد توجه بیشتری به این صمیمیت‌ها و تلاش‌ها و برداشتن سدهای مادی و معنوی و ترمزکننده می‌تواند زمان رسیدن به این موفقیت را نزدیک‌تر کند.» اکنون استاد «پرویز شهریاری» در خواب ابدی با آرامش خفته است اما او بسیاری از خفتگان را بیدار کرد و به آنها امید داد و عشق به زندگی آموخت و آثار ماندگار آفرید و در دل‌ها جای گرفت و در تاریخ ایران جایگاهی والا یافت.

اسفندیار معتمدی