قضیه فیثاغورث برای کیست

شاید بسیاری از مردم, حتی تحصیلکرده های دانشگاهی و حوزوی جامعه, نام فیثاغورث را با قضایای هندسی وی می شناسند

شاید بسیاری از مردم، حتی تحصیلکرده های دانشگاهی و حوزوی جامعه، نام فیثاغورث را با قضایای هندسی وی می شناسند. در بین قضایای هندسی وی نیز قضیه مثلث قائم الزاویهi وی مشهورتر است. البته همین شهرت که از بیش از دو هزار و پانصد سال پیش برای وی باقی مانده است، برای جاودانگی‌اش کافی است. اما نکته ای که در این مقاله سعی بر بیان آن می رود، آن است که فیثاغورث تنها یک قضیه نیست. با اندکی مطالعه می توان به راحتی دریافت که او یک فیلسوف مسلم و جهان شناسی مشهور در طول تاریخ است. ‏

او از مهمترین فلاسفه یونان باستان است، که تولد او به پیش از ارسطو و استادانش بازمی گردد. او در سال ۵۳۰ پیش از میلاد در جنوب ایتالیا که از مستعمرات یونان بود، به دنیا آمد. همین قدمت او است که او را جزء اولین فلاسفه و جهان شناسان تاریخ فکر قرار می دهد. رفتارهای او ویژگی های منحصر به فردی داشت که او را نه شبیه اساطیر یونانی و نه شبیه فلاسفه پیش از خود می کند. این شخصیت بزرگ تاریخی علاوه بر آنکه افکار ممتازی داشت، خصایصی مرتاض گونه و دینی داشت. این خصایص به نحوی بود که عده ای مرید او بوده و به تبلیغ نوع نگرش دینی خود می پرداختند. عقیده به تناسخii برای اولین بار به افکار او منتسب است. تمرین سکوت، تاثیر موسیقی و مطالعه ریاضی از آموزه های او است. ‏

مهمترین خصوصیت فلسفه فیثاغورث تمرکز بر روی ریاضیات و خصوصا عدد بود. تاکید آنها بر ریاضیات در حدی است که ارسطو در مورد فیثاغورثیان می گوید: آنها به‌خاطر آموزش های بسیاری که در ریاضیات می‌دیدند معتقد بودند، اعداد اصول همه اشیا است. در موسیقی می توان فواصل میان نت های چنگ را با عدد بیان کرد. ارتفاع یک صوت تا آنجا که به طول‌ها وابسته است به عدد متکی است و فواصل در گام موسیقی را نیز می توان به نسب عددی بیان کرد. مانند علم موسیقی همه جهان و نظم آن به اعداد وابسته است. عدد یک معادل نقطه است. عدد دو خط، سه سطح و چهار حجم است. بنابراین گفتن اینکه اشیاء عددند بدین معنی است که تمام اجسام عبارتند از نقطه ها یا واحدها در مکان که چون با هم در نظر گرفته شوند عدد را می سازند. از کنار هم قرار گرفتن چند نقطه خط و از چند خط سطح و از چند سطح حجم یا جسم به‌صورت واقعی و خارجی به‌وجود می آید. نکته ای که باید بدان توجه کرد آن است که فیثاغورث جهان واقعی را شبیه یا الگویی ذهنی از ریاضیات نمی‌دید بلکه عینا و واقعا ریاضیات می دانست. ‏

بعضی از نظرات شگرف او حتی در این عصر نیز ما را شگفت زده می کند. به عنوان مثال هیئت زمین مرکزی تا سال ها بعد یعنی زمان کپرنیک به‌طور رسمیiii نامکشوف مانده بود. البته او به مرکزیت خورشید و کهکشان ها آن‌گونه که امروزه بیان می‌شود پی نبرده بود ولی او کره زمین و همه سیارات را به دور یک آتش مرکزی که مرکز هستی است چرخان می دانست. ‏

اما نقطه ضعف و انتقاد به این فسلفه توسط خود او کشف شد. اعداد گنگ مشکل بزرگی بود که در تبیین های فیثاغورثیان نمی گنجید. او می‌توانست تمام هستی را با اعداد طبیعی تفسیر کند ولی هنگامی که خود او با حل یک مسئله ریاضی به عدد رادیکال دو رسید نتوانست آن را توجیه کرد. مدتی سعی بر مخفی کردن و توجیه آن برآمد ولی بالاخره این مثال نقض بر فلسفه او وارد شد. البته او و هوادارانش به‌خاطر اینکه فلسفه خود را به عنوان مسلکی دینی برای روش زندگی تبدیل کرده بودند، به همین راحتی مشکل را نمی پذیرفتند و مقاومت‌های بسیاری صورت گرفت ولی می توان در تاریخ فلسفه دید که این نظریه با این ضوابط باقی نماند. البته تبیین هستی به‌وسیله ریاضیات و اساسا کاربرد ریاضیات و اعداد در افکار انسان ها تا همین امروز نیز ادامه دارد ولیکن نمی توان آن را همان فلسفه فیثاغورث دانست.

راسل فیلسوف معاصر که در زمینه ریاضیات و اصول آن نیز مهارت داشت درباره فیثاغورث می گوید: هیچ‌کس را نمی شناسم که در عالم اندیشه به اندازه فیثاغورث تاثیر گذار بوده باشد.‏

صدف کریمی

پی نوشتها:

i‏ مجموع مربع دو ضلع مجاور زاویه قائمه یک مثلث قائم الزاویه برابر مربع وتر آن است.‏

ii‏ بازگشت دوباره روح به این دنیا پس از مرگ جسم در اشکال متفاوت را تناسخ می گویند. این عقیده که امروزه غالبا به ادیان شرقی منتسب می شود را می توان در افکار فیثاغورثیان ردیابی کرد. ‏

iii‏ البته به‌طور غیر رسمی منجمان دیگری نیز از جمله منجمان ایرانی قبل از کپرنیک به این مسئله اذعان کرده بودند ولی به‌طور رسمی و آن‌گونه که جوامع علمی امروزه می‌گویند،هیئت خورشید مرکزی توسط کپرنیک ابداع شد. ‏