فیثاغورث ریاضیدانی با صبغه های عرفانی

کنکاشی پیرامون تاملات فکری فیثاغورث, متفکر عصر باستان

"فیثاغورث" (‏Phthagoras‏) ریاضیدان مشهور و از متفکران مکتب ایونی می باشد. وجه تسمیه این جریان فکری بدان علت است که فیلسوفان ایونی در منطقه "ایونیا" زندگی می نمودند. شهر ایونیا که در آن زمان از مستعمرات یونان به شمار می آمد، پس از اضمحلال استقلال سیاسی و اجتماعی شهر "میلتوس" به دست ارتش ایران در سال ۴۹۴ قبل از میلاد، به عنوان مهد تمدن و فلسفه یونان محسوب می گشت. ‏

فیثاغورث در حدود سال ۵۷۰ قبل از میلاد در شهر "ساموس" یکی از جزایر ایونی - واقع در آسیای صغیر و جنوب ایتالیا- به دنیا آمد. وی در سال ۴۹۷ قبل از میلاد نیز دار فانی را وداع گفت. وی دارای نبوغ و هوش زاید الوصفی بود. فیثاغورث در رشته ریاضیات سرآمد دانشمندان زمانه خویش بود. بسیاری از قضایای هندسی وی هم اکنون نیز تدریس و آموزش داده می شود. وی علاوه بر آنکه ریاضیدانی شهیر محسوب می گردد، فیلسوف و عارفی بزرگ نیز در فلسفه غرب به شمار می آید که آمیزه ای از علم و عرفان را وارد اندیشه های فلسفی نمود.‏

همچنین فیثاغورث سفرهایی به برخی کشورهای شرقی چون ایران، مصر و هند داشته و از آداب و سنن، جریان های فکری و اندیشه های متفکران این کشورها نیز به کسب تجربه و اقتباس مبادرت ورزیده است. وی در اواخر قرن شانزدهم قبل از میلاد از این جهانگردی و سیرو سیاحت در آفاق و انفاس، فارغ گردید و دوباره به زادگاه خویش یعنی یونان بازگشت و به ایجاد یک انجمن مذهبی، اخلاقی و فلسفی همت گماشت. از پیروان وی تحت عنوان "فیثاغوریان" یا "فیثاغورثیان" نام می برند.

باید خاطر نشان نمود از فیثاغورث اثر مکتوبی در دست نیست. افکار وی ابتدا توسط فردی به نام "فیلا لائوس" (۴۳۰ ق.م) و سپس از طریق مورخان و دیگر نویسندگان و بویژه "ارسطو" ترویج و گسترش یافت. لذا آنچه که در مورد وی گفته می گردد بیشتر جنبه حدسی و گمانی دارد. ‏

امّا این وجود در چهار مورد می توان با اطمینان و یقین اذعان داشت که

۱) وی در زمینه ریاضیات و هندسه، تحقیقات ارزنده و مهمی را ارائه داده است.

۲) وی ریاضیات را پایه دیدگاه فلسفی خویش قرار داده است.

۳) وی بانی جهان بینی ویژه ای است که اعداد در آن نقش مهمی را ایفا می نمایند.

۴) وی به ایجاد یک انجمن با گرایش فلسفی و اخلاقی مبادرت ورزید که پیروان نسبتاً زیادی را به خود جذب و علاقه مند نمود. این گروه از ضوابط خاص و گرایش های سیاسی و مذهبی ویژه ای برخوردار می باشند. فیثاغورث در اندیشه های خود از رویکردهای هند تأسی فراوان جسته است. از جمله برداشت های وی از فرهنگ هند می توان به اعتقاد به تناسخ، رازداری، گیاه خواری، ریاضت و تزکیه روح اشاره نمود. وی همچنین به تجرد نفس، بعد الهی روح و جهان آخرت نیز معتقد بود. ‏

فیثاغورث زندگی مذهبی را پیروی از حقیقت قلمداد می نماید. در زعم وی کسانی رستگار می شوند که به کسب نوعی معرفت خاص فلسفی نایل گردند. وی هدف فلسفه را دسترسی به جاودانگی بر‌می شمارد.

شاید بتوان گفت فیثاغورث نخستین شخصی است که میان فلسفه و ریاضیات تعامل و ارتباط برقرار نموده است. وی از طریق اعداد می خواست پاسخی برای تمام مشکلات جهان بیابد. این رهیافت بعدها توسط دکارت و لایبنیس بسط و گسترش یافت. "کاپلستون" در مورد وی اظهار می دارد: "فیثاغورث به اهمیت اعداد پی برد که تمامی اشیاء شمردنی است و می توان بسیاری از چیزها را با اعداد بیان نمود. بدین سان رابطه میان دو شی‌ء مرتبط را می‌توان از لحاظ عددی بیان کرد". ‏

فیثاغورث بر این انگاره بود که در موسیقی، فواصل میان نت های چنگ را می توان با اعداد بیان نمود. وی کائنات را به گام موسیقی تشبیه کرده و اذعان می دارد ستارگان هارمونی های آن را پدید می‌آورند. لذا ارواح در بهترین موقعیت شان می بایست با کائنات، هماهنگی و هارمونی داشته باشد.‏

باید خاطر نشان نمود که مشابه دکترین فیثاغورث در نقاط مختلف دنیا نیز یافت می گردد. به عنوان نمونه در کشور چین، گروهی نیز به اهمیت موسیقی در فلسفه واقف بودند و نظامی از اصوات موسیقی تشکیل داده بودند که مربوط به نظام جهان می باشد. همچنین در هند صدای آُم (‏OM‏) اصل خلاقیت جهان قلمداد می گردد و این اعتقاد وجود دارد که با سرودن "داها" و اشعار مذهبی، نظم جهان تثبیت می گردد. فیثاغورث همچنین بر این باور است که هماهنگی و نظم جهان به اعداد مربوط و وابسته است. کاپلستون در ایضاح نقطه نظرات فیثاغورث و پیروان وی اذعان می دارد: "فیثاغوریان اعداد را شامل مکان می دانستند: یک، نقطه است. دو، خط است. سه، سطح می باشد. و چهار، حجم یا جسم است. بنابراین گفتن اینکه تمام اشیاء عددند، به این معنا است که تمام اجسام عبارت از نقطه ها یا واحد ها در مکان اند که چون با هم در نظر گرفته شوند یک عدد را می سازند". ‏

اندیشه های فیثاغورث را می توان در یک عبارت تلخیص نمود که: نظم ریاضی بر جهان حاکم است. امّا تحقیقات وی در ریاضی منجر به کشف اعداد گنگ گردید. با عنایت به اینکه فیثاغورثیان، واقعیت جهان را از اعداد تلقی می نمودند، کشف اعداد گنگ و غیر منطقی، پایه فلسفی و متافیزیکی رهیافت‌های آنان را مخدوش و متزلزل نمود. از این رو آنها مفاهیم را به دو قسمت خوب، منطقی و درست، و غیرمنطقی، نادرست و گنگ تقسیم نمودند. آن ها از این دو مفهوم و استعاره سعی در توجیه تمامی حقایق امور نمودند. ‏

فیثاغورث همچنین اعتقاد داشت که زمین، مرکز جهان هستی نیست. وی مرکز جهان را آتشی غیر از خورشید قلمداد می نماید. علاوه بر این وی موسیقی، ریاضیات و نجوم را یک علم واحد تلقی می نماید.

وی در زمینه هندسه بر این باور بود که حل هر فرضیه جدید، پله ای جهت صعود روح انسان است. از این رو به جای آنکه روح انسان در میان امور حسی فرود آید و تحت سلطه نیازهای مادی زندگی روزمره قرار گیرد، می تواند توسط این فرضیه ها به عالم اعلی صعود کند.

برتراند راسل در مورد فیثاغورث چنین اظهار می‌نماید: "هیچ کس را نمی شناسم که در عالم اندیشه به اندازه او تأثیرگذار باشد". وی تمامی فلسفه های دین را از زمان باستان تا کنون متأثر از فیثاغورث می پندارد. چرا که معتقد است فیثاغورث ترکیبی از الهیات و ریاضی مطرح نمود. که ویژگی عمده فلسفه دین در غرب بوده است. وی این چنین اظهار می نماید: "در فلسفه افلاطون، آگوستین، اسپینوزا، آکویناس و دکارت آمیزه ای از منطق و استدلال را می یابیم به همراه آزمون های اخلاقی و تحسین منطقی از امور ازلی و جاویدان که مستقیماً متأثر از فیثاغورث است".‏

● نقد و بررسی آرای فیثاغورث:

۱) با آنکه فیثاغورث ریاضیدان زبده و مشهوری می باشد و در عرصه هندسه و ریاضیات، تحقیقات ناب و ارزنده ای را در ساحت علم انجام داده است. امّا باید اذعان داشت که فلسفه کلی وی چندان درخور تأمل و توجه نمی باشد. ایرادها و انتقادات مهم و متعددی بر اندیشه های وی وارد است. به عنوان نمونه وی بر تطابق ریاضیات بر تمامی حقایق جهان به طور مفرط و چشمگیری تأکید داشته است. ‏

باید خاطرنشان نمود که علم امروزین نیز این رویکرد فیثاغورث که تمامی امور را می توان با اعداد تبیین نمود، را اثبات نکرده است و به نظر می رسد که این نکته که بتوان به طور قطع و یقین همگی حقایق و امورات عالم هستی را با اعداد و نظم ریاضی وار آن تطابق داده و سازگار نمود، امری دور از ذهن می‌باشد. بی تردید ساحت ریاضی از تحلیل و تفسیر بسیاری از مباحث لطیف و ظریف عرفانی و فلسفی ناتوان و عاجز می باشد.

در واقع فیثاغورث به دلیل تخصص اصلی و عمده خویش در ریاضیات و شاید علاقه ای که به این دانش داشته است؛ داعیه دار چنین ادعایی گردیده است. ادعایی که یکی از انتقادات اساسی بر جریان فکری فلسفه وی می باشد.

۲-) ایراد و انتقاد دیگری که بر فلسفه فیثاغورث می‌توان وارد نمود آن است که وی به دلیل تأکید مفرط بر تطبیق جهان با نظم ریاضی از بسیاری از عناصر دیگری چون تجربه، شهودگرایی و امور حسی استفاده نجسته است. بی تردید این موارد می توانست در عینی تر گشتن و مقرون به واقع نمودن آموزه های فیثاغورث سهم بسزایی را ایفا نماید. استفاده صرف از ریاضیات و تعقل موجب محدود گشتن دامنه مباحث وی و در نتیجه نقصان و کاستی شیوه های اثباتی و ناقص بودن رهیافت های وی گردیده است.‏

۳) باید خاطر نشان نمود که دامنه مباحث فلسفی فیثاغورث بسیار محدود بوده و صرفاً به پرداخت برخی مباحث و مفاهیم مبادرت ورزیده است. لذا با توجه به قلت محتوا و نیز عدم برخورداری از غنا و ژرفای لازم، رهیافت های وی در ساحت فلسفه اخلاق، پاسخگوی شبهات، مباحث و مسائل پیچیده و دشوار نخواهد بود. چنین فلسفه محدود و متکی صرف به ریاضیات تاب مقایسه و برابری با دیگر فلسفه‌های غنی و ژرف و بویژه فلسفه پرمحتوا، گسترده و عمیق اسلامی را نخواهد داشت. ‏

لیلا نعمتی

منابع:

سرگذشت فلسفه، برایان مگی، مترجم: حسن کامشاد، تهران: نشر نی.

سیر اندیشه فلسفی در غرب، فاطمه زیبا کلام، تهران: انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۸۵.

تاریخ فلسفه به زبان ساده، ملیحه صابری نجف آبادی، تهران: سمت، ۱۳۸۹.

تاریخ فلسفه غرب، برتراند راسل، مترجم: نجف دریابندری، تهران: پرواز، ۱۳۶۵.