زکریای رازی کیمیای طب و دانش ایران زمین

آسمان ایران زمین همواره شاهد اخترانی بوده است که بر تارک این مرز و بوم درخشیده اند و نام ایران را به عنوان مهد علم و دانش روزگار پیشین بر لوح زرین دانش جهانی حک کرده اند

آسمان ایران زمین همواره شاهد اخترانی بوده است که بر تارک این مرز و بوم درخشیده‌اند و نام ایران را به عنوان مهد علم و دانش روزگار پیشین بر لوح زرین دانش جهانی حک کرده‌اند. این دانشمندان و عالمان عرصه عمل این سرزمین را به مثابه قطبی برای آینده علمی بشر نمایانده و در این اثنا رسیدن بشر به جایگاه رفیع علمی کنونی را با علومی نظیر طب، نجوم، ریاضیات، شیمی و... متضمن شده‌اند. محمد ابن زکریای رازی که پنجم شهریور ماه تقویم ما ایرانیان به نام این دانشمند فرزانه مزین شده است، یکی از این اخترانی است که نقش بی‌بدیل وی در آسمان علم، دانش و اندیشه این مرز و بوم با گذشتن قرون متمادی نو به نو فروزان‌تر شده و افزون‌تر از گذشته می‌درخشد همچنین تا‌کنون گذر زمان، معاندت‌های هم‌عصران و غفلت‌های آیندگان وی، نه تنها پرده زنگار بر علم و دانش وی نکشیده است بلکه هر چه زمان بیشتر به پیش می‌رود این کیمیای طب، دانش و اندیشه ایران‌زمین بیشتر در مجامع جهانی شناسانده می‌شود، ‌گر چه هنوز که هنوز است سیمای پهلوانان عرصه دانش ایران زمین که قهرمانانه در راستای اعتلای دانش بشری عصر خود کوشیده‌اند در جامعه ایرانی آنچنان که باید در فرهنگ‌عامه نقش نبسته است، شاید بزرگ‌ترین تقصیر این غفلت، متوجه سردمداران فرهنگ این مرز و بوم باشد که آنچنان که باید در زمینه شناساندن این بزرگان نکوشیده‌اند و همه ساله در خوشبینانه‌ترین حالت ممکن تنها به برگزاری چندین همایش و مراسم بزرگداشت در چنین مناسبت‌هایی بسنده می‌کنند. نوشتار پیش‌روی تلاش کرده است به صورت اجمالی به تاریخ زندگی این دانشمند ملک ری و یکی از مشهورترین پزشکان متقدم ایران‌زمین که صاحب کتاب‌ها و رسالات متعددی در این باره است، بپردازد.

● تاریخ تولد و نام رازی

آنچه در میان اوراق تاریخی مورخان مشرق زمین درباره نام و نسب زکریای رازی متداول است این است که نامش محمد و نام پدرش زکریا و کنیه‌اش ابوبکر است و عموم مورخان مشرق زمین او را «محمدبن زکریا الرازی» یا به عبارت ساده‌تر محمد زکریای رازی خوانده‌اند و در این میان تنها ابوریحان بیرونی در مقدمه رساله‌یی که در باب «فهرست کتب رازی» تالیف کرده وی را«ابوبکر محمدبن زکریابن یحیی الرازی» که البته ابوریحان در ذکر نام زکریای رازی نام جد وی را نیز تحت عنوان یحیی برشمرده است. تاریخ تولد رازی بنا به نوشته ابوریحان بیرونی که دقیق‌ترین مورخ زندگی‌نامه رازی است در رساله‌یی که درباره فهرست آثار رازی نوشته است، غره شعبان سال ۲۵۱ هجری مطابق با ۱۵ آگوست ۸۶۵ میلادی و وفاتش را پنجم شعبان سال ۳۱۳ هجری مطابق با ۱۵ اکتبر ۹۲۵ میلادی ذکر کرده است. مدت عمر رازی در رساله یادشده ابوریحان به سال قمری ۶۲ سال و پنج روز و به سال شمسی شصت سال و دو ماه ویک روز عنوان شده است. اما بعضی مورخان مشرق زمین به مانند صاحب«قاموس الاعلام ترکی» تاریخ ولادت رازی را سال ۲۴۰ هجری می‌داند. همچنین در فرهنگ تاریخ و جغرافیا تالیف بویه و در لاروس بزرگ در برابر کلمه رازی تاریخ تولد وی را سال ۸۵۰ میلادی ذکر کرده‌اند.

● روزگار جوانی زکریای رازی

دکتر محمود نجم‌آبادی در کتابی که به نام «محمد زکریای رازی» نگاشته و توسط انتشارات دانشگاه رازی منتشر شده است، پیرامون روزگار جوانی و شروع به تحصیل رازی اینگونه نوشته است: «معلوم نیست زکریا پدر رازی اهل علم بوده و محمد فرزندش را به تحصیل گماشته باشد. بلکه بیشتر چنین به نظر می‌رسد به مناسبت شغلی که داشته یعنی صیرفی، رازی را به این کسب و کار مشغول داشته است. چنین به نظر می‌رسد که پدر رازی مایل بوده است که پسر به کسب و کار خود مشغول شود ولی محمد از این امر اعراض می‌کند.

از قراین معلوم می‌شود که رازی پدر را در جوانی از دست داده است... به هر جهت چه محمد در جوانی یا نوجوانی پدر را از دست داده باشد و چه پدر مایل بوده که به کسب و کار خود مشغول شود، رازی در پی کسب علوم زمان می‌رود، با این تفاوت که به طرف حرفه پدر متمایل می‌شود و بعداً به جانب کیمیا متوجه می‌شود. بنابر این معلوم می‌شود که توجه رازی به شیمی قبل از توجهش به سایر علوم و مخصوصا طب بوده است.» همچنین بیهقی در ترجمه تتمه صوان الحکمه در این باره می‌نویسد: «رازی در عنفوان شباب زرگر بوده است» اما ابن ابی اصیبعه در کتاب خود به‌نام «عیون الانبیاء فی طبقات الاطباء» آورده که از نسخه‌سوخته از کتاب منصوری رازی پیدا شده که رازی صیرفی بوده است. اما از دیگر سو آنچه درباره روزگار جوانی رازی مشهود است این است که رازی بخشی از دوران جوانی خود را یا به عبارت دیگر شروع مرحله یادگیری علوم خود را با نواختن ساز عود و سرودن اشعار و آموختن زبان عربی که زبان رایج علمی آن روزگار بوده است آغاز کرده است. سلیمان بن حسان اندلسی در کتاب «طبقات الاطباء و الحکماء» می‌نویسد: «محمد زکریا در دوران جوانی عود می‌نواخته و آواز می‌خوانده. پس از آنکه خط عذارش دمید به خود گفت: آن آوازی که از بین شارب و ریش بیرون‌اید نیکو نیست. بدین جهت از این امر منصرف شد و به جانب فلسفه و طب و کیمیا رفت، تا آنکه پیشوای این دانش‌ها شد.» لوئی فیگیه در کتاب «زندگانی علمای مشهورم آورده است که: رازی در بیست سالگی نواختن عود را کنار گذارده و به جانب فلسفه و طبیعیات و اخلاق و طب رفته. ابوریحان بیرونی درباره روزگار جوانی محمد زکریا می‌نویسد: « رازی ابتدا به کیمیا اشتغال داشت و چشم خود را که در معرض بو‌های تند و تیز بود معیوب ساخت و بر اثر توجه به درمان چشم به جانب پزشکی رفت.»

● رازی و کیمیاگری

پیرامون کیمیا‌گری رازی و آنچه یکی از وجوه علمی وی در پرداختن به شیمی یا همان علم کیمیا است، امری که بدیهی به نظر می‌رسد آن است که رازی به سبب شغل و حرفه پدری خود به دانش کیمیاگری پیش از تحصیل طب پرداخته است و پس از آنکه بعد‌ها در طب نیز به کسب مهارت پرداخت و برای پیدا کردن «اکسیر اعظم» که پیری را به جوانی مبدل سازد و «حجر الفلاسفه» که از طریق آن بتوان فلزات سبک قیمت را به طلا و نقره تبدیل ساخت تلاش‌های فراوانی کرده است. در این باره ابن ابی اصیبعه در کتاب عیون الابناء می‌نویسد: «نسخه‌یی از مولفات رازی را یافتم به نام[کناشه المنصوری] که به خط خود رازی نگاشته شده است و در علم کیمیا و صیرفی نگاشته شده است.» درباره کتاب یادشده نقل مشهوری است که می‌توان یکی از علل عارضه‌یی که بر چشم رازی حادث شده و در سنین کهولت باعث کوری چشمان وی شده است را بیان سازد که در این باره در کتاب محمد بن زکریای رازی نوشته دکتر محمود نجم آبادی چنین آورده شده است: «چنین مشهور است که رازی کتابی به نام منصور بن اسحق حکمران ری تالیف کرده که در آن اثبات کیمیا را برای ساختن طلا بیان داشته است. منصور دستور داد که مدعای خود را ثابت کند. رازی تعلل و عذر فقدان اسباب و آلات را بهانه کرد. منصور امر کرد هرچه لازم دارد تهیه شود. چون رازی نتوانست مدعای خود را را طبق نوشت‌های در کتاب به مورد عمل گذارد، منور او را خواست و گفت: از چنین حکیمی دور است که کتاب‌های خود را بدروغ آلوده سازد و آن را به حمکت منسوب دارد. چون رنج راه برده‌یی هزار دینارت دادم. اما چون اثبات مدعای خود را نتوانی کنی و بیهوده مردم را رنج و زحمت داده‌یی باید تو را جزایی دهم. لذا دستور داد آنقدر با کتاب بر سر رازی نواختن که بر اثر آن چشم وی نابینا شد...» البته در صحت قول بالا جای تردید وجود دارد ولی آنچه به حقیقت نزدیک است و از کتب نوشته شده توسط وی بر می‌آید، این امر است که رازی در علم کیمیا و شیمی تبحر داشته چنانکه مردم عادی بواسطه این تبحر وی را به اشتغال به جادو و سحر متهم می‌ساخته‌اند.

● زکریای رازی پزشک مشهور مشرق‌زمین

یکی از دلایل اصلی شهرت محمد ابن زکریای رازی را می‌توان در علم پزشکی و طبابت یافت.

درباره علل گرایش رازی به علم پزشکی بیهقی اینچنین می‌نویسد: « وقتی رازی را چشم درد پیدا شد، نزد چشم پزشک (کحال) رفت. کحال گفت: برای درمانت باید پانصد دینار بدهی. رازی این مبلغ را به کحال داد و با خود گفت: کیمیای حقیقی علم طب است، نه آنچه بدان مشغولی...» ابن خلکان صاحب کتاب «و فیات الاعیان و انباء الزمان می‌نویسد: «ابتدای تحصیل رازی در طب وقتی بود که سن او از ۴۰ گذشته بود.» پرداختن به سنی که رازی پزشکی را از آن آغاز کرده است از آن جهت مهم است که بنابه نوشت‌های اکثر مورخان رازی فراگیری طب را از سنین نزدیک به چهل سالگی آغاز کرده است، که این امر نشان از هوش سرشار و استعداد ذاتی وی در حصول علم طبابت بوده است در دوره میانسالی دارد. دکتر محمود نجم‌آبادی در این باره می‌نویسد: «آنچه از کتب مورخان اسلامی مستفاد می‌شود آنکه رازی طب را در بیمارستان بغداد آموخته، چراکه در بغداد در اواخر قرن دوم و اول قرن سوم هجری قمری کتاب‌های طبی و سایر علوم از عربی به سریانی و بعداً به عربی ترجمه شده است. از آن گذشته بر اثر قدرت خلفاء عباسی و تاسیس بیمارستان بغداد به صورت مرکز بزرگ علمی دوران درآمده است و در حقیقت جانشین دانشگاه و بیمارستان جندی?شاپور بوده، یعنی میراث علمی دانشگاه جندی شاپور به بغداد منتقل شده بود که بغداد را به صورت بزرگ‌ترین مرکز علمی تمدن آن روزی شرق درآورده است پس رازی به مانند بسیاری از عالمان روی به بغداد کرد.» ادوارد براون در این باره در کتاب طب اسلامی می‌نویسد: «رازی برای سرکشی (دیدن) به بیمارستان بغداد وارد شد و با یکی از داروسازان مشهور آشنا شد و در دنبال آن به طرف طب گرایید و بعداً رییس بیمارستان شد.» مطلبی که روشن‌تر از سایر مطالب مربوط به دانش‌آموزی رازی در علم طب است آنکه، رازی طب را بیشتر از مشاهدات عینی و ملاحظات بیمارستانی و به اصطلاح بالینی یاد گرفته و بیشتر وقت صرف کرده است. این امر از آثار و مولفات وی مشهود است.

حسین سعیدی