جستجوی راه حل ها برای فرضیه انفجار بزرگ

همانطور که بطور واضح بررسی شد, فرضیه انفجار بزرگ ثابت کرد که جهان” از نیستی آفریده شده است“ به بیان دیگر, توسط خدا خلق شده است

همانطور که بطور واضح بررسی شد، فرضیه انفجار بزرگ ثابت کرد که جهان” از نیستی آفریده شده است“. به بیان دیگر، توسط خدا خلق شده است. به همین علت اختر شناسان به فلسفه ماده گرایان که با انفجار بزرگ هنوز مخالفت کرده و از فرضیه حالت ساکن حمایت می کرد، متعهد بودند. دلیل این تلاش را می توان در کلمات آ.اس. ‌ادینگتونA.S.Edington))، یکی از فیزیکدانان مشهور ماده گرا آشکار کرد: ” از لحاظ فلسفی تصور شروع ناگهانی به نظم حاضر در طبیعت برایم نفرت انگیز است.“

سر فرد هویل(Sir Fred Hoyle) یکی از آنهایی بود که از فرضیه انفجار بزرگ اظهار نگرانی می کرد. در اواسط قرن، هویل از فرضیه ای دفاع کرد که آن را حالت ساکن نامید و این فرضیه، مشابه نگرش” جهان ثابت“ که در قرن نوزدهم بکار‌می‌رفت بود. فرضیه حالت ساکن اذعان می داشت که جهان هم در اندازه بی نهایت است وهم در زمان. با هدف مشخص و انحصاری دفاع از فلسفه ماده گرایان، این فرضیه در مجموع با فرضیه” انفجار بزرگ“ که شروعی را برای پیدایش جهان معین می کرد متفاوت بود.

آنهایی که از فرضیه حالت ساکن دفاع می کردند با فرضیه انفجار بزرگ مدتها مخالفت می کردند. با این حال علم بر ضد آنها عمل کرد.

از طرف دیگر، برخی از دانشمندان دنبال راههایی برای توسعه راه حلهای دیگر شدند.

در سال۱۹۴۸، جورج گامو(George Gamov) ایده دیگری را در ارتباط با انفجار بزرگ به دست آورد. او اذعان داشت که پس از شکل گیری جهان از طریق انفجار بزرگ، مازاد انرژی تابشی می بایستی بخاطر انفجار در جهان باقی مانده باشد. علاوه بر این، انرژی تابشی می بایست بطور یکنواخت در عرض گیتی پراکنده شود. این ادله که” می بایست وجود داشته باشد“ خیلی زود پیدا شد.

● ادله بیشتر: دورنمای انرژی تابش کیهانی

در سال۱۹۶۵، دو محقق به نامهای آرنو پنزیاس(Arno Penzias) و رابرت ویلسون(Robert Wilson) این امواج را بطور تصادفی کشف کردند. این امواج رادیویی که” دور نمای انرژی تابشی“ نامیده شد بنظر نمی رسید از منبع خاصی تششع بشود بلکه به بیان دقیقتر، در کل فضا پخش‌می شد. از اینرو امواج حرارتی که بطور یکنواخت از تمام فضا پخش می شد، در حقیقت باقی مانده مراحل اول انفجار بزرگ تلقی شدند. پنزیاس و ویلسون جایزه نوبل را بخاطر این کشف دریافت کردند.

در سال۱۹۸۹، ناسا قمر جستجوگر دورنمای کیهانی را(COBE) جهت تحقیق بر انرژی تابشی دورنما روانه فضا کرد. تنها هشت دقیقه برای اسکنرهای این قمر طول کشید تا اندازه گیریهای پنزیاس و ویلسون را اثبات کند. COBE به باز مانده های انفجار بزرگ که در آغاز پیدایش گیتی رخ داده بود، پی برد.

بعنوان بزرگترین کشف نجوم شناسی در تمام ادوار، این یافته بطور واضحی فرضیه انفجار بزرگ را ثابت می‌کرد. یافته های قمر((COBE ۲ که پس از قمر(COBE) به فضا فرستاده شده بود نیز محاسباتی را که بر اساس انفجار بزرگ بدست آمده بود، تایید کرد.

نمونه مدرک مهم دیگر برای انفجار بزرگ، مقدار هیدروژن و هلیم موجود در فضا بود. در آخرین محاسبات معلوم شد که تجمع هیدروژن- هلیم در جهان با محاسبات تئوری تجمع هیروژن- هلیم باقی مانده ناشی از انفجار بزرگ مطابقت می کند. اگر جهان هیچ شروعی نداشت و اگر از ازل باقی بود، اجزای سازنده هیدروژن می بایستی کاملاً مصرف شده و در نتیجه به هلیم تغییر پیدا می کرد.

تمام این گونه مدارک محکم سبب شد تا فرضیه انفجار بزرگ توسط مجمع علمی پذیرفته شود. نمونه انفجار بزرگ آخرین نکته‌ای بود که علم توانست به آن، که درباره شکل گیری و شروع جهان بود، دسترسی پیدا کند. با سالها دفاع کردن از همراهی با فرد هویل در ارتباط با فرضیه حالت ساکن ، دنیس سیاما(Denis Sciama) مرحله آخری را که پس از تمام شواهد برای فرضیه انفجار بزرگ بدست آورده بود، آشکار کرد. سیاما اظهار می داشت که می خواهد در بحث داغ بین مدافعین فرضیه حالت ساکن و آنهایی که این تئوری را به امید تکذیب آن آزمایش می کردند شرکت کند. این به این خاطر نبود که او این فرضیه را معتبر می دانست بلکه امید داشت که معتبر باشد. فرد هویل جلوی تمام اعتراضاتی که بعنوان مدرکی برای برملا ساختن این فرضیه مطرح می شد ایستاد. سیاما در صحبتهایش ادامه داد که در ابتدا با هویل همفکری می کرده ولی هنگامی که شواهد و مدارک جمع شد، مجبور شد که بپذیرد بازی دیگر تمام شده و فرضیه حالت ساکن می بایستی کنار گذاشته شود.

پروفسور جورج آبل(George Abel) از دانشگاه کالیفرنیا نیز اعتقاد داشت که مدارک موجود حاضر، نشان می دهند که جهان بیلیونها سال قبل با انفجار بزرگ به وجود آمده است. او تصدیق کرد که هیچ چاره دیگری بجز آن که فرضیه انفجار بزرگ را بپذیرد ندارد.

با پیروزی فرضیه انفجار بزرگ مفهوم” ماده جاودانی“ که اساس فلسفه ماده گرایان را می ساخت به توده سطل آشغال تاریخ دورانداخته شد. پس چه چیزی قبل از انفجار بزرگ وجود داشته است و چه قدرتی جهان را به” هستی“ بوسیله این انفجار عظیمی که در قبل وجود نداشته سوق داده است؟ این سؤال مسلماً در کلمات آرتور ادینگتن(Arthur Eddington) از” لحاظ فلسفی“، حقیقتی تلخ برای ماده گرایان می باشد چرا که وجود خدا آشکار می شود. فیلسوف و ملحد مشهور، آنتونی فلو(Antony Flew) نظریاتی را در این باره ابراز می کند:

بطور واضح، اعتراف چیز خوبی برای روح است. بنابراین من اعترافاتم را با این نکته شروع می کنم که شخص ملحد مجبور است اتفاق نظر مربوط به فلسفه انتظام گیتی معاصر را بپذیرد. زیرا این طور که بنظر می رسد، کیهان شناسان دلیل علمی که باعث ارضاء سن توماس(St.Thomas) بشود، ارائه داده اند که از لحاظ فلسفی نمی‌‌‌تواند اثبات شود؛ بدین معنی که جهان شروعی داشته است. از مدتها پیش وقتی که می شد براحتی جهان هستی را نه تنها بدون پایان بلکه بدون شروع نیز در نظر بگیریم، تاکید بر وجود مادی آن آسان بود و هر آنچه که قرار بود بعنوان ویژگیهای اساسی یافت شود می بایستی بعنوان نهایت دلیل و توصیف می شد. اگر چه من اعتقاد دارم که ساکن بودن جهان درست است ولی این مسئله آسان و یا راحتی نیست که بتوان در برابر داستان انفجار بزرگ از آن دفاع کرد.

بسیاری از دانشمندانی که کورکورانه خودشان را با ملحدان آمیخته نکرده بودند، نقش خالق توانا را در ایجاد آفرینش جهان پذیرفتند. این خالق می بایست چیزی باشد که هم ماده و هم زمان را آفریده باشد و در عین حال از هردوی آنها بی نیاز بوده باشد. فیزیک دان و اختر شناس معروف، هاف راس(Hugh Ross) در این رابطه می گوید:

اگر شروع زمان متقارن با شروع جهان باشد، همانطور که قانون فضا حکم می کند، آنگاه منشاء جهان می بایستی از چیزی باشد که در بعد زمان کار کرده و کاملاً غیر وابسته بوده و قبل از بعد زمان کیهان وجود داشته باشد. این نتیجه گیری در فهم ما از اینکه خدا چه کسی است و چه کسی خدا نیست خیلی مهم می باشد. این مسئله به ما می فهماند که خدا خود گیتی یا در درون آن نیست.

ماده و زمان توسط خالق توانایی خلق شده است که به تمام این تصورات وابسته نباشد. این خالق خدا است که حاکم آسمانها و زمین است.

● تناسب حساس در فضا

در حقیقت، انفجار بزرگ مشکل بیشتری ر‌ا برای ماده‌گرایان تا اعترافات فیلسوفی ملحد بنام آنتونی فلو را بوجود آورد زیرا انفجار بزرگ نه تنها اثبات می کرد که جهان از هیچ پدیده آمده بلکه همچنین اثبات می کرد که جهان از شیوه کنترل شده، منظم و هدفداری به هستی تبدیل شده است.

انفجار بزرگ با انفجار نقطه‌‌ای شکل گرفت که همه ماده و انرژی جهان را در برداشت و در تمام مسیرها با سرعت خیره کننده ای در فضا انتشار پیدا کرد. از طریق این ماده و انرژی، توازن بزرگی در میان کهکشانها، ستاره ها، خورشید، زمین و سایر اجرام آسمانی پدید آمد. علاوه بر این، قوانینی که شکل گرفت” قوانین فیزیک“ نامیده شد که در تمام جهان یکنواخت است و تغییر پیدا نمی کند. تمام این مسائل دلالت بر این می کند که نظم کاملی بعد از انفجار بزرگ رخ داده است.

با این وجود انفجار نظم را پدید نمی آورد. تمام انفجارهای در خور توجه آماده آسیب رسانی، متلاشی کردن و ویرانی هر آنچه که است می باشند. بعنوان مثال، انفجار بمبهای اتمی و هیدروژنی، گاز متان، آتش فشان، گازهای طبیعی و خورشیدی همگی آثار مخرب دارند.

اگر قرار بود که به یک نظم خیلی جزئی پس از انفجار برسیم، بعنوان مثال اگر انفجاری در زیر زمین رخ می داد و باعث ایجاد آثار کامل هنری، قصرها و یا خانه های بزرگ می شد ممکن بود نتیجه بگیریم که دخالتهای مافوق طبیعه در پشت این انفجار رخ داده است و این که تمام تکه‌‌‌‌‌هایی که توسط انفجار پراکنده شده اند طوری ساخته شده اند که در مسیر هدایت شده ای حرکت می کنند.

با نقل قولی از سر فرد هویل، که اشتباهاتش را پس از سالها مخالفت با فرضیه انفجار بزرگ پذیرفت، این حالت را خیلی خوب بیان می کند:

فرضیه انفجار بزرگ ادعا می کند که جهان با انفجار ساده ای شکل گرفت. با این وجود همانطور که در پایین می توان ملاحظه نمود، انفجار تنها اجزاء را به اطراف پرت می کند در حالی که انفجار بزرگ بطریق شگفت آوری عکس این عمل را با جمع کردن ماده در قالب کهکشانها پدید آورد.

او در حالیکه نظم یافتن از طریق انفجار بزرگ را ضد و نقیض تلقی می کرد، بطور یقین انفجار بزرگ را با تعصب ماده گرایانه تعبیر کرده و اظهار می داشت که این” انفجار مهار گسیخته“ بوده است. با این حال او در حقیقت کسی بود که با مطرح کردن این موضوع خود را نفی می کرد تا به آسانی وجود خالق را انکار کند. زیرا اگر نظم بزرگی در اثر انفجار بوجود آید، آنگاه مفهوم” انفجار مهار گسیخته“ باید کنار گذاشته می شد و می پذیرفتیم که انفجار بطور خارق العاده ای کنترل شده است.

ویژگی دیگر نظم شکل یافته در جهان که از انفجار بزرگ بوجود آمد، آفرینش” جهان قابل سکونت“ است. شرایط تشکیل سیاره قابل سکونت آنقدر پیچیده است که تقریباً این که فکر کنیم این ترکیب تصادفی بوده است غیرممکن است.

پاول دیویس(Paul Davis )، استاد سرشناس فیزیک نظری به محاسبه این که سرعت انبساط پس از انفجار بزرگ چگونه” بخوبی تنظیم“ شد، پرداخت و به نتیجه باور نکردنی دست یافت. طبق عقیده او اگر میزان انبساط پس از انفجار بزرگ حتی یک بیلیون بیلیونیم متفاوت بود، هیچ نوع ستاره قابل سکونتی شکل نمی‌گرفت:

اندازه گیری دقیق، میزان انبساط را نزدیک به حد بحرانی نشان می دهد که در آن جهان از گرانش خود بیرون آمده و تا ابد انبساط پیدا می کند. چنانچه کیهان بطور آهسته تری از هم فرو می پاشید، مواد کیهانی سریع تر و خیلی سالها قبل متلاشی می شدند. در این جا جالب است که بپرسیم چگونه دقیقاً میزان انفجار” بخوبی تنظیم“ شد تا بر روی این خط تقسیم بین دو سانحه قرار بگیرد. اگر زمانIS (زمانی که نمونه انفجار کامل در قبل بوجود آمده است) میزان انفجار از مقدار حقیقی‌‌‌‌‌‌اش بیش از۱۸-۱۰ متفاوت بود، کافی بود که تناسب حساس بهم بخورد. قدرت انفجار جهان از اینرو با دقت نسبتاً باور نکردنی با قدرت رانشی خود هماهنگی دارد. انفجار بزرگ از قرار معلوم انفجاری قدیمی نبوده ولی بطور خارق العاده ای تنظیم شده بوده است.

قوانین فیزیکی که با انفجار بزرگ پدید آمد تا مدت۱۵ بیلیون سال تغییر پیدا نکرد. علاوه براین، این قوانین چنان با وسواس بر محاسبات تکیه می کنند که حتی تغییر یک میلیمتر از ارقام کنونی منتهی به تخریب کل ساختار و ترکیب جهان می شود.

استاد فیزیک سرشناس، استفان هاوکینگ((Stephen Hawking در کتابش تحت عنوان تاریخ خلاصه زمان اظهار می کند که جهان بر اساس محاسبات تنظیم شده و تناسبات بیشتر از آن چه که ما باورمان می شود بخوبی تنظیم شده است. او با اشاره به میزان انفجار جهان اذعان می کند که:

چرا جهان با یک چنین میزان حیاتی انفجار شروع شد تا به جاسازی گونه‌هایی که از یکدیگر متلاشی می‌شدند بپردازد و تا ابد به انبساط خود ادامه دهد تا اینکه الان پس از ده هزار میلیون سال بعد هنوز در حد میزان حیاتی به انبساط ادامه بدهد؟ اگر میزان انفجار یک ثانیه پس از آن که انفجار بزرگ صورت گرفت- قسمتی از آن در صد هزار میلیونیم کوچکتر می شد- جهان قبل از اینکه اندازه اصلی خود را بدست می آورد دوباره از هم می پاشید.

پاول دیویس نیز نتایج اجتناب ناپذیری که ناشی از تناسبها و محاسبات دقیق باور نکردنی بود مطرح کرد:

خیلی سخت است که به این فکر پافشاری کنیم که ساختار فعلی جهان، که ظاهراً به تغییرات جزئی در ارقام حساس می باشد، ترجیحاً با دقت برنامه ریزی شده است.... تقارن ظاهراً اعجاب آور ارقام عددی، که طبیعت آن را به ارقام مهمی معین کرده، می بایستی مدرک تکان دهنده ای برای عنصر طرح کیهان باشد.

در رابطه با برخی واقعیتها اخترشناس آمریکایی ، جورج گرین اشتاین،(George Green Stein)، درباره جهان سمبیوتیک می نویسد:

از آنجایی که ما شواهد را زیر نظر داریم این تصور به شدت اصرار می ورزد که برخی عناصر ماوراالطبیعه یا ترجیحاً کمکی صورت گرفته است.

نویسنده: هارون یحیی

www.harunyahya.com

مصدر: www.harunyahya.com

برگرفته ازکتاب، شناخت خدا از طریق برهان، نویسنده ، هارون یحیی،برگردان:شهریار جدّیانتشارات الرساله چاپ هندوستان مرکز اسلامی بازار غربی نظام الدین، پلاک۱ ، دهلی نو کد پستی۱۱۰۰۱۳