نیمه پنهان ناسا

اداره ملی هوا فضای آمریکا ناسا این روزها پنجاهمین سالگرد تاسیس خود را با انجام کاری جشن گرفته که در آن از هر کار دیگری ماهرتر است تبلیغات پر سر و صدا اما در واقع به رغم تبلیغات ناسا, این سازمان اوضاع به شدت در هم و بر همی دارد

اداره ملی هوا-فضای آمریکا (ناسا) این روزها پنجاهمین سالگرد تاسیس خود را با انجام کاری جشن گرفته که در آن از هر کار دیگری ماهرتر است: تبلیغات پر سر‌و‌صدا. در هفته های اخیر این سازمان یک جزوه ۲۱۵ صفحه‌ای منتشر کرد و در آن موفقیت پشت موفقیت از نوعی که به نفع جامعه است را به خود نسبت داد. همه اینها تبلیغات است. ناسا با بوق و کرنا مدعی است طی ۵۰ سال گذشته فناوری هائی ابداع کرده که در ارتقاع میزان امنیت جاده ای، بهبود کیفیت لاستیک خودروها، پاکسازی میادین مین، ساخت حافظه مصنوعی، خوراک بچه تقویت شده، جاروبرقی های بدون سیم و قابل حمل، دست و پای مصنوعی، سیستم های ضد انجماد برای هواپیماها، و... و... و... تنها چیزی که ناسا به خودش نسبت نمی دهد معالجه سرماخوردگی است.

اما در واقع به رغم تبلیغات معمولی ناسا، این سازمان ۵۰ سال بعد از تاسیس، درست مانند برنامه فضائی ایالات متحده که اداره می کند، اوضاع به شدت در هم و بر‌همی دارد.

در تازه ترین ماموریت ناسا، یعنی سفر ماه گذشته فضا پیمای رفت و برگشت شاتل به ایستگاه فضائی بین المللی، در جریان گشت فضانوردان در خارج از فضاپیما، یک کیسه ابزار حاوی تجهیزاتی به ارزش ۱۰۰ هزار دلار در فضا رها شد. (چرا کیسه ابزار ناسا ۱۰۰ هزار دلار ارزش داشته باشد؟ تلمبه گریس و سمباده که این همه قیمت ندارد. اما یکی از سخنگویان روابط عمومی ناسا گفت این وسایل، ابراز کارهای حرفه ای بوده و بطور ویژه ساخته شده بودند.)

یکی از تیترهائی که اغلب نشریات برای خبر گم شدن آن کیسه ابزار درج کردند این بود:”گم شده در فضا”. همین عبارت اکنون گویای وضعیت خود ناسا است.

مایکل دی گریفین مدیر ناسا با انتشار مطلبی در نشریه اخبار فضائی در روز ۲۰ اکتبر اعتراف کرد:” در پی نکاتی که از زمان انفجار سفینه کلمبیا کسب شده، قرار است سفینه شاتل بازنشسته شود. ما دریافته ایم که احتمال از دست دادن فضانورد در هر یک از ماموریتهای شاتل اکنون یک به ۸۰ است.”

وی افزود:”اگر قرار باشد ما قبل از بازنشسته کردن شاتل ده پرتاب دیگر داشته باشیم احتمال از دست دادن گروهی از فضانوردان در جریان این پرتابها یک به هشت خواهد بود. این واقعیتها چشم آدم را باز می کند و یکی از دلایلی است که هیات دولتی تحقیقات در خصوص سانحه سفینه کلمبیا توصیه کرده است که شاتل بازنشسته شود.”

دولت بوش و ناسا برنامه ریزی کرده اند که ماموریتهای شاتل در سالهای ۲۰۱۰ و ۲۰۱۵ خاتمه یابد و قرار شده که برنامه پروازهای فضائی با پروژه ای از سر گرفته شود که ناسا آن را “برنامه صورت فلکی” می نامد. این پروزه شامل موشکی خواهد بود که سفینه پرتاب خدمه فضائی ایرس ۱ نام دارد و همچنین محفظه ای در بالای آن است به نام سفینه کاوش خدمه فضائی اوریون که فضانوردان در داخل آن قرار گرفته و به سفرهای فضائی خواهند رفت.

بین سالها ۲۰۱۰ و ۲۰۱۵، تنها راهی که فضانوردان آمریکائی خواهند توانست از آن طریق به فضا بروند چیزی مانند سفر افراد پولدار به فضا با موشکهای روسی خواهد بود که با پرداخت پولهای هنگفت آنها را به ایستگاه فضائی بین المللی برده و بازمی گرداند. (این یک پروژه ۱۰ میلیارد دلاری است که هم اکنون هزینه اجرای آن به ۱۰۰ میلیارد دلار رسیده و عمده آن از محل پولی که مالیات دهندگان آمریکائی می پردازند تامین می شود.)

به لحاظ مبالغ، تاکنون پروزه هائی به ارزش هفت میلیارد دلار به پیمان کاران خصوصی سپرده شده است و تخمین زده می شود که طی دو دهه آینده حدود ۲۳۰ میلیارد دلار خرج اجرای برنامه صورت فلکی شود. این مطلب را دفتر پاسخگوئی دولت موسوم به جی ای او، طی گزارشی در ماه آوریل گذشته اعلام کرده است. اما اینکه موشک ایریس ۱ و کپسول اوریون واقعا در سال ۲۰۱۵ به فضا پرتاب خواهد شد یا نه هنوز کاملا قطعی نشده است. در گزارش جی ای او آمده است: نمونه سازیهای کامپیوتری نشان می دهد که نوسانات حاصله در این موشک به هنگام پرتاب و اولین مرحله از صعود موشک ایریس ۱ باعث ارتعاشات شدیدی در سراسر این موشک ایریس ۱ و کپسول اوریون خواهد شد.”

این گزارش می افزاید:”این ارتعاشات به حدی زیاد است که ممکن است خطر نارسائی سخت افزاری و از دست رفتن کنترل سفینه را بوجود آورد.” به عبارت دیگر، به هنگام پرتاب سفینه این موشک چنان تکانهای شدیدی خواهد خورد که احتمال دارد آنرا سرنگون کند. گزارش مذکور همچنین آورده است: راکت ایریس ۱ ممکن است حتی آنقدر نیروی برا نداشته باشد که در مدار زمین قرار بگیرد. بعلاوه جی ای او اعلام کرد ناسا اعتراف دارد که “در حال حاضر، تاسیسات آزمایشگاهی موجود آن‌قدر کافی و کارآمد نیست که سیستمهای ایریس یک و اوریون را تست کند.”

جی ای او در باره برخاستن ایریس ۱ و اوریون از زمین در سال ۲۰۱۵ گفت:”ناشناخته های قابل توجهی در اینخصوص وجود دارد مبنی بر اینکه آیا طرحهای ناسا برای ساخت و پرتاب این سفینه ها را می توان در تاریخ های مورد نظر اجرا کرد یا نه.”

چیزی که اوضاع را پیچیده تر کرده است، درج یک گزارش خبری در نشریه اورلاندو سنتینل است که بر اساس بررسی اسناد و مطالعات داخلی ناسا و مصاحبه با بیش از ده مهندس، تکنسین و مقامات ناسا که در اجرای این پروژه دست دارند، تهیه شده است. در این گزارش آمده است که ناسا نگران است که امکان دارد موشک ایریس ۱ به هنگام برخاستن با برج پرتاب برخورد کند. در این گزارش آمده است، کارشناسان احتمال‌ می دهند که روشن شدن موتور سوخت جامد این موشک باعث “پرش” آن به طرفین بر روی سکوی پرتاب خواهد شد.

این گزارش به نقل از یکی از مقاطعه کاران پروژه‌های ناسا آورده است:” این سفینه موشکی، که قرار است آمریکا را به عصر دوم فضا پرتاب کند و فضانوردان را به کره ماه بازگرداند، ذره به ذره، از هم وا می رود.”

در این مقاله به نقل از جف فینکنور، از مهندسان ناسا که در سپتامبر گذشته به خاطر ناراحتی از نحوه مدیریت اجرای پروژه ایریس ۱ از کار در آن استعفا داد آورده است: “در بالاترین سطوح این سازمان، گویا این اعتقاد وجود دارد که می توان به واقعیت امر و نهی کرد و نمی خواهند هیچگونه اطلاعاتی را که مغایر آن امر و نهی باشد بپذیرند.”

این انتقاد از دیرباز بطور مداوم متوجه ناسا بوده است. ریچارد فیمان از برندگان جایزه نوبل و از اعضای کمیسیون ریاست جمهوری آمریکا که در پی انفجار شاتل چلنجر اندکی بعد از پرتاب در سال ۱۹۸۶ برای تحقیق در باره علت این سانحه تشکیل گردید به تازگی با شدت هر چه تمام تر سازمان ناسا را مورد انتقاد قرار داد. فیمان تاکید کرد ناسا نمی بایست در چنان صبح سردی سفینه چلنجر را پرتاب می کرد چون دمای بسیار پائین هوا در آن روز باعث شده بود تا واشرهای موجود در بدنه سفینه انعطاف خود را از دست بدهد. او به هنگام اعلام این مطلب با انداختن یک لاستیک حلقوی به داخل یک لیوان آب سرد منظور خود را نشان داد.

او در گزارش نهائی آن کمیسیون نوشت: “بیائید برای تضمین اینکه مقامات ناسا در جهانی از واقعیت کار کنند، توصیه هائی بدهیم. ناسا مدیون شهروندانی است که از آنها برای بهبود کیفیت کار توصیه می خواهد و به همین خاطر باید با آنها روراست و صادق بوده و آنها را در جریان اخبار قرار دهد تا این شهروندان بتوانند برای استفاده از منابع محدود خود عاقلانه ترین تصمیم‌ها را بگیرند. برای داشتن فناوری موفق، واقعیت باید بر تبلیغات روابط عمومی ارجح باشد، چرا که طبیعت را نمی توان گول زد.”

۱۷ سال بعد با از دست دادن هفت فضا نورد دیگری در حادثه انفجار سفینه کلمبیا که به هنگام بازگشت به زمین نابود شد، هیات تحقیقات حادثه کلمبیا هم به همین ترتیب از ناسا انتقاد کرد.

این هیات اعلام کرد:”فرهنگ سازمانی ناسا به اندازه محافظان حرارتی که از روی بال کلمبیا کنده و باعث انفجار آن شد در این حادثه نقش دارد.” منظور سفالهای محافظی بود که به هنگام پرتاب از بدنه سفینه جدا شده بود و باعث آسیب دیدن سیستم محافظ حرارتی روی بالهای سفینه شد.

این گزارش اعلام کرد:”بر اساس سابقه ناسا در نادیده‌گرفتن توصیه های خارجی، یا بهبودهایی که در کار خود می دهد اما به مرور زمان خاصیت خود را از دست می دهد، و بر اساس احتیاطات لازم، این هیات دیگر هیچ اعتمادی ندارد که شاتل فضائی بتواند برای مدت بیش از چند سال بطور ایمن و بی خطر عمل کند.”

طرح ساخت و به کار گیری یک موشک به جای فضاپیماهای رفت و برگشت شاتل دیسکاوری توسط گریفین مطرح شد. به گزارش نشریه کلورادو سنتینل؛ او به عنوان رئیس دپارتمان آزمایشگاه فیزیک کاربردی دانشگاه جانز هاپکینز، گزارشی پژوهشگرانه نوشته و در آن طراحی یک موشک شبیه ایریس ۱ را پیشنهاد کرده بود. او در سال ۲۰۰۵ توسط جورج دبلیو بوش رئیس جمهور آمریکا به ریاست ناسا برگزیده شد و به گزارش همین نشریه ظرف چند ماه تحقیقاتی را سازمان داد که طرحهای ساحت و به کارگیری موشکهای دیگری را که کارائی شان ثابت شده بود بررسی کرد و طرح ایریس ۱ را بی خطر، ساده و نسبتا کم خرج شناخت چرا که در طراحی و ساخت آن از بسیاری از قطعات شاتل استفاده می شود.

در عین حال گریفین نمی خواهد تقصیر تعلیق دست کم پنج ساله اعزام فضانوردان آمریکائی به فضا را به گردن بگیرد. او در یک نامه اینترنتی به مقامات بلند پایه ناسا که به خارج درز پیدا کرد نوشت:”دقیقا همانگونه که من پیش بینی کرده بودم اتفاقات طوری رخ داد که روشن می سازد اتخاذ سیاست اتکا به یک قدرت دیگر برای دسترسی به ایستگاه بین المللی فضائی توسط آمریکا تا چه حد غیر عاقلانه بود. اگر منطقی می بودیم می توانستیم زمانی را برای بازنشستگی شاتل تعیین کنیم که با آماده شدن ایریس ۱ و اوریون همخوانی داشته باشد و آنگاه از ما خواسته می شد ایریس ۱ و اوریون را هر چه سریع تر (و نه بعد از سال ۲۰۱۴ میلادی) به کار گیریم و برای این کار هم بودجه لازم را در اختیار ما قرار می دادند.”

او در آن نامه نوشته بود:”به گمان من، برای مدتی طولانی هیچ فضانورد آمریکائی به ایستگاه فضائی بین‌المللی نخواهد رفت. هیچ پول قابل ملاحظه دیگری برای تسریع در ساخت و به کار گیری ایریس ۱ و اوریون تامین نخواهد شد، حتی با این احتساب که ما زودتر از سال ۲۰۱۴ قادر به این کار نخواهیم بود.”

او در آن نامه اعلام کرد:”نظر شخصی من در خصوص این پروژه تا حد امکان بدبینانه است.”

همچنین گریفین، ستیزه با دولت آتی باراک اوباما رئیس جمهور منتخب آمریکا را آغاز کرده است. نشریه کلورادو سنتینل در روز ۱۰ دسامبر گزارش داد گریفین با تیم انتقالی باراک اوباما همکاری نمی کند، در برابر تلاشهای این تیم برای دریافت اطلاعات مانع تراشی می کند و گفته است که رئیس این گروه صلاحیت قضاوت در باره برنامه موشکی وی را ندارد.

اینکه اوباما با ناسا چه خواهد کرد هنوز معلوم نیست. او در ماه مارس و به هنگام مبارزات انتخاباتی خود در ایالت وایومینگ توقف کرد، توصیه کرد که ناسا دقت خود را از دست داده و دیگر کارهای فوق العاده و الهام بخش نمی کند. به احتمال فراوان او رئیس ناسا را تغییر خواهد داد.

اما در هر صورت در داخل ناسا به خاطر پنج سال وقفه در اعزام فضانورد به فضا، و اخراج و از دست دادن کارکنان با تجربه، تحولات عمده ای روی خواهد داد.

“ناکامی ناسا: و یک راه خروج” عنوان مقاله ای است به قلم فیلیپ کی چپمن که از فضانوردان سابق ناسا است. این مقاله در سال ۲۰۰۵ در نشریه اسپیش دیلی به چاپ رسید. او در این مقاله نوشته بود:

“در سال ۱۹۶۹، ما در ماه فرود آمدیم اما حالا حتی نمی توانیم پایین ترین مدار زمین را هم ترک کنیم. ناسا ادعا می کرد که پرتاب شاتل (به ازای باری که حمل می کند) ۱۵ برابر ارزان تر از پرتاب سفینه ساترن است که در ماموریت آپولو به کار گرفته شد، اما شاتل عملا سه برابر گران تر از ساترن بود. میانگین هر پرواز شاتل ۷۶۰ میلیون دلار است. بعد از هر ماموریت، زمان لازم برای آماده سازی شاتل برای ماموریت بعدی قرار بود کمتر از دو هفته باشد. اما در عمل دهها هزار تکنسین سه الی شش ماه صرف بازسازی شاتل بعد از هر پرواز کردند که گفته می شد دوباره قابل استفاده است. بدتر از همه اینکه شاتل بطور غیرلازم، یک سفینه پیچیده، شکننده، و خطرناک است که تا کنون ۱۴ فضانورد را به کشتن داده است.”

چپمن در آن مقاله اعلام کرد:”اول از همه، ما باید قبول داشته باشیم که ناسا پرواز فضائی انسان را خراب کرده است... اکنون تنها راه حل کارآمد تشکیل یک سازمان فدرالی دیگر به جای این سازمان است.”

او افزود:”خود من در کار با ناسا تجربه دارم. در سال ۱۹۸۵ بعد از آنکه فهمیدم طرحهائی برای پرتاب یک سفینه کاوش گر شاتل در دست تهیه است که از سوخت پلوتونیوم استفاده خواهد کرد، که در واقع قرار بود ماموریت بعدی شاتل در سال ۱۹۸۶ باشد، من تلاش کردم با استفاده از قانون آزادی جریان اطلاعات در خصوص عواقب وقوع سانحه احتمالی برای سفینه ای که سوخت پلوتونیومی داشته و انفجار آن باعث پخش شدن پلوتونیوم در هوا خواهد شد، اطلاعات جمع آوری کنم. ناسا و وزارت انرژی ایالات متحده به مدت حدود یک سال در مقابل تلاشهای من ایجاد مانع کردند و دست آخر گزارشاتی به من ارائه دادند که در آنها ادعا شده بود احتمال وقوع حادثه ای فاجعه بار برای شاتل یک به ۱۰۰ هزار است. اما این رقم بلافاصله بعد از انفجار سفینه چلنجر به یک در ۷۶ کاهش پیدا کرد.”

من در مورد ناسا و استفاده این سازمان از انرژی هسته ایدو کتاب نوشتم و چند مستند تلویزیونی تهیه کردم و بااین کار به مقابله با دیوان سالاری انفعالی و بسته حاکم بر آن پرداختم.

طی این سالها من به دفعات زیاد در رادیو و تلویزیون در باره تحقیقاتم در باره ناسا مصاحبه کرده ام و ناسا مکررا مانع آن شده که کارکنانش با من ملاقات کنند. من دریافته ام که فرهنگ حاکم بر ناسا این است که به هر قیمت ممکن از طرف سوال و چالش قرار گرفتن پرهیز می کند- چه داخلی باشد، چه خارجی.

یکی از بزرگترین منتقدان ناسا بروس گاگنون، هماهنگ‌کننده شبکه جهانی بر ضد استفاده از سلاحها و انرژی هسته ای در فضا، است. او می گوید از زمان تاسیس ناسا در سال ۱۹۵۸ تا کنون این سازمان تحت کنترل ارتش آمریکا بوده است.

او ناسا را اینگونه متهم می سازد که:”وجه غیرنظامی برای ناسا همیشه یک پوشش بوده است. امروزه دست اندکاران ناسا علنا اعتراف می کنندکه هر کاری که انجام می‌دهند، هر ماموریتی که به فضا می روند، استفاده دوگانه دارد. به این معنا که بطور همزمان دارند فناوری نظامی و غیرنظامی را با هم توسعه می دهند.”

سالها است که سازمان ناسا با ارتش آمریکا در زمینه سلاحهای فضائی همکاری می کند تا به گفته این منتقد، با صرف پول مالیات دهندگان، کنترل و سلطه آسمانها را در دست بگیرند. به گفته گاگنون، صنعت هوا-فضای آمریکا لاف می زند که جنگ ستارگان بزرگترین پروزه صنعتی در تاریخ کره زمین خواهد بود.”

همه اینها سازمان ناسا را که از ابتدا قرار بوده یک سازمان غیرنظامی باشد در خود پیچیده است. گاگنون می گوید:”آمریکا اکنون با بحران اقتصادی دست به گریبان است و ما توان مالی به راه انداختن یک مسابقه تسلیحاتی دیگر در فضا را نداریم. پس کنگره کی می خواهد مانع صرف دلارهای مالیاتی که به سختی عاید شده، برای زمینه سازی جنگ در فضا بشود؟”

این در حالی است که ناسا همچنان در مسیر حرکت خود با تلوتلو به موانع مختلف برخورد می کند.

نویسنده:کارل گراسمن