آینده پروازهای فضایی

اندیشه سفر به فراسوی آسمان ها, ایده ای جدید نیست نخستین ریشه های این ایده را می توان در قدیمی ترین باورها و اساطیر نقاط گوناگون جهان جستجو کرد

اندیشه سفر به فراسوی آسمان ها، ایده ای جدید نیست. نخستین ریشه های این ایده را می توان در قدیمی ترین باورها و اساطیر نقاط گوناگون جهان جستجو کرد. از اساطیر باستانی هندوستان که در حماسه هایی چون رامیانا و مهابهارت ها منعکس شده یا کیکاووس ایرانی که با بستن عقابهایی به تخت خود عازم آسمان ها شد و یا اسطوره ایکاروس که با بستن بالهای مومی به خود توانست پرواز را تجربه کند اما پند پدر را نشنیده گرفت و آنقدر به خورشید نزدیک شد تا موم بالهایش آب شد و به زمین سقوط کرد. اما این باورهای کهن زمانی به واقعیت علمی نزدیکتر شد که امکانات فنی و علمی نیز پیشرفت کرد. اما آرزوی رسیدن به پروازی هر چند کوتاه و مختصر باید قرنها منتظر کارهای پیشگامانه می ماند تا به واقعیت تبدیل شود. سرانجام اندکی بیش از ۱۰۰ سال پیش برادران رایت توانستند نخستین هواپیمای کوچک را برای مدت چند ثانیه به هوا برخیزانند. زمانی طولانی ، از آغاز تاریخ تا ابتدای قرن بیستم زمان لازم بود تا انسان این رویای کهن خود را تحقق یافته ببیند. اما پس از آن داستان پرواز سرعت و شتاب بیشتری گرفت. در همان سالهایی که بشر سرمست از نخستین پرواز کوتاه خود با هواپیمایی ساده بود، یک معلم آینده نگر در روستایی دور دست از نواحی سردسیر روسیه به نام کنستانتین کسلوفسکی ، سخن از پروازهای فضایی به میان آورد. در آن هنگام هنوز دانش انسان آنقدر پیشرفت نکرده بود که بتواند در باره امکان واقعی سفرهای فضایی سخن بگوید، اما کنستانتین که از قدرت شنوایی نیز برخوردار نبود در ذهن خود دنیای امروز را می دید و طرحهای او به زودی دستمایه پرهیجان ترین ماجراجویی بشر قرار گرفت تا به نوعی او را تبدیل به پدر عصر فضا کند. در کنار دانشمندان و مهندسانی که می کوشیدند از مرزهای هوا عبور کرده و به فضا دست یابند، داستان پردازهای علمی و تخیلی نیز به میان آمدند تا شور این اکتشاف را دو چندان کنند. آنها با ارائه تصاویری جذاب و البته در مرحله نخست ، همراه با برخی اشتباهات ، انگیزه عمومی برای فتح دنیای ناشناخته و راز آلود فضا را دوچندان می کردند؛ دنیایی که بشر از روزی که حافظه تاریخی خود را به دست آورد منظره بی بدیل آن را در برابر چشمانش می دید و آرزوی درک ماهیت ستاره های آسمان و رسیدن به آنها را در خاطر داشت.

این آرزوها اگرچه از یک سو پیشراننده بود اما از سوی دیگر نیازهای فنی جدیدی که گسترش فناوری آنها را مطرح می کرد نمی توانست بدون دستیابی به فضا به واقعیت بدل شود. سالها پیش از آنکه اولین پرتابه مصنوعی ساخت بشر به فضا وارد شود، آرتور سی کلارک ، دانشمند و نظریه پرداز آینده نگر و یکی از برجسته ترین نویسندگان علمی تخیلی که داستان و فیلم معروف ۲۰۰۱ ، یک اودیسه فضایی از آثار برجسته اوست ، پیشنهاد داد برای رهایی از مشکلات ارتباطات زمینی که باعث می شد بسیاری از ارتباطات رادیویی در نقاط کور امکان پذیر نباشد، از سیستم ارتباطات ماهواره ای استفاده شود. وی مداری را پیشنهاد داد که اگر رله هایی فضایی در آن قرار می گرفت می توانست تمام نقاط زمین را پوشش دهد. در آن زمان انسان هیچ پرتابه ای را به مدار زمین نفرستاده بود اما امروزه تصور زندگی عادی بدن استفاده از این ایده تقریبا غیر ممکن است.

تصور اینکه شما بتوانید بدون بهره برداری از این سیستم ها از سیستم ارتباطات ماهواره ای نظیر رله تصاویر و صدا استفاده کنید، یا از شبکه موبایل جهانی بهره مند شوید و یا بتوانید از خدمات سیستم های هماهنگ پرداخت بانکها و یا شبکه جهانی اینترنت بهره مند شوید، قطعا غیر قابل تصور است. در سال ۱۹۵۴ روسها با اقدامی پیشروانه توانستند وارد قلمرو فضا شوند. ماهواره اسپوتنیک ۱ با سفر به فضا و ارسال داده هایی به زمین برای نخستین بار توانست درهای فضا را به روی انسان بگشاید اما این تازه آغاز داستان بود. با سفر اسپوتنیک ۱ که خود محصولی از گسترش دانش فضایی مبتنی بر فناوری تسلیحاتی آلمان نازی و تکمیل طرح موشکهای V۲ بود، عصر جدیدی در تاریخ اکتشافات آغاز شد که باعث شتابی بی نظیر در عرصه فضانوردی و اکتشافات فضایی شد. آغاز دوران جنگ سرد هر یک از ۲ ابر قدرت آن دوران را وادار کرده بود تا برای نشان دادن برتری خود به کسب رتبه و برتری در اکتشافات فضایی دست بزنند. نکته مهمی در این بین وجود داشت که این پرواز اولیه را بسیار مهم جلوه می داد. اگر برای رسیدن به نخستین پرواز هوایی هزاران سال تلاش صرف شده بود تنها نیم قرن کافی بود که نخستین پرتابه فضایی را در مدار قرار دهیم و این سرعت اعجاب آور ادامه داشت.

روسها بلافاصله اقدام به کاوش و جستجو و بالا بردن وجهه فضایی خود در گوشه و کنار منظومه شمسی کردند. آنها نخستین کاوشگرها را عازم مریخ و زهره کردند و در هر مرحله از رقیب امریکایی خود پیش افتادند. آنها به سرعت اولین موجود زنده (لایکا) را در مدار قرار دادند و سپس نخستین فضانورد (یوری گاگارین) در سال ۱۹۶۱ به مدار زمین رفت و سپس نخستین زن فضانورد (والنتین ترشکوا) و سپس نخستین الحاق های مداری و ایستگاه فضایی را روسها ساختند اما امریکایی ها که تا این زمان همیشه یک گام عقب تر بودند تصمیم به برداشتن گامی بزرگ گرفتند. در آن زمان جان اف.کندی ، رئیس جمهور وقت امریکا که کشورش اگرچه در حوزه ارتباطات ماهواره ای و اکتشافات فضایی خوب عمل می کرد و با تاسیس سازمان ملی هوا و فضانوردی امریکا (ناسا) سعی در یکپارچه کردن اکتشافات فضایی کرده بود. در دیدار با مقامات ارشد این سازمان که در دانشگاه ریس برگزار شد خطمشی این سازمان و هدف آن را فرستادن انسان به ماه و سالم برگرداندن او تا پیش از پایان دهه ۷۰ میلادی اعلام کرد و بدین ترتیب یکی از گرانترین و پیچیده ترین عملیات فضایی تاریخ بشر به نام آپولو آغاز شود که اگر چه ۳ قربانی گرفت اما باعث شد تا در سال ۱۹۶۹ ، آپولو ۱۱ با موفقیت بر سطح ماه فرود بیاید و نیل آرمسترانگ و باز الدرین ، قدم بر سطح این قمر بگذارند و ماه تبدیل به تنها نقطه ای از فضا و خارج از سیاره زمین شود که انسان توانسته است قدم بر آن بگذارد.

پایان موفق آپولو ۱۷ که آخرین ماموریت از مجموعه ماموریت های آپولو برای فتح ماه بود و توان و بودجه فراوانی را صرف خود کرده بود، باعث شد تا بسیاری امیدوارانه از گسترش اکتشافات فضایی سخن بگویند. ساخت شهرکهای فضایی روی ماه و اقامتگاهی تفریحی روی این قمر و سفر توریستی به ماه پیش از پایان هزاره دوم و حتی برگزاری بازیهای المپیک ۲۰۰۲ در ماه ایده های واقعی به نظر می رسید. اما پایان یافتن جنگ سرد باعث سرد شدن اکتشافات فضایی انسانی شد. بسیاری از کسانی که علاقمند به گسترش فعالیت های فضایی بودند به ویژه در مرکزی مانند ناسا که عملا در غیاب رقیب روس خود، رهبری اکتشافات فضایی گوناگون را در جهان به دست گرفته بود، شکاف عمیقی بین محققان ایجاد شده بود که محققان را به دو گروه طرفداران سفرهای روباتیک با هزینه کمتر و عملکرد بیشتر به گوشه و کنار عالم در برابر طرفداران سفرهای انسانی پر ریسک قرار داده بود. این اختلاف با وجود پیشرفتهای فوق العاده ویژه ای در سالهای اخیر رخ داده و عرصه اکتشافات فضایی را تحت تاثیر قرار داده است اما هنوز سایه خود را بر چشم انداز آینده فعالیت های فضایی انداخته است. از سوی دیگر وقوع حوادثی نظیر سقوط شاتل فضایی کلمبیا و مرگ ۷فضانورد آن و شکست برخی از تحقیقات پر هزینه بر این اختلاف ها افزوده است و این سوال را مطرح کرده که آینده اکتشافات فضایی چگونه خواهد بود؟

آرایش جدید نیروهای اکتشافی

امروزه و در ابتدای هزاره سوم میلادی ، صف بندی و آرایش نیروهای موثر در فرآیندهای فضایی به طور قابل توجهی تغییر پیدا کرده است. دیگر ناسا قدرت بلامنازع این عرصه نیست اگرچه هنوز موثرترین و بهترین نیروها و متخصصان سراسر جهان را در خود جای داده است. اما روسیه اینک ، پس از سالها از خواب سنگین خود بیدار می شود و می خواهد نقش موثرتری بر عهده بگیرد. نقش ویژه ای که این کشور در مدت تعطیلی موقت شاتل های فضایی که پس از سقوط شاتل فضایی کلمبیا رخ داد و حدود ۲ سال به طول انجامید، بر اهمیت حضور روسیه افزوده است. در این مدت تمام انتقال های انسانی و بار به ایستگاه بین المللی فضایی از سوی روسیه سامان داده شده و در همان حال این کشور کوشید تا طرح فضاپیماهای نسل بعدی خود را گسترش دهد. طرحی که شاید بتواند پس از آنکه شاتل های فضایی در سال ۲۰۰۹ برای همیشه بازنشسته شدند ،با جایگزین آنها یا فضا پیماهای اوریون رقابتی جدی داشته باشند.

برنامه اعلام شده از سوی سیاستمداران امریکا برای آینده ناسا تا ۲۰۳۰ بیشتر از آن که بر مبنای واقعیات علمی باشد بر مبنای مناسبات سیاسی شکل گرفته استدر همین حال برخی قدرت های جدی نیز شکل گرفته اند. در شرق ، چینی ها توانسته اند با استفاده از تجربیات عظیم روسیه ، نخستین فضا پیمای سرنشین دار خود به نام شنزهو را به مدار زمین ارسال کنند تا به سومین کشور جهان پس از امریکا و روسیه تبدیل شوند که توانسته اند چنین پروازی را به طور مستقل انجام دهند. آنها سال گذشته این پرواز را با دو فضانورد تکرار کردند و بلافاصله اعلام کردند هدف بعدی آنها ساخت ایستگاه فضایی ملی چین در مدار زمین و سپس سفر به سوی ماه خواهد بود. در سوی مقابل هندی ها هم که پیش از این ثابت کرده بودند آن قدر جدیت و پشتکار دارند که نباید از کنار حرفهایشان آسان گذشت ، اعلام کردند در برابر پیشرفت های چین سکوت نخواهند کرد و وارد این رقابت خواهند شد. آتل بیهاری واجپایی ، نخست وزیر وقت هندوستان ، پس از پرواز موفق شنزهو ۱ چینی از دانشمندان کشورش خواست با تمام توان برروی فتح ماه کار کنند. اگرچه این فعالیت ها در سکوت خبری ادامه دارد اما خبرهایی که گاه گاهی به بیرون درز می کند نشان از آن دارد که این پروژه چیزی فراتر از یک تبلیغ سیاسی بود و دانشمندان این کشور در حال کار روی این پروژه هستند و شاید بزودی شاهد شکل گیری عصر جدیدی از رقابت های فضایی میان کشورهای بلوک شرق باشیم.

اگر چه رقابت فوق الذکر در زمینه سفرهای سرنشین دار بود اما نباید از خاطر برد که کشور صنعتی آسیایی ، ژاپن نیز در این زمینه بیکار ننشسته است. این کشور اگرچه در زمینه فعالیت های سفرهای سرنشین دار کمتر سرمایه گذاری کرده اما با مشارکت دادن فضانوردان خود در برنامه های کاوش شاتل های فضایی امریکا سعی می کند به تجربه ای از نوع غربی در این زمینه دست یابد. اما در زمینه اکتشافات روباتیک ژاپن اینک به قدرتی غیر قابل انکار بدل شده است. ماموریت نوزومی ژاپن به مقصد مریخ اگرچه به مقصد نرسید اما نشان از روحیه بالای این دانشمندان در طراحی یکی از پیچیده ترین مسیرهای ناوبری مداری داشت. سال گذشته عبور موفق فضا پیمای هایابوسا از کنار هسته یک سیارک به نام ایتاکاوا نشان داد که آژانس فضایی تازه شکل گرفته ژاپن نیز در راه رسیدن به نقاط دورتری است. اما در غرب نیز اوضاع مثل سابق نیست. اتحادیه اروپا با تجربه موفقی که در زمینه اتحاد سیاسی خود به دست آورد اینک می کوشد تا در عرصه فضا نیز از این تجربه استفاده کند. آژانس فضایی اروپا یا ESA اینک یکی از بزرگترین آژانسهای فضایی جهان به شمار می رود و یکی از همکاران اصلی ناسا در طرحهای بین المللی به شمار می رود.

این سازمان نه تنها پژوهش هایی بنیادی را در طرحهای زیستی فراسوی زمین و به عنوان شریک ساخت ایستگاه بین المللی فضایی دنبال می کند اما در طرحهای روباتیک نیز اقدام به کاوشهای مهمی کرده است. فرستادن مارس اکسپرس به مریخ ، ونوس اکسپرس به زهره و فرود آوردن کاوشگر هویگنس بر سطح تنها قمر جو دار منظومه شمسی ، یعنی تیتان در اطراف سیاره زحل یکی از این موفقیت های بی نظیر است. به موازات این فعالیتها، کشورهای عضو این آژانس نیز برنامه های فضایی اختصاصی خود را پی می گیرند. اخیر انجمن سلطنتی علوم انگلستان از دانشمندان کشورش خواست فارغ از سیاستهای ناسا، اقدام به برنامه ریزی برای اعزام مستقل فضانورد به فضا و سفر به ماه کنند.

خبرهای غیر تایید شده ای حاکی از آن است که روسیه قصد دارد اگر اختلاف های سیاسی اجازه دهد - به عنوان همکار جدید وارد آژانس فضایی اروپا شود و اگر این اتفاق رخ دهد آنگاه باید در انتظار روزهای پر هیجانی برای این سازمان ماند؛ چرا که تجربه غنی روسیه و امکانات اروپایی در هم خواهد آمیخت و عصر تازه ای را رقم خواهد زد. اگرچه هنوز هیچ یک از این نیروهای جدید در حدی نیستند که خطری برای قدرت فنی ، علمی و اقتصادی ناسا به شمار آیند، اما شاید بتوان این سخن را گفت که این جو آینده ای متفاوت را رقم خواهد زد. امروزه دانشمندان و سیاستمداران کشورهای پیشرفته به این جمله کنستانتی کسولفسکی ایمان دارند که می گفت اگرچه زمین گهواره تمدن است ، اما هیچ کودکی را نمی توان تا ابد در گهواره خویش نگاه داشت و شاید به همین دلیل است که مسولان ناسا کمی نگران آینده شوند. ۲ سال پیش و در شرایطی که برنامه فضایی ناسا به شدت تحت تاثیر سقوط کلمبیا و مرگ ۷ فضانورد آن بود و تنها برگ برنده رسانه ای اعتبار بخش این سازمان موفقیتی بود که دکتر فیروز نادری و همکارانش در طرح مریخ برای این سازمان به دست آورده بودند و با اعزام موفق ۲ ربات کاوشگر بر سطح سیاره سرخ مدارک و شواهد محکمی از وجود آب بر سطح مریخ و در گذشته آن به دست آورده بودند. جورج بوش وارد دفتر مرکزی ناسا شد تا خط مشی آینده این سازمان را تا سال ۲۰۳۰ تبیین کند.

سخنان آن روز بوش بر خلاف سخنرانی کندی ، با مخالفت های فراوانی روبه رو شد و بسیاری تنها آن را ژستی ویژه از سوی بوش توصیف کردند تا خود را در جایگاهی مانند کندی قرار دهد و چهره یک رهبر پیش روی علمی را به خود بگیرد در حالی که چشم انداز ارائه شده توسط وی بسیار دور از ذهن بود. وی ابتدا بحث را با ضرورت تکمیل ایستگاه فضایی و عملیاتی کردن نسل جدیدی از شاتل های فضایی آغاز کرد که همه مردم بر آن اتفاق نظر داشتند، اما این تازه آغاز داستان سخنرانی بوش بود وی در ادامه به ۲ نکته مهم اشاره کرد که به نوعی هدف برنامه های فضایی او به شمار می رفت. او اعلام کرد تا پیش از سال ۲۰۲۰ امریکا باید به ماه برگردد و در آنجا پایگاه هایی ایجاد کند و سپس در ۲۰۳۰عازم مریخ شود، اما آیا این یک رویای واقعی است؟

نخستین مخالفت ها با بوش از درون ناسا بلند شد. کارشناسان متفق القول بودند که مطرح شدن سفر دوباره به ماه و ایده بلند پروازانه مریخ به بودجه ای بیش از چند تریلیون دلار نیاز دارد و این به معنی لغو ماموریت های کم هزینه دیگر خواهد بود. جایی که رباتهای کاوشگر با هزینه های بسیار پایین در حال گشت زمینی و کسب اطلاعات از گوشه و کنار منظومه شمسی هستند و ارزش داده های آنها بسیار بیشتر از سری انسانی است. دانشمندان برای مقایسه سعی کردند بر تعداد مقالات علمی استخراج شده میان تلسکوپ فضایی هابل به عنوان یک ربات مداری و ایستگاه پر هزینه بین المللی فضایی بپردازند و ثابت کنند این هزینه ها چندان هم ضروری نیست. اگر طرح بخواهد به طور جدی پیگیری شود بسیاری از طرحهای اکتشافی باید کنسل شود در حالی که ما در باره بسیاری از سوالات کلیدی و نقاط اساسی دانش فضایی هنوز ضعف داریم و می توانیم این داده ها را با هزینه و خطری کمتر تامین کنیم ؛ اما گذشته از آن سفر به مریخ چالشی است که بعید است یک کشور بتواند از عهده آن بر آید و فناوری امروز ما اجازه بحث بر سر اجرایی شدن آن تا سال ۲۰۳۰ را نمی دهد. اگر سفر به ماه با کمک آپولوها که چندین میلیارد دلار هزینه داشت ، تنها یک هفته طول می کشید، سفر اکتشافی به مریخ حداقل ۳ سال به طول خواهد انجامید که بیش از ۱.۵ سال آن باید صرف اقامات در مریخ یا مدار آن برای ایجاد شرایط مناسب بازگشت به زمین شود. نیازهای یک تیم فضایی حرفه ای برای سفری ۳ ساله آن قدر زیاد است که هنوز برآوردی از میزان هزینه ای که باید صرف انتقال این حجم از بار به مدار مریخ شود، وجود ندارد. ضمن این که هنوز مسائل سلامتی فضانوردان در طی اقامتهای طولانی در فضا مشخص نشده است و حتی دانشمندان نگران سلامت روانی افرادی هستند که ممکن است ۳ سال سیاره مادیشان را تنها به شکل نقطه ای کوچک و محو در آسمان سیاره ای دور ببینند و مطمئن باشند هیچ شانسی برای دیدار سریع با همنوعانشان ندارند.

چنین مشکلاتی است که برنامه و طرح دراز مدت ناسا را با ابهام مواجه می کند، اما دانشمندان این سازمان راه میانه ای را د رنظر گرفته اند و آن ادامه دادن به فعالیت های پژوهشی خود و هم راستا کردن آن با طرح مذکور بدون توجه به بازه زمانی آن هستند. بدین ترتیب اگرچه از داده های ماموریت های گوناگون ممکن است برای سفر به مریخ استفاده شود، اما ضرب الاجلی برای آن در نظر گرفته نمی شود.

نویسنده: پوریا ناظمی

منبع: روزنامه جام جم