F ۱۰۴ Starfighter تابوت پرنده

در سال های اولیه دهه ۱۹۵۰ ارتش آمریکا در بدترین شرایط خود قرار داشت جنگ جهانی هنوز اثرات خود را داشت و ارتش در حال مرخص کردن نیروهای خود بود کاهش نیرو کاهش امکانات و بودجه را در برداشت این سالها ارتش آمریکا را بسیار شکننده وضعیف نشان میداد ضعفی که در طول جنگ هیچگاه دیده نشد گویی وقت مرگ ببر زخمی فرارسیده بود

در مورد جنگنده ای صحبت می کنیم که هیچ کشوری سفارش آن را نداد ولی ساخته شد!

در سال های اولیه دهه ۱۹۵۰ ارتش آمریکا در بدترین شرایط خود قرار داشت .جنگ جهانی هنوز اثرات خود را داشت و ارتش در حال مرخص کردن نیروهای خود بود. کاهش نیرو کاهش امکانات و بودجه را در برداشت این سالها ارتش آمریکا را بسیار شکننده وضعیف نشان میداد ضعفی که در طول جنگ هیچگاه دیده نشد گویی وقت مرگ ببر زخمی فرارسیده بود. دیگر هیچ اثری از ابهت ۴ تا ۵ سال پیش ارتش به واقع پیروز جنگ نبود در چنین شرایطی کره شمالی به کره جنوبی حمله کرد و آمریکا باید دفاع می کرد(این جنگ غیر مستقیم جنگ ابر قدرت ها بود) شروع جنگ کره هشداری بود برای آمریکایی ها که باید به ارتش توجه بیشتری نمایند. در چنین شرایطی جنگنده های MIG.۱۵ وارد نبرد شدند که آمریکا بخصوص نیروی هوایی این کشور را که وظیفه مراقبت از اسکادران ها را داشت در شرایط بدی قرار داد.

این جنگنده با سرعت زیادو سرعت اوج گیری و مانور پذیری به اضافه سه توپ سنگین رقیب خطرناکی بحساب می آمد بطوری که هیچ یک از هواپیماهای آمریکایی در آن زمان قادر به مقابله با آن نبودند به جز جنگنده های F.۸۶ که آن هم باید بهسازی می شد برای همین تمام اسکادران ها ملزم به پرواز پوششی محدود شدند.

با وجودی که نیروی هوایی سفارشی برای ساخت رهگیری همچون F.۱۰۴ رانداد اما این طرح پیش رفت و بدلیل کنسل شدن طرح XF.۹۰ نیروی هوایی اعلام نیاز فوری به رهگیری با سرعت بالا کرد که اسکانس ورکس (قسمتی از لاکهید) طرح را ارائه داد. این جنگنده نخستین هواپیمایی بود که به سرعت۲ ماخ دست یافت .موتور آن در ابتدا پس سوز نداشت اما نهایتا به پس سوز مجهز شد. این طرح در زمان خود طرح جالبی بود . جالب اینکه در شرایطی که بالهای پسگرا رایج بود این هواپیما داری بالهای کوتاه و مستقیم بود(در واقع مثل موشک پرواز می کرد) دم آن T شکل بود و مجرای موتور آن هم مشترک بود یعنی دو دریچه به هم مرتبط بودند(آن موقع بسیاری از مهندسان با این طرح مخالفت می کردند .این هواپیما در آلمان غربی هم ساخته شد اما آلمانی ها مثل اینکه بیشتر به موشک بودن آن علاقه داشتند. برای مقابله با پرواز های شناسایی شوروی باید در مناطقی پرواز می کرد که امکان فرود وجود نداشت. بنا بر این هواپیما را بروی سکویی با زاویه ۲۰ در جه قرار می دادند .در زیر آن راکتی قرار می گرفت که رانشی برابر با ۶۵۰۰۰ پوند ایجاد می کرد .این هواپیما همچون موشک پرتاب می شد البته این روش به هواپیما کمی آسیب می زد اما در نوع خودجالب بود(جالب این که در دومین آزمایش هواپیما به همراه بوستر همراهش منفجر شد به جز خلبان تعدادی از کادر زمینی هم آسیب دیدند که دلیل آن انفجار هواپیما نبود بلکه فرار از محل حادثه و تصادف ماشینها آن را بوجود آورد) برای درگیری هوایی به ۴ فروند موشک اسپارو به همراه یک توپ ۲۰ mm مجهز شد که با یک رادار رهگیری هوایی ناسار تکمیل شد.

در مورد لقبی که به هواپیما دادند باید بدانید این هواپیما در فاصله سالهای۱۹۶۱ تا ۱۹۶۸ بیش از ۹۱ فروند از آن سقوط کرد بطوری که مردم به آن لقب تابوت پرنده را دادند. ارتش هم بعد از مدتی (بعد از جنگ) تمام هواپیماها غیر قابل اعتماد را به کشور های فقیر همچون پاکستان بخشید.

واقعیت این بود که در همه جا تعریف این هواپیما شنیده می شد اما اینها حرفهای سازندگان بود که از کار خود تعریف می کردند .در واقع شهرت این هواپیما در کامیابی نبود بلکه در ناکامی و شکست بود(از دست دادن کنترل و تعادل در این جنگنده چیز عادی و روز مره ای برای خلبانان بود)

به هر صورت پروژه موشک سرنشین دار یا همان F.۱۰۴ طرح پیروزی نبود البته نمی توان در مورد شکست آن نیز با قاطعیت صحبت نمود.

● مشخصات:

▪ ابعاد:

ـ مساحت بال : ۱۸.۲۲ مترمربع

ـ طول : ۱۶.۶۹ متر

ـ ارتفاع : ۴.۱۱ متر

ـ طول بال : ۶.۶۸ متر

▪ وزن : ۶,۳۸۷ کیلوگرم

▪ بیشینه سرعت: ۲.۲ ماخ

▪ موتور: یک دستگاه General Electric J۷۹-۱۹ با رانش ۷۰.۲۸ kN

▪ سلاح: AIM-۹ Sidewinder, AIM-۷ Sparrow, Apside و nuclear bombs, Mk ۸۲/۸۳ و...

نویسنده:محمد حسین جهان پناه(سایت دانشجو)

محمد

http://air-mag.blogsky.com