ایمنی در گلایدر

مبحث زیر شامل آن دسته از آموزش هائی است که یک استاد خلبان گلایدر در موارد ایمنی به هنرآموز این فن گوشزد می کند

به جرأت می‌توان گفت در میان مباحث و گفتارهای مختلف در علوم هوانوردی، بحث ایمنی (کاملاً بحث بنیادی و اساسی در میان سایر علوم تلقی می‌شود. چرا که بدون ایمنی صحیح و مناسب، کلیه‌ٔ عوامل انسانی و فنی و محیطی اعم از خلبان، هواپیما، تأسیسات و فرودگاهی و ... قادر به ارائه کارکرد درست خود نمی‌باشند.

مقاله‌ای که پیش رو دارید مبحثی مختصر در باب ایمنی پروازهای گلایدر و با تأکید بر ساخت و کار فنی آنها و به‌خصوص جمع کردن قطعات گلایدر (Assemble)است.

اجازه می‌خواهم برای رعایت اختصار در این تحریر، از همان واژه اسمبل کردن (یعنی همان جمع کردن و سرهم کردن قطعات در گلایدر) استفاده نمایم و به فواصل سعی می‌شود که در جای خود مترادف اصلی ترجمه‌ها و اصطلاحات آورده شود.

مبحث زیر شامل آن دسته از آموزش‌هائی است که یک استاد خلبان گلایدر در موارد ایمنی به هنرآموز این فن گوشزد می‌کند.

در حقیقت می‌توان گفت که قبل از شروع عملیات پروازی تجاری و بازرگانی در سال ۱۹۲۶ میلادی، زندگی یک خلبان، نسبتاً ساده و آسان بود. راز زنده ماندن و بقا برای یک خلبان در شغل خودش در این برهه زمانی، به خاطر داشتن قوانین و راهنمائی‌های سودمندی بود که در واقع حکایت از وجود یک احساس مشترک نزد همهٔ خلبان‌ها داشت. به‌عنوان مثال این حس که تا زمانی که با کنترل کامل هواپیما و استفاده از آلات دقیق آن آشنا نشده باشی آن را به پرواز درنیاور!

ولی زمانی که کنگره‌ای آمریکا با تصویب قوانینی، رأی داد که دولت مرکزی این مسئولیت را بپذیرد که با وضع قوانینی، ”ایمنی“ را در تجارت هوائی فراهم کند، زندگی یک خلبان تا حدودی بغرنج و پیچیده شد. به‌عنوان مثال، برای بسیاری از خلبانان، بند ۱۴ کد قوانین دولت مکزیک، مانند یک مجموعه عظیم متناقض جلوه می‌کند و بیان‌کنندهٔ یک نظم از نوع پرسروصدا و درهم پیچیده می‌باشد. در حایل که در بعضی موارد ممکن است توصیف فوق، توصیفی دقیق باشد. با این حال، یک امتحان پایان دوره مقررات هوائی (Regulation) این حقیقت را فاش می‌سازد که بسیاری از همان احساسات مشترک و قوانین قبلی در ذهن خلبان‌ها باقی مانده است و آنها هنوز عوض نشده‌اند.

در اوایل قرن بیستم میلادی، به‌طور مثال خلبان‌ها در مقابل پرواز هواپیماهای غیرنظامی (Civil) بسیار احتیاط می‌کردند و قبل از اینکه از طرف ”دیگران“ مطمئن و قانع نمی‌شدند، آن را به پرواز درنمی‌آوردند. این مسئله با قانون ۹۱۷ هواپیمائی فدرال متافات دارد. این قانون اینگونه بیان می‌کند:

”هیچ‌کس حق کاربرد عملیاتی یک هواپیمای غیرنظامی (Ciliv) را ندارد. مگر آنکه آن هواپیما در یک شرایط مناسب قرار داشته باشد“.

این قانون سپس به تشریح این مشخصه ادامه می‌دهد که سرخلبان ۴ یک هواپیما مستقیماً مسئولیت دارد که تعیین کند آیا هواپیما در شرایط پرواز ایمن هست یا خیر. حال اگر ما برای این یقین و تشخیص، بخواهیم یک سری عوامل و ملاک‌هائی را در نظر داشته باشیم، به‌نظر می‌رسد که مهمترین آنها نوع ساختار و نوع گلایدر بحث کنیم، باید بگوئیم که برای خلبان یک گلایدر، این مسئولیت بسیار بزرگتر است و دلیل آن نیز روند مرتب سرهم کردن ۵ و نیز جدا کردن قطعات ۶ گلایدر در آغاز و پایان پروازهای آن است که در انواع دیگر هواپیماها به چشم نمی‌خورد و این امر می‌بایستی توسط خلبان شخصی ۷ گلایدر انجام می‌گردد.

به‌طور واضح و آشکاری، قوانین ایمنی ساده هستند که در فرآیندی ساده شکل می‌گیرند ولی کاربرد عملی آنها بسیار مشکلتر است. خلبان‌ها به هر حال جزء انسان‌ها هستند و از این رو، همیشه توسط یک سری عوامل داخلی و خارجی حت نفوذ و تأثیر می‌باشند و گاهی این عوامل آنها را به‌سوی حواس‌پرتی و انحراف ذهنی و نیز کم شدن قدرت تصمیم‌گیری سوق می‌دهد. گاهی نیز خلبان تحت‌تأثیر این عوامل وسوسه می‌شود که راه میان‌بر را برگزیند و در کارهای عملیاتی از دیگران سبقت بگیرد و همیشه پیش باشد.

در ماه‌های اخیر، حوادثی که برای گلایدرها پیش آمده، مثال‌هائی ناراحت‌کننده و غمبار است که اکثراً ناشی از امسبل کردن نامناسب گلایدرها است و از چالش‌های کاربردی دستیابی به ”ایمنی“ حکایت می‌کند علی‌رغم احتیاجات منظم یک خلبان گلایدر برای پرواز، باز هیچ خلبان گلایدری این تمایل را ندارد که بخواهد با گلایدری پرواز کند که به‌طور صحیح اسمیل نشده باشد.

باید این نکته را هم ذکر کنیم که اگر بهترین انسان‌ها، بهترین تلاش‌ها را هم انجام دهند ولی این تلاش‌ها را از روی دقت کم و مثلاً از روی لجبازی انجام دهند.

در اینجا اشتباهات زاده می‌شود.

ساختار ایمنی شناورهای هوائی، تحت‌تأثیر گزارشات مدیران ایمنی حمل و نقل ملی، بازنگری شده است و تحت‌تأثیر این بازنگری‌ها، ۴ عامل عمده شناسائی گردیده‌اند که در سوانح گلایدر ناشی از اسمیل کردن ناصحیح آنها نقش دارند. این ۴ عامل اینها هستند:

۱) اولین آنها شاره به عامل بالقوه‌ای می‌کند که در هنگام اسمیل کردن باعث حواس‌پرتی و انحراف ذهنی خلبان می‌شود. این مهم است که اشاره شود. اضطراب‌ها و پریشان‌خاطری خلبان یک تهدید قابل توجه در ایمنی هوائی است و این صرف‌نظر از هر مرحلهٔ پروازی است که خلبان در آن قرار دارد.

شناور شدن در هوا و ورزش گلایدر گاه برای خلبان به مفهوم یک منفرد و مجزا از دیگران می‌باشد. برای اکثریت خلبان‌ها گلایدر پرواز با گلایدر فقط یک تفریح می‌باشد ولی در یک دید فراتر و واقع‌بینانه‌تر، پرواز با گلایدر را می‌توان یک فعالیت اجتماعی و دسته‌جمعی نیز دانست. اثرات متقابل معلم خلبان و هنرآموز گلایدر (و یا هر پرسشگر کنجکاو دیگر که می‌خواهد اطلاعاتی راجع به گلایدر کسب کند) یکی از بهترین و زیباترین جلوه‌های این ورزش هوائی است.

به هر حال این یک نکتهٔ اساسی است که خلبان گلایدر نباید اجازه دهد که پریشانی‌های ذهنی افراد مختلف مردم با هر چیز دیگر در امبل کردن و یا کلاً هر فعالیت مهم و حیاطی پروازی مراحمت ایجاد کنند. انجام این کار مانند دادن یک امتحان ساده است. به خاطر بیاوریم که این پریشانی‌ها و نافرمانی‌ها خیلی به‌ندرت آشکار می‌شوند و اغلب ماهرانه و بسیار زیرک و دقیق نمود پیدا می‌کنند.

در کتاب ”ایمنی هواپیما، تحقیقات سوانح و تشریح و کاربردی کردن آنها نوشتهٔ شاری استامفورد“ اینگونه بیان شده است که در یک محیط هوائی (Private) همیشه این پریشانی‌ها و انحراف‌های ذهنی و حواس‌پرتی‌ها اتفاق خواهد افتاد، ولی این مهم است که یک خلبان چگونه می‌تواند (و باید) از آنها بهره ببرد و در مراحل بعدی با درک این تجربه بتوانند تفاوت یک پرواز ایمن با یک حادثه را تشخیص دهد.

به‌طور کلی خلبان‌ها باید استراتژی‌هائی را گسترش دهند که از قطع شدن و تعلیق فعالیت‌های حیاتی پروازی مخصوصاً در موقع اسمبل کردن گلایدر پیشگیری نماید. این استراتژی‌ها ممکن است شامل این باشد که یک فرد انسانی را مسئول جوابگوئی به مردم حاضر در صحنه بگماریم تا دیگر آن مردم با خلبان و کار او تداخل نداشته باشند. و یا اینکه تابلوهای هشداردهنده‌ای در محیط نصب گردد. با این مضامین خاص که ”مزاحم خلبان نشوید و یا منطقه گلایدر را خالی (clear) کنید“ و ...

۲) دومین عاملی که در مشارکت با حوادث ناشی از اسمبل ناصحیح گلایدر نقش دارد پیروی نکردن خلبان از روند اسمبل توصیه شده به‌وسیله کارخانه سازنده گلایدر است.

باید دانست که روند اسمبل کردن گلایدر یک سری فعالیت‌های اتفاقی و تصادفی نیست. بلکه همیشه یک روند قدم قدم است که برای بالا بردن سطح ایمنی طراحی شده است و باید قدم به قدم مطابق دستورالعمل‌های کارخانه‌ٔ سازنده این عمل را به آخر رساند.

مهمترین منبعی که ما می‌توانیم از روی مراجعه به آن عملیات اسمبل کردن خودمان را با دستورالعمل کارخانه تطبیق دهیم چک لیست (Ceck List) اسمبل است که در حقیقت دفترچه خودآموزی است که همراه هواپیما موجود است و حاوی دستورالعمل‌های خاصی است. این دستورالعمل‌ها در واقع از شکل‌گیری یک روند ناجا و تصادفی پیشگیری می‌کند و اشتباهات را کاهش می‌دهد.

بنابراین چک لیست، برای خلبان فرصت‌هائی برنامه‌ریزی شده را فراهم می‌کند تا در سایه آن فرصت‌ها، روند اسمبل کردن را یک بازنگری کلی کند و حتی اجزاء حیاتی گلایدر را چک کند که به‌طور مناسب نصب شده باشند.

۳) عامل دیگر که ممکن است در وقوع سوانح نقش داشته باشد قصور و یا ناتوانی سر خلبان در هدایت ”آخرین چک اسمبل“ می‌باشد. ”آخرین چک اسمبل“ اجزاء دارد اولی ”چک حیاتی اسمبل (Cribical assembly check)“ نام دارد. این یک موضوع نسبتاً جدید است و به بررسی این مورد می‌پردازد که قبل از پرواز خلبان باید مطمئن شود که ”اجزاء حیاتی“ به طرز مناسب نصب شده باشن.

مثال‌هائی ازاین اجزاء حیاتی شامل پین (Pin) (میخ‌های کوچک نگهدارنده)های سطح بال متعلقات سکان افقی واقع در دم (Hrizontal Stabilierz) رابط‌های کنترل پروازی و پین‌های ایمنی (Safety Pins).

این قسمت‌ها ممکن است در هر نوع مختلف از گلایدر تفاوت داشته باشد. برای همین‌منظور خلبان‌های گلایدر می‌بایست برای هر وسیلهٔ پروازی که استفاده می‌کنند، لیستی از اجزاء و قسمت‌های حیاتی آن را در اختیار داشته باشند که مخصوص آن نوع گلایدر است.

دومین جزء ”آخرین چک اسمبل ـ Final assembly check“ به نام ”چک کنترل صحیح“ معروف است.

این کتاب ”خودآموز پرواز شناوری ـ Soaring Flight Manual“ اینگونه درباره این اصطلاح شرح داده شده که ”چک کنترل صحیح“ فرآیندی است که اجراء می‌شود و در واقع برای اطمینان از نصب صحیح کنترل‌های پروازی توسط خلبان انجام می‌گردد. دو این امر اجازه می‌دهد که در مواقع پرواز، سطوح کنترل و به‌طور کلی گلایدر در یک مسیر صحیح حرکت داشته باشند، یعنی به‌عبارت دیگر مسیر گلایدر به‌درتسی و منطبق با جهتی باشد که خلبان توسط کنترل‌های پروازی اعمال می‌کند.

این نکته مهم است که اشاره شود که ”چک حیاتی اسمبل“ و ”چک کنترل صحیح“ یا اینکه جدا از هم هستند. ولی از اهمیت برابر همدیگر می‌باشند. به‌عنوان مثال“ چک کنترل صحیح“ در یک موردش به بررسی عملکرد صحیح سطح کنترل الویتور (بالا برنده روی دم elevator-) می‌پردازد. می‌دانیم که بر روی بعضی از هواپیماها سطح کنترل الویتور، وظیفه طبیعی خود را انجام می‌دهد، در صورتی که سکان افقی که الویتور بر روی آن تعبیه شده است ممکن است به‌طور مناسب نصب نشده باشد و ایمن نباشد. ”چک حیاتی اسمبل“ در اینجا به ما می‌گوید که دقت کنیم این اجزاء حیاتی باید به‌طور مناسب نصب شده باشد.

برای ارتقاء کیفیت هر دو فرآیند، ”بنیاد ایمنی شناورهای هوائی“ توصیه می‌کند که هر خلبان از همکاری و دستیاری شخص دیگری بهره بگیرد. این شخص الزاماً نبایستی حتماً با یک هواپیمای خاص و یا یک کارخانه سازنده آشنائی داشته باشد بلکه یک درک ابتدائی از چگونگی اسمبل کردن گلایدر کافی است.

اگر شخص موردنظر فراهم نیست، خلبان می‌تواند شخص را آموزش دهد و سپس او را به‌عنوان همکار و دستیار خود برای اسمبل کردن قبول کند.

۴) و بالاخره یک سری حوادث مربوط به اسمبل ناصحیح گلایدر نیز از تعجیل و شتاب غیرمنطقی لبان‌هائی نتیجه می‌شوند که می‌خواهند سریع از زمین کنده شوند!

شتاب و عجله در هر فرآیندی احتمال وجود اشتباه و غفلت را در آن فرآیند افزایش می‌دهد.

اسمبل کردن گلایدر همواره باید در حالت آرامش و ریلاکس کامل باشد.

به‌طور خلاصه برای پیشگیری از حوادثی که مربوط به اسمبل ناصحیح و یا غیرکامل هستند ما احتیاج داریم که به خلبان یادآور شویم؟ راهنمائی پیشگیرانه از حوادث وجود دارد که می‌شود از آنها استفاده برد.

ا. فازبند اسمبل باید در یک محیط عاری از مزاحمت‌های بیرونی و درونی و عاری از هرگونه اغتشاش فکری انجام گردد.

ب) همیشه خلبان گلایدر باید توصیه کارخانه و موارد چک لیست را مطاب دستورالعمل‌ها اجراء نماید.

ج) ”آخرین چک اسمبل“ را که شامل ”چک کنترل صحیح“ و به‌خوبی همان ”چک حیاتی اسمبل“ می‌باشد توسط خلبان انجام گردد. استفاده از یک دستیار که اجزاء حیاتی گلایدر را چک کند موجب تقویت و تشویق در امر کار می‌گردد.

د) وقت کافی برای کامل کردن فرآیند اسمبل باید توسط خلبانان تخصیص داده شود.

یا اینکه دو صنعت هواپیمائی و علوم هوائی خیلی چیزها در قرن اخیر عوض شده ولی یک چیز ثابت باقی مانده و آن این اصل است که هر خلبان مسئول کامل تعیین آن است که بداند هواپیمایش قبل از هر پروازی در شرایط مناسب یپبرای پرواز قرار دارد یا خیر.

خوشبختانه امروزه خلبان‌ها متوجه تأثیراتی شده‌اند که می‌توانند در کار اسمبل کردن گلایدر اختلال ایجاد کنند. خبر خوب اینکه ما مثل سایر خلبان‌ها، کنترل کتملی را برای پیشگیری از بروز این تأثیرات که موجبات سانحه را فراهم می‌آورند اعمال کرده‌ایم، موفقیت از آن ماست!

نوشته: Billy singleton (بیلی سینگلتون)

بهنام شفیعی