تقرب در هوای مه آلود

برای خلبانان ابر نزدیک به سطح زمین نسبت به دیگر پدیده های جوی که ما از آن وحشت داریم همانند طوفان, رعدوبرق, صاعقه و غیره می تواند خطرات بیشتری داشته باشد

برای خلبانان ابر نزدیک به سطح زمین نسبت به دیگر پدیده‌های جوی که ما از آن وحشت داریم همانند طوفان، رعدوبرق، صاعقه و غیره می‌تواند خطرات بیشتری داشته باشد. تقرب به فرودگاه در شب به‌طور فریب‌آمیزی زیبا به‌نظر می‌رسد اما در این حال خلبان با مشکلات متعددی مواجه می‌شود در این مقاله با حادثه‌ای که در آگوست سال ۲۰۰۰ میلادی برای یک فروند هواپیمای پایپر در فرودگاه Nantuck memorial در ایالت ماسا چوست آمریکا به‌وقوع پیوست می‌پردازیم. خلبان پرواز وقتی که به نزدیک جزیره‌ای که فرودگاه مذکور در آن واقع شده است می‌رسد سراسر جزیره و فرودگاه را مشاهده می‌نماید، براساس گزارش هواشناسی ابرهای پراکنده و مه در منطقه پیش‌بینی بود لذا خلبان طرح پرواز IFR۱ را انتخاب و براساس آن شروع به تقرب می‌نماید. لازم بذکر است هوای مرطوبی که سردشده و به دمای نقطه شبنم برسد مستعد برای تشکیل مه بوده در این شرایط خلبان می‌بایستی همیشه با آگاهی کامل از پدیده مه در شب مخصوصاً وقتی که در نزدیکی ساحل دریا تشکیل می‌شود، باشد.

در سال‌های اخیر چندین سانحه به‌خاطر ارتفاع پائین ابر و مه آلود بودن منطقه به‌وجود آمده مخصوصاً آنکه منطقه جغرافیائی به‌صورتی باشد که با وزیدن باد ملایم مه با سرعت خیلی بیشتری تشکیل می‌شود. خستگی و اضطراب در به‌وجود آمدن حادثه مکور دارای نقش به‌سزای بوده چون قبل از پرواز آن‌روز همسر خلبان با ماشین تصادف نموده و خلبان درگیر این ماجرا می‌شود هرچند که ظاهراً جراحات همسرش خفیف بوده و همان‌روز از بیمارستان مرخص شد و سپس به همراه همسرش راهی فرودگاه می‌شوند و در ساعت ۹:۱۵ دقیقه شب از فرودگاه به سمت فرودگاه Nantucket پرواز می‌نمایند.

تأخیر پرواز که به‌دلیل حادثه‌ای که برای همسر خلبان افتاده و مدت زانی که او در بیمارستان سپری کرده بود این سئوال را مطرح می‌نماید، با توجه به سانحه‌ائی که در راه است، آیا خلبان می‌تواند روی پرواز خودش تسلط کافی داشته باشد؟ هرکس دارای درجات مختلف اضطراب و آستانه تحمل‌پذیری متفاوتی می‌باشد که ناملموس و اندازه‌گیری آن غیر ممکن است ولی تا حدودی از پیش زمینه‌های قبلی هر فرد می‌توان پیش‌بینی اولیه را در مورد او انجام داد.

از طرفی خستگی یک فاکتور مهم روی افراد به‌طور متفاوتی تأثیر می‌گذارد مخصوصاً در تصمیم‌گیری فرد در شرایط آب و هوائی بد و دید کم به همان اندازه اهمیت دارد که مهارت پروازی یک خلبان در انجام پرواز صحیح تأثیرگذار است، از اینرو خلبانی که از ساعت ۶ صبح بیدار بوده و ۱۸ ساعت بعد با توده‌ای از مشکلات که پیش رو داشته تقرب در دید کم انجام می‌دهد مسلماً تأخیر در تصمیم‌گیری صحیح و امکان اشتباه در او به بالاترین حد خود خواهد رسید.

از طرفی یک مطالعه غیر رسمی بر روی بازی‌ها و سرگرمی‌های که شرط‌بندی در آن است به این نتیجه رسیده‌اند که کمپانی‌ها بازی را به‌صورت روان‌شناختی برنامه‌ریزی می‌نمایند که شخص در طمع خود گرفتار شود و معمولاً پول و فرصت‌های گران‌بهاء در زندگی همواره وسوسه‌انگیز بوده و هست چون طبیعت انسان بر پایه حرص و طمع بنا شده که اگر قابل کنترل نباشد عواقب بدی خواهد داشت و این سئوال در ذهن انسان متبلور می‌شود که چرا بیشترین سوانح هوائی دارای شرایط مشابه یکسانی هستند و چرا ما همان اشتباهات را همیشه تکرار می‌کنیم؟ بهر حال برمی‌گردیم به دقایق پایانی حادثه، خلبان مجوز تقرب IFR را برای ۲ ILS باند ۲۴ دریافت می‌نماید مدتی که تقرب انجام می‌شود خلبان متوجه تکه‌های از مه اطراف چراغ‌های تقرب می‌شود اما سرتاسر باند و چراغ‌های آن قابل رویت بود. هوای حاضر ساعت ۱۱:۳۶ شب درست چند دقیقه قبل از سانحه این‌طور گزارش شده بود: وزش باد از سمت ۲۸۰ درجه، ۳ نات، دید افقی ۵۰۰ متر و دید عمودی ۱۰۰ پا، درجه جرارت و نقطه شبنم ۱۵ درجه سانتیگراد که این شرایط برای تشکیل مه کاملاً مستعد بود.

شرایط سخت IMC هیچگاه دوست داشتنی نیست، جائی که دید محو می‌گردد و همواره امیدوار هستید که تشکیل مه تا پایان تقرب پرواز به تأخیر بیافتد و آزاردهنده‌تر زمانیست که شرایط به نظر بی‌خطر جلوه داده شود این‌جا آغاز گمراهی خلبان خواهد بود. هنگامی که ضخامت مه روی فرودگاه کم است شما از ورای آن به‌راحتی چراغ‌های روشن باند را می‌بینید، زمانی که هواپیما وارد مه می‌شود به‌دلیل کم‌نور شدن چراغ‌های باند فاصله هواپیما و همین‌طور ارتفاع هواپیما نسبت به باند بیشتر از مقدار واقعی به‌نظر می‌رسد، که این در واقع خطای دیداریست نه آنچه که واقعیت دارد و این وسوسه گریبان خلبان را می‌یرد که ارتفاع بیشتری کم نماید تا حداقل به زیر ابر برود مشکل خلبان بااین قبیل شرایط زمانی بیشتر می‌شود که ابر تا سطح زمین ادامه داشته باشد، در این شرایط خلبان پرواز بدون توجه به شیب فرود و با صرف نظر کردن از آن بیش از اندازه ارتفاع کم نموده، که منجر به برخورد چرخ‌های اصلی هواپیما به ستونی از چراغ‌های تقرب که قبل از شروع باند نصب گردیده بود، شده و سبب خم شدن چرخ‌ها می‌شود.

وقتی که خلبان در شرایط مه آلود و دید کم در شب روبرو است، تنها یک راه برای تقرب ایمن وجود دارد و بایستی به آن اعتماد کامل داشته باشد و آن حرکت روی زاویه شیب فرود دستگاهILS است، کاهش تدریجی و مداوم ارتفاع روی زاویه شیب فرود خلبان را به ارتفاع تصمیم‌گیری (Decision Height) هدایت می‌نماید پس چرا همه چیز که به‌خوبی پیش می‌رود با یک تصمیم غلط کارها را خراب می‌کنیم؟ به هر حال هواپیما بعد از نشستن و سریدن حدود ۲۰۰ پا روی باند، می‌ایستد خلبان کوشش می‌کند که با مرکز کنترل هوائی بوستون تمام برقرا کند تا به آنها اطلاع دهد ولی موفق نمی‌شود از طرفی به‌دلیل سریدن بال هواپیما روی زمین سوخت روی سطح باند ریخته می‌شود، سرنشینان به‌سرعت از هواپیما خارج شده و در زمان کوتاهی آتش به سراسر هاپیما سرایت می‌کند.

خوشبختانه به هیچ کدام از سرنشینان آسیب جدی نمی‌رسد اما هواپیما کاملاً از بین می‌رود. مواردی که از این حادثه بایستی درس گرفت ایناست که وقتی هواپیما به‌صورت غیر معمول می‌نشیند خلبان بایستی سریعاً موتور هواپیما را خاموش نماید، سرنشینان بدون فوت وقت هواپیما را ترک نمایند، سرنشینان بدون فوت وقت هواپیما را ترک نمایند، و فاصله مناسب از آن بگیرند و خلبان در آن لحظه نگران عدم اطلاع به مرکز کنترل نباشد.

علاوه بر آن خلبان شرایط محیطی قوی را علیه خودش به‌وجود آورده بود، خستگی، استرس، مه‌آلودگی و شب به سختی کار اضافه کرده بود، تمام این‌ها پتانسیل بالقوه‌ایست که منجر به خطا می‌شوند و در آخر کار خلبان با آخرین اشتباه خود یعنی نادیده گرفتن زاویه شیب فرود دستگاه ILS، منجر به حادثه مذکور می‌شود. بسیاری از این مشکلات با تجربه اندوزی از حوادث و سوانح قابل مدیریت و قابل اجتناب خواهد بود اگر شرایط محیطی را همراه خود نمائیم نه علیه خود.

پی‌نویس:

قوانین پرواز با آلات دقیق

۱) Instrumcts Flight Rules

سیستم فرود با آلات دقیق

۲) Instrumcts Landing System