سفری برای ندیدن مرزها

در حالی که نخستین بانوی فضاگرد فضانوردی كه به منظور سیاحت به فضا سفر می نماید, گردشگر فضایی جهان و نخستین ایرانی فضانورد تا چند هفته دیگر عازم مدار زمین می شود, بسیاری انگیزه اصلی او در این سفر را فراموش کرده اند و به زعم خود حرف و حدیث های جدیدی را منتشر می نمایند

در حالی که نخستین بانوی فضاگرد (فضانوردی كه به منظور سیاحت به فضا سفر می‌نماید، گردشگر فضایی) جهان و نخستین ایرانی فضانورد تا چند هفته دیگر عازم مدار زمین می‌شود، بسیاری انگیزه اصلی او در این سفر را فراموش کرده‌اند و به زعم خود حرف و حدیث‌های جدیدی را منتشر می‌نمایند.

این روزها بسیاری از مردم در باره انوشه انصاری می‌شنوند و می‌خوانند و برای بسیاری از آنها سؤالهای فراوانی نیز ایجاد می‌شود. طبیعی است كه حرف‌ها و شایعات زیادی در خصوص این بانوی متهور و سفر تاریخیش شنیده شود که به‌جا است در خصوص برخی از آنها توضیح کوتاهی ارائه گردد.

شاید یکی از سؤالهایی که این روزها در باره انوشه زیاد می‌شنویم درباره ارزش کار او باشد . بسیاری می‌پرسند چه نکته مهمی در پشت یک جهانگردی و ماجراجویی فضایی قرار دارد؟ و چرا از دید ما شخصی که با پرداخت هزینه‌ای بالا عازم سفری کوتاه می‌شود کار مهمی را انجام می‌دهد ؟ پاسخ به این سؤال دشواری بسیاری دارد . از آغاز عصر فضا همیشه گروهی از مردم می‌پرسیدند آیافهم رازهای نهفته در کیهان ارزش هزینه‌ای که برای آن می‌شود را دارد ؟ آیا لازم است برای یافتن نکاتی درباره سیارات دیگر یا فرستادن انسان به ماه یا مریخ یا سفر به مدار زمین و ساخت ایستگاه فضایی میر و ایستگاه بین المللی فضایی و یا پروازهای توأم با خطر شاتل‌های فضایی میلیاردها دلار هزینه کنیم در حالی که میلیونها انسان گرسنه و نیازمند در سیاره زمین منتظر دریافت غذایی اندك و سرپناهی محقر هستند؟ این سؤال در ابتدا بسیار عقلانی به نظر می‌رسد اما زمانی كه به آینده دور نگاه می‌كنیم ارزش منطقی خود را از دست می‌دهد و بیشتر به ابراز نظری احساسی شبیه می‌شود.

به راستی کدامین منابع خواهند توانست آیندهمیلیاردها انسان ساكن در سیاره ما را تأمین كنند و کدامین فناوری می‌تواند پاسخگوی انسان در حال رشد باشد و از همه مهمتر کدام دیدگاه خواهد توانست بشر را از شر خود در امان دارد؟ محققان بسیاری، فراتر از وادی علم و در عرصه فلسفه و اندیشه اگر پاسخی به این پرسش داده‌اند، راهی بوده که به آسمان ختم می‌شده است. اگرچه جای بحث این موضوع اینجا نیست اما فقط تصور کنید بدون اکتشافات فضایی آیا سطح زندگی زمینی ما می‌توانست در چند دهه اخیر تا این حد رشد کند؟

داستان گردشگری فضایی نیز چیزی جز این نیست، اما درباره انوشه انصاری روایت مهمتری هم وجود دارد. او را با ۳ فضاگرد (گردشگر فضایی) قبلی مقایسه کنید تا تفاوتها آشکار شود. انوشه با صرف هزینه‌ای بالا قدم در راه سفری پر خطر گذاشته است تا بینش خود و بسیاری از مردم جهان را دگرگون کند. اگرچه دیدار زمین از فضا برای بسیاری از ما و از جمله ۳ گردشگر قبلی رؤیای بزرگی است اما مرور زندگی انوشه انصاری نشان می‌دهد فضا برای او فراتر از یک ماجراجویی شخصی است.

انوشه تاجری ثروتمند که فقط برای گذران وقت و کسب شهرت یا افزایش تبلیغاتاقدام به این سفر دشوار كرده باشد، نیست. در ضمن باید در نظر داشت که وی پیش از این به همه این موارد دست یافته بود. او در زمره موفق‌ترین افراد حوزه مخابرات بود و شهرتی که در حوزه فعالیت خود داشت، کم از شهرت امروز او نبود . اما دغدغه انوشه و خانواده او فراتر از مسایل ساده‌ای نظیر شهرت و تبلیغات است. اگر نگاهی به کارنامه انوشه بیاندازید مشاهده خواهید كرد كه پس از کسب موفقیتی رؤیایی در حوزه تخصصی خود، انوشه و خانواده‌اش سرمایه به دست آمده را در راه رؤیایی دیرینه به کار انداختند كه سالها ذهن و روح همه آنها را مشغول كرده بود. حمایت از جایزه X که به نام جایزه "انصاری X" تغییر پیدا کرد، باعث شد تا آغاز عصر مهم و تاریخی پروازهای خصوصی به فضا با نام این خانواده گره بخورد. امااین پایان كار انصاریها و به خصوص انوشه نبود. طرح جایزه X برای سفر به ماه و موارد دیگر گسترش پیدا کرد و انوشه و خانواده‌اش برای به واقعیت رساندن رؤیاهای خود طرح ساخت بندرگاه‌های فضایی را عنوان کردند و ساخت اولین نمونه آن رانیز پیش می‌برند تا انسان‌های عادی بتواند زمین را از فضا ببینند و شکوه آن را درک کند.

هزینه‌ای که این خانواده برای چنین اقدامهایی در صنایع فضایی كرده‌اند و همچنین تأسیس شرکتها و مؤسساتی غیر‌انتفاعی که قصد بالا بردن سطح تفکر و زندگی مردم را دارند، از ارداه و نیتی قوی و نگاهی آینده‌نگرانه و تؤام با اندیشه حکایت می‌کند .

اینک او سفیری به سوی فضا است. سفیری که فضا برایش یک جذابیت معمولی نیست بلكه نیازی ضروری است و سالها است که این ضرورت را درک کرده است. انوشه در حالی به این سفر می‌رود که از تأثیر و ضرورت درک فضا نه تنها به عنوانتأمین کننده منابع و فناوریهای آینده آگاه است که از نقش عظیم آندر تغییر نگرش انسان نسبت به خود، همنوعانش و سیاره مادری نیز درك درستی دارد و همین موضوع سفر او را نسبت به سفر ۳ فضاگرد قبلی متمایز می‌کند. این سفر بخشی از فرآیندی هوشمندانه است که انصاری قصد دارد در راه آسان کردن درک فضا برای مردم بردارد و به همین دلیل این سفر پایان داستان فضایی انوشه نیست که نقطه عطف و شاید شتاب دهنده‌ای برای او باشد.

اما نکته دیگری که این روزها می‌شنویم و متأسفانه با اهداف سفر مهم انوشه فاصله بسیاریدارد، برخی بحث‌ها است که در پاره‌ای از نوشته‌های داخلی و خارجی می‌خوانیم که مثلاً انوشه آذری است و نماینده آذریها در فضا یا وابسته به فلان نژاد و بهمان اندیشه است. و عجیب اینجاست که انوشه انصاری یکی از اهداف خود را در این سفر چیزی می‌داند که بااین حرف و حدیث‌ها متفاوت است. اگر از ناراستی این سخن در باره نژاد انوشه بگذریم و اینکه او به حکم آنچه وابستگی زبانی و نژادی می‌دانیم تُرک یا آذری نیست، نکته مهم‌تری در پشت این سخن وجود دارد كه بررسی آن درس بزرگی در خود دارد.

زمانی که از انوشه انصاری در مصاحبه‌ای که برای ماهنامه نجوم تنظیم کردم از احساسش در باره این سفر پرسیدم، او ضمن اینکه بر اهمیت فوق‌العاده این سفر برای خود صحبت کرد و آن را با سفر یک انسان مذهبی و معتقد به قصد زیارت مقدس‌ترین مکانهای دین و آیینش مقایسه نمود، سخنیبر زبان راند که باید آن را چند بار بخوانیم :«معتقدم دیدن زمین همانند کره‌ای آبی و شناور در میانه فضا، برای بیننده افق‌های جدیدی از زندگی را روشن خواهد کرد. شما می توانید ببینید که دنیای ما در مقایسه با جهان چقدر کوچک و زندگی ما در اینجا تا چه حد شکننده است ... از فضا زمین یک سیاره است و شما نمی‌توانید هیچ مرزی یا هیچ فردیتی را در آن پیدا کنید تمام آنچه شما می‌بینید یک زمین آبی بزرگ و زنده است ...و هر کاری که شما در گوشه‌ای از آن می‌کنید بر تمامی این سیارهتأثیر خواهد گذاشت»

در چنین دیدگاهی اگرچه زادگاه زمینی افراد محترم است ( و به همین دلیل است که انوشه در تمام سخنانش از عشق خود به ایران و سرزمین مادریش و وامداری خود نسبت به فرهنگش سخن می‌گوید) اما فراتر ازآن دیدن زمین به عنوان یک کل است که مهم است. این دید است که اگر به آن دست یابیم دیگر بسیاری از دشمنی‌ها و جنگ‌ها و پلیدی‌های روی زمین فرصتی برای بروز پیدا نمی‌کنند، محیط‌زیست دیگر تخریب نمی‌شودو انسان است که محترم می‌ماند. علاقه و احترام ما به انوشه انصاری تنها به دلیل سفر او به فضا نیست بلکه شادی ما ازآن جهت است که چنین فردی که دلبسته فضا است با چنین اندیشه‌ای که می‌تواند راهگشای بسیاری از مشكلات باشد عازم این سفر تاریخی می‌شود و ما به خود می‌بالیم که با او خویشی و پیوندی داریم. اما مهمتر از خویشی ما تلاشی است که باید برای درک پیام فعالیتهای انوشه و همفکرانش انجام شود. ما هم امیدواریم نتیجه این سفر مهم همانگونه که خود انوشه در نامه‌ ای به آن اشاره می‌کند «کمک به رشد فعالیت های فضایی در ایران و رشد علاقه مردم نسبت به این موضوع باشد» فراتر از آن بتواند به همه ما بار دیگر یادآوری کند که ما همه ساکنان یک زمینیم.

پوریا ناظمی