چرا سفرانوشه انصاری به فضا مهم بود

سرانجام همه چیز دست به دست هم داد و انتظار طولانی تا سال ۲۰۰۸ را که قرار بود نخستین فضانورد ایرانی عازم مدار زمین شود کوتاه کرد

سرانجام همه چیز دست به دست هم داد و انتظار طولانی تا سال ۲۰۰۸ را که قرار بود نخستین فضانورد ایرانی عازم مدار زمین شود کوتاه کرد.

داسیکو انموتو به دلیل رد شدن در آزمون های پزشکی از سفر به فضا باز ماند تا بانوی مطرح ایرانی کمتر از ۱۰روز دیگر عازم مدار زمین شود و لقب نخستین بانوی فضاگرد جهان و نخستین ایرانی فضانورد را به خود اختصاص دهد.

انوشه انصاری بیش از ۲ دهه موفق را در مدیریت و تاسیس مجموعه ای از شرکتهای مختلف در حوزه ITسپری کرده است تا بتواند به رویاهای خود جامه عمل بپوشاند. او هم اینک تیتر مهمترین رسانه های جهان را به عنوان نخستین بانوی فضانوردی که به طور خصوصی عازم فضاست ، به خود اختصاص داده است.

روز ۲۷ شهریور (۱۸سپتامبر) او برای اقامتی ۸ روزه بر عرشه ایستگاه بین المللی فضایی ، سفر خود را آغاز خواهد کرد. او یکی از اعضای اصلی مسافران کپسول سایوز و- TMAاست که از مرکز کیهان نوردی بایکونور در قزاقستان به فضا پرتاب خواهد شد. همراهان او در این سفر، مایکل لوپز آلگریا، فضانورد ناسا (سازمان فضایی امریکا) و میخاییل تورین ، کیهان نورد روسیه خواهند بود.

انوشه چهارمین گردشگر فضایی است که عازم فراسوی مدار زمین خواهد شد و همچنین لقب نخستین فضانورد ایرانی را از آن خود خواهد کرد و علاوه بر آن از او به نام نخستین سفیر فضایی یاد خواهند کرد.او ۶ ماه دوره آماده سازی خود برای این سفر را در مرکز آموزش های کیهان نوردی گاگارین در شهر ستارگان روسیه و همچنین مرکز فضایی جانسون در هیوستون ایالت تگزاس امریکا سپری کرده است تا آماده این سفر ماجراجویانه شود و این گونه است که این روزها بسیاری از مردم درباره او می شنوند و می خوانند و برای بسیاری از آنها سوالهای فراوانی ایجاد می شود و حرفها و شایعات زیادی نیز درباره او و سفر تاریخی اش می شنوند که شاید بجا باشد درباره برخی از آنها بحث کوتاهی شود.شاید یکی از سوالهایی که این روزها درباره خانم انصاری زیاد می شنویم ، درباره ارزش کار او باشد. بسیار می پرسند چه نکته مهمی پشت یک جهانگردی و ماجراجویی فضایی قرار دارد و چرا از دید ما شخصی که با پرداخت هزینه ای بالا عازم سفری کوتاه می شود، کار مهمی انجام داده است؟ پاسخ به این سوال دشواری بسیاری دارد. از آغاز عصر فضا همیشه گروهی از مردم می پرسیدند آیا رازهای نهفته در کیهان ارزش هزینه ای که برای آن می کند را دارد؟ آیا لازم است برای یافتن نکاتی درباره سیارات دیگر یا فرستادن انسان به ماه یا مریخ یا سفر به مدار زمین و ساخت ایستگاه فضایی میرو و ایستگاه بین المللی فضایی یا پروازهای توام با خطر شاتلهای فضایی میلیاردها دلار هزینه کنیم در حالی که میلیون ها نفر گرسنه در سیاره ما حضور دارند؟ این سوال معقول در درازمدت ماهیت خود را از دست می دهد. براستی کدامین منابع خواهند توانست آینده میلیون ها نفر نیازمند سیاره مارا تامین کنند و کدامین فناوری می تواند پاسخگوی انسان در حال رشد باشد و از همه مهمتر کدام دیدگاه خواهد توانست بشر را از شر خود در امان دارد؟

محققان بسیاری فراتر از وادی علم و در عرصه فلسفه و اندیشه اگر پاسخی به این پرسش داده اند راهی بوده که به آسمان می رسد. اگرچه جای بحث این موضوع اینجا نیست ؛ اما فقط تصور کنید بدون اکتشافات فضایی آیا سطح زندگی زمینی ما می توانست در چند دهه اخیر تا این حد رشد کند؟ داستان گردشگری فضایی نیز چیزی جز این نیست ؛ اما درباره انوشه انصاری روایت مهمتری وجود دارد. او را با ۳ فضاگرد قبلی مقایسه کنید تا تفاوت ها آشکار شود.

▪ انصاری: از فضا زمین یک سیاره است و تمام آنچه شما می بینید تنها یک زمین آبی بزرگ زنده است

انوشه با صرف هزینه ای بالا قدم در راه سفری پرخطر گذاشته تا بینش خود و بسیاری از مردم جهان را دگرگون کند. اگرچه دیدار زمین از فضا برای بسیاری از ما و ازجمله ۳ گردشگر قبلی رویای بزرگی است ؛ اما مرور زندگی انوشه انصاری نشان می دهد فضا برای او فراتر از یک ماجراجویی شخصی است. او یک تاجر ثروتمند نیست که برای گذران وقت و کسب شهرت یا افزایش تبلیغات قدم به این سفر بگذارد که پیش از این به همه این موارد دست یافته است. او در زمره موفق ترین افراد حوزه مخابرات بوده و شهرتی که در حوزه فعالیت خود داشته ، کم از شهرت امروز او نبوده است ؛ اما دغدغه انوشه و خانواده او فراتر از مسائل ساده است. کارنامه انوشه را بنگرید.

پس از کسب موفقیتی رویایی در حوزه تخصصی خود انوشه و خانواده اش سرمایه خود را در راه رویای دیرینه خود به کار گرفتند. حمایت از جایزه X که به نام انصاری Xتغییر یافت ، باعث شد تا آغاز عصر مهم و تاریخی پروازهای خصوصی به فضا با نام این خانواده گره بخورد، اما او متوقف نشد. طرح جایزه X برای سفر به ماه و موارد دیگر گسترش پیدا کرد و انوشه و خانواده اش برای تحقق رویاهای خود طرح ساخت بندرگاه های فضایی را عنوان کردند و ساخت آن را پیش می برند تا انسان عادی بتواند زمین را از فضا ببیند و شکوه آن را درک کند. هزینه ای که این خانواده برای چنین اقدام هایی می کنند، از اراده و نیتی قوی حکایت دارد. اینک او سفیری به سوی فضاست ؛ سفیری که فضا برایش یک جذابیت معمولی نیست ، یک نیاز ضروری است و سالهاست که این ضرورت را درک کرده است.

انوشه در حالی به این سفر می رود که از تاثیر و ضرورت درک فضا نه تنها به عنوان تامین کننده منابع و فناوری های آینده آگاه است که از نقش عظیم آن در تغییر دید انسان نسبت به خود، همنوعانش و سیاره مادری آگاه است و همین موضوع ، سفر او را نسبت به سفر ۳ فضا گرد قبلی متمایز می کند. این سفر بخشی از پروسه انصاری برای آسان کردن درک فضا برای مردم است و به همین دلیل این سفر پایان داستان فضایی انوشه نیست که نقطه عطف و شاید شتاب دهنده ای برای او باشد.

نکته دیگری که این روزها می شنویم و متاسفانه با اهداف سفرمهم انوشه بسیار فاصله دارد برخی بحثهاست که در برخی نوشته های داخلی و خارجی می خوانیم که وی وابسته به فلان نژاد و بهمان اندیشه است و عجیب اینجاست که انوشه انصاری یکی از اهداف خود را در این سفر در چیزی می بیند که در نقطه مقابل این سخنان قرار دارد.

زمانی که از انوشه انصاری در مصاحبه ای برای ماهنامه نجوم ، از احساسش در باره این سفر پرسیدم ، او ضمن این که بر اهمیت فوق العاده این سفر برای خود صحبت کرد و آن را با سفر یک انسان معتقد به مقدس ترین مکانهای آیین او مقایسه کرد سخنی گفت که باید چند بار بخوانیم: «معتقدم دیدن زمین همانند کره ای آبی و شناور در میانه فضا برای شما افقهای جدیدی از زندگی را روشن خواهد کرد. شما می توانید ببینید که دنیای ما در مقایسه با جهان چقدر کوچک و زندگی ما در اینجا تا چه حد شکننده است...از فضا زمین یک سیاره است و شما نمی توانید هیچ مرزی یا هیچ فردیتی را در آن پیدا کنید. تمام آنچه شما می بینید یک زمین آبی بزرگ زنده است... و هر کاری که شما در گوشه ای از آن می کنید، بر تمامی این سیاره تاثیر خواهد گذاشت.»

در چنین دیدگاهی اگرچه زادگاه زمینی افراد محترم است (و به همین دلیل است که انوشه در تمام سخنانش از عشق خود به ایران و سرزمین مادری اش و وامداری خود نسبت به فرهنگش سخن می گوید و نشان بازوی خود را در این سفر علاوه بر پرچم ایران تصویر مشخصی از سرزمینمان روی کره زمین قرار داده است) فراتر از آن دیدن زمین به عنوان یک کل است که مهم است. این دید است که اگر به آن دست یابیم دیگر بسیاری از دشمنی ها و جنگها و پلیدی های روی زمین فرصتی برای بروز پیدا نمی کنند، محیط زیست دیگر تخریب نمی شود و انسان محترم خواهد ماند. علاقه و احترام ما به انوشه انصاری تنها برای سفر او به فضا نیست ، بلکه شادی ما از آن است که چنین فردی که دلبسته فضاست ، با چنین اندیشه ای که می تواند راهگشا باشد، عازم این سفر تاریخی می شود و ما به خود می بالیم که با او خویشی و پیوندی داریم ؛ اما مهمتر از خویشی ما تلاشی است که باید برای درک پیام فعالیت های انوشه و همفکرانش انجام شود.