زمیــن بسیــار زیبــاست

انوشه انصاری در شهریورماه سال ۱۳۴۵ در مشهد به دنیا آمد چهار دست و پا راه رفتن را كه یاد گرفته بود, والدینش تصمیم گرفتند به تهران سفر كنند او در تهران بزرگ شد و دیپلم خود را گرفت چند ماه پس از اخذ دیپلم, در سال ۱۹۸۴ ۱۳۶۳ به همراه اعضای خانواده به آمریكا مهاجرت كردند در حالی كه او هیچ تسلطی به زبان انگلیسی نداشت

درست چهل سال پیش كه از مردم ایران حق توحش گرفته می‌‌شد این باور وجود داشت كه ارزش یك ایرانی آریایی از برخی انسان‌ها كم‌تر است. اما اكنون گذشت زمان ثابت كرد كه خون یك خارجی به هیچ‌وجه از یك ایرانی سرخ‌تر نیست.اما هنوز در كشورهایی نظیر كره و یا ژاپن اگر سرباز برخی از كشورها به دختران آنها تجاوز كنند دادگاه‌های این كشورها حق دادرسی و برخورد قضایی با خاطیان را ندارند. ریشه این موضوع به آنجا برمی‌گردد كه برخی در این عالم بر این باورند كه تعدادی از انسان‌ها به خاطر رنگ پوست، ملیت و... برتر از سایر انسان‌ها هستند.

اما داستان انوشه انصاری گواه دیگری است بر این ادعا كه ما هیچ‌چیز از دیگران كم نداریم. هیچ اصراری نیست بر آن‌كه بخواهیم بنویسیم او اسلام مطلوب ما را دارد یا آن‌گونه كه ما دوست داریم حجاب می‌‌كند و یا باورهای سیاسی‌اش چون ماست. به هر حال یك ایرانی مقیم خارج از كشور شاید در بسیاری از موارد متفاوت با شهروندان داخل كشور زندگی و عمل كند. اما هر چه باشد او یك ایرانی است. با هوشواستعداد شرقی. نمی‌‌خواهیم حرف غلط هنر نزد ایرانیان است و بس را تكرار كنیم بلكه می‌‌خواهیم با صدای بلند فریاد بزنیم ایرانی هیچ‌چیز از یك خارجی كم ندارد.

حتی اگر مثل ما لباس نپوشد و مثل ما فكر نكند و در آن سوی آب‌ها زندگی كند!

انوشه انصاری در شهریورماه سال ۱۳۴۵ در مشهد به دنیا آمد. چهار دست و پا راه رفتن را كه یاد گرفته بود، والدینش تصمیم گرفتند به تهران سفر كنند. او در تهران بزرگ شد و دیپلم خود را گرفت؛ چند ماه پس از اخذ دیپلم، در سال )۱۹۸۴( ۱۳۶۳ به همراه اعضای خانواده به آمریكا مهاجرت كردند. در حالی كه او هیچ تسلطی به زبان انگلیسی نداشت.

سرگذشت زندگی‌اش را از زبان آتوسا، خواهرش بخوانید:

در مدرسه، از دوران ابتدایی، علاقه‌ای وافر به ریاضیات داشت. در دوران دبیرستان، عشقش به فیزیك و ریاضی چند برابر شد؛ یادم می‌آید كه او همیشه درباره ستاره‌ها و صورت‌های فلكی با من صحبت می‌كرد. پرسش‌های زیادی در عالم كودكانه می‌پرسید. ستاره‌ها برای من تنها جنبه هیجانی داشتند، اما او بسیار زیاد به ستاره‌ها علاقه‌مند بود. از كودكی، شب‌ها ستاره‌های آسمان را می‌شمرد و سپس خوابش می‌برد.

آتوسا انصاری در ادامه می‌گوید: انوشه دختری آرام است، یعنی از كودكی و نوجوانی، همیشه این خصلت را با خود به همراه داشت، اما یك خصلت دیگر هم دارد، او همیشه دلش می‌خواست پرواز كند، البته نه پرواز با هواپیما، یادم می‌آید زمانی كه كتاب‌های گیتاشناسی را ورق می‌زد، به تصویر كهكشان‌ها و همچنین كره‌ زمین خیره می‌شد و می‌گفت: آتوسا، یعنی می‌شود روزی كره زمین را از دور ببینیم، آن روز نه من و نه پدر و مادر، به این آرزوی دست نیافتنی فكر نمی‌كردیم، اما انوشه ثابت كرد كه انسان می‌تواند به آرزوهایش برسد، او یك نمونه كامل از این حیث است. آتوسا می‌گوید: احساس اضطراب و نگرانی می‌كنم، امیدوارم او به سلامت به فضا برود و هر چه زودتر نزد ما برگردد.

پدر و مادرش آرزو داشتند كه دخترشان وارد دانشگاه شود و به تحصیل بپردازد، از این رو او طی یك سال سعی كرد به صورت مداوم زبان انگلیسی را فرا بگیرد كه برای رفتن به دانشگاه مشكلی نداشته باشد. خواهرش می‌گوید: از زمان كودكی در كارهایش از اعتماد به نفس ویژه‌ای برخوردار بود، به طوری كه در مدت كمی، چنان سعی و تلاش می‌كرد كه من و دیگر اعضای خانواده، از این همه پشتكار او تعجب می‌كردیم و زمانی كه به دانشگاه رفت نوع درس خواندنش برایمان عجیب‌تر بود.

خواهر می‌گوید: انوشه خود را غرق در تحصیلاتش كرد و كارشناسی خود را در دو رشته (الكترونیك) و (مهندسی كامپیوتر) به طور همزمان از دانشگاه (جرج میسون) اخذ كرد و پس از آن، مدرك كارشناسی ارشدش را در رشته (مهندسی الكترونیك) از دانشگاه (جرج واشنگتن) دریافت كرد و در حال حاضر در حال تحصیل كارشناسی ارشد در رشته (نجوم) در دانشگاه (سوئین بورن) می‌باشد تا بتواند دومین مدرك كارشناسی ارشدش را، در رشته (ستاره‌شناسی) دریافت كند.

مادر می‌گوید(انوشه هنگامی كه كودك بود، عادت داشت در فضای آزاد به پشت بخوابد و به آسمان شب خیره شود، او رویای پرواز در آسمان را در سر می‌پروراند و حالا پس از سال‌ها خوشحالم كه رویایش به حقیقت پیوست است.)

انوشه انصاری كه اینك تیتر مهم‌ترین رسانه‌های جهان را به عنوان نخستین بانوی فضانورد جهان، كه به طور خصوصی عازم فضاست به خود اختصاص داده، می‌گوید(با دست یافتن به این آرزو كه از دوران كودكی در سر داشتم، امیدوارم به جوانان سراسر دنیا ثابت كنم كه هیچ محدودیتی برای آنچه می‌خواهند به دست بیاورند، وجود ندارد.)

او در ادامه می‌گوید: این‌كه با خرج خصوصی به فضا می‌روم، به این معنی نیست كه به عنوان توریست این كار را می‌كنم، من از این واژه خوشم نمی‌آید؛ چون هنگامی كه این واژه به زبان می‌آید تصویر شخصی با یك دوربین كه به گردن خود آویزان كرده و یك بلیت هم در دستش است و در حال رفتن به فرودگاه می‌باشد را به ذهن می‌آورد و همگان منتظرند این توریست برگردد و عكس‌هایی را كه گرفته، به دیگران نشان دهد، اما من فكر می‌كنم كه یك مسافرت فضایی بیشتر از چنین اوصافی است.

پیش از رفتن به فضا، لبخندی بر لب دارد، به نظر می‌رسد خجالتی است، اما در پشت این چهره خجالتی، اراده‌ای آهنین نهفته است و آرزویی كه از دوران كودكی‌اش او را رها نكرد. آرزویی كه تا دقایقی دیگر به تحقق خواهد پیوست، آرزوی پرواز به كهكشان...

آرزوی پرواز به كهكشان، رویای زندگی انوشه انصاری بود كه دوشنبه، هجدهم سپتامبر، در پایگاه فضایی بایكونور روسیه در قزاقستان، برایش به واقعیت تبدیل شد و لحظاتی بعد كه سفینه از زمین فاصله گرفت، او با خود گفت (چه زیباست زمین، چه زیباست) این اولین جمله‌ای بود كه بر زبان آورد.

پس از فارغ شدن از درس و جذب بازار كار شدن، با یك مرد ایرانی به نام (حمید) آشنا شد، این آشنایی منجر به ازدواج شد و آن دو در كنار برادر شوهرش به نام امیر، یك شركت مخابراتی تاسیس كردند. حمید در زمینه الكترونیك به تحصیل پرداخت. نام شركت این مثلث یعنی دو برادر و انوشه (TTI)بود.

پشتكار آنان در كار، تا جایی بود كه پس از چند سال از تاسیس شركت در سال ۱۹۹۳، ۲۵۰ كارمند داشتند. اما آنها شركت خود را در سال ۲۰۰۰ میلادی فروختند و از آن زمان تاكنون، با پول به دست آمده، در دیگر شركت‌های مخابراتی و همچنین سفینه‌های فضایی، سرمایه‌گذاری می‌كنند و همین موفقیت‌ها باعث شد تا وی در همین سال، از سوی مجله (زن شاغل) به عنوان كارآفرین‌ برتر جهان شناخته شود. درباره او كه زنی ثروتمند است، می‌گویند: در امور اجتماعی نیز فعال است و به كودكان بیمار یاری می‌رساند؛ تا جایی كه بنیادی برای كمك به كودكان بی‌سرپرست به نام (میك‌ای ویش) به معنی فارسی (آرزو كن) تاسیس كرده است.

او می‌گوید: از این‌كه همسرم همیشه حامی من بوده، خوشحال هستم و یكی از دلایل موفقیت خود را كمك‌های همسرم می‌دانم.

با این‌كه او با هزینه شخصی به فضا می‌رود، اما برخلاف سه گردشگر فضایی قبلی، كه صرفا ثروتمندانی ماجراجو بودند، چهره‌ای علنی و كاملا شناخته شده در عرصه طرح‌های پیشتازانه فضایی است.

وی كه به همراه همسرش، از پیشگامان طرح‌های توسعه سفرهای فضایی هستند، در سفر فضایی‌اش آزمایش‌هایی را در زمینه فیزیولوژی انسان و تاثیر امواج رادیویی بر بدن، در فضا انجام می‌دهد. از دیگر آزمایش‌های او، بررسی دقیق مكانیسم ماهیچه‌های بدن فضانوردان در موقعیت‌های محیطی جدید است.

شاید برایتان جالب باشد بدانید انوشه انصاری در حال حاضر، ریاست شركتی را برعهده دارد كه با مشاركت شركت (ماجراجویی‌های فضایی) آژانس فضایی فدراسیون روسیه، طرحی را جهت ایجاد ناوگانی از فضاپیماهای تجاری، برای اعزام گردشگران، به ارتفاعات زیرمداری، در دست اجرا دارد.

آتوسا می‌گوید(همان طور كه شما هیجان‌زده هستید، من و دیگر اعضای خانواده هم، بدین شكل هیجان‌زده‌ایم) و انوشه می‌گوید: آنها می‌دانند كه مدت زیادی‌ است كه من در انتظار چنین روزی بودم و خوشحالم كه دقایقی دیگر به كهكشان می‌روم.انوشه در مورد علاقه‌اش به فضا و این‌كه اولین‌بار چه زمانی عاشق آن شد، می‌گوید: زمان دقیق و خاصی نداشت، از زمانی كه به یاد دارم علاقه به فضا در قلب من جای داشت و همواره از نگاه به آسمان لذت می‌بردم، دوست داشتم كه هر چه بیشتر در مورد آن بدانم، شاید با این علاقه به دنیا آمدم یا ژن‌هایی در وجود من است كه نمی‌دانم. همسرش حمید می‌گوید: گاهی اوقات با او شوخی می‌كنم و به او می‌گویم، فكر نكنم كه تو مال این سیاره باشی و از سیاره دیگری آمدی. پیش از سفر فضایی به او گفتم: تو داری به زادگاهت باز می‌گردی.

انوشه می‌گوید: من به دنبال تجربه هستم، اما یكی از جذاب‌ترین مسایل برای من، شناور بودن در فضای تاریك و نگاه كردن به سیاره زیبای زمین، از فراز آسمان‌هاست، این منظره‌ای‌ می‌‌باشد كه برای من بسیار جذاب است.

او در ادامه می‌گوید: این هم قسمتی از تجربه است، امیدوارم كه افراد، بیشتر و بیشتر به این تجربه دست پیدا كنند تا بینش تازه‌ای از زندگی به دست آورند و متوجه شوند كه چگونه باید زندگی كرد و با محیط زندگی‌ خود چگونه برخورد كنند. من كتاب‌های زیادی، در رابطه با فضا مطالعه و حتی با فضانوردان هم صحبت كرده‌ام، این چیزی بود كه در گفتار و نوشتار همه آنها دیده می‌شد، به نظر من، اگر همه مردم به فضا سفر كنند و محیط زندگی‌ خود را از نقطه‌ای دیگر در فضا ببینند، نسبت به كره زمین، تصمیم‌ بهتری می‌‌گیرند.

در مدت شش ماهی كه او در حال تمرین بود، چندین دیدار كوتاه با اعضای خانواده‌اش داشت. انوشه می‌گوید: اما در هر صورت بسیار كم بود، به خاطر این كه بیش از ۱۵ سال است كه از ازدواج ما می‌گذرد و من هر روز، تمام ۲۴ ساعت را با همسرم بودم چون ما با هم همكار هستیم و دوری شش ماهه از او برایم خیلی سخت بود. او در پاسخ به این پرسش كه مسافرت‌های فضایی چه پیشرفتی را برای علم به ارمغان می‌آورد، می‌گوید(در فضا منابع انرژی بی‌نهایتی وجود دارند كه ما می‌توانیم از آنها بهترین استفاده‌ها را برای تكنولوژی‌های گوناگون استفاده كنیم.)

گسترش تكنولوژی برای مسافرت به مرزهای فضا، باید ارتقاء یابد و به نظر من، ما باید هم اكنون شروع به تحقیقات گسترده زده و مسافرت‌های فضایی را تسهیل كنیم، اما همگی می‌دانیم كه این مسئله‌ای نیست كه یك شبه حل شود و شاید نسل‌ها باید روی این پروژه كار كنند، من امیدوارم كه به این مسئله نگاه خاصی شود.

شركت مخابراتی TTI كه او به همراه شوهر و برادر شوهرش، بنیان‌گذار آن بوده، در حال حاضر تحت مالكیت (سنتورنوك) است، یعنی به این شركت فروخته شد. وی به همراه برادر همسرش، امیر در سال ۲۰۰۳ جایزه ده میلیون دلاری (انصاری اكس - پرایز) را بنیان نهاد و هدف از این جایزه تشویق بخش خصوصی، برای انجام سفرهای تفریحی به فضا بود.


شما در حال مطالعه صفحه 1 از یک مقاله 3 صفحه ای هستید. لطفا صفحات دیگر این مقاله را نیز مطالعه فرمایید.