قهرمان تا مرز مرگ پیش رفته بود

کمبود اطلاعات موجب داستان سرایی می شود دربارهِ گاگارین, چه پروازش و چه مرگش, به دلیل منتشر نشدن اخبار و سانسور حاکم بر رسانه های گروهی آن زمان, واقعه بسیار داستان پردازی شده است

شرح واقعی سفر یوری گاگارین به فضا به مناسبت چهل‌و‌پنجمین سالگرد این سفر؛ سفری که طی آن انسان نخستین بار گهوارهِ خود را به سوی فضای بی‌کران ترک کرد. این سفر کوتاه آن‌قدرها که تاکنون در نشریات منتشر شده بی‌خطر و آسوده نبوده است.

کمبود اطلاعات موجب داستان‌سرایی می‌شود. دربارهِ گاگارین، چه پروازش و چه مرگش، به‌دلیل منتشر نشدن اخبار و سانسور حاکم بر رسانه‌های گروهی آن زمان، واقعه بسیار داستان‌پردازی شده است.

مثلا‌ً شایعه‌ای بسیار قوی وجود داشت ( و هنوز هم بسیاری بر این باورند) که قبل از ۱۲ آوریل سال ۱۹۶۱ پرتابی صورت گرفته که سرنشینِ فضاپیما، خلبانِ آزمایشگر وِلادیمیر ایلیوشین بوده است. اما بعد از فرود و زخمی شدن او، طبق دستور مسئولان، گفته شد ایلیوشین در حادثه تصادف اتومبیل مجروح شده است. سپس برای نقش فضانورد شماره ۱، جوانی خوش چهره و پُر نشاط با لبخند زیبا، یعنی گاگارین، انتخاب شد. بعدها برای آنکه پرونده کار به‌کلی بسته شود برای گاگارین هم حادثه اتومبیل به‌وجود آوردند. اما وقتی گاگارین خلبان در این حادثه کشته نشد (زخم بالای ابروی گاگارین از همین حادثه است) در جریان یکی از تمرین‌ها با هواپیمای میگ-۱۵ رفت و برنگشت!

طی سال‌های اخیر، دانشمندان، کارشناسان، و فضانوردان روس، با باز شدن فضای سیاسی و برداشته شدن مُهرِ <به ‌کلی سری> از بسیاری پرونده‌‌ها، مطالب زیادی در اختیار رسانه‌های گروهی گذاشته‌اند. از جمله جزییات مرگ فضانوردان سایوز-۱ و سایوز-۱۱، حوادث بسیاری در ایستگاه فضایی، مشکلات طرح سفر به‌ماه، و غیره. اما درباره چنین حادثه هایی هیچکس چیزی نگفت در حالی که دلیلی برای پنهانکاری نیست. درباره تاریخ کیهان‌نوردی، دیگر چیزی حالت سری ندارد و شایعاتی مثل پروازهای قبل از گاگارین بی‌اساس است. اما از آنجا که <تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها> باید دید به‌راستی چه روی داده است.

در آن زمان تبلیغات در داخل شوروی چنین سیاستی داشت: کارهای ما خیلی خوب پیش می‌رود اما آمریکایی‌‌ها همیشه مشکل دارند. بر‌اساس همین سیاست دربارهِ پرواز گاگارین تبلیغات فراوان بود اما اطلاعات بسیار ناچیز. گاگارین از نخستین لحظه‌های پرواز همه چیز را در دستگاه ضبط صوت دقیقاً تعریف می‌کرد. اما گزارش اصلی پرواز گاگارین تا همین چند سال پیش رازی مانده در گاوصندوق‌های دولتی بود.

مشکلات از زمان بستن دریچه ورودی شروع شد. وقتی که گاگارین در صندلیش قرار گرفت و می‌خواستند در را ببندند مشخص شد که در کاملاً چِفت نمی‌شود. مجبور شدند یک بار دیگر همهِ پیچ‌ها را باز و عملیات را تکرار کنند.

پرتاب و قرار گرفتن در مدار به‌طور طبیعی انجام شد. لرزش، سروصدا، و فرابار (فشار اضافی که در سقوط فضاپیما به زمین به فضانورد وارد می‌شود.) در حدود طبیعی بود درحالی که فضانورد تَوَقع داشت سروصدای بیشتری بشنود. اما وقتی فضاپیما در مدار قرار گرفت مشکلات آغاز شد. از مشکلات کوچک، مثل پرواز کردن قلم و گُم شدن آن ( به این دلیل او چیزی نداشت که با آن گزارش را بنویسد)، گرفته تا وضعیت ضبط صوت فضاپیما ( نوار در دستگاه ضبط صوت کاملاً در اول قرار نداشت و مجبور بود صرفه جویی کند) و مشکلات بزرگتر مثل قطع و وصل ارتباط با زمین.

به گاگارین گفتند فضاپیما کاملاً درست پرواز می‌کند و در مدارِ از پیش تعیین شده است و همه دستگاه‌ها درست کار می‌کنند اما واقعیت خلا‌ف این بود، زیرا طبق محاسبهِ کارشناسان وستک در مداری بالاتر از مدار پیش‌بینی شده، یعنی ۳۷۰ کیلومتری زمین، قرار گرفته بود. فضاپیمای وُستک فقط یک موتور ترمز داشت و اگر این دستگاه از کار می‌افتاد فضاپیما در مسیر طبیعی بعد از حدود ۱۲ شبانه روز به‌ زمین باز می‌گشت. به‌این دلیل در فضاپیما همه چیز برای ۱۲ شبانه روز ذخیره شده بود. اما کارشناسان بعد از محاسبه مدار جدید متوجه شدند نه ۱۲ شبانه روز بلکه ۵۰ شبانه روز طول خواهد کشید تا فضاپیما به‌زمین برگردد که این یعنی مرگ تدریجی گاگارین. خوشبختانه موتور ترمز از کار نیفتاد و به موقع کارش را انجام داد.

در زمانی که موتور ترمز خاموش شد تکانی شدید خورد و فضاپیما با سرعت زیاد شروع به‌چرخیدن کرد. از دید گاگارین زمین در پنجره مرتب جایش را عوض می‌کرد از بالا به‌پایین و از راست به‌چپ.

سرعت چرخش تقریباً ۳۰ درجه بر ثانیه بود. همه چیز در حال چرخش بود ( این اتفاق در بالای آفریقا روی داد) گاگارین آفریقا را لحظه‌ای پایین می‌دید و لحظه‌ای دیگر بالا. او بعداً گفته بود <برای آنکه نور خورشید به‌چشمانم صدمه نزند مجبور بودم چشم‌هایم را ببندم. پاهایم را به‌پنجره گذاشتم اما کرکرِه را نَبَستم چون مایل بودم ببینم در بیرون چه اتفاقی می‌افتد. در زمان پیش‌بینی شده منتظر جدا شدن مدول یا بخش موتور از بخش فرود (زمین‌نشین) بودم اما جدا نشد. می‌دانستم که طبق محاسبه، جدا شدن ۱۰-۱۲ ثانیه بعد از خاموش شدن تُرمزها باید انجام شود. در زمان روشن شدن ترمزها همه چراغ‌ها در میز فرمان فضاپیما خاموش شد. احساس ‌می‌کردم زمان زیادی گذشته است اما بخش موتوری همچنان متصل بود.

سیروس بُرزو، روزنامه‌نگار و پژوهشگر در زمینه تاریخ پروازهای فضایی است که تا پایان انتشار ماهنامهِ مرزهای بیکرانِ فضا در سال ۱۳۷۳ سردبیر این نشریه بود و اکنون در آستراخان روسیه به‌سر می‌بَرد.

سیروس برزو