قتل از راه دور

صدایی از یک طرف سالن گزارش می دهد «اهداف وارد ساختمان شدند » زنی در پاسخ می گوید «دریافت شد اهداف تایید می شود » آن زن پشت یک کیبورد کامپیوتر با پنج نمایشگر نشسته و دست ها را به دور دو جوی استیک حلقه کرده است

صدایی از یک طرف سالن گزارش می‌دهد: «اهداف وارد ساختمان شدند.» زنی در پاسخ می‌گوید: «دریافت شد. اهداف تایید می‌شود.» آن زن پشت یک کیبورد کامپیوتر با پنج نمایشگر نشسته و دست‌ها را به دور دو جوی استیک حلقه کرده است.

مردی که در کنار وی نشسته نیز می گوید: «دو پریدیتور مسلح به هشت موشک و دو بمب آماده عملیات هستند.» نمایشگر اصلی تصاویری از بالا از یک خیابان را به صورت زنده نمایش می دهد. آن دو نفر و به عبارتی دو هدف از خانه ای خارج و سوار یک خودرو شده و حرکت می کنند. مرد شمارش را شروع می کند: «سه، دو ، یک، آتش!» و سپس آن دکمه قرمز را فشار می دهد و خودروی حامل آن دو نفر در ابر و غبار حاصل از انفجار ناپدید می شود. مرد با خوشحالی فریاد می زند: «عالی بود.» سراسر این عملیات بیشتر از دو دقیقه طول نمی کشد، عملیاتی که در واقع از آن گوشه دنیا و در خاک آمریکا توسط دو نفر هدایت می شود و در نظر اول بیشتر به یک بازی کامپیوتری شباهت دارد.

اما بی تردید این یک بازی نیست. جنگ پهپادهای آمریکا علیه القاعده و طالبان در واقع یک جنگ مجازی است که بازیگران آن نمی خواهند دستشان را مستقیما به خون آغشته کنند، اما این جنگ به اندازه همان جنگی که روی زمین و در جبهه ها جریان دارد خطرناک است و حتی بیش از آنها انسان های غیرنظامی را به خاک و خون می کشد.برنامه و عملیات پهپادهای آمریکا از دو بخش و دو مرکز فرماندهی تشکیل می شود. هدایت کنندگان پهپادهای سازمان سیا در سواحل شرقی آمریکا یعنی در ساختمان های مرکز سیا در لانگلی واقع در حومه واشنگتن و به عبارت بهتر در نقطه ای ۱۱۰۰۰ کیلومتر دورتر از افغانستان و پاکستان هدایت شده و از آنجا به شکار قربانیان خود اقدام می کنند. هدایت کنندگان پهپادهای ارتش آمریکا اما در پایگاه هوایی کریچ در صحرای نوادا و در نزدیکی لاس وگاس مستقر هستند. البته هر دو مرکز کنترل کاملا شبیه یکدیگر به نظر می آید و براساس عکس ها و تصاویری که تا امروز از داخل این مرکز منتشر شده است می توان از آن مانند دو اتاق پر از کامپیوتر و تجهیزات متعلق به آن یاد کرد. اعضای اسکادران ۴۲ نیروی هوایی آمریکا که هدایت عملیات پهپادها بر فراز خاک افغانستان را به عهده دارند و خود را قهرمانان بی نام و نشان جنگ می نامند نیز غالبا در لاس وگاس زندگی کرده و هر روز پس از به اصطلاح عملیات به خانه های خود بازمی گردند. یکی از این به اصطلاح خلبانان به نام سرگرد برایان کالاهان چندی پیش در مصاحبه با یک نشریه آلمانی گفت: «هر روز صبح با وسایل نقلیه عمومی سر کار می روم و هشت ساعت پرواز می کنم و دوباره به خانه برمی گردم.» کالاهان از شش سال پیش هدایت پهپادها را در نوادا به عهده دارد و اکنون مسئولیت فرماندهی سراسر عملیات پهپادها در این مرکز عجیب و غریب در لانگلی به عهده او گذاشته شده است. وی می افزاید: «هر روز صبح ایمیل هایم را می خوانم و سپس با عجله سراغ هواپیماهایم می روم. کارم که تمام شد از رستوران یک همبرگر می گیرم و دوباره ایمیل هایم را چک می کنم و سپس به خانه می روم.»

این به اصطلاح جنگنده های از راه دور از سال ۲۰۰۶ در نوادا مستقر بوده و همیشه در دو گروه کار خود را انجام می دهند. روی صندلی سمت چپ آن اتاق پر از کامپیوتر و تجهیزات به اصطلاح خلبان پهپاد می نشیند و اوست که پهپاد را هدایت و شلیک می کند. روی صندلی سمت راست به اصطلاح مسئول سنسور می نشیند و کنترل دوربین های پهپاد را به عهده دارد و می تواند دوربین ها را زوم کرده و به کمک اشعه مادون قرمز همه اشیا و افراد حاضر در محل مورد نظر را ببیند. البته هر دو نفر به صورت همزمان با مرکز عملیات ستاد فرماندهی نیروهای آمریکا در قطر تماس دارند، همان مرکزی که فرماندهی نیروهای زمینی و عملیات پهپادها را به عهده دارد و پایگاه قندهار در جنوب افغانستان یعنی همان پایگاهی که بسیاری از پهپادها از روی باند آن به پرواز درمی آیند نیز تحت فرماندهی همین مرکز عمل می کند. عملیات ها پهپادها نیز از همان قواعد معمول در همه جنگ ها در جبهه های نبرد پیروی می کند و البته آمریکا ادعا دارد پهپادها با هدف قربانی نشدن غیرنظامیان ساخته شده است، بهانه ای دروغین و هدفی که در عمل تنها روی کاغذ وجود دارد.

ظاهرا خلبانان پهپادها با وجود فاصله هزاران کیلومتری با جبهه ها به گفته خودشان احساس می کنند در قلب جنگ حضور دارند! کالاهان می گوید: «همه چیز از آنچه فکر می کنی به تو نزدیک تر است حتی اگر در نوادا نشسته باشی. این یک بازی ویدئویی نیست.» به گفته برخی کارشناسان برجسته نظامی آمریکا این تکنولوژی جدید بشدت فریب دهنده است، زیرا خلبانان پهپادها اگرچه ظاهرا از راه دور مردم را به قتل می رسانند، اما در بسیاری از موارد دچار بیماری های روحی - روانی صعب العلاج می شوند. البته وزارت دفاع آمریکا ادعا دارد بخش اصلی و بزرگ ماموریت های پهپادها (برخلاف پهپادهای سیا) به امور تجسس، لجستیک و جمع آوری اطلاعات محدود می شود، امری که البته نمی توان به درستی آن اطمینان داشت. پهپادها از نظر قیمت تمام شده از ۲۰ تا ۵۳ میلیون دلار برای دولت آمریکا هزینه دارد و البته آمریکا این هزینه را به مراتب پایین تر از تولید یک هواپیمای جنگنده عادی می داند. با این حال صنایع تسلیحاتی آمریکا از تولید پهپاد نیز سود سرشاری را نصیب خود می کنند و سال ۲۰۱۰ مبلغ ۳.۵ میلیارد از بوجه نظامی آمریکا برای خرید پهپاد ها هزینه شد. با این حال نتیجه کار تفاوتی ندارد و پهپادها را می توان ابزاری برای قتل از راه دور عنوان کرد.

محمدعلی فیروزآبادی