بی تجربگی راز شکست آنها بود

در باره پرواز ناو فضایی سایوز ۲۵

۱۸ آبان ۱۳۵۶، ناو فضایی سایوزـ۲۵ از ایستگاه فضایی بایکونور و‌ از همان سکویی به سوی ایستگاه فضایی سالیوت‌ـ۶ رهسپار شد که اسپوتینک‌ـ۱ در ۲۰ سال قبل از آن به مدار فرستاده شده بود.

فرماندهی ناو فضایی سایوز ۲۵ را ولادیمیر کوالنک ۳۵ ساله و مهندسی پرواز را والری ریومین ۳۸ ‌ساله به‌عهده داشتند. هر دوی آنها برای نخستین بار به فضا می‌رفتند.

ماموریت سایوزـ۲۵ انجام اتصال به سالیوت‌ـ۶ و انجام برخی آزمایش‌های مشترک با گروه‌های بعدی فضانوردان اعلام شده بود.

عده‌ای از کارشناسان غربی معتقد بودند یک برنامه هیجان‌انگیز در حال نمایش است و احتمالا آنها رکورد سایوزـ ۱۸ را که حدود ۶۳ روز اقامت در فضا بود خواهند شکست.

ریومین درباره احساسش در نخستین پرواز مداری می‌گوید: موشک از زمین کنده شد. فشار جاذبه افزایش یافت و من احساس می‌کردم کس دیگری هستم. گویی زمین را برای همیشه ترک می‌کردم. هیچ نیروی وجود نداشت مرا برگرداند. برنامه پرواز اتصال به سالیوت-۶ در روز بعد بود که باید از سکوی اتصال اول انجام می‌شد. مدت اقامت ما هم یکصد شبانه روز پیش‌بینی شده بود.

قرار بود یک ماه بعد، کوالنک و ریومین برای نخستین بار در جهان طی اقامت در یک ایستگاه مداری، از دو مهمان پذیرایی کنند.

گروه، مهمان ولادیمیر ژانیبکف و پیوتر کلودین بودند. آنها پس از رسیدن مهمانان و حدود دی ماه باید اولین ماموریت بین‌المللی شوروی ـ چکسلواکی را انجام می‌دادند؛ اما همه چیز طبق برنامه پیش نرفت. ماجرا از این قرار بود که تقریبا یک شبانه روز بعد از پرتاب، فضانوردان ایستگاه مداری سالیوت‌ـ۶ را دیدند.

در فاصله صد متری از ایستگاه مداری، کوالنک هدایت دستی سفینه را به عهده گرفت و آن را به سالیوت نزدیک کرد.

در فاصله ۵۰ متری ایستگاه، فضانوردان متوجه شدند دارند به پهلوی سفینه نزدیک می‌شوند و سفینه در زاویه درستی به ایستگاه نزدیک نمی‌شود و مجبور شدند ترمز کنند.

بعدا مشخص شد ‌در آن لحظه آنها فقط ۱.۵ متر تا برخورد با ایستگاه مداری سالیوت‌ـ۶ فاصله داشتند سپس فضانوردان تصمیم گرفتند ایستگاه فضایی را دور بزنند و مجددا عمل اتصال را با استفاده از دستگاه خودکار ایگلا انجام دهند.

این دستگاه سوخت زیادی مصرف می‌کرد و مرکز هدایت پرواز از کیهان‌نوردان خواست ‌شخصا، هدایت ناو را به‌عهده گیرند. این‌بار آنها توانستند بدرستی به سالیوت‌ـ۶ نزدیک شوند و حتی ضربه کوچکی هم وارد کنند که نشان می‌داد دو سفینه فضایی در مرحله قفل قرار گرفته‌اند؛ اما چراغ اتصال روشن نشد بلکه مشخص گردید که ناو کیهانی در اثر ضربه خیلی آهسته از ایستگاه فضایی دور می‌شود.

کیهان‌نوردان از ۳۰ متر دورتر از ایستگاه و به منظور بار سوم برای اتصال به سالیوت‌ـ۶ به آن نزدیک شدند، چون ارتباط با زمین در آن لحظه قطع بود کیهان‌نوردان خود ابتکار عمل را به دست گرفتند.

این بار نیز اتصال انجام نشد. یک‌بار دیگر آنها به فاصله ۲۰ متری ایستگاه بازگشتند. ۱۵ـ۱۰ کیلوگرم سوخت بیشتر باقی نمانده بود.

کوالنک می‌گوید: «طبق قوانین باید کار را متوقف می‌کردیم و برای بازگشت به زمین آماده می‌شدیم.به والری نگاه کردم . می‌خواستم به او بگویم بیاییم خطر کنیم و چهارمین عملیات را هم انجام دهیم، چون هنوز بخش ذخیره وجود داشت. می‌شد برای فرود از امکانات اضطراری استفاده کرد. او هم تصمیم مرا قبول داشت. چشمانش چنین می‌گفت. فرمان هدایت را بار دیگر به دست گرفتم.»

نزدیک شدن خیلی خوب صورت گرفت؛ اما چهارمین کوشش نیز بی‌فایده بود. ضربه اتصال به ایستگاه، سفینه را ۶ تا ۸ متر عقب راند. سوخت سیستم اصلی کاملا تمام شده بود و حالا آنها چاره‌ای جز بازگشت نداشتند.

یک روز پس از پرتاب و در ۱۹ آبان رادیو مسکو از قول تاس اعلام کرد ‌: «الحاق خودکار ناو سایوزـ۲۵ و ایستگاه مداری سالیوت ‌ـ۶ از فاصله ۱۲۰ متری شروع شد؛ اما به علت انحرافاتی که در برنامه رخ داد، از الحاق با سالیوت‌ـ۶ انصراف حاصل شد و کیهان‌نوردان به انجام عملیات فرود اقدام کردند.»

کمیسیون دولتی نتوانست دلیل اتصال نیافتن را روشن کند، چون بخش اتصالی در قسمت مداری ناو قرار داشت که به زمین باز نمی‌گردد؛ اما به طور کلی عدم موفقیت را به دلیل بی‌تجربگی در سفر به فضا دانستند و تصمیم گرفتند در هر گروه فضانوردان اعزامی یک نفر حتما تجربه پرواز فضایی داشته باشد و این تصمیم که سرنوشت خیلی از فضانوردان بعدی را تغییر داد، هنوز به عنوان یک قانون رعایت می‌شود.

● اتصال در فضا

برای اتصال دو ناو کیهانی به یکدیگر در فضا باید ماژول اتصال یکی از دو ناو، نر و دیگری ماده طراحی ‌شود.

ناو کیهانی با ماژول اتصال نر به ناو فعال یا اتصال‌دهنده و ناو کیهانی با ماژول اتصالی ماده به ناو منفعل یا پذیرنده اتصال معروف است.

به این ترتیب که میله اتصالی ناو کیهانی فعال (نمونه‌سمت راست تصویر) با حسگرهایی که به انتهای آن وصل شده بود و مانند یک جوی استیک (دسته بازی) عمل ‌کند و به محض برخورد با دهانه ماژول منفعل، کنترل موتورهای کوچک کنترل‌کننده وضعیت ناو فعال را در دست می‌گرفت و با فشار دادن خود به داخل ناو پذیرنده اتصال، تلاش می‌کند ‌ عملیات اتصال نهایی یا قفل شدن زبانه در حفره ماژول ناو منفعل را با روشن و خاموش کردن موتورها و راندن خود به سمت آن و در مسیر درست به سرانجام برساند.

در انتها و زمانی که هر دو ناو به هم متصل می‌شوند، سیستم‌های کنترلی دو ناو توسط شش زبانه الکتریکی دور رینگ اتصالی به هم وصل می‌شوند و ناو بزرگ‌تر‌ که برای مثال می‌تواند یک ایستگاه فضایی باشد، از آن به بعد کنترل موتورهای ناو مهمان را نیز در دست می‌گیرد تا از هرگونه اختلال در تصمیم‌گیری مجزا و جداگانه رایانه‌های فضایی دو ناو جلوگیری کند.

سیروس برزو