آن چه هر مسلمانی باید بداند

ما مسلمانان تنها به این مفتخریم که خود را به اسلام ببندیم و به دینمان ببالیم ولی افسوس که ارزشمندترین احکام اسلام را نمی دانیم, بنیادهای آن را سست گرفته و آن را از دست می نهیم

ما مسلمانان تنها به این مفتخریم که خود را به اسلام ببندیم و به دینمان ببالیم؛ ولی افسوس که ارزشمندترین احکام اسلام را نمی‌دانیم، بنیادهای آن را سست گرفته و آن را از دست می‌نهیم.

اسلام؛ احکام و مبانی آن

احکام و دستورات اسلام همان مبادی و نظریاتی است که توسط قرآن نازل شده و پیامبر که درود و ستایش خداوند بر او و خاندانش باد، آن را به ما سپرده است. همه‌ی این مبادی و نظریات را بر روی هم آیین اسلام می‌نامیم. بنابراین، اسلام برای نخستین بار این مبادی و نظریات را مطرح کرده است و در دیدگاه خود مسائلی چون، یکتاشناسی، خداباوری، مسائل درونی انسانها، کیفر، داد و ستدها، اداره‌ی سازمان‌ها و امور هم کشوری را به مرحله‌ی اجرا درآورده است.

● بنیادی‌ترین مبادی، اجرای احکام الهی است.

زیرا اسلام به لحاظ دانستن و بکار بستن احکام و دستورات و آیین با شکوهش پدید آمده است. بنابراین کسی که در عمل به احکام و دستورات اسلام سستی ورزد یا آن را به جا نیاورد، همانا اسلام را سست انگاشته و آن را بی ارزش پنداشته است.

احکام اسلام جهت دین و دنیا پدید آمده است:

احکام و قوانینی که اسلام آورده دو گونه است:

۱) قوانینی که هدف آن‌ها برپاداشتن دین و آئین است و در بردارنده‌ی عقاید و عبادات مسلمانان می‌باشد

۲) قوانینی که هدف آن‌ها اداره‌ی صحیح سازمان‌ها و گروه‌ها و پیوند آنها با یکدیگر می‌باشد و در بردارنده :داد و ستد، کیفر،چون و چرای هر کس با خود و با سازمان‌ها، دادگاهها و دیگر چیزها می‌باشد.پس اسلام دین و دنیا را در هم می‌آمیزد و نمازخانه و کارخانه را در یک زمان می‌سازد و بدین ترتیب اسلام هم دین است و هم سازمان؛ هم پرستش است و هم رهبری. همچنان که «دیانت» بخشی از اسلام است. دولت نیز بخش دیگری از آن می‌باشد. بر همین اساس،عثمان بن عفان گفته است:

«همانا خداوندی که بزرگ است بزرگواری او، از پادشاه باز می‌دارد آن چه را از قرآن بازنداشته بود.«احکام و دستورات اسلام با همه‌ی اوصافش، جهت بهره مند گردانیدن مردم از نعمتهای دنیا و عقبی آمده است و هر عملی که در این جهان انجام می‌شود، یک پیامد این جهانی و یک پیامد آن جهانی دارد. پس عمل هر چه باشد، چه بندگی و چه گناه، چه دادگاهی و چه شهری و چه کشوری، یک پیامد این جهانی دارد؛ هم چون: بجا آوردن یک«باید»خدایی، بر پا داشتن یک ارزش یا از میان برداشتن آن، مهر کردن کیفر خواستی، گشایش گرهی، به جایی رساندن کسی، برآوردن درخواستی؛ و یک پیامد آن جهانی دارد که یا پاداش است و یا کیفر.»

زمانی اسلام جهت بهره مند ساختن مردم از نعمتهای این جهان و آن جهان فرستاده شده است که ساختار به هم پیوسته‌ی آن، از هم گسسته نگردد، زیرا بخشی از اسلام را بر پا داشتن و بخشی را نادیده گرفتن مورد قبول اسلام نیست و خواست اسلام را برآورده نمی‌سازد.

و اینگونه عمل کردن به آیین چنانکه باید و شاید بازدهی لازم را ندارد.

کسی که به بررسی و پی گیری آیات مربوط به احکام قرآن بپردازد، در می‌یابد که به جا نیاوردن هر دستوری از دستورات آن دو کیفر دارد. کیفری این جهانی و کیفری آن جهانی. مثلا" کیفر این جهانی برای راهزنی : کشتن، دار زدن و تبعید کردن است و کیفر آن جهانی برای آن: شکنجه و عذاب اخروی است.

خدای بزرگ می‌فرماید:

«همانا کیفر کسانی که با خدا و پیامبرش به جنگ پردازند و در زمین به تباهی کوشند، این است که یا کشته شوند و یا بردار کشیده شوند یا دست و پایشان – یکی از چپ و دیگری از راست- بریده شود یا از همه‌ی سرزمین‌های اسلامی ‌رانده شوند. این رسوایی آنان در این جهان است و بهر آنان در آن جهان نیز شکنجه‌ای بزرگ می‌باشد»

گسترش بدی و پراکندن زشتی و ناپاک خواندن پاکان، هم کیفر این جهانی دارد و هم کیفر آن جهانی، چنان که در قرآن آمده است:

« کسانی که خوش دارند تا بدنامی و کار زشت در میان خدا باوران گسترش یابد، هم در این جهان و هم در آن جهان بهر آنان شکنجه‌ای دردآور می‌باشد.»

و نیز آمده است:

«همانا کسانی که به زنان پاکدامن و بی خبر از فحشا و مؤمن به خدا تهمت زنا زنند در دو جهان نفرین شده‌اند و بهر آنان شکنجه‌ای سهمگین است روزی که زبانها و دستها و پاهایشان به کارهایی که کرده‌اند، گواهی می‌دهند در چنین روزی خداوند جزایی که حق آنان است بی کم و کاست به آنان می‌دهد و بدانند که او آشکار بر حق است.

کشتن از روی عمد دو کیفر دارد: کشته شده به عنوان مجازات این جهانی چنان که در قرآن آمده است:

«ای کسانی که ایمان آورده‌اید درباره‌ی کشتگان برای شما قصاص واجب گردیده است .»و...

«کسی که مؤمنی را از روی عمد بکشد، کیفرش جاودانگی در دوزخ است.»

بنابراین عملی را نمی‌یابیم که آیین اسلام برای آن پاداش یا کیفری این جهانی و آن جهانی مقرر نکرده باشد و اگر موردی پیدا شود که به طور ویژه از آن نام نبرده باشد، این آیات در بردارنده‌ی آن می‌باشد:

« پس آیا کسانی که به خدا ایمان دارند همانند کسانی هستند که نافرمانند؟ هرگز برابر نیستند. کسانی که به خدا ایمان آوردند. و کارهای شایسته‌ای انجام داده‌اند، جایگاه آنان بهشتی است که در نتیجه‌ی کار و کردار این جهانیشان به آنان، ارزانی شده است و کسانی که سرپیچی کرده‌اند سرانجام آنان آتش است و هرگاه که بخواهند از آن بیرون روند به آن بازگردانیدده می‌شوند و به ایشان گفته شود که شکنجه‌ی آتشی را که دروغ می‌شمردید بچشید»

هم چنین است در این آیه:

«و کسی که از خدا و پیامبرش فرمان برد خداوند او را در بهشتی که در زیر درختانش نهرها جاری است، وارد می‌سازد و اینان همیشه در آنجا می‌مانند و این رستگاری بزرگ است و کسی که از فرمان خداو پیامبرش سرپیچد و از حدود خود پا فراتر نهد خداوند او را در آتشی که همیشه در آن جاودانه است وارد ساخته و بهر او شکنجه‌ای خوار کننده فراهم سازد.»

احکام و دستورات آیین اسلام – برای این جهان و آن جهان بیهوده فرستاده نشده است؛ اساس این آیین آن است که این جهان خانه‌ی آزمایش و پیمودن و از میان رفتن است و آن جهان، خانه‌ی بقا و پایداری و در عین حال خانه‌ی جزا و به پاداش رسیدن است. انسان در این جهان نیز به کیفر و پاداش اعمالش می‌رسد. اگر نیکی کرده به سود خود کرده و اگر بدی کرده به زیان خویش کرده است.

این جهان زایل کننده‌ی کیفر و آن جهان نیست. مگر هنگامی‌که انسان دردمند و شرمنده شود و دست از کار زشت برداشته و به سوی خداوند بزرگ بازگردد به درگاهش توبه و انابه آورد. این ویژگی آیین اسلام که هم برای زندگی این جهان و هم برای زندگی آن جهان فرستاده شده است و دین و دنیا را درهم می‌آمیزد، آن را برتر از آیین‌های عرفی قرار داده است و این مهمترین چیزی است که مسلمانان را به پرستش و فرمان برداری از این آیین چه در آشکار و چه در نهان، چه در آسایش و چه در رنج بر می‌انگیزد؛ چراکه آنان نباید دستورات آیینشان به این که فرمانبرداری گونه‌ای پرستش است که آنان را به خداوند بزرگ نزدیک می‌کند پایبندند و آنها پاداش این فرمان برداری را دریافت می‌کنند. و کسانی که توان پرداخت دیه و فدیه را دارند دست به گناه نمی‌آلایند، چرا که از کیفر آن جهانی می‌هراسند و همه‌ی این‌ها گناه و بزه را کاهش داده و آرامش را برقرار می‌سازد و کار مردم سامان می‌یابد.

این موارد در آیین‌های عرفی یا وضعی وارونه است. این آیین‌ها توان این را ندارند تا مردم را به فرمان برداری از آنها وادارند. مردم نیز از آن‌ها پیروی نکرده مگر این که از روی ترس باشد. اما کسی که توان پرداخت تاوان را دارد از آسیب این قوانین در امان می‌ماند. پس دیگر چیزی به نام خوی نیک باقی نمی‌ماند؛ زیرا قانونی که مردم را از بدی باز دارد، وجود ندارد و گناه در شهرهایی که چنین آیینی در میان مردمانش مقرر شده است، گسترش می‌یابد و خوی و سرشت نیک به سستی می‌گراید و بزهکاری به ویژه در میان طبقات مرفه افزایش می‌یابد چراکه در میان آنان رفتارهای ناروا و نیز توان مقابله با قوانین و مقررات رواج بسیار دارد.

دستورات اسلام انفکاک ناپذیرند:

دستورات اسلام از یکدگیر قابل تفکیک نیست و دلیل آن تنها این نیست که گفتیم: انفکاک دستورات از یکدیگر منطبق با خواست اسلام نیست بلکه خود دستورات ما را از آن باز می‌دارد. که تعدادی از آن‌ها را باور داشته و به کار بندیم و تعدادی را نادیده گرفته و آن‌ها را رها سازیم. این دستورات ما را وادار می‌سازد آن‌ها را باور کنیم و به آن عمل نماییم.

در این آیه از قرآن آمده است:

«پس آیا بخشی از کتاب را باور کنند و بخشی را نپذیرند؟پس کسی از شما که چنین کند، کیفر او چیزی نیست مگر خواری و ذلت در زندگانی این جهان و سخت‌ترین شکنجه‌ها در روز رستاخیز.»

آیات فراوانی مبنی بر این که نبایستی برخی از دستورات اسلام را به کار بست و برخی را کنار گذاشت، در قرآن آمده است. در زیر تعدادی از این آیات را می‌آوریم:

«همانا کسانی که آن چه از رهنمودها و دلایل روشن برایشان فرستادیم پس از آن که آن‌ها را در کتاب خدا برای مردم آشکار نمودیم، کتمان کردند، نفرین کنندگان آنان را نفرین می‌کنند، مگر کسانی که بازگشتند و به نیکی پرداختند و پنهان کرده‌ها را آشکار نمودند. پس من هم از گناه آنان می‌گذرم و من در گذرنده‌ی مهربان هستم»

در مورد کتمان، بکار بستن و باور نداشتن برخی از دستورات و بکار بستن و باور داشتن برخی دیگر از آن‌ها، همچنین آمده است:

« همانا کسانی که بخشی از کتاب فرو فرستاده شده از طرف خداوند را پنهان می‌دارند و آن را به بهای ناچیز می‌فروشند، آتش در شکم‌ها و درونشان می‌انبازند و خداوند در روز رستاخیز با آنان سخن نمی‌گوید و آنان را پاک نمی‌سازد و بهر آنان غذایی دردناک است اینان با راهنمایی و آموزش نادرست برای خود رنج و گمراهی خریدند پس چه چیز آن‌ها را بر آتش جهنم شکیبا ساخت؟!»

«پس از مردم نترسید و از من پروا کنید و آیات مرا به بهای اندک نفروشید و کسانی که بنابر احکام و فرستاده خداوندی داوری نکنند همانا از کافران می‌باشند.»

و هم چنین:

«همانا کسانی که خدا و پیامبرانش را باور ندارند و می‌خواهند که میان خدا و پیامبرانش جدائی افکنند و می‌گویند که بخشی از دستورات را باور می‌کنیم و بخشی را نمی‌پذیریم و می‌خواهند در این میانه راهی برگزینند، هم اینان براستی کافر هستند و ما برای کافران عذابی خوار کننده آماده کرده‌ایم.»

و هم چنین:

«ما این کتاب را برتو به راستی و درستی فرو فرستادیم که برتر از کتب آسمانی پیشین است. پس در میان مردم طبق آن چه خداوند فرموده و فرستاده داوری کن و به جای عمل به آن چه از طرف خداوند بر تو نازل شده است، از پی خواهش‌های ایشان مرو، برای یکایک شما روش و کیشی نهادیم و اگر خداوند می‌خواست همه‌ی شما را امتی یگانه می‌ساخت ولی خواست در آن چه به شما ارزانی داشته است، شما را بیازماید. پس در عمل به نیکی‌ها از هم پیشی گیرید زیرا بازگشت همگی شما به سوی خداست تا شما را به آن چه در آن کشمکش داشتید، آگاه سازد. در میان مردم طبق آن چه خداوند فرستاده است، داوری کن و از خواهش‌های آنان پیروی نکن و از ایشان بپرهیز که مبادا تو را فریب دهند تا از دستورهای خداوند سرباز زنی . پس اگر روی گردان شدند، بدان که خدا می‌خواهد تا آنان را به کیفر برخی از گناهانشان برساند و بسیاری از مردم نافرمانند. آیا باز تقاضای تجدید حکم زمان جاهلیت را دارند در نزد خداپرستان چه کسی برتر از خداوند داوری می‌کند و فرمان می‌راند؟»

آئین اسلام آیینی خدایی و جهانی است:

ویژگی این آیین آن است که جهان گستر است. خداوند بزرگ آن را بر پیامبرش محمد که درود و ستایش خدا بر او و خاندانش باد، فرو فرستاد تا پیامبر آن را به همه‌ی مردم چه تازی و چه پارسی، چه اهل خاور و چه باختر، با هر کیش و کنش و منش و پیشینه‌ای که دارند، برساند. پس این کیش، آیین هر خانواده، هر قبیله، هر گروه و هر دولتی بلکه آیین جهان شمولی می‌باشد که دانشمندان و اندیشمندان در زمینه احکام و قوانین آن می‌توانند تصور آن را بنمایند اما توانایی کشف آنرا ندارند.

این سخن خداوند را بخوان که می‌گوید:

«بگو ای مردم همانا من فرستاده‌ی خدا به سوی همه‌ی شما هستم.»

و هم چنین:

« او کسی است که پیامبرش را با نشانه‌های آشکار و آئین درست فرستاد تا آن را بر هر آئینی چیره سازد.»

آیین اسلام آیینی بسنده و پاینده است:

به درستی که این آیین از نزد خداوند بزرگ، آیینی در بردارنده‌ی همه چیز و کامل، فرستاده شده است ؛ در زمان کوتاهی میان بعثت و وفات پیامبر(ص) یا بعثت و روزی که این آیه نازل شد:

«امروز دین شما را برای شما کامل گردانیدم و نعم خود را بر شما تمام کردم و دین اسلام را برای شما برگزیدم.»

این آیه به صورت رسا و گویا، کامل و دائمی بودن آیین اسلام را بیان می‌دارد. آیاتی در قرآن هست که در آنها به این که پیامبر اسلام(ص) آخرین پیامبر خدا است اشاره شده است مانند:

«هرگز محمد(ص) پدر هیچ یک از مردان شما نیست ولی فرستاده‌ی خدا و آخرین پیامبر است.»

مسلمانی که به دستورات آیینش برگردد و به آن‌ها بپردازد، در می‌یابد که این دستورات همه چیز را شامل می‌شود و کاستی ندارد. در برگیرنده‌ی تمام مسائل مربوط به زندگی انسان چه به صورت انفرادی، چه گروهی و چه کشوری می‌باشد. سامان دهنده‌ی داد و ستدها، امور دیگر و هر آن چه در پیوند با تک تک انسان‌ها مطرح است می‌باشد و هم چنین در برگیرنده‌ی مسائل مربوط به گردش کارهای سازمانی و کشوری و هر چه مربوط به پیوند گروه‌ها و کشورها با یکدیگر، دوستی و دشمنی‌ها، آشوب و آشتی‌ها است می‌باشد.

آیین اسلام برای زمان یا مکان مشخصی نیامده است بلکه آیین تمام زمان‌ها و مکان‌هاست تا زمانی که زمین و آن چه بر روی آن است به خداوند بزرگ واگذاشته شود. دستورات و گفتارهای این آیین به گونه‌ای پی ریزی شده است که گذشت روزگار بر آنان چیره نمی‌گردد و هیچ تازه‌ای آن را کهنه نمی‌سازد و دستورات همگانی و تفکرات ریشه دار آن دگرگون نمی‌گردد. گفتارهایش از آن گونه انعطاف و انطباق پذیری برخوردار است که جهان شمول است و برای هر امر تازه‌ای دستوری ارائه می‌دهد، هرچند دور از انتظار است و به تصور در نمی‌آید. از این رو گفتارهای این آیین دگرگون نمی‌گردد یا تغییر و تبدیل نمی‌پذیرد. آن چنان که قوانین بشری دستخوش دگرگونی و تغییر می‌گردد.

نویسنده: عبدالقادر عوده

مترجم :محمود عباسی