نامگذاری, جلوه ای از ارادت ایرانیان به امام رضا ع

ایرانیان که ملتی دارای سابقه تمدن کهن و درخشان هستند, همواره به انتخاب نام های برازنده و نیکو توجه داشته و می کوشیده اند تا نام هایی را که بر می گزینند دارای مفاهیم والا و آرمانگرایانه باشد به عنوان مثال می توان از نام های باستانی “بهمن” به معنای نیک اندیش, “اسفندیار” به معنای مقدس, “اردوان” به معنای پاسدار راستی و درستی و اشاره کرد

آدمی از دیرباز به لزوم نامگذاری واقف بوده و در این امر توجه ویژه‌ای مبذول داشته است. درخصوص اهمیت نامگذاری همین بس که هنوز نیز کاشفان، پژوهشگران و مخترعان در نخستین مرحله از تحقیقات خویش برای موضوع مورد مطالعه نامی را انتخاب می‌کنند، که به اتکای آن به سهولت، امکان تشریح و یا مراجعه به آن میسر گردد. زیرا “نام” نخستین گام در شناسایی به شمار می‌آید و امکان تشخیص و تمییز و مقایسه را پدید می‌آورد. علامه علی‌اکبر دهخدا در کتاب ارجمند لغتنامه در تعریف نام آورده است: “لفظی که بدان کسی را یا چیزی را بخوانند” و در معانی و تعبیرات آن چنین شرح داده است: شهرت، آوازه، اشتهار، معروفیت.

● نامگذاری از نگاه ایرانیان

ایرانیان که ملتی دارای سابقه تمدن کهن و درخشان هستند، همواره به انتخاب نام‌های برازنده و نیکو توجه داشته و می‌کوشیده‌اند تا نام‌هایی را که بر می‌گزینند دارای مفاهیم والا و آرمانگرایانه باشد. به عنوان مثال می‌توان از نام‌های باستانی “بهمن” به معنای نیک‌اندیش، “اسفندیار” به معنای مقدس، “اردوان” به معنای پاسدار راستی و درستی و ... اشاره کرد. پروفسور آرتور کریستن سن در تحقیقاتی که درباره دوره ساسانیان داشته است، به این نکته توجه نموده که ایرانیان برای نامگذاری کودکان خویش اهمیت فراوانی قائل بوده و برای این امر مراسم ویژه‌ای را بر پا می‌کرده‌اند که این مراسم با شکرگزاری به درگاه پروردگار، صدقه دادن و قربانی کردن همراه بوده و سپس نام کودک را که معمولا با اعتقادات دینی آن دوره متناسب بوده، انتخاب می‌کردند. در این دوره انتخاب نام کسانی که به خدا ایمان نداشته‌اند و یا بیگانگان، گناه شمرده می‌شد و هیچ‌کس مجاز به استفاده از چنین نام‌هایی نبوده است.

خواجه‌ نصیرالدین طوسی در کتاب شریف “اخلاق ناصری” درباره نامگذاری چنین نوشته است: “چون فرزند در وجود آید، ابتدا به تسمیه او باید کرد به نامی نیکو، چه اگر نامی ناموافق بر او نهند مدت عمر از آن ناخوشدل باشد.”

در کتاب‌ها و آثار اندیشوران و سخن‌سرایان نامدار ادب پارسی در خصوص نام و اهمیت آن، بسیار سخن رفته است. چنان که از مجموع گفته‌ها می‌توان به این استنباط رسید که نامی که بر آدمی نهاده می‌شود می‌بایست نیک و با معنی باشد. زیرا نام، مقدس است و هرکس در قبال نامی که به او سپرده می‌شود موظف و مسئول است و می‌بایست چنان زندگی کند که نام خویش را آلوده نکند. به قول شیخ اجل مصلح‌الدین سعدی شیرازی:

نام نیکو گر بماند ز آدمی

به کز او ماند سرای زرنگار

● نامگذاری در آئین اسلام

پیش از ظهور دین مبین اسلام، اعراب جاهلیت مبنای نامگذاری فرزندان خود را عقاید خرافی و یا باورهایی ستیزه‌جویانه قرار داده بودند و در انتخاب نام بسیار عجول و خودسر بودند. تا بدان پایه که برخی از نام‌های اعراب جاهلیت به راستی شگفت‌آور و تاسف‌انگیز است و مصداق کاملی است برای شناخت افکار و روحیات مردمان آن عصر سیاه. این اسامی به قدری حیرت‌آور است که ثعالبی در کتاب “فقه‌اللغه” خویش،‌ فصل ویژه‌ای را به نامگذاری‌های زشت اعراب اختصاص داده است. نام‌هایی همانند حجر (سنگ)، ذئب (گرگ)، کلیب (توله سگ)، هیثم (بچه کرکس)، عنتر (خرمگس) و ...

دین اسلام نه تنها به مبارزه با افکار وعقاید خرافی، بلکه به مقابله با اسامی زشت و نامبارک برخاست و ضمن نهی نامگذاری‌های خشن و نامناسب، جامعه را به انتخاب نام‌های نیکو و عنوان‌های ناپسنده فرا خواند.

از دیدگاه اسلام، نام فقط لفظی برای شناسایی اشخاص به شمار نمی‌رود، بلکه در پس این نام می‌بایست جهانی از زیبایی و معرفت نهفته باشد و بر فرد و جامعه اثری مثبت باقی گذارد.

نام زشت، گذشته از آنکه صاحب آن را در تنگنای شدید روحی و روانی قرار می‌دهد، مروج فرهنگی است که در پس آن خفته است. در حالی که نام نیکو ارثیه گرانبهایی است که زوال نمی‌یابد و حتی پس از مرگ صاحبش نیز به حیات خود ادامه می‌دهد.

نامگذار نیز از طریق نامی که بر می‌گزیند در خاطره و حافظه دیگران و بخصوص نزدیکان حضور خویش را ثبت و استوار می‌سازد و به نسبت نامی که برگزیده است، در آینده مورد ستایش و یا سرزنش قرار خواهد گرفت.

اهمیت نام هرکس بسیار فراتر از تصور ساده‌ای است که از نامگذاری وجود دارد. به همین اعتباراز رهگذر نام هرکس می‌توان شخصیت و سطح فرهنگی خانواده‌ای را که از آن برخاسته است، حدس زد.

در قرآن کریم در چندین آیه، به اهمیت نام و انتخاب نام‌های پسندیده و نیز بر مقام و منزلت بعضی از اسماء اشاره شده است و انسان‌ها به تدبر و برگزیدن بهترین نام‌ها دعوت شده‌اند؛

“ولله الا سماء الحسنی فادعوه بها” (سوره اعراف، آیه ۱۷۹)

یعنی: پروردگار دارای نام‌های نیکو و زیباست. او را بدان نام‌ها بخوانید.

“الله لا اله الا هو له الاسماء الحسنی” (سوره طه، آیه ۷)

یعنی: خدایی جز او نیست و او دارای نام‌های نیکوست.

“هو الله الخالق‌الباری المصور له الا سماء الحسنی” (سوره حشر، آیه ۲۴)

یعنی: او خدای آفریننده پدیده آورنده نگارگراست که دارای نام‌های نیکو و زیباست.

“قل ادعوا الله او ادعو الرحمن ایا ما تدعوا فله الاسماء الحسنی” (سوره بنی‌اسرائیل، آیه ۱۰۹)

یعنی: بگو خدا را به نام الله بخوانید یا به نام رحمان هرکدام را که بخوانید او دارای نام‌های نیکوست.

برای خداوند متعال ۹۹ اسم وجود دارد که او خود را بدان اسم‌ها نامیده و در آیات و احادیث بر آنها تاکید شده است. این نام‌‌ها دلالت بر کمال ذات الهی و بر صفات بلند و منزه حضرت حق دارد. همچنین در قرآن کریم به نام ۲۴ نفر از پیامبران(ع) اشاره شده است.

علاقه محمدباقر مجلسی در کتاب “حلیه‌المتقین” با ذکر احادیث و روایاتی از پیامبر عالی قدر اسلام(ص) از قول آن حضرت نقل کرده است که ایشان نام گذاشتن فرزندان را به برخی از اسامی که شرک‌آلود و یا غیراخلاقی می‌بود، نهی فرموده و نسبت به بازگشت به روحیات جاهلیت هشدار می‌داده‌‌اند. از این رو بسیاری از مسلمانان به محض تولد فرزندانشان به آن حضرت مراجعه و از ایشان تقاضا می‌کردند تا نام مناسبی برای فرزندان آنها انتخاب فرماید.

در کتاب ارزنده “نهج‌الفصاحه” در چند حدیث رسول گرامی اسلام(ص) حق فرزند را بر پدر در آن ذکر فرموده است که نخست او را نام نیکو و زیبایی نهد.

همچنین در اهمیت جایگاه نام و نقش غیرقابل انکار آن در حدیثی از آن حضرت آمده است:

“اذا ابردتم الی بریدا فابعثوه حسن الوجه حسن الاسم”

یعنی: هرگاه قاصدی نزد من می‌فرستید، نیک صورت و نیک اسم بفرستید.

از امام علی‌بن ابیطالب(ع) در اهمیت نامگذاری، در کتاب شریف “نهج‌البلاغه” آمده است:

“حق الولد علی‌الوالد ان یحسن اسمه و یحسن ادبه و یعلمه القرآن”

یعنی: حق فرزند بر پدر آن است که نام نیکو و زیبا بر او نهد و او را با ادب و آراسته بار آورد و به او قرآن بیاموزد.

در حدیث دیگری آن حضرت بر لزوم نامگذاری حتی پیش از تولد اشاره فرموده‌اند. چنان که رسول خدا(ص) “محسن” فرزند حضرت فاطمه زهرا(س) را در شکم مادر نامگذاری کرد و فرمود که همه اشخاص در روز قیامت با نام خود و پدرانشان فرا خوانده‌ می‌شوند. پس نام‌هایتان را پسندیده و زیبا برگزینند.

از پیشوایان عالی قدر مکتب تشیع احادیث و روایات متعدد و متواتری در خصوص اهمیت نام نیکو و نیز تاکید بر استفاده از نام‌های پاک و منزه، همچون نام‌های خداوند تبارک و تعالی، پیامبران، امامان، صدیقین و صالحین، به یادگار رسیده است که در این مجال به چند فراز از این احادیث و روایات تبرک می‌جوییم؛

از امام محمد باقر(ع) نقل شده است که راست‌ترین نام‌ها نامی است که دلالت بر بندگی خدا کند و بهترین نام‌ها نام پیامبران(ع) است.

از حضرت امام جعفر صادق(ع) احادیث و روایاتی درخصوص انتخاب نام‌های ارجمند نقل شده است که در اکثر این روایات نسبت به نامگذاری فرزند به نام مبارک “محمد” تاکید شده است.

از حضرت امام موسی کاظم(ع) نقل شده است؛ اول نیکی پدر به فرزند آن است که او را نام نیکویی ببخشد. “همچنین از آن حضرت روایت شده است که فقر و بینوایی داخل خانه‌ای نمی‌شود که در آن خانه نام “محمد”، “احمد”، “علی”، “حسن”، “حسین”، “جعفر”، “طالب”، “عبدالله” یا “فاطمه” بوده باشد.

سیره خاندان پاک وحی و نیز اهمیتی که برای نامگذاری قائل بوده‌اند بی‌گمان آئینه و الگویی راستین برای اهل معرفت است. چنان که این نکته به تحقق در آثار فضلا و خردمندان این مرز و بوم دیده می‌شود. ابوالفضل بیهقی در کتاب ارجمند “تاریخ بیهقی” آورده است: “بر پدران بیش از آن نباشد که فرزندان خویش را نام‌های نیکو و بسزا ارزانی دارند ...” و نیز امیر کیکاووس بن اسکندر در کتاب “قابوس‌نامه” به فرزندش گیلانشاه چنین اندرز داده است: “اگر خدای تو را پسری دهد، اول نام خوش بر وی نه که از جمله حق‌های پدران یکی این است.”

● نامگذاری از نگاه امام رضا(ع)

حضرت امام رضا(ع) همچون رسول اکرم(ص) و ائمه طاهرین علیهم‌السلام نسبت به انتخاب نام نیک و برازنده به پیروان خویش سفارش‌های ارزنده‌ای داشته‌اند. از مجموع احادیث و روایاتی که در زمینه مسائل تربیتی درباره آن حضرت به ما رسیده است می‌توان به عظمت و اهمیت این موضوع در آئین اسلام و مکتب تشیع و جامعیت آن یقین حاصل نمود.

در فقه‌الرضا آمده است: “اگر پیش از ولادت‌ نام کودک را تعیین نکرد‌ه‌اید، روز هفتم نام او را انتخاب کنید.”

امام هشتم شیعیان برای فر زند ارجمند خویش امام جواد نام زیبای “محمد” را برگزید و دیگران را به انتخاب این نام چنین سفارش فرمودند که؛ “خانه‌ای که در آن نام محمد باشد، روز و شبشان را با خیر و نیکی به پایان می‌رسانند.”

برخلاف ابن شهر آشوب، شیخ مفید و شیخ طبرسی که جز حضرت امام محمد تقی فرزندی را برای امام رضا(ع) ذکر نکرده‌اند، در برخی منابع همچون “سیدالائمه” برای آن حضرت ۵ فرزند پسر و یک دختر ذکر شده و یا سبط بن جوزی در “تذکره‌الخواص” برای آن حضرت ۴ فرزند ذکر نموده است که در برخی منابع مانند “منتخب‌التواریخ” اسامی فرزندان آن حضرت را محمد، قانع، حسن، جعفر، ابراهیم و حسین ذکر شده است. مرحوم شیخ عباس قمی نیز در “فوائد الرضویه” از دختر حضرت امام رضا(ع) با نام “فاطمه” یاد کرده است.

● اسامی و القاب امام رضا(ع)

امام موسی بن جعفر(ع) فرزند دلبند خویش را همنام جد بزرگوارش امیرالمومنین(ع) و جد دیگرش امام سجاد(ع)، “علی” نام نهاد. امام کاظم(ع) گاهی اوقات او را “ابوالحسن” خطاب نموده و می‌فرمود: “هرگاه فرزندم را صدا می‌کنید او را ابوالحسن بخوانید.” از این رو در بسیاری از روایات اگر ناقل سخن حضرت امام رضا(ع) باشد، ایشان را ابوالحسن‌الثانی می‌خوانند زیرا ایشان در کنیه نیز با جد بزرگوار خویش مولای متقیان(ع) اشتراک دارند.در طی حیات پربرکت امام رضا(ع) القاب متعدد و متنوعی به آن حضرت اختصاص یافت که هرکدام بنا بر مناسبتی و براساس ضوابط و شرایطی تحقق یافت. این القاب هریک نشانگر جلوه‌ای از فضایل و کرامات بی‌شمار آن حضرت است و گواه دیگری بر عظمت بی‌انتهای شخصیت الهی ایشان. برخی از القاب کریمه آن حضرت عبارتند از: صابر، رضی، وفی، صادق، فاضل، صدیق، ضامن آهو، قره‌العین المومنین، غیظ الملحدین، هادی، مرشد، سراج‌الله، عالم، نورالهدی، راضی، زکی و ... که در کتابهایی همچون “منتهی‌الامال” “بحارالانوار”، “علل الشرایع” و زیارتنامه آن حضرت با دقت‌نظر می‌توان علاوه بر این القاب، به موارد دیگری نیز دست یافت.

● “رضا” معروف‌ترین لقب امام هشتم

بی‌گمان “رضا” معروف‌ترین لقب حضرت ثامن‌الحجج(ع) است، چنان که به محض شنیدن آن، در ذهن هر شنونده‌ای وجود مقدس حضرت امام رضا(ع) نقش می‌بندد. این لقب در طول تاریخ بیش از سایر القاب آن حضرت مورد استفاده دوستان وحتی دشمنان ایشان قرار گرفته است. بویژه در دستگاه خلافت مامون با انگیزه بهره‌گیری‌های سیاسی، آن حضرت را بیشتر با عنوان رضا معرفی می‌کردند. چنان که حتی طبری در کتاب خود لقب رضا را ابداع مامون خلیفه عباسی و نشات گرفته از دوران ولایتعهدی امام رضا می‌داند و می‌نویسد که “مامون آن حضرت را رضای آل محمد(ص) خواند!” در حالی که به حکم اسناد شیعی، چنان که در کتاب مناقب ابن شهرآشوب از امام محمد تقی(ع) نقل شده است این موضوع افترایی بیش نیست.

در “جلاءالعیون” نیز از امام جواد درباره این نکته که لقب رضا را آیا مامون به ایشان داده است، پرسش شده و امام پاسخ فرموده‌اند: “سوگند به خدا که آنها دروغ می‌گویند او رضاست زیرا مورد پسند خدا و پیامبر اوست و دوست و دشمن از او خشنود بودند.”

همچنین درباره لقب رضا در منابع دیگری نیز از امام نهم(ع) نقل شده است که علت این نکته را در این دانسته‌اند که مخالفان و موافقان به او خط و رسم او رضا داده‌اند و یا چنین موقعیتی از نظر رضای دوست و دشمن برای احدی از امامان پیشین نبوده است.

در “جناب الخلود” روایتی ذکر شده که حکایت از آن دارد. این لقب مربوط به قبل از دوران ولایتعهدی امام رضا (ع) است و امام موسی بن جعفر(ع) فرزند خویش را به این لقب خطاب می‌فرموده‌ و می‌کوشیدند تا این تفکر را شایع کنند که او راضی به رضای خدا و مرضی خدا و رسول بود.

● نامگذاری، جلوه‌ای از ارادت ایرانیان به امام رضا

حدیث عشق و ارادت ایرانیان به خاندان پاک وحی(ع)،‌ حدیثی شگفت و غیرقابل توصیف ا ست.

روایت شورانگیز گرویدن سلمان فارسی به اسلام و ارادت آسمانی او به عترت پاک و مکرم رسول اکرم(ص) تا بدان پایه است که پیامبر عظیم‌الشان، مسلمان را در شمار اهل‌بیت ارجمند خویش معرفی فرموده‌اند و مقام ایشان نیز همواره مورد تکریم عترت گرامی رسول خدا(ص) قرار داشته است.

به گواه تاریخ، ایرانیان با حمایت از علویان همواره به دفاع از اهل‌بیت(ع) برخاسته و در این راه حتی از بذل جان خویش کوتاهی نکرده‌اند. تا بدانجا که این سرزمین بزرگترین پایگاه تشیع در طول چهارده قرن پس از ظهور اسلام بوده است.

عشق و ارادت مردم این دیار به اهل‌بیت عصمت و طهارت از جلوه‌های متعدد و گوناگونی برخوردار بوده است، که در هر جلوه‌ای، جهانی زیبایی و معنا نهفته است و حکایت از احترام و اشتیاقی روزافزون و پایان‌ناپذیر دارد.

بی‌تردید یکی از جلوه‌های عشق و ارادت آسمانی ایرانیان به ساحت مقدس عترت رسول گرامی اسلام، استقبال از نام‌های مبارک این خاندان عظیم‌الشان است. نام‌هایی با معانی و مفاهیم ملکوتی و نیکو که هریک یادآور یکی از پیشوایان معصوم است و سرشار از هزاران فراز فضیلت و کرامت.

از آنجا که نامگذاری فرزندان یکی از مهمترین مراحل زندگانی هر انسانی است و نشانگر علایق و نگرش اوست می‌توان از این نکته به استنتاج‌های فراوانی درباره خصوصیات یک جامعه دست یافت و نکات قابل تاملی را از آن استخراج نمود.

براساس یک پژوهش بین‌المللی نام مبارک “محمد” پرطرفدارترین نام در سطح جهان است و هیچ نامی تا این اندازه مورد استقبال جهانیان قرار نگرفته است. در کشور ایران نیز نام مبارک “محمد” در رتبه اول قرار گرفته است و طبق آمار، نام‌های مبارک “علی” و “حسین” در رتبه‌های دوم و سوم و پس از آن نام رضا با احتساب اسامی دو اسمی، در مرتبه چهارم قرار دارد و درصد فراوان قابل ملاحظه‌ای را به خود اختصاص داده است.

شماری از نام‌های دو اسمی عبارتند از: احمدرضا، محمدرضا، علیرضا، حامدرضا، حسن‌رضا، حسین‌رضا، غلامرضا، عبدالرضا، امیدرضا، حمیدرضا، امیررضا، امین‌رضا، رضابخش، رضاعلی، رضاقلی، رضامحمد، سعیدرضا، سقارضا، شاه‌رضا، فرهادرضا، مجیدرضا، مسعودرضا، موسی‌رضا، مهدی‌‌رضا، میررضا، وحیدرضا، یوسف‌رضا و ... علاوه بر این نام‌ها که در اسناد سازمان ثبت احوال و نیز کتابها‌ی نامنامه ثبت است بسیاری از ایرانیان نام خانوادگی خویش را به سبب ارادت به حضرت امام‌رضا(ع) به گونه‌ای برگزید‌ه‌اند که یادآور آن حضرت است.

شماری از نام‌های خانوادگی در این زمینه عبارتند از: رضایی، رضازاده، پوررضا، رضائیان، رضانیا، رضاجو، رضاطلب، رضاپور، رضاخواه، رضادوست، مشهدی‌یار، عبدالرضایی، غلامرضایی، رضوی و ...

برخی از ایرانیان نیز با برگزیدن نام های اصحاب آن حضرت همچون خواجه ربیع، مراد و اباصلت ارادت خویش را آشکار نموده‌اند. برخی دیگر نیز با انتخاب القاب پدر و فرزند آن حضرت در این مسیر گام نهاده‌‌اند.

ابراز علاقه و ارادت به ساحت مقدس حضرت امام رضا(ع) تنها در نامگذاری مردان خلاصه نمی‌شود. به استناد آمار موجود بخش قابل توجهی از نام‌های بانوان ایرانی به نام‌های مبارک مادر، خواهر و همسر حضرت امام‌رضا(ع) اختصاص یافته است. نام‌هایی همانند: تکتم، نجمه (مادر امام رضا(ع))، حکیمه معصومه، بی‌بی‌معصومه، معصومه خاتون (لقب خواهر آن حضرت)، خیزران (لقب همسر امام) و ...

برخی از ایرانیان نیز از آنجا که یکی از القاب آن حضرت “ضامن آهو” می‌باشد فرزند دختر خویش را “آهو” نامگذاری می‌کنند که در این خصوص هموطنان آذری زبان از نام “مارال” به همین معنی بهره‌برده‌اند.

یقینا گستره نام‌ها سرشار از گفتنی‌های ناگفته و اسرار و نکات قابل توجه فراوانی است که تاکنون مورد مطالعه و تجزیه و تحلیل قرار نگرفته است. چه بسا در پس ماجرای انتخاب این نام‌ها کرامات و ماجراهای شیرینی نهفته باشد که گردآوری و تنظیم آن می‌تواند کتابی جالب و جذاب باشد و در قلمرو مسائل مذهبی و اجتماعی نقش ارزنده‌ای ایفا نماید.

این موضوع حتی می‌تواند طرحی برای تولید برنامه‌های دیداری، شنیداری پرمخاطبی باشد تا مسائل تربیتی و دینی را به شکل نوینی به میان خانواده‌ها ببرد و آفاق تازه‌ای را در برابر دیدگان آنها بگشاید.

کامران شرفشاهی

اهم منابع:

- قرآن کریم

- فرهنگ جامع اسماء، تالیف: شفیق الارناووط، ترجمه و تحقیق: غنی میاحی، تهران: نشر آمه، چاپ اول ۱۳۷۶

- فرهنگ نام، تالیف: حسین نوربخش، تهران: انتشارات غزالی، چاپ هشتم ۱۳۷۹

- برگزیده نام‌های اسلامی و ایرانی، تالیف: اسماعیل شاهرودی، تهران: نشر فخررازی، چاپ دوم ۱۳۷۰

- پژوهشی در نام‌های ایرانیان معاصر، تالیف: دکتر عبدالکریم بهنیا، اهواز: مولف، چاپ اول ۱۳۶۰

- نامنامه، تالیف: دکتر حسین آذران (نخعی)، تهران: طهوری، چاپ هفتم ۱۳۶۷

- اخلاق ناصری، خواجه نصیرالدین طوسی، تصیح: مجتبی مینوی و علیرضا حیدری، تهران: انتشارات خوارزمی، چاپ اول ۱۳۵۶

- تاریخ بیهقی، خواجه ابوالفضل محمد بن حسین بیهقی دبیر، به اهتمام: دکتر خلیل خطیب رهبر، تهران، انتشارات مهتاب، چاپ چهارم ۱۳۷۴

- ایران در زمان ساسانیان، پروفسور آتور کریستن سن، ترجمه: رشید یاسمی، تهران: انتشارات دنیای کتاب، چاپ هفتم، ۱۳۷۰

- نهج‌الفصاحه، مترجم: ابوالقاسم پاینده، تهران: انتشارات جاویدان، چاپ بیست و یکم ۱۳۶۷

- اصول کافی، ثقه‌الاسلام کلینی، ترجمه: محمدباقر کمره‌ای، تهران: نشر اسوه، چاپ اول ۱۳۷۰

- حلیه‌المتقین، علامه محمدباقر مجلسی، تهران: انتشارات باقرالعلوم، چاپ اول ۱۳۶۴

- منتهی‌الآمال، تالیف: شیخ عباس قمی، تهران: نشر حسینی، چاپ دوم ۱۳۷۴

- در مکتب عالم آل محمد، دکتر علی قائمی، تهران: انتشارات امیری، چاپ اول ۱۳۷۸