سنجش ​اعمال ​در ​پایان​ رمضان

کودکان موجودات کنجکاوی هستند که درباره چرایی تعالیم دین سوالات بسیاری می پرسند از این رو در مواقع بسیار پیش از آن که کودکان اصول و فروع دین را فرا گیرند, اعتقاد به رستاخیز بدانها تعلیم داده می شود

کودکان موجودات کنجکاوی هستند که درباره چرایی تعالیم دین سوالات بسیاری می‌پرسند. از این رو در مواقع بسیار پیش از آن که کودکان اصول و فروع دین را فرا گیرند، اعتقاد به رستاخیز بدانها تعلیم داده می‌شود.

آنها باید فرا گیرند که زندگی پیش روی آنها در حال گذر است و نه آنها بلکه هیچ چیز به یک حالت باقی نمی ماند. آنها درباره مرگ، زنده شدن و زندگی جاوید تصورات مبهمی دارند​ و با خود می اندیشند که چگونه امکان دارد آدمی پس از مرگ به حیاتی دوباره دست یابد و چگونه اجزاء پراکنده یا به خاک تبدیل شده او صورت جسمانی می گیرند. این مسائل فقط ذهن جستجوگر کودکان را به خود مشغول نمی کند و انسان های بالغ و اهل تفکر نیز در این باره می اندیشند و به دنبال پاسخی برای این مساله غامض هستند. به منظور راهنمایی این افراد می توان آنها را به قرآن ارجاع داد.

قرآن در مقام کتابی جامع حلال تمام این مسائل است. در زمان پیامبر نیز از ایشان چنین سوالاتی می شد؛ مثال داستان آن اعرابی که استخوان پوسیده ای را پیش پیامبر آورد و گفت چگونه خداوند این استخوان را زنده می کند.

«او از آن روی که آفرینش خود را فراموش کرده بود، استخوان های پوسیده را برای ما مَثَل آورد، تا ناممکن بودن رستاخیز را به اثبات رساند. گفت: چه کسی این استخوان ها را در حالی که پوسیده اند، حیاتی دوباره خواهد بخشید؟!» (۴یس / ۴۷۸) و خداوند به پیامبر فرمود : «ای پیامبر، در پاسخ او بگو: همان توانمندی که نخستین بار آن استخوان ها را پدید آورد، آنها را زنده می کند.

او به هر آفریده ای بسی داناست. ویژگی های همه خلایق را چه پیش از مرگشان و چه پس از مرگشان می داند، پس زنده کردن مردگان برای او سهل است.» (۴یس / ۴۷۹)

خداوند با بیان این آیات صراحتاً اعلام می دارد که آفرینش مجدد برای او امری بسیار آسان است و برای خلق دوباره فقط می گوید کن و آن موجود صورت جسمانی فیکون بخود می گیرد. «این گونه، خدا آنچه را بخواهد خلق می کند؛ وقتی به وجود چیزی حکم کند فقط به آن می گوید: باش پس به وجود می آید.» (آل عمران / ۴۷)

قرآن داستان های بسیاری درباره چگونگی خلق مجدد آورده است. این امر نشان می دهد که مساله خلق مجدد در همه ادوار ذهن آدمی را به خود مشغول می کرده است.

خداوند در قرآن از یکی از بندگان مومن خود نام می برد که او نیز با خود می اندیشد که چگونه ممکن است انسانی که مرده و به خاک تبدیل شده دوباره زنده شود.

این داستان به عزیر نسبت داده شده است. او پیامبری بود که در زمانی بین سلیمان نبی و زکریا زندگی می کرد. «یا مانند آن کس که بر شهری گذشت که [دیوارهای آن] بر سقف هایش فرو ریخته بود؛ گفت: چگونه خدا [مردم ] اینجا را بعد از مرگشان زنده می کند؟! پس خدا او را صد سال میراند، سپس وی را برانگیخت. گفت: چقدر مانده ای؟ گفت: یک روز یا بخشی از یک روز مانده ام. گفت: [نه] بلکه صد سال مانده ای. اینک به خوردنی و آشامیدنی خود نظر کن که فاسد نشده اند​ و به الاغت نظر کن [که متلاشی شده است]، ما به منظور این که تو را نشانه ای برای مردم قرار دهیم [زنده ات کردیم، ]و به این استخوان ها نظر کن که چگونه بلندشان می کنیم سپس به آنها گوشت می پوشانیم؟ پس هنگامی که [حقایق ] برای او آشکار شد، گفت: «می دانم که خدا بر هر چیزی تواناست.» (بقره / ۲۵۹) طبری در کتاب خود این آیه را به ارمیا نبی نسبت می دهد. ارمیا یکی از پیامبران بنی اسرائیل بود که هنگام ویران شدن بیت المقدس و کشته شدن مردم توسط آشوریان بیرون از شهر بود.

این امر باعث شد که او زنده بماند. هنگامی که به شهر بازگشت، با ویرانی شهر روبه رو شد و با خود اندیشید که چگونه خداوند مردمان را دوباره زنده می گرداند.

خداوند نیز امر کرد تا او و دراز گوشش بمیرند و پس از صد سال دوباره او را زنده گردانید. ارمیا تصور می کرد یک روز یا نصف روز در خواب بوده ،اما خداوند به او وحی کرد که صد سال در خواب بوده است و در حال و در جلوی چشمان او حیوانش را زنده کرد. (طبری، ۱۳۶۱، ۴۷۰ ـ ۴۶۹)

ابراهیم(ع) نیز از خداوند خواست تا شاهد معاد باشد. خواست او به دلیل ناباوری به رستاخیز نبود، بلکه او صرفا بر آن بود تا بر ایمان خود بیفزاید.

خداوند نیز خواسته او را اجابت کرد. «و [یاد کن] وقتی را که ابراهیم گفت: پروردگارا! به من بنمای که چگونه مردگان را زنده می کنی؟ گفت: آیا [شک داری و] ایمان نیاورده ای؟ گفت: چرا، ولی برای این که قلبم مطمئن شود [این را خواستم] گفت: پس چهار پرنده به سوی خود برگیر و [بعد از ذبح] ریزریزشان کن [و به هم درآمیز] سپس از این مجموعه بر هر کوهی بخشی بگذار، آنگاه آنها را بخوان، شتابان نزد تو خواهند آمد​ و بدان که خدا عزّتمند و حکیم است.» (۴البقرة / ۴۲۶۰)

در قرآن آیات زیادی وجود دارد که به معاد اشاره دارد. ایمان به روز آخرت از اصول دین محسوب می شود و هر مسلمانی باید بدان ایمان داشته باشد. مرگ در کمین هر انسانی است و تنها خداوند است که می داند مرگ در کجا و در چه زمانی آدمی را غافلگیر می کند. پس در این میان وظیفه هر انسانی است تا مراقب هر لحظه خود باشد و خداوند را همیشه حاضر و ناظر اعمال خود بداند.

او باید همانند آن عارف بزرگ، حارث محاسبی، باشد که همواره تمام​ کارهای خود را زیر نظر داشت. او تا آن حد مراقب اعمال خود بود که به کنیه محاسبی شهرت یافت. سنجش اعمال امری نیست که آدمی آن را به زمان خاصی محدود کند. هر زمان ممکن است مرگ سراغ انسان بیاید و در پس مرگ آخرتی هست. اما بهتر است در این روزهای پایانی ماه مبارک بر آن باشیم تا اعمال خود را در ترازوی اخلاص قرار دهیم و شاهد سربلندی خویش در قیامت باشیم.

منبع:

تاریخ طبری، محمد بن جریر طبری، ترجمه ابوالقاسم پاینده، جلد اول، انتشارات اساطیر ۱۳۶۱

هما شهرام بخت