عاشورا از منظر امام خمینی ره

ماه محرم اولین ماه در تقویم هجری قمری است که در حقیقت شروع سال نو برای اعراب و مسلمانان به حساب می آید, اما واقعه ای که ۶۱سال پس از هجرت پیامبر اکرم ص و تنها پس از ۵۰سال از فوت ایشان در حالی که هنوز برخی از صحابه زنده بودند رخ داد, این ماه را برای همیشه نزد مسلمانان جهان جاودانه ساخت

ماه محرم اولین ماه در تقویم هجری قمری است که در حقیقت شروع سال نو برای اعراب و مسلمانان به حساب می آید، اما واقعه ای که ۶۱سال پس از هجرت پیامبر اکرم(ص) و تنها پس از ۵۰سال از فوت ایشان در حالی که هنوز برخی از صحابه زنده بودند رخ داد، این ماه را برای همیشه نزد مسلمانان جهان جاودانه ساخت. واقعه کربلا گرچه تلخ بود اما سید الشهدا و یارانش توانستند انحراف شدید و کج رویی که در نتیجه حادثه تلخ سقفیه روی داده بود را روشن کنند و چراغ راه و هدایتی برای اسلام ناب محمدی باشند و امام حسین (ع) خود نیز فرمودند من برای اصلاح دین جدم قیام کردم. به جرس قاطع می توان ادعا کرد که اگر قیام مبارک حضرت سیدالشهدا که تکمیل کننده راه امامت و عدالت علی بن ابی طالب(ع) و صلح حسن بن علی(ع) نبود، همان بت پرستان سابق که در نتیجه سستی برخی از مسلمانان که به قول امام حسین (ع) لقمه حرام چشمانشان را بسته بود، اسلام را به قهقرا برده بودند. پس از واقعه عظیم عاشورا، این مکتب چراغ هدایت و رستگاری همه ملت های پس از خود شد، به گونه ای در جای جای جهان هر جا ملتی بود که طالب حق و حقیقت بود اگر مکتب حسین را چراغ هدایت خود می کرد موفق می شد.نمونه بارز این ادعا که در زمان حیات خود ما نیز روی داد واقعه انقلاب اسلامی ایران بود، این انقلاب مردمی اگرچه توسط ماشین سرکوب و شکنجه ستم شاهی رو به افول می گذاشت اما هر سال با فرا رسیدن محرم و عاشورا چنان شعله ور می شد که جهانیان را در حیرت فرو می برد. مردم در میان عزاداری ها و سوگواری ها با اتکا بر مکتب عاشورا پرده از روی ظلم و ستم بر می کشیدند.رهبر این انقلاب عظیم حضرت امام خمینی(ره) که خود از نسل ائمه بزرگوار بود نهضت عاشورا را ارج می نهاد و همواره تکیه بر مکتب عاشورا را بر همه مسلمانان جهان توصیه می نمود.قصد داریم تا عاشورا را از نگاه آن بزرگمرد تاریخ بررسی نماییم.

محبت و معرفت

امام خمینی (ره) از دوران نوجوانی با اطاعت از احکام الهی به تزکیه و تصفیه درون و تحصیل مقامات معنوی روی آورد و در همین دوران، عطر پارسایی‌اش در فضای جان مشتاقان مکارم پیچید. سحرخیزی، تهجد و راز و نیاز به درگاه حی بی‌نیاز حالاتی است که امام خمینی (ره) از همان آوان جوانی بدان اهتمام داشت. حب خداوند، که به صورت فطری در عمق جانش وجود داشت،‌ دلش را روشن گردانید و چون به ایمان و معرفت و اخلاص خویش افزود، این محبت ملکوتی در وجودش فزونتر گردیده، چون چشمه‌ای جوشید و او را از یاد غیرخدا پاک ساخت. بدین ترتیب، جذب پاکیها شد و پیوندی مستحکم با خاندان عصمت و طهارت برقرار کرد. این پیوند مقدس به تدریج به عشقی جاودان تبدیل شد. او دیگر سراپا محبت و شیفتگی شده بود. هرکجا روایتی از امام (ره) به میان می‌آمد و یا نام راوی احادیث اهل‌بیت (ع) را می‌شنید، احترام می‌نهاد و تجلیل می‌کرد، و در مورد امامان (ع) می‌فرمود:« سلام الله علیهم اجمعین.» عشق به خاندان عصمت و طهارت سبب شد تا برای دفاع از حریم آنان کتاب کشف اسرار را در سنین جوانی به رشته تحریر درآورد و برای زیارت خانه خدا و کربلای امام حسین (ع) کتابهایش را بفروشد.

صدای یا حسین (ع) اشک بر دیدگانش جاری می‌ساخت. و با آنکه در مصایب شکیبا بود و حتی برای شهادت فرزند ارشدش حاج آقا مصطفی اشک نمی‌ریخت، در محافل ذکر اهل بیت (ع)‌ چون عبارت السلام علیک یا اباعبدالله را می‌شنید قطرات اشک از دیدگانش فرو می‌چکید. در ماجرای ارتحال فرزندش، هرکس وارد خانه امام در نجف می‌گردید بی‌اختیار اشک می‌ریخت، اما او چون کوهی استوار بود و به هیچ وجه آثار شکست، اندوه و تالم در سیمایش هویدا نشد. یکی از ذاکران حسینی گفت:«این حالت امام خطرناک است. باید کاری کرد تا ایشان نیز بگرید. نباید اجازه بدهیم بغض امام در درونش منفجر شود. سپس به مناسبت، روضه حضرت علی‌اکبر (ع) را خواند. امام سر بر زمین نهاد و گریست. در زمانی که امام (ره) در فرانسه به سر می‌بردند، چون ماه محرم فرا رسید، در روز تاسوعا امام از یکی از همراهان خواست روضه بخواند. او عرض کرد : آمادگی ندارم و حال و هوای پاریس به هیچ‌وجه مناسب روضه‌خوانی نیست.

امام (ره) تاکید فرمود : فرقی نمی‌کند باید به همان صورت مجالس معمولی ایران، روضه بخوانی. وی ظهر تاسوعا در جمع خبرنگاران ایرانی و خارجی شروع به روضه‌خواندن کرد. ناگهان مشاهده کرد امام سخت مشغول گریه کردن است.

برای کسانی که از کشورهای اروپایی آمده بودند، شگفت‌آور بود که مردی، پس از سالهای متمادی مبارزه در برابر استبداد و استکبار، روز تاسوعا بنشیند، و بگرید، اما امام به این تفاسیر وقعی نمی‌نهاد و لازم می‌دید آداب و رسوم محرم و ایام سوگواری در آنجا هم اجرا شود. امام (ره) چنان دلباخته و مشتاق اهل بیت و سیدالشهدا(ع) بود که هروقت روضه‌خوان یا مداحل اهل بیت (ع) را می‌دید، تمام قدبلند می‌شد، و نیز چون یکی از این افراد می‌خواست از نزدش برود، او را بدرقه می‌کرد. وقتی گروهی از شبه روشنفکران به عزاداری و سینه‌زنی تاختند، شدیداً به ترویج سنت دیرینه عزاداری پرداخت.

محرم دیباچه سرخ شهادت:

ماه محرم، ماه حماسه و شجاعت و فداکاری آغاز شد . ماهی که خون بر شمشیر پیروز شد . ماهی که قدرت حق، باطل را تا ابد محکوم و داغ باطله بر جبهه ستمکاران و حکومت ‏های شیطانی زد . ماهی که به نسل‏ها در طول تاریخ، راه پیروزی بر سر نیزه را آموخت . ماهی که شکست ابرقدرت‏ها را در مقابل کلمه حق به ثبت رساند . ماهی که امام مسلمین راه مبارزه با ستمکاران تاریخ را به ما آموخت . ماهی که باید مشت گره کرده آزادیخواهان و استقلال طلبان و حق گویان بر تانک‏ها و مسلسل‏ها و جنود ابلیس غلبه کند و کلمه حق باطل را محو نماید . (۱)

محرم ماهی است که عدالت در مقابل ظلم و حق در مقابل باطل قیام کرده و به اثبات رسانده است که در طول تاریخ، همیشه حق بر باطل پیروز شده است . (۲)

محرم ماهی است که به وسیله مجاهدان و مظلومان اسلام زنده شده و از توطئه فاسد و رژیم بنی امیه، که اسلام را تا لب پرتگاه برده بودند، رهایی بخشید . اسلام از اول پیدایش، با خون شهیدان و مجاهدان آبیاری شد و به ثمر رسید . (۳)

ماه محرم برای مذهب تشیع ماهی است که پیروزی در متن فداکاری و خون به دست آمده است . (۴)

محرم چه ماه مصیبت زا و چه ماه سازنده و کوبنده ‏ای است . محرم ماه نهضت ‏بزرگ سید شهیدان و سرور اولیای خداست که با قیام خود در مقابل طاغوت، تعلیم سازندگی و کوبندگی به بشر داد و راه فنای ظالم و شکستن ستمکار را به فدایی دادن و فدایی شدن دانست که خود سر لوحه تعلیمات اسلام است‏برای ملت ما تا آخر دهر . (۵)

محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته است . (۶)

باید محرم و صفر را زنده نگه داریم به ذکر مصائب اهل بیت که با ذکر مصائب اهل بیت زنده مانده است این مذهب تا حالا . (۷)

علل و عوامل قیام عاشورا

در صدر اسلام، پس از رحلت پیامبر پایه گذار عدالت و آزادی، می ‏رفت که با کجروی‏های بنی امیه اسلام در حلقوم ستم کاران فرو رود و عدالت در زیر پای تبهکاران نابود شود که سید الشهداء (ع) ، نهضت عظیم عاشورا را بر پا نمود . (۸)

مکتبی که می ‏رفت‏با کجروی ‏های تفاله جاهلیت و برنامه ‏های حساب شده احیای ملی گرایی و عروبت‏با شعار «لا خیر و لاوحی نزل‏» (۹) محو و نابود شود و از حکومت عدل اسلامی یک رژیم شاهنشاهی بسازد و اسلام و وحی را به انزوا کشاند که ناگهان شخصیت عظیمی که از عصاره وحی الهی تغذیه و در خاندان سید رسل، محمد مصطفی و سید اولیا علی مرتضی تربیت و در دامان صدیقه طاهره بزرگ شده بود قیام کرد و با فداکاری بی نظیر الهی خود واقعه بزرگی را به وجود آورد . (۱۰)

سلطنت و ولایتعهدی، همان طرز حکومت‏ شوم و باطلی است که حضرت سید الشهدا برای جلوگیری از برقراری آن قیام کردند و شهید شدند . برای این که زیر بار ولایتعهدی یزید نرود و سلطنت او را به رسمیت نشناسد قیام فرمود و همه مسلمانان را به قیام دعوت کرد . (۱۱)

سیدالشهدا چون دید اینها دارند مکتب اسلام را آلوده می ‏کنند با اسم خلافت اسلام، خلافکاری می ‏کنند و ظلم می‏کنند و این منعکس می ‏شود در دنیا که خلیفه رسول الله است دارد این کارها را می‏ کند، حضرت سید الشهدا تکلیف برای خودشان دانستند که بروند و کشته هم بشوند و محو کنند آثار معاویه و پسرش را . (۱۲)

اهداف قیام عاشورا

سیدالشهدا (ع) ، از همان روز اول که قیام کردند برای این امر، انگیزه ‏شان اقامه عدل بود . فرمودند که می ‏بینی که معروف عمل نمی ‏شود و منکر عمل می ‏شود . انگیزه این است که معروف را اقامه و منکر را از بین ببرد .

انحرافات همه از منکرات است، جز خط مستقیم توحید هر چه هست منکرات است . اینها باید از بین برود و ما که تابع حضرت سیدالشهدا هستیم باید ببینیم که ایشان چه وضعی در زندگی داشت . قیامش، انگیزه ‏اش نهی از منکر بود که هر منکری باید از بین برود . (۱۲)

سیدالشهدا دیدند که مکتب دارد از بین می ‏رود . قضیه قیام سیدالشهدا و قیام امیرالمؤمنین در مقابل معاویه، قیام انبیاء در مقابل قدرتمندان و کفار، مساله این نیست که بخواهند یک مملکت را بگیرند، همه عالم پیش آنها هیچ است . مکتب آنها این نیست که کشور گشایی بکنند . (۱۳)

این که سید الشهدا را کشاند به آنجا، مکتب بود که کشاند به آنجا، عقیده بود که کشاند به آنجا و همه چیزش را داد در مقابل عقیده، در مقابل ایمان، و کشته شد و شکست داد، طرف را شکست داد . (۱۴)

آن حضرت در فکر آینده اسلام و مسلمین بود . به خاطر این که اسلام در آینده و در نتیجه جهاد مقدس و فداکاری او در میان انسان‏ها نشر پیدا کند و نظام سیاسی اجتماعی آن در جامعه ما برقرار شود مخالفت نمود مبارزه کرد و فداکاری کرد . (۱۵)

برای سیدالشهدا تکلیف بود آنجا که باید قیام بکند و خونش را بدهد تا این که این ملت را اصلاح کند، تا این که این علم یزید را بخواباند و همین طور هم کرد و تمام شد . خونش را داد و خون پسرهایش را داد و اولادش را داد و همه چیز خودش را داد برای اسلام . (۱۶)

انتخاب آگاهانه شهدای کربلا

هر چه روز عاشورا سید الشهدا (سلام الله علیه) به شهادت نزدیک‏تر می ‏شد، افروخته ‏تر می ‏شد و جوانان او مسابقه می ‏کردند برای این که شهید بشوند . همه هم می ‏دانستند که بعد از چند ساعت دیگر شهیدند . مسابقه می ‏کردند آن‏ها، برای این که آنها می ‏فهمیدند کجا می ‏روند، آنها می ‏فهمیدند برای چه آمدند، آگاه بودند که ما آمدیم ادای وظیفه خدایی را بکنیم، آمدیم اسلام را حفظ بکنیم . (۱۷)

رضای خدا را در نظر داشته باشید و خودتان را بنده خدا بدانید که هر طور پیش بیاورد آن‏طور راضی هستید، همان طور که بندگان خالص خدا، اولیای معظم خدا این طور بودند . هر چه برای سید الشهدا نزدیک می ‏شد ظهر عاشورا و جوان‏هایش یک یک از بین می‏رفتند، صورتش افروخته‏تر می‏شد، برای این که می‏دید رو به مقصد دارد می‏رود . (۱۸)

نتایج و آثار قیام ابا عبدالله

اگر عاشورا و فداکاری خاندان پیامبر نبود، بعثت و زحمات جان فرسای نبی اکرم را طاغوتیان آن زمان به نابودی کشانده بودند و لکن اراده خداوند متعال، برآن بوده و هست که اسلام رهایی بخش و قرآن هدایت افروز را جاوید نگه دارد و با خون شهیدانی چون فرزندان وحی احیا و پشتیبانی فرماید و از آسیب دهر نگه دارد و حسین بن علی آن عصاره نبوت و یادگار ولایت را برانگیزد، تا جان خود و عزیزانش را فدای عقیدت خویش و امت معظم پیامبر اکرم نماید تا در امتداد تاریخ، خون پاک او بجوشد و دین خدا را آبیاری فرماید و از وحی و از ره آوردهای آن پاسداری نماید . (۱۹)

اگر نبود این نهضت‏ حسین (ع) ، یزید و اتباع یزید اسلام را وارونه به مردم نشان می ‏دادند و از اول، اینها اعتقاد به اسلام نداشتند و نسبت‏به اولیای اسلام حقد و حسادت داشتند . سیدالشهدا با این فداکاری که کرد، علانه بر آن که آنها را به شکست رساند اندکی که گذشت مردم متوجه شدند که چه غائله ‏ای و چه مصیبتی وارد شد و همین مصیبت موجب به هم خوردن اوضاع بنی امیه شد . (۲۰)

شخصیت عظیمی که از عصاره وحی الهی تغذیه و در خاندان سید رسل محمد مصطفی و سید اولیای علی مرتضی و در دامن صدیقه طاهره بزرگ شده بود، قیام کرد و با فداکاری بی نظیر و نهضت الهی خود، واقعه بزرگی را به وجود آورد که کاخ ستمکاران را فرو ریخت و مکتب اسلام را نجات بخشید . (۲۱)

اگر فداکاری پاسداران عظیم الشان اسلام و شهادت جوانمردانه پاسداران و اصحاب فداکار او نبود، اسلام در خفقان رژیم بنی امیه و رژیم خالصانه آن وارونه معرفی می ‏شد و زحمات نبی اکرم و اصحاب فداکارش به هدر می ‏رفت . (۲۲)

اگر سیدالشهدا نبود، این رژیم طاغوتی را اینها تقویت می ‏کردند و به جاهلیت ‏برمی ‏گرداند، اگر حالا من و تو هم مسلم بودیم مسلم طاغوتی بودیم، نه مسلم امام حسینی، امام حسین نجات داد اسلام را . (۲۳)

کسی که برای خدا کار می ‏کند شکست در آن نیست ولو کشته بشویم شکست نداریم . حضرت سیدالشهدا هم کشته شد لکن شکست ‏خورد؟ الان بیرق او بلند است و یزیدی تو کار نیست . (۲۴)

قیام عاشورا، اسوه آزادگان

در حالی که شهادت حضرت سیدالشهدا از همه خسارت‏ها بالاتر بود ولی چون او می ‏دانست که چه می ‏کند و کجا می ‏رود و هدفش چیست، فداکاری کرد و شهید شد . ما هم باید روی آن فداکاری ‏ها حساب کنیم که سیدالشهدا چه کرد و چه بساط ظلمی را به هم زد و ما هم چه کرده ‏ایم . (۲۵)

امام حسین (ع) با خون خود اسلام را زنده کرده، شما به تبعیت از او انقلاب و اسلام را ضمانت نمایید . (۲۶)

فلسفه عزاداری و روضه خوانی

این که در روایات هست که کسی که گریه بکند یا بگریاند یا به صورت گریه دار خودش را بکند این جزایش «بهشت است‏» ، برای این است که این نهضت را دارد حفظ می‏کند . (۲۷)

این مطلبی که الان القاء کرده‏ اند به جوان‏ های ما که تا کی گریه و تا کی روضه و اینها، اینها نمی ‏فهمند روضه چیست و این اساس تا حالا چطور نگه داشته شده است . این را نمی ‏دانند و نمی‏شود هم بهشان بفه مانند . اینها نمی ‏فهمند که این روضه و این گریه آدم ساز است . انسان درست می ‏کند این مجالس روضه . این مجالس عزاداری سید الشهدا و آن تبلیغات بر ضد ظلم این تبلیغ بر ضد طاغوت است . بیان ظلمی که به مظلوم شده تا آخر بایدباشد . (۲۸)

اهمیت و نقش عزاداری در احیای اسلام

سوگواری و عزاداری نقش بسیار مهمی در ماندگاری نهضت عاشورا و نفوذ بر دلهای همه مردم داشته است. سوگواری ها اسبابی برای نشان دادن ارادت مردم بر سیدالشهدا و نشانه ای آشکار بر دشمنان و بدخواهان ائمه اطهار بوده است تا بدانند که پیروان و ارادتمندان حضرت ، هرگز آن واقعه را از یاد نبرده اند و اگرچه ایشان در آن زمان تنها ماند اما دیگر مسلمان اجازاه نخواهند داد تا مکتب حسین(ع) تنها بماند. اولین مراسم سوگواری را زینب خواهر وی در مسجد کوفه برایش برگزار کرد. قبل از آن در کنار اجساد کشته‌ شدگان نیز در کربلا برگزار شده بود، لذا عزاداران اباعبدالله الحسین کاری زینبی می کنند و چه افتخاری بالاتر از این. مهمتر اینکه عزاداری بر سیدالشهدا مختص مسلمین جهان نبوده است، برای مثال اقلیت ارامنه در ایران برای خود دستجات عزاداری برپزار می کنند و اعتقاد راسخ و ارادت والایی بر امام حسین (ع) دارند همچنین زرتشتیان نیز در این ماه به عزاداری برای امام سوم شیعیان می‌پردازند و او را داماد ایرانیان می‌دانند با توجه به اینکه شهر بانو دختر یزدگرد سوم همسر او بوده‌است. یزیدیان ذکر نام حسین (ع) را ممنوع کردند ، مزار ایشان را پنهان نموده و شخم زدند تا به خیال خام خود نام و مکتب حسین را از همگان پنهان سازند اما اگر اکنون ما دورترین مکان از نظر جغرافیایی نسبت به کربلا را در نظر بگیریم به آمریکا می رسیم که هزاران کیلومتر فاصله میان این دو مکان جغرافیایی وجود دارد ، در کمال تعجب اکنون در کشور آمریکا و در کشورهای آمریکای لاتین نیز دستجات عزاداری با شکوهی برگزار می شود.

حضرت امام خمینی (ره) در این باره می فرمایند: همه باید بدانیم که آنچه موجب وحدت بین مسلمین است، این مراسم سیاسی عزاداری ائمه اطهار و بویژه مظلومان و سرور شهیدان حضرت ابی عبدالله الحسین (ع) است که حافظ ملیت مسلمین بویژه شیعیان ائمه اثنی عشر می ‏باشد . (۲۹)

این خون سید الشهدا است که خون‏های همه ملت‏های اسلام را به جوش می ‏آورد و این دستجاب عزیز عاشوراست که مردم را به هیجان می ‏آورد و برای اسلام و برای حفظ مقاصد اسلامی مهیا می‏کند، در این امر سستی نباید کرد . (۳۱)

عاشورا را زنده نگهدارید که در صورت نگه داشتن عاشورا کشور شما آسیب نخواهد خورد . (۳۲)

محمد شهرتی فر

پی ‏نوشت:

۱ . صحیفه نور، ج ۲، ص ۲۲۵ .

۲ همان، ج ۴، ص ۲۷ .

۳ . همان، ج ۱۰، ص ۲۴۲ .

۴ . همان، ج ۴، ص ۱۰۰ .

۵ . همان، ج ۲، ص ۱۱ .

۶ . همان، ج ۱۵، ص ۲۰۴ .

۷ . همان، ج ۴، ص ۱ .

۸ . همان، ج ۴، ص ۱۰۰ .

۹ . آمده است که یزید آنگاه که اهل بیت عصمت را در شام بر وی وارد کردند با چوب بر دندان‏های سر مطهر ابا عبدالله می‏زد و این شعر را بر زبان می‏راند

لعبت هاشم بالحلک فلا

خبر جاء ولا وحی شمال (قبیله بنی هاشم با سلطنت‏بازی کردند، پس نه خبری آمد و نه وحیی نازل شد)

۱۰ . صحیفه نور، ج ۱۲، ص ۱۸۱ .

۱۱ . ولایت فقیه، ص ۱۱ .

۱۲ . صحیفه نور، ج ۸، ص ۱۲ .

۱۳ . همان، ج ۲۰، ص ۱۹۰ .

۱۴ . همان، ج ۷، ص ۲۳۰ .

۱۵ . همان، ج ۹، ص ۱۹۴ .

۱۶ . ولایت فقیه، ص ۱۶۱ .

۱۷ . صحیفه نور، ج ۲، ص ۲۰۸ .

۱۸ . همان، ج ۱۵، ص ۵۵ .

۱۹ . همان، ج ۱۹، ص ۱۳ .

۲۰ . همان، ج ۱۴، ص ۲۶۵ .

۲۱ . همان، ج ۱۷، ص ۸۵ .

۲۲ . همان، ج ۱۲، ص ۱۸۱ .

۲۳ . همان، ج ۷، ص ۲۳۶ .

۲۴ . همان، ج ۸، ص ۷۰ .

۲۵ . همان، ج ۱۱، ص ۱۵۰ .

۲۶ . همان، ج ۱۷، ص ۵۴ .

۲۷ . همان، ج ۱۷، ص ۲۵۵ .

۲۸ . همان، ج ۱۰، ص ۳۱ .

۲۹ . همان، ج ۹، ص ۲۰۱ .

۳۰ . همان، ج ۲۱، ص ۱۷۳ .

۳۱ . همان، ج ۱۵، ص ۲۰۴ .

۳۲ . همان، ج ۱۵، ص ۲۰۵ .