پاداشی ده برابر و عقوبتی عادلانه

برای آنکه تصور نشود اهل جهنم در حال غفلت مرتکب گناه شدند و راه حق را نشناختند و از روی جهل و نادانی سر از بیراهه درآوردند آیه ۱۳۰, بیان می دارد که به اندازه کافی هشدار به آنها داده شد و اتمام حجت گردیده است

جزء هشتم قرآن کریم که از آیه ۱۱۱ سوره انعام آغاز و به آیه ۸۷ سوره اعراف ختم می شود، در بردارنده آموزه ها و پیام های روح افزای الهی است که این نوشته تعدادی از آنها را نقل می کند.

● مگر پیام خدا به شما نرسید

برای آنکه تصور نشود اهل جهنم در حال غفلت مرتکب گناه شدند و راه حق را نشناختند و از روی جهل و نادانی سر از بیراهه درآوردند؛ آیه ۱۳۰، بیان می دارد که به اندازه کافی هشدار به آنها داده شد و اتمام حجت گردیده است. برای همین خداوند در روز قیامت به آنها می‏گوید: ای جنیان و ای انسانها! آیا رسولانی از خودتان به سوی شما نیامدند؟ و آیات مرا بازگو نکردند؟ و درباره ملاقات چنین روزی به شما اخطار ننمودند؟ آن روز که روز حق است و دروغ و کتمان معنا ندارد همگی در جواب می گویند: ما بر ضد خود گواهی می دهیم و اعتراف می کنیم که چنین رسولانی آمدند و پیام های تو را به ما رساندند؛ اما ما مخالفت کردیم (قَالُواْ شَهِدْنَا عَلَی أَنفُسِنَا).سپس قرآن کریم به مهمترین سبب انحراف و درنهایت جهنمی شدن آنها اشاره کرده و می فرماید: وَغَرَّتْهُمُ الْحَیَاهُٔ الدُّنْیَا . به عبارتی دلایل کافی از طرف پروردگار در اختیار آنها بود و آنها می توانستند راه را از چاه بشناسند؛ ولی زندگی فریبنده دنیا، و زرق و برق وسوسه انگیز آن، آنها را فریب داد.

● ده فرمان

آیات ۱۵۱ و ۱۵۲ به اصول محرمات در اسلام اشاره می کند.[۱] این آیات، محرماتی که اختصاص به شریعت معینی از شرایع الهی نداشته [۲] را ضمن بیانی کوتاه و پر مغز در ده قسمت بیان می کند:۱. هیچ چیز را شریک و همتای خدا قرار ندهید (أَلاَّ تُشْرِکُواْ بِهِ شَیْئًا).۲. نسبت به پدر و مادر نیکی کنید (وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا).۳. فرزندان خود را به خاطر تنگدستی و فقر نکشید (وَلاَ تَقْتُلُواْ أَوْلاَدَکُم مِّنْ إمْلاَقٍ).۴. به اعمال زشت و قبیح نزدیک نشوید، خواه آشکار باشد، خواه پنهان (وَلاَ تَقْرَبُواْ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ).۵. دست به خون بی گناهان نیالایید، مگر اینکه طبق قانون الهی اجازه قتل آنها داده شده باشد (وَلاَ تَقْتُلُواْ النَّفْسَ الَّتِی حَرَّمَ اللّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ).

۶. هیچ گاه جز به قصد اصلاح، نزدیک مال یتیمان نشوید تا هنگامی که به حد بلوغ برسند (وَلاَ تَقْرَبُواْ مَالَ الْیَتِیمِ إِلاَّ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ حَتَّی یَبْلُغَ أَشُدَّهُ‏).

۷. کم فروشی نکنید و حق پیمانه و وزن را با عدالت ادا کنید (وَأَوْفُواْ الْکَیْلَ وَالْمِیزَانَ بِالْقِسْطِ).۸. به هنگام داوری یا شهادت یا در هر مورد دیگری که سخنی می گوئید، عدالت را رعایت کنید و از مسیر حق منحرف نشوید؛ هر چند در مورد خویشان شما باشد (وَإِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُواْ وَلَوْ کَانَ ذَا القُرْبَی).۹. به عهد الهی وفا کنید و آن را نشکنید (وَبِعَهْدِ اللّهِ أَوْفُواْ).۱۰. از این راه مستقیم من که راه توحید، راه حق و عدالت، راه پاکی و تقواست پیروی کنید و هرگز در راه های انحرافی و پراکنده گام ننهید که شما را از راه خدا، منحرف و پراکنده می کند و بذر نفاق و اختلاف را در میان شما می پاشد.

● ایمان بی موقع و ایمان بی عمل

در آیه ۱۵۸، سخن از زمانی است که عذاب نازل شده یا مرگ آمده تا انسان را به سرای دیگر منتقل کند. در این حال، آوردن ایمان یا داشتن آن برای دو گروه سودمند نیست و دردی از آنها دوا نخواهد کرد:اول: بی ایمانی که برایش ممکن بوده ایمان بیاورد و نیاورده است (لاَ یَنفَعُ نَفْسًا إِیمَانُهَا لَمْ تَکُنْ آمَنَتْ مِن قَبْلُ). دوم: با ایمانی که برایش ممکن بوده عمل صالح انجام دهد و انجام نداده است (أَوْ کَسَبَتْ فِی إِیمَانِهَا خَیْرًا). چنین کسانی را ایمانِ در موقع مرگ یا در موقع دیدن عذابِ خدا سودی نخواهد داد؛ اما کسی که به میل و اختیار خود، ایمان آورده ولی اجل، مهلتش نداده که عمل صالح انجام دهد و در حالِ ایمان کسب خیری نماید، آیه شریفه سخنی درباره او ندارد.[۳] بنابراین ایمانِ نافع آن ایمانی است که اولاً از روی اختیار و رغبت باشد نه از ترس مرگ و خوف عذاب. ثانیاً به همراه آن ایمان اختیاری، باید کار خیر کند و عمل صالح انجام دهد مگر آنکه فرصت آن را پیدا نکند؛ مثل کسی که ایمان بیاورد و لحظاتی بعد به شهادت رسد.

● پاداشی ده برابر و عقوبتی عادلانه

در آیه ۱۶۰سخن از پاداش و عقاب است و میزان آنها. قرآن کریم پاداش خیرات و حسناتی که به صحنه قیامت آورده می شوند را ده برابر اعلام کرده (مَن جَاء بِالْحَسَنَهِٔ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثَالِهَا) و سزای گناهان و سیئات را کاملاً عادلانه و برابر با بدی انجام شده بیان می کند(وَمَن جَاء بِالسَّیِّئَهِٔ فَلاَ یُجْزَی إِلاَّ مِثْلَهَا).این ده برابر، مقداری است که در آیات دیگر به بیشتر از آن هم اشاره شده است؛ مانند آیه ۱۷۳ سوره نساء که می فرماید: پاداششان را به طور کامل می دهد و از فضل و احسانش بر آنان می افزاید.

● هر که بار خود را به دوش می کشد

جمعی از مشرکان کوتاه فکر خدمت پیامبر صلی الله علیه و آله رسیدند و گفتند: تو از آئین ما پیروی کن، اگر بر خطا باشد، گناه تو، به گردن ما. قرآن پاسخ می‏دهد: هیچ کسی جز برای خود عملی انجام نمی‏دهد و هیچ گنهکاری بار گناه دیگری را به دوش نمی‏کشد :(وَلاَ تَکْسِبُ کُلُّ نَفْسٍ إِلاَّ عَلَیْهَا وَلاَ تَزِرُ وَازِرَهٌٔ وِزْرَ أُخْرَی).این آیه پاسخ به کسانی است که دیگران را دعوت به گناه می کنند و برای تشویق بیشتر و نیز راحت کردن خیال آنها چنین ضمانت می دهند که اگر این کار، گناهی داشت بر عهده ما؛ مانند کسی که به دیگری می گوید: تو روزه ات را بخور گناهش با من؛ یا به دخترش می گوید: تو حجابت را رعایت نکن گناهش با من.

این آیه با صراحت تمام، عواقب گناهی که از هرکس صادر می شود را متوجه خود او دانسته و بر چنین ادعایی خط بطلان می کشد. در آیه ۱۶۵ که آخرین آیه سوره انعام است به اختلاف استعدادها و تفاوت و مواهب جسمانی و روحی مردم و هدف از این اختلاف و تفاوت اشاره کرده، می‏گوید: و خداوند بعضی از شما را بر بعضی دیگر درجاتی برتری داد تا به وسیله این مواهب و امکاناتی که در اختیارتان قرار داده است، شما را بیازماید (وَرَفَعَ بَعْضَکُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَاتٍ لِّیَبْلُوَکُمْ فِی مَا آتَاکُمْ).از این آیه روشن می شود اختلافی که از نظر استعداد، هوش، فکر و انواع ذوق ها و سلیقه‏ها و حتی از نظر ساختار جسمانی در انسانها وجود دارد، ضمن آنکه لازمه جامعه بشری است؛ برتری در این امور هرگز به معنای اجر و قرب ویژه نزد خداوند متعال نیست؛ بلکه هر چه را که خدا داده، در حقیقت ابزاریست برای آزمایش که آیا صاحب آن امتیاز و نعمت، وظیفه اش در برابر آن عطای الهی را به درستی انجام می دهد یا نه. که اگر به درستی از آن مواهب الهی بهره برد ثواب می برد و اگر نه؛ نه.

امید پیشگر

پی نوشت ها: ۱. تفسیر نمونه ۶/۲۹ . ۲. المیزان فی تفسیر القرآن ۷/۳۷۲. ۳. همان ۷/۳۸۹.