حضور​ خلوت انس

نماز, تبلور تمام باورهای اصیل و مهم اسلامی است

اکثریت ادیان دارای قواعد و قوانینی هستند که پیروی از آنها در چارچوب آن دین واجب دانسته می شود. دین اسلام نیز از این قاعده مستثنی نیست.

هرچند هستند کسانی که وقتی از باور دینی آنها پرسش می شود، خود را پیرو دین خاصی معرفی می کنند ولی به دستورات شرعی آن دین مقید نیستند، ولی به طور متعارف مقید بودن به انجام دستورات نشانه پایبندی به آن دین محسوب می شود. بارزترین این نشانه ها در دین اسلام، نماز است.

نماز نمود آشکاری در زندگی فرد مسلمان دارد، چرا که عملی است که هر روز برای او واجب است و تقریبا می توان گفت در هیچ موقعیتی، وجوب نماز مستثنی نیست، هرچند ممکن است شکل و صورت آن در موقعیت های خاص، مثلا به علت بیماری یا موارد دیگر​ تغییر کند.

پس نماز به علت کثرت حضوری که در زندگی فرد مسلمان دارد، از مظاهر اصلی اسلام محسوب می شود، اما اهمیت نماز در اسلام، بنیادی تر از این است.

● نماز، نشانه ایمان

در آیات فراوانی به اهمیت نماز اشاره شده و از نشانه های ایمان راستین معرفی شده است، مثلا« ​آنان که به غیب ایمان می‏آورند و نماز را بر پا می‏دارند و از آنچه به ایشان روزی داده‏ایم انفاق می‏ کنند.» (بقره، ۳) بنابراین نماز، بخشی از هویت اسلام است و در احادیث نیز به عنوان ستون دین فرد مسلمان معرفی شده است.

نماز همواره در متون اصلی اسلامی (قرآن و حدیث) از علائم اصلی ایمان دانسته شده است. شان نماز از سویی بعد از ایمان و یقین و توکل به خدای یکتا محسوب می شود و از سوی دیگر پیش از انفاق و زکات در راه خدا: «مومنان همان کسانی‏اند که چون خدا یاد شود دل​هایشان بترسد و چون آیات او بر آنان خوانده شود بر ایمانشان بیفزاید و بر پروردگار خود توکل می‏کنند. همانان که نماز را به پا می‏دارند و از آنچه به ایشان روزی داده‏ایم انفاق می‏کنند.» (انفال، ۳ـ۲)

علامه طباطبایی درباره صفات مومنان در این آیه در تفسیر المیزان می نویسد: [خداوند] از میان همه صفات ایشان (مومنان)، پنج صفت را انتخاب نموده و در این آیه ذکر کرده است و این پنج صفت، صفاتی هستند که داشتن آن مستلزم داشتن تمام صفات نیک و ملازم با دارا بودن حقیقت ایمان است، صفاتی است که اگر خود انسان در آنها تامل و دقت کند خواهد دید ​داشتن آن، نفس را برای تقوا و اطاعت خدا و رسول آماده می‏سازد و آن صفات عبارت است از:

۱ـ ترسیدن و تکان خوردن دل هنگام ذکر خدا، ۲ـ زیاد شدن ایمان بر اثر استماع آیات خدا، ۳ـ توکل، ۴ـ به​پا داشتن نماز و ۵ ـ انفاق از آنچه​ خدا روزی فرموده و معلوم است​ سه صفت اول از اعمال قلب و دو صفت اخیر از اعمال جوارح است. (المیزان، ج: ۹ص:۱۱)

بنابراین پیش از نماز صفات اصلی مومنان، صفات قلبی آنهاست. در آیه سوم سوره بقره این صفت «ایمان به غیب» دانسته شده و در انفال تحت عنوان سه صفت ترس از خدا هنگام ذکر او، زیاد شدن ایمان در اثر شنیدن آیات او و توکل به او ذکر شده است. نماز در مرتبه بعدی این صفات اصلی قرار می گیرد و در کنار انفاق در راه خدا از اعمال جوارح مومنان است.

نماز و انفاق در راه خدا (که مکررا در قرآن در کنار یکدیگر ذکر شده اند، از جمله در این آیات: انفال ۳، توبه ۵، مائده ۱۲، توبه ۱۸ و...) تبلور بیرونی و جسمانی ایمان به غیب است. ایمان به غیب، ژرف بینی جهان، بسنده نکردن به آنچه چشم ظاهر می بیند​ و توجه به فقر ذاتی و نیازمندی فطری موجودات این جهان​ از جمله انسان ها، فرد مومن را به سوی باور به قدرتی عظیم و موجودی متفاوت با موجودات عالم ماده هدایت می کند و پس از باور به خالقیت و نیازمندی انسان ها به وجود لایزال او، توکل در همه امور و بویژه در تنگناهای زندگی، برای فرد مومن موجه خواهد بود. نماز نمود ایمان و باور قلبی است و حضور کثیر و مکرر آن در زندگی فرد مومن نمایانگر فقر ذاتی و نیاز همیشگی او به منبع لایزال هستی است.

● وجه سلبی نماز

آنچه بیان شد، وجه ایجابی نماز است. اما نماز دارای یک وجه سلبی نیز است. نماز همان گونه که تبلور توکل به منشا عالم هستی است، نمایانگر بی نیازی فرد مومن از سایر انسان هاست. نماز صحیح در چارچوب باورهای اسلامی، نمازی است که به قصد قربت و نزدیکی و خشنودی به خداوند یکتا به جا آورده شود: «و کسانی که برای نیل به خشنودی پروردگارشان شکیبایی پیشه کرده‏اند و نماز را برپا داشته‏اند.» (رعد، ۲۲) ریا و تظاهر نباید در انجام نماز مدخلیت داشته باشد، چرا که نماز به همراه ریا، نماز مومنان نیست: «منافقان با خدا نیرنگ می‏کنند و حال آن که او با آنان نیرنگ خواهد کرد و چون به نماز ایستند با کسالت برخیزند با مردم ریا می‏کنند و خدا را جز اندکی یاد نمی‏کنند.» (نساء، ۱۴۲)

فرد مومن حداقل در روز پنج مرتبه تمرین می کند تا عملی را صرفا برای معبود و نه برای رضایت هیچ انسانی انجام دهد. او تمرین می کند که عملی را به خاطر این که خودش به آن باور دارد، نه این که دیگران آن را بپسندند، انجام دهد. بنابراین، به خودی خود، زمینه یک زندگی مبتنی بر باورهای صحیح خود فرد و نه ریاکارانه و به دلخواه و پسند دیگران در زندگی او فراهم می شود. باید توجه داشت که ادعا این نیست که همه کسانی که نماز به جا می آورند، براساس معیارهای صحیح زندگی می کنند، چرا که تاریخ خود گواه بسیاری از نمازگزاران است که زندگی شان ذره ای ارزش الگو شدن و تحسین کردن ندارد. قرآن کریم نیز در جایی به این مهم اشاره می کند: «وای بر نمازگزارانی که از نمازشان غافلند، آنان که ریا می‏کنند و زکات را باز می‏دارند.» (ماعون، ۷ـ۴) نمازی که مورد تائید قرآن است، دارای بعد سلبی است و نباید در آن ریا و تظاهر مدخلیت داشته باشد و فقط برای رضایت خداوند به جا آورده شود.

به این ترتیب افراد دو دسته هستند؛ افرادی که ایمانی به خداوند ندارند و دسته دوم، افرادی که ایمان حقیقی به او دارند. فردی که جزو دسته اول است، ممکن است برای جلب توجه دیگران و استفاده از موقعیت های مناسب و منافع دنیوی، ظاهر نماز را بین افرادی که آن را می پسندند، به جا آورد و در جمعی دیگر و باز هم به فراخور منافع شخصی خود، نه تنها نماز به جا نیاورد، بلکه اظهار به کفر کند. (باید توجه داشت که همه افراد دسته اول چنین نیستند و چنین رفتار منافقانه ای از خود نشان نمی دهند و قرآن نیز این مطلب را تائید می کند) ۱ اما فردی که به دسته دوم تعلق دارد، به هیچ وجه برای رضایت دیگران، نه نماز می خواند و نه هیچ عمل عبادی دیگری را انجام می دهد. نماز حقیقی​ که در درجه اول​ پس از خداوند، خود فرد به صحت آن علم دارد، تبلور ایمان راستین به غیب و بی نیازی و غنای انسان از سایر انسان هاست که به شرط پایبندی به دیگر آموزه های اصیل اسلامی، مانع سقوط انسان در پرتگاه حقارت و ذلت است.

نماز راستین مبتنی بر ایمان به خدای واحدی است که هرآنچه هست و امکان بودن دارد، به خواست اوست و نیز مبتنی بر ایمان به روز رستاخیز است، روزی که ایمان به آن، مصداقی از ایمان به غیب است. بنابراین نماز تجسم بیرونی اصیل ترین و مهم ترین آموزه های دینی و آسمانی است: «منم من خدایی که جز من خدایی نیست، پس مرا پرستش کن و به یاد من نماز برپا دار. در حقیقت قیامت فرارسنده است. می‏خواهم آن را پوشیده دارم تا هر کسی به [موجب] آنچه می‏کوشد جزا یابد.» (طه، ۱۵-۱۴)

پانوشت:

۱ـ در ادبیات قرآنی، منافقان معنایی متفاوت با کافران دارد. منافقان علاوه بر این که قلبا کافرند، در میان مومنان خود را از مسلمین نشان می دهند و در میان کافران، خود را از کافران می دانند. اما گناه آنها بیش از این است، چرا که وقتی خود را مومن جا می زنند، این کار را به قصد حفظ جان یا مال خود انجام نمی دهند، چرا که بر مبنای قوانین اسلامی، کافران می توانند با حفظ احترام به قوانین اسلامی، بر اعتقاد خود باقی بمانند، بلکه منافقین با این کار، قصد مضحکه مومنان را دارند: و چون با کسانی که ایمان آورده‏اند برخورد کنند می‏گویند ایمان آوردیم و چون با شیطان های خود خلوت کنند می‏گویند در حقیقت ما با شماییم. ما فقط [آنان را] ریشخند می‏ کنیم. (بقره، ۱۴)

ساعد فیض آبادی