خوراک بهشتیان

بررسی ارتباط بهداشت روان و تغذیه از منظر اسلام

اسلام به مسئله سلامت جسم، جان و روان آدمی توجه خاص دارد؛ زیرا دست یابی به کمالات و فلسفه آفرینش در گرو سلامت آنهاست. هرگونه خلل و فسادی در سلامت آنها به معنای فقدان کمال است.

از آن جایی که قرآن کتاب هدایت و راهنمای بشر به سوی خلافت الهی از جانب خداوند است، بخشی از آموزه های آن به مسئله سلامت جسم و روان آدمی اختصاص یافته است. لذا احکام اسلامی دربرگیرنده مسایلی از مواد غذایی و تحلیل و تحریم برخی از آنهاست. از جمله مسایلی که در آموزه های قرآنی به آن توجه داده شده، مسئله گوشت و جواز استفاده از طیبات و حرمت استفاده از خباثت ها و نیز آداب و چگونگی استفاده از گوشت های حلال و حتی مقدار و میزان آن است.

نویسنده در این نوشتار بر آن است تا با مراجعه به آموزه های قرآنی، آنچه در آیات قرآنی درباره گوشت آمده است، بیان کند.

● گوشت، خوراک بهشتیان

انسان موجودی همه چیز خوار است. طبیعت انسانی به گونه ای ساخته شده که می تواند از همه عناصری که در زمین وجود دارد، بهره گیرد. این در حالی است که موجودات دیگر از تنوع در تغذیه چنان که انسان سود می برد، بهره مند نیستند. انسان از گیاهان، میوه ها، حبوبات و جانوران خشکی و دریایی به آسانی استفاده می کند. عقل آدمی به او کمک می کند تا با تبدیل و تغییر کامل یا جزئی، از همه مواد موجود در طبیعت بهره گیرد.

این توانایی به انسان کمک می کند تا در هر محیطی بتواند به زیست خود ادامه دهد و با مشکلی به عنوان کمبود مواد غذایی مواجه نشود، مگر آنکه خود، محیط زیست خویش را چنان تخریب و به فساد کشیده باشد که دچار کمبود مواد غذایی و یا بحران آن شود.

البته توانایی انسان در تغذیه از هر چیزی به معنای درستی این نوع تغذیه نیست؛ زیرا هر آن چیزی که انسان می تواند از آن تغذیه کند، می تواند حالات گوناگونی داشته باشد؛ چرا که برخی از مواد کاملا با طبیعت بشر موافق و مناسب است، در حالی که برخی دیگر، دارای ضرر و زیانی است که ترک آن بهتر است.

آنچه در اسلام به نام احکام بیان شده در راستای تبیین مصالح و مفاسد است. به این معنا که هر آنچه دارای مصلحتی است و برای آدمی مفید و موجبات رشد و دست یابی به هدف آفرینش می شود، به عنوان امور واجب و مستحب یا مباح معرفی شده است و هر آنچه که دارای مفسده و مانع از رشد و بهره مندی از مقاصد آفرینش است، به عنوان مکروه و حرام از آن منع شده است.

بر این اساس خداوند به صراحت درباره تحریم نوشیدن خمر و مسکرات به مفسده آن اشاره کرده و می فرماید: درباره شراب و قمار از تو سؤال می کنند، بگو: در آنها گناه و زیان بزرگی است و منافعی از نظر مادی برای مردم در بردارد، ولی گناه آنها از نفعشان بیشتر است.»(بقره، آیه ۲۱۹)

در این آیه به صراحت از فواید شراب و قمار سخن به میان آمده است، ولی هنگامی که آن را بر ترازو می گذارد و به ارزیابی سود و زیان آن می پردازد، بیان می کند که زیان آن دو بیش از سود آن می باشد و عقل به طور طبیعی حکم می کند که برای منفعت و سود اندک، نمی بایست تن به زیان بیشتر داد. بنابراین، حکم الهی بر حرمت و تحریم آن قرار گرفته است.

براساس آموزه های اسلامی، هر چیزی را باید براساس مصالح و مفاسد مورد سنجش و ارزیابی قرار داد. از این رو، هر آنچه دارای منفعت و مصلحت یکسان است، مباح و در صورتی که منفعت بیشتر باشد مستحب و واجب، و برعکس اگر مفسده آن بیشتر باشد، مکروه و حرام خواهد بود.

گوشت ها به عنوان یکی از مواد غذایی طبیعی برای بشر باتوجه به مصلحت و منفعت آن، دارای احکام خاص خود است. برخی از گوشت ها مکروه (مانند گوشت اسب و خر) برخی دیگر، حرام مانند گوشت خوک و سگ و جانوران درنده و برخی دیگر حلال می باشد که مهمترین آنها گوشت پرندگان غیرشکاری، گاو، گوسفند، شتر، بز و ماهی های فلس دار است. برخلاف تصوری که گیاه خواران عرضه می دارند، طبیعت انسانی گوشت خوار نیز می باشد و این گونه نیست که انسان تنها گیاه خوار و یا حبوبات خوار باشد؛ چرا که از نظر فیزیک دهان و دندان و معده و دستگاه گوارش به خوبی می توان این مطلب را اثبات کرد.

افزون بر دلایل زیستی و طبیعی می توان به دلایل نقلی نیز اشاره کرد. وجود احکام الهی درباره گوشت و تحلیل و تحریم برخی از آنها یا بخشی هایی از جانور، به خودی خود بیان گر این مطلب است که انسان موجودی گوشت خوار نیز می باشد.

از سوی دیگر، خداوند در آیاتی از جمله ۲۱ سوره واقعه درباره بهشت و خوراک بهشتیان که بهترین وضعیت بشر را ارائه می دهد، از بهره مندی آنان بویژه از گوشت پرندگان سخن به میان می آورد. این گزارش به خوبی بیان می کند که انسان ها گوشت خوار هستند و حتی در بهترین وضعیت خود در بهشت نیز از گوشت بهره مند می شوند. تاکید بر اشتهای بهشتیان به گوشت پرندگان به خودی خود، طبیعت گوشت خواری بشر را بیان می کند؛ زیرا بهشت جای انسان های کامل و سالمی است که بر فطرت خود باقی مانده و به کمال مطلق رسیده اند.

البته در این آیه از گوشت پرندگان سخن به میان آمده است، ولی در آیات ۲۰ و ۲۲ سوره طور به طور مطلق از تغذیه بهشتیان از میوه ها و گوشت سخن گفته شده است. بنابراین، می تواند هر گونه گوشت جانوران خشکی و آسمانی و دریایی را شامل شود. با این وجود به نظر می رسد که گوشت پرندگان از پاکی و سلامت و فواید بیشتری برخوردار است که بر آن تاکید شده است.

همچنین از گزارش قرآن درباره نعمت هایی که به بنی اسرائیل در عصر حضرت موسی(ع) داده شده بود، می توان از طبیعت پرنده خواری بشر سخن گفت؛ زیرا خداوند در آیات نعمت های خود بر این قوم، از پرندگانی سخن می گوید که به آن مردم داده شده تا با آن تغذیه کنند. (بقره، آیه ۵۷، اعراف، آیه ۱۶۰)

به هر حال، گوشت بویژه گوشت پرندگان، خوراک طبیعی و خوش اشتهای بشر است و حتی بهشتیان از آن بهره مند شده و بدان اشتهای غذایی خود را ارضا می کنند.

امام موسی بن جعفر الکاظم(ع) درباره فواید گوشت برای انسان می فرماید: اللحم ینبت اللحم، و السمک یذیب الجسد؛ خوردن گوشت، موجب روییدن گوشت در بدن و فربهی آن می گردد؛ ولی خوردن ماهی، گوشت بدن را آب و جسم را لاغر می کند. (وسائل الشیعه : ج ۵۲، ص ۸۷، حدیث ۲۱۲۴۰)

● تحلیل و تحریم گوشت براساس مصلحت و مفسده

چنانکه بیان شد، انسان موجودی گوشت خوار است. با این همه باید دانست که همه گوشت ها برای انسان مفید نیستند و گاه سلامت انسان را در معرض خطر قرار می دهند. برخی از جانوران مانند درندگان گوشت خوار، عامل بسیاری از بیماری ها در انسان هستند یا برخی از اعضای جانوران حلال گوشت، دارای زیان و ضرر است که می بایست از خوردن آن اجتناب کرد، از آن جمله چشم، طحال، آلات تناسلی، نخاع و مانند آن.

خداوند در آیاتی از جمله ۱۳۸ و ۱۳۹ و ۱۴۲ سوره انعام و آیه۵ سوره نحل و ۸۲ سوره حج، گوشت چارپایان یعنی شتر، گاو و گوسفند و بز را از مهم ترین منابع تغذیه ای بشر دانسته است.

در آیه۵ سوره نحل، خداوند یکی از مواهب و نعمت هایی که به بشر ارزانی داشته، قابلیت بهره برداری انسان از گوشت و فرآورده های دامی دانسته است. در حقیقت، در این آیه به صراحت بیان شده که انسان با قابلیت گوشت خواری آفریده شده و این گونه نیست که گوشت خواری بر خلاف طبیعت بشر باشد؛ بلکه به نظر می رسد که گوشت خواری نه تنها در تغذیه و سلامت جسم بلکه در سلامت روان آدمی نیز نقش به سزایی دارد؛ زیرا اگر انسان به طور دایمی از گوشت خواری دست بردارد، دچار اختلال در نظام سلامت بهداشت جسم و روان می شود و براساس برخی از روایات این گونه خودداری موجب می شود تا از حالت تعادل روانی بیرون رود و دچار جنون و حتی جن زدگی شود.

خداوند در آیاتی از قرآن کسانی را که از گوشت خواری امتناع می کنند یا بی دلیل گوشت بز و چارپایان و جنین آنان را تحریم می کنند، نکوهش می کند (انعام، آیات۱۴۲و ۱۴۳) و تحریم استفاده از گوشت آن را افترایی به خود و بدعتی در جاهلیت می داند. (انعام، آیه۱۴۴)

همچنین بر آدمی است که از گوشت های تازه تغذیه کند، زیرا تأثیر آن بهتر و بیشتر و برای بدن مفیدتر بوده و زیانی ندارد. (نحل، آیه۴۱؛ فاطر، آیه۲۱)

در حلال گوشت ها تفاوتی میان ماده و نر وجود ندارد؛ (انعام، آیه۱۴۳) چنان که جنین آن ها نیز حلال می باشد و اگر براساس موازین اسلام تذکیه شود، خوردن آن هیچ مشکلی نخواهد داشت. همچنین از میان حیوانات وحشی، حیوانات حلال گوشت هستند که می توان از آن شکار و از گوشت آن ها تغذیه کرد. (مائده، آیات۱و ۴)

به همان اندازه که ترک گوشت خواری از حلال گوشت هایی چون گاو و گوسفند و شتر زیان بار است، خوردن گوشت برخی از جانوران جایز نیست؛ زیرا جز فساد و تباهی برای جسم و جان و روان تأثیری ندارد. از جمله گوشت های حرام می توان به گوشت خوک اشاره کرد. (بقره، آیه۱۷۳؛ مائده، آیه۳؛ انعام آیه۱۴۵)

علت و فلسفه تحریم گوشت هایی چون گوشت خوک، پلیدی آن است (انعام، آیه۱۴۵) چون خوردن آن موجب فسق و انحراف می شود و زیان های زیادی به جسم و روان آدمی می رساند. (همان و نیز مائده، آیه۳) البته می توان از گوشت های حرام چون گوشت خوک در حالت اضطرار و بدون قصد گناه و مخالفت با حکم الله، به اندازه ضرورت برای رهایی از گرسنگی استفاده کرد (بقره، آیه۱۷۳؛ مائده، آیه۳؛ انعام، آیه۱۴۵) ولی نمی بایست به مقداری بخورد که سیر شود بلکه گرسنگی او برطرف شود و به لذت نخورد بلکه به اکراه بخورد تا کراهت باطنی نسبت به گوشت حرام همچنان در وی باقی بماند.

به هرحال، حلال شمردن گوشت ها و تحریم برخی از آنها براساس مصلحت و مفسده ای است که در خوردن آنها وجود دارد. برخی از گوشت ها، بر جسم و جان و روان آدمی تأثیر مثبت می گذارند، درحالی که برخی دیگر موجب می شود که انسان از حالت سلامت و تعادل بیرون رود. بدین لحاظ این دسته از جانوران یا قسمتی از بدن جانوران تحریم شده است.

درباره علت و فلسفه ذبح و تزکیه با قطع رگ های چهارگانه آمده است که وقتی حیوانی می میرد، خفه می شود یا براثر ضربه شدید و هجوم حیوانات وحشی و کشتن حیوان و یا به هر روش غیر شرعی دیگری کشته می شود یعنی به روشی غیر از روش قطع رگ های چهارگانه کشتار می شوند خون در بدن حیوان باقی می ماند و سریعاً باعث ایجاد عفونت در گوشت، کاهش سریع اسیدیته خون و تأخیر در فرآیند گلیکولیز می شود و کیفیت لاشه و گوشت کاهش می یابد. امام صادق(ع) می فرمایند: هرکسی که گوشت مردار مصرف نماید بدن او ضعیف و رنجور و نیروی بدنی او کاهش می یابد و نسل او قطع می شود و اگر به این کار ادامه دهد دچار سکته و مرگ ناگهانی می شود.

امام باقر(ع) نیز می فرمایند: خوردن خون موجب زردآب و مرض کبد می شود.

در بررسی های علمی نیز ثابت شده که خون باقی مانده در لاشه به دلیل شروع فرآیندهای تخمیری و کاهش اسیدیته، فساد لاشه را تسریع می نماید و اگر این گوشت توسط انسان مصرف شود، به دلیل رادیکال های آزاد تولید شده و اکسیداسیون سریع اسیدهای چرب غیراشباع لاشه بعد از مرگ و میر حیوان، برای انسان سمی است و پس از مصرف در بدن انسان باعث اکسید شدن منابع انرژی در بدن انسان می شود که در نتیجه این فرآیند، انرژی موردنیاز بدن تأمین نمی شود و بدن ضعیف می گردد.

از طرف دیگر رادیکال های تولید شده به گلبول های قرمز و سایر سلول های بدنی حمله می نمایند و باعث تخریب این سلول ها می شوند و در نتیجه این عمل، فرآیندهای اکسیداسیونی تشدید شده و گوشت به سرعت عفونی می شود. همچنین تجمع خون در بدن زمینه را برای رشد انواع میکروب های آلوده فراهم می کند و در زمانی که خون جریان ندارد گلبول های سفید و پلاکت ها از بدن در برابر عوامل خارجی دفاع نمی کنند و زمینه برای رشد میکروارگانیزم ها و ایجاد عفونت فراهم می شود که به شدت برای انسان مضر است. همچنین مصرف خون باعث ابتلا به جذام، بدبو شدن دهان و مشکلاتی در هضم مواد خوراکی می شود.

درباره فلسفه حرمت گوشت در کتب بهداشتی نیز آمده است که گوشت خوک ازنظر بهداشتی دارای میکروب های بسیار است که برخی از آنها عبارتند از:

۱- کرم تیناسلیرم که در معده از کیست بیرون می آید و تولید بیماری می کند و این بیماری در کشورهای غیراسلامی بسیار شیوع دارد.

۲- میکروب برتولیسم، کرم کدو که در بدن ایجاد مسمومیت می کند.

۳- کرم تریشین که دارای زاد و ولد بسیار است و گلبولهای سرخ را از بین می برد و از جمله عوارض آن شخص را دچار کم خونی، التهابات عضلانی، اسهال، دردهای رماتیسمی و کشش اعصاب و غیره می کند.

۴- تب مالت و وتریکنیور و مانند آن.

● گوشت های حلال

گوشت های جانورانی که دارای سم هستند و گوشت خوار نیستند، حلال می باشد. بهترین گوشت ها در میان جانوران چارپا، همین گوشت گاو، گوسفند، شتر و بز است و همه پرندگانی که دارای سنگدان هستند و گوشت خوار نمی باشند و بال زدن آنها بیشتر است و همچنین تخم آنها بیضی شکل بوده و دو سر آن یکسان نیست.

جانوران خشکی از وحشی و غیروحشی مانند آهو و بزکوهی، گاو کوهی و پرندگان از مرغ ها می بایست ذبح شوند و نام خدا (بسم الله) بر آنان برده شود و رو به قبله ذبح گردند. (مائده، آیه۳ و انعام ۱۴۵ و آیات دیگر و روایات معتبر) اگر این گونه نباشند، خوردن گوشت آنان حرام است؛ زیرا هر یک از شرایط در حلیت و تأثیر مثبت گوشت مهم و اساسی است.

گوشت های دریایی به سبب تازگی آن بسیار خوب است (نحل، آیه۴۱، فاطر، آیه۴۱) به شرط آن که دارای پولک و فلس باشد.

● ارتباط بهداشت روان و بهداشت تغذیه

ازنظر اسلام ارتباط جسم و جان و روان بسیار تنگاتنگ است. این گونه نیست که جسم بر روان آدمی یا روان بر جسم آدمی تأثیر نداشته باشد. روح و جان که در قالب و کالبد تن و جسم قرار گرفته متأثر از یکدیگر عمل می کنند.

در تحریم بسیاری از خوراکی ها و نوشیدنی ها به فلسفه آنها اشاره شده است. در برخی از روایات همان گونه که به گرم و سرد و رطوبت و یبوست غذاها اشاره شده، به تأثیرات آن بر روان آدمی و سلامت و بهداشت آن نیز توجه شده است. نوع حرمت به خاطر اثرات روانی و تربیتی و اخلاقی است که لقمه و غذا به دنبال دارد. مثلاً گفته شده که لقمه حرام و شبهه ناک باعث قساوت قلب می شود. مرحوم بیدآبادی به والد خود فرمودند که خوراک من تنها باید از آنچه خودت آماده می کنی باشد و آنچه که دیگری بیاورد قبول نکن زیرا ایشان معتقد بودند لقمه ای که انسان می خورد به منزله بذری است که در زمین افشانده می شود؛ اگر بذر خوب باشد ثمره آن هم خوب است و گر بذر خراب باشد محصول آن نیز خراب خواهد بود.

همچنین لقمه اگر حلال و پاکیزه باشد ثمره اش لطافت، قوت و آثار روحانیت است و اگر حرام و خبیث باشد، ثمره اش قساوت قلب و میل به دنیا، شهوات و محرومیت از معنویات است.

بعید نیست که انسان به برکت تقوا و شدت ورع خصوصاً پرهیز از لقمه شبهه ناک، صفای قلب و لطافت روح نصیبش گردد به طوری که امور معنوی و مأورای حس را درک کند؛ چون این نوع گوشت انسان را از یاد خداوند دور می نماید و به طرف بت ها گرایش می دهد. اسلام این نوع گوشت ها را در ردیف گوشت های حرام آورده است.

● تأثیر لقمه بر روحیات انسان

در تأثیر لقمه، داستان های بسیاری نوشته و گفته شده است. از جمله آورده اند که شریک بن عبدالله بن سنان بن انس نخعی از زاهدان و عابدان مسلمان به سبب لقمه حرام به گمراهی و ضلالت رفت. او که عالمی در زمان مهدی عباسی بود، وقتی مهدی از او خواست تا قاضی اول مملکت شود، این درخواست را رد می کند. سپس مهدی گفت: پس معلمی فرزندان من را قبول کن. شریک این درخواست مهدی عباسی را نیز رد نمود. سپس مهدی گفت: باید یکی از سه چیز یعنی قضاوت، معلمی یا یک وعده غذا را قبول نمائی. شریک وعده غذا را قبول کرد. بعد از صرف غذا شکم شریک از غذای حرام پر شد با خود گفت چه می شود که قاضی اول مملکت یا معلم دربار باشم؟ و سپس هر دو را قبول نمود.

این داستان به روشنی بر اثرات منفی لقمه حرام اشاره دارد. در احادیث آمده که عبادت همراه با حرام خواری مانند ساختن خانه ای برروی شن و یا برروی آب است. از آیه ۱۴۶ سوره انعام به دست می آید وقتی قوم یهود از دستورهای الهی از جمله پرهیز از ظلم و ستم بر ناتوانان، پرهیز از مخالفت با پیامبران و خوردن مال دیگران سرپیچی کردند، مورد مجازات و کیفر خداوند قرار گرفتند. در مجازات ایشان، اموری که حلال بود، بر آنان حرام می شود و این حرمت تنها برای مجازات و کیفر آنان بوده است. از این رو افزون بر گوشت های فوق و گوشت تمام حیوانات ناخن دار، گوشت حیوانات تک سمی مانند اسب، الاغ و قاطر نیز بر آنها حرام شد.

پیامبراکرم(ص) فرمود: هرکس لقمه ای از غذای حرام بخورد تا چهل شب نماز او قبول نمی شود، تا چهل روز دعای او مستجات نمی گردد و هر گوشتی که از حرام بروید، آتش دوزخ برای آن سزاوارتر است و حتی یک لقمه نیز باعث روئیدن گوشت می شود.

● خوردن گوشت در روایات و آداب آن

پیامبر(ص) به روایت امام صادق(ع): بر شما باد خوردن گوشت، چون گوشت، برای آدمی گوشت می آورد. هرکسی چهل روز بر او بگذرد و در آن فاصله گوشت نخورده باشد، بدخلق خواهد شد و هرکسی بدخلق شد، به او گوشت بخورانید. (وسائل الشیعه، ج۷۱، ص۶۲)

پیامبر(ص) به روایت امام صادق(ع)؛ آقای خوراک دنیا و آخرت گوشت است و آقای نوشابه های دنیا و آخرت آب. (وسائل الشیعه، ج۷۱، ص۷۲)

پیامبر(ص): خدایا به نان ما برکت ده و میان ما و آن جدایی مینداز که اگر نان نبود نه می توانستیم روزه بگیریم، نه نماز بخوانیم و نه دیگر واجبات پروردگار خویش را بجا آوریم.

پیامبر(ص) به روایت امام صادق(ع): هرکسی چهل روز بر او بگذرد و گوشت نخورده باشد، باید قرض بگیرد و گوشت بخورد. (وسائل الشیعه، ج۷۱، ص۶۲)

امام علی(ع) به روایت امام صادق(ع): چون مسلمانی سست و ضعیف شود، لازم است گوشت و شیر بخورد که خدای بزرگ نیرو را در آنها آفریده است. (خصال، ج۲، ص۶۱۷)

امام باقر(ع): آقای خوراکی ها گوشت است. (بحارالانوار، ج۶۶، ص۰۶)

پیامبر(ص): هرکسی چهل روز گوشت نخورد، بداخلاق خواهد شد و هرکسی بداخلاق شد، به او گوشت بخورانید.

امام صادق(ع): گوشت از گوشت به رویش می آید و هرکسی آن را چهل روز ترک کند، خلق او بد می شود. آن را بخورید که بر توانایی چشم و گوش شما می افزاید. (وسائل الشیعه، ج۷۱، ص۶۲)

امام صادق(ع): گوشت باید هر سه روز یک بار خورده شود که در ماه می شود ده بار، نه بیش از این. (کافی، ج۵، ص۵۱۱)

امام صادق(ع) از قول پیامبر(ص) می فرماید: «کسی که دوست دارد خشم او کم شود گوشت دراج بخورد.» دراج پرنده ای است شبیه کبک که گوشت لذیذی دارد. از این تعبیر به خوبی استفاده می شود که خشم و بردباری با تغذیه مرتبط است. امام صادق(ع) در بیان حکمت حرمت خون می فرمایند: اینکه خداوند خون را حرام کرده به خاطر آن است که سبب جنون و سنگدلی و کمبود رأفت و مهربانی می شود... تا آنجا که ممکن است فرد، فرزند و یا پدر و مادرش را به قتل برساند! (وسائل الشیعه، ج۳، ص۱۰۰ و مستدرک، ج۶۱، ص۱۶۳)

محمدعلی شمسایی