نسیمی از آموزه های امام سجاد ع

من رمی الناس بما فیهم رموه بما لیس فیه, هر کس به مردم عیبی را نسبت دهدکه واقعاً دارای آن عیب هستند, نهایتاً مردم به او عیبی را که ندارد, نسبت خواهند داد

در مطلب حاضر نویسنده گلچینی از آموزه ها و معارف بلند امام زین العابدین(ع) در زمینه اخلاق فردی و اجتماعی را فراهم کرده که با هم آن را از نظر می گذرانیم.

● آموزه اول: پرهیز از به رخ کشیدن عیب ها

من رمی الناس بما فیهم رموه بما لیس فیه، هر کس به مردم عیبی را نسبت دهدکه واقعاً دارای آن عیب هستند، نهایتاً مردم به او عیبی را که ندارد، نسبت خواهند داد.

(میزان الحکمه ج ۱ ص ۱۵۹)

دستگاه آفرینش به گونه ای طراحی شده که حرکت جریان باطل را برنمی تابد. ظلم از جمله مهم ترین جریانات باطل است که مصداق بارز آن عیب جویی و عیب گویی است و معمولا در اشخاص بیمار دل و کوتاه نظر ظهور و بروز پیدا می کند.

شخص عیب جو، خود اولین قربانی است که در حرکت جریان حق، از مسیر صحیح کاروان هستی، منحرف گشته و از مراتب کمال سقوط می کند. منشأ چنین حالت و روحیه ای در واقع به این برمی گردد که آدمی خود را خوب نمی شناسد و توجه ندارد به اینکه خودش به مراتب بیش از دیگران نقص و عیب دارد. (نهج البلاغه، حکمت ۳۴۹)

از امام ششم نیز نقل است که: هرگاه دیدید کسی گناهان و عیب مردم را می جوید و گناهان خویش را از یاد برده، بدانید که گرفتار مکر خدا شده است. (میزان الحکمه ج ۲ ص ۷۵۷)

ای بسی ظلمی که بینی در کسان

خوی تو باشد در ایشان، ای فلان

اندر ایشان تافته هستی تو

از نفاق و ظلم و بد مستی تو

آن توی و آن زخم بر خود می زنی

بر خود آن ساعت تو لعنت می کنی

در خود آن بد را نمی بینی عیان

ورنه دشمن بودیی خود را به جان

حمله بر خود می کنی ای ساده مرد

همچون آن شیری که بر خود حمله کرد

چون به قعر خوی خود اندر رسی

پس بدانی کز تو بود آن ناکسی

(دفتر اول مثنوی- ۱۳۲۴- ۱۳۱۹)

● آموزه دوم: تأکید بر کیفیت نه کمیت

لایقل عمل مع التقوی و کیف یقل مایتقبل. یعنی هیچ کاری توام باتقوا کم نیست، چگونه کم باشد چیزی که مقبول خدا واقع می شود. (تحف العقول ص ۵۸۲)

از نگاه دینی، عمل، بخودی خود فاقد ارزش است. عمل، هنگامی ارزشمند است که با نیت خدایی همراه باشد. عمل هر گاه رنگ الهی به خود گرفت، قیمت پیدا می کند.

نیت خدایی و رنگ الهی در واقع همان تقواست. یعنی یک فرد مسلمان وقتی می خواهد کاری انجام دهد، لازم است همه ضوابط شرعی را مراعات کند. محدوده های ممنوعه (حرام و مکروه) و منطقه های مجاز (واجب و مستحب) را محترم بشمارد.

بنابراین عمل با طعم الهی (رفتار همراه با تقوا) کوچک و بزرگش فرق نمی کند. رفتار شایسته، هر چند به لحاظ کمیت ناچیز و به لحاظ حجم کوچک باشد، در پیشگاه پروردگار عالم مقبول می افتد و همین گونه عمل است که آدمی را به کمال و سعادت می رساند.

لذا در قرآن تاکید می شود که خداوند منحصراً از افراد متقی، عمل را می پذیرد. (مائده/ ۷۲) انسانها دعوت شده اند تا بهترین و نیکوترین رفتار را از خود بروز دهند و نه بیشترین و زیادترین آن را. (ملک/۲)

● آموزه سوم: ادای حقوق پدر و مادر

اما سجاد(ع) در رساله ارزشمند موسوم به حقوق درباره حق مادر و پدر می فرمایند:

حق مادرت این است که بدانی او:

۱) تو را در جایی حمل کرد که هیچ کس دیگری آن کار را انجام نمی دهد.

۲) از میوه دلش تو را خوراک داده است که دیگری نمی دهد.

۳) تو را با گوشش و چشمش و دستش و پایش و مویش و سراپایش و همه اعضایش نگه داری کرده است.

۴) و به این فداکاری شاد و خرم بوده و همواره از تو مواظبت نموده و هر ناگواری و دردی و هرگونه سختی و غم و اندوهی را تحمل کرده است تا دست آفات به تو نرسد.

۵) دلش خوش بوده است که تو سیر باشی و او گرسنه، تو جامه بپوشی و او برهنه باشد.

تو را سیراب کند و خود تشنه بماند. تو را در سایه آورد و خود را زیر آفتاب برد.

با سختی کشیدن ها تو را به نعمت رساند، با بی خوابی های خود تو را به خواب برد، شکمش را ظرف وجود تو ساخت، دامنش آسایشگاه تو و پستانش مشک آب تو، جانش فدای تو و بخاطر تو و به حساب تو، گرم و سرد روزگار را چشید.

به این اندازه که دانستی، قدرش را بدان. البته جز به کمک و توفیق خدای توانا، توانایی سپاس او را نخواهی داشت.

اما حق پدرت این است که بدانی: او بنیاد و ریشه توست و تو شاخه او هستی.

اگر او نبود تو هم نبودی. پس هرگاه در خود صفت خوشایند و چیز پسندیده ای یافتی، بدان که آن را از پدرت داری. خدا را سپاس گزار و او را نیز بدین مقدار که دانستی قدر بدان و از او ممنون باش. (تحف العقول ص ۹۲۶-۸۶۲)

● آموزه چهارم: آراستن خود به همه خوبی ها

امام چهارم می فرمایند: همه خیر و خوبی در دو چیز است:

۱)مراقبت از نفس و خویشتن داری

۲) برکندن چشم طمع از مال مردم و درخواست نکردن از آنان

(تحف العقول ص ۵۸۲ و میزان الحکمه ج ۱ ص ۳۴۳)

حضرت تاکید فرمودند: انسانی که در هیچ کاری به مردم امید نبندد و همه امور خود را به خدا واگذارد، خداوند نیز هر خواسته ای که او داشته باشد، اجابت خواهد کرد. (میزان الحکمه ج۱ ص۱۶۳)

درخواست از مردم نتایج بدی در پی دارد: از جمله:

۱) مایه خواری و سرافکندگی در زندگی است.

۲) شرم و حیا را از آدمی می ستاند. (و تکرار آن قبح و زشتی تقاضا کردن را از بین می برد)

۳) از وقار و شکوه و منزلت انسان می کاهد.

۴) درخواست از مردم و تقاضای کمک در واقع یک نوع فقر و نداری است. برعکس هر چه کمتر از مردم درخواست گردد، در واقع به یک نوع ثروت و توانگری دست یافته است.(تحف العقول ص ۶۸۲ و میزان الحکمه ج۲ ص ۹۷۷)

در آموزه های اسلامی به حفظ کرامت، عزت، بزرگواری و استقلال شخصیت انسانها بسیار تاکید شده است. مومنان عزیزند، به هیچ قیمتی نباید عزتمندی خویش را با درخواست های مکرر لکه دار کرده و یا آن را حراج کنند.

هر که را باشد طمع، الکن شود

با طمع کی چشم و دل روشن شود

پیش چشم او خیال جاه و زر

همچنان باشد که موی اندر بصر

(مثنوی- دفتر ۲- ۵۸۰- ۹۷۵)

حد خود بشناس بر بالا مپر

تا نیفتی در نشیب شور و شر

گفت: این معکوس می گویی بدان

شور و شر، از طمع آید سوی جان

(همان- دفتر ۵- ۲۳۹۷-۶۹۳۲)

● آموزه پنجم: بهره گیری از رحمت خدا

از اینکه کسی نجات یافته تعجب نیست، بلکه تعجب از انسانی است که هلاک شده است، که چگونه با وجود رحمت گسترده خداوند سقوط نموده است. (میزان الحکمه ج۲ ص ۹۱۴)

خدای مهربان برای هدایت و سعادت بشر از هیچ چیزی فروگذار نکرده است. پیش از همه فطرت الهی است که از درون انسان وی را به سوی حقیقت و زیبایی و خیراخلاقی و کمال نهایی راهنمایی می کند. ذات آدمی به زیباترین وجه با رنگ خدایی نقاشی شده است. (بقره/۸۳۱)

انسان در پرتو نورافشانی فطرت و عقل از ناحیه درون و کمک و راهنمایی پیامبران الهی و دستگیری و رهبری مستمر امامان معصوم(ع) و علماء و اولیاء و بالاخره با هدایت و همراهی کتابهای آسمانی از ناحیه بیرون، به سهولت می تواند در مسیر تعالی و تکامل قرار گیرد و انتظار معقول نیز همین است. آیا اگر دانش آموزی با فراهم بودن همه زمینه های تحصیل مانند مدرسه، معلم، کتاب تشویق و راهنمایی والدین و دوستان و امکانات مادی و معنوی و... باز هم بدنبال فرصت سوزی و بازیگوشی و بی اعتنایی باشد، شگفت انگیز نیست؟

رحمت خدا را ببینید که حتی اگر آدمی به اندازه سنگینی کوهها و دریاهای عالم گناه کند، همین که واقعا پشیمان گردد، او را با آغوش باز می پذیرد. آیا با این همه سعه صدر و رحمت، اگر کسی بخواهد خود را به زور به جهنم ببرد، جای تعجب نیست؟

سبق رحمت بر غضب هست ای فتی

لطف غالب بود در وصف خدا

(مثنوی- دفتر ۵- ۱۹۵۱)

رحمت او سابق است از قهر او

سابقی خواهی برو سابق بجو

(مثنوی- دفتر ۴- ۵۰۲۳)

● آموزه ششم: عبرت گیری از مصیبت های روزانه

بیچاره آدمی، هر روز سه مصیبت به او می رسد و حتی از یکی از آنها پند نمی گیرد. اگر عبرت می گرفت و گوش فرا می داد، کار دنیا و سختی های آن بر او آسان می گردید.

مصیبت اول: هر روز که می گذرد، یک روز از عمرش کاسته می شود. اگر از مال او چیزی کم گردد، اندوهگین می شود، در صورتی که مال جایگزین دارد، اما عمر از دست رفته جبران نمی شود.

مصیبت دوم: هر روز روزیش را به طور کامل دریافت می کند. چنانچه این روزی، از راه حلال کسب شده باشد، باید در قیامت حساب پس بدهد و اگر از راه حرام باشد، کیفر خواهد دید.

مصیبت سوم: که از دو قسم قبلی بزرگتر است، این است که هیچ روزی را به شب نمی رساند مگر اینکه یک منزل (یک گام) به آخرت نزدیک تر شده است. اما او نمی داند که آیا به سوی بهشت خواهد رفت و یا به طرف آتش گام برمی دارد. (میزان الحکمه ج۲ ص ۵۴۶)

خرما نتوان خورد از این خار که کشتیم

دیبا نتوان کرد از این پشم که رشتیم

بر حرف معاصی خط عذری نکشیدیم

پهلوی کبائر حسناتی ننوشتیم

ما کشته نفسیم و بس آوخ که برآید

از ما به قیامت که چرا نفس نکشتیم

افسوس برین عمر گرانمایه که بگذشت

ما از سر تقصیر و خطا درنگذشتیم

پیری و جوانی پی هم چون شب و روزند

ما شب و روز آمد و بیدار نگشتیم

(کلیات سعدی ص ۶۳۷)

● آموزه هفتم: قدردانی و تشکر از دیگران

اشکر کم لله اشکر کم للناس. قدردان ترین شما از خدا، قدردان ترین شما از مردم است. (میزان الحکمه ج ۱ ص ۷۴۵)

خدای متعال در روز قیامت به یکی از بندگان خود می فرماید: آیا از فلان کس تشکر کردی؟ بنده می گوید: ای پروردگار از تو سپاسگزاری نمودم. خداوند می فرماید: چون از او تشکر نکردی از من نیز تشکر نکرده ای (همان) امام(ع) در رساله حقوق می فرمایند: حق کسی که به تو خوبی می کند این است که از او تشکر نمایی و خوبی اش را به زبان آوری و از وی به نیکی یاد کنی و میان خود و خداوند برایش خالصانه دعا کنی. اگر چنین رفتار کردی، بدون شک در نهان و آشکار در واقع از او تشکر کرده ای، وانگهی اگر روزی توانستی نیکی او را جبران کنی، جبران کن. (تحف العقول ص۱۷۲)

شکر او شکر خدا باشد یقین

چون به او احسان کرد توفیقش قرین

ترک شکرش، ترک شکر حق بود

حق او لاشک به حق ملحق بود

شکر می کن می خدا را در نعم

نیز می کن شکر و ذکر خواجه هم

رحمت مادر، اگرچه از خداست

خدمت او هم فریضه ست و سزاست

زین سبب فرمود حق صلو علیه

که محمد بود محتال الیه

در قیامت بنده را گوید خدا:

هین چه کردی آنچه دادم من تو را؟

گوید ای رب شکر تو کردم به جان

چون زتو بود اصل آن روزی و نان

گویدش حق: نه نکردی شکر من

چون نکردی شکر آن اکرام فن

بر کریمی کرده یی ظلم و ستم

نه زدست او رسیدت نعمتم

(مثنوی- دفتر ۶- ۳۲۶۲-۴۵۲۳)

● آموزه هشتم: نرم خویی و لطافت با مردم

امام چهارم(ع) فرمودند: آخرین سفارش حضرت خضر(ع) به جناب موسی(ع) این بود که: هیچ گناهکاری را به خاطر گناهش (و هر خطای دیگری) سرزنش مکن و سپس فرمود: محبوب ترین صفات یک انسان در پیشگاه خداوند عبارتند از:

۱)در عین توانگری و دارایی، قناعت در زندگی و روش میانه (اقتصاد) را در پیش بگیرد.

۲)در عین داشتن قدرت، گذشت از انتقام و چشم پوشی از خطای دیگران را پیشه کند.

۳)در مواجهه با مردم، نرمی و لطافت را سرلوحه کار خود قرار دهد.

و آن گاه تاکید فرمودند: هیچ کس با دیگران در زندگی نرمی نکرد جز آنکه خداوند در روز قیامت با او به نرمی (ونه قهر و شدت) رفتار خواهد کرد. ای عزیز بدان که اوج حکمت، ترس از خدای متعال است. (خصال ج۱ ص۸۲۱)

موسیا در پیش فرعون زمن

نرم باید گفت قولا لینا

آب اگر در روغن جوشان کنی

دیگدان و دیگ را ویران کنی

نرم گو لیکن مگو غیرصواب

وسوسه مفروش در لین الخطاب

(مثنوی- دفتر ۴- ۳۸۱۷-۵۱۸۳)

● آموزه نهم: روش تعریف و تمجید خدا

ابوحمزه ثمالی می گوید: به امام سجاد(ع) گفتم شما می فرمایید خدا را به پنج عبارت تمجید کنید. آن عبارات کدام هستند؟ حضرت فرمودند:

۱) با عبارت (سبحان الله و بحمده) در واقع خدا را از سطح فکر افراد نادان و خدانشناس بالاتر دانسته ای.

۲) با عبارت (لااله الاالله وحده لاشریک له) در واقع کلمه اخلاص را گفته ای و با گفتن این ذکر از آتش جهنم نجات می یابی مگر آنکه مستکبر و ظالم باشی.

۳) با عبارت (استغفرالله و اتوب الیه) در واقع دو صفت مستکبر بودن و ظالم بودن را از خود پاک کرده ای.

۴) با عبارت (لاحول و لاقوه الابالله) در واقع کار خود را به خدا واگذار کرده ای.

۵) با عبارت (الحمدلله) در واقع در برابر همه نعمت ها شکر خدای متعال را به جای آورده ای.

مستکبر و ظالم سه نشانه دارد که از آن طریق قابل شناسایی است:

۱- شخصی که به گناه خود اصرار می ورزد.

۲- شخصی که هوای نفس بر او غالب است.

۳- شخصی که دنیا را بر آخرتش بهتر و مقدم تر می داند.

(خصال ج۱ ص۸۶۲)

● آموزه دهم: پرهیز از دروغ

حضرت به فرزندان خود می فرمودند:

از دروغ کوچک و بزرگش، جدی و شوخی اش دوری کنید. زیرا انسان هرگاه در چیزی کوچک دروغ بگوید، به گفتن دروغ بزرگ تر نیز جرأت پیدا می کند. (میزان الحکمه ج۲ ص۱۷۸) از قول عایشه نقل می کنند که می گفت: هیچ خصلتی از دیدگاه پیامبر(ص) منفورتر و زشت تر از دروغ نبود و هرگاه مطلع می شد یکی از اصحابش دروغی گفته است، به او بی اعتنایی می کرد تا آن وقتی که خبردار می شد وی توبه کرده است. (همان ص ۵۸۹)

از منظر روانشناختی اگر توجه کنیم، شکستن حدود و مرزها، ورود به محدوده ممنوعه، هر چند اندک و کوچک باشد، کمترین اثرش، شکستن قبح و زشتی آن رفتار است، لذا در عمل به ضد ارزشها، نباید مقیاس را کوچک و بزرگ بودن و یا کم و زیاد بودن آن قرار داد بلکه بدی و خطا و گناه را لازم است در تمام سطوح آن و در ذات خود زشت بدانیم تا بتوانیم از همه آنها اعم از کوچک و بزرگ اجتناب نماییم.

دل نیارامد به گفتار دروغ

آب روغن، هیچ نفروزد فروغ

در حدیث راست، آرام دل است

راستی ها دانه دام دل است

(دفتر ۲-۶۳۷۲- ۵۳۷۲)

دل بیارامد به گفتار صواب

آنچنانکه تشنه آرامد به آب

(دفتر ۶- ۶۷۲۴) مثنوی

محمدمهدی رشادتی

۱) قرآن کریم

۲) نهج البلاغه، محمد دشتی، پیام مقدس

۳) صحیفه کامله سجادیه، ترجمه علیرضا رجالی تهرانی، نشر خادم الرضا

۴) تحف العقول، شعبه الحرانی، ترجمه علی اکبر غفاری، نشر اسلامیه

۵) خصال، شیخ صدوق، ترجمه کمره ای، اسلامیه

۶) منتخب میزان الحکمه ، محمدی ری شهری، چاپ و نشر دارالحدیث

۷) مثنوی معنوی، مولوی، نشر مولی

۸) کلیات سعدی، نشر دوستان

۹) پیشوای چهارم، هیئت تحریریه مؤسسه در راه حق، ناشر در راه حق