بررسی تاثیرشاخصه های جهان بینی ایرانی برفلوطین و فلسفه نوافلاطونی

طبق نقل منابع معتبر , فلوطین برای یادگیری حکمت ایرانی به شرق سفر کرده است سفر وی , این پرسش را در ذهن هر ایرانی , که علاقه مند به اندیشه های ویژه سرزمینش باشد , مطرح می سازد که آیا می توان رد پایی از تفکرات و جهان بینی ایرانی به ویژه آیین مهر را در فلسفه فلوطین جستجو کرد این مقاله می کوشد به این پرسش , پاسخ دهد

چکیده :

در این مقاله ضمن بیان گزارشی از زندگی فلوطین , پایه گزار فلسفه نوافلاطونی، با نقل از منابع معتبر از مسافرت وی به شرق برای فراگیری فلسفه ایرانی سخن به میان می آید.

سپس نگارنده به روشی تطبیقی روی آورده وبه بررسی پاره ای از نظریات فلوطین ، مانند : نظریه فیض و نیز نظریه صادر اول و واسطه ی فیض بودن عقل پرداخته و آنگاه با تحقیق در شواهد متعددی از منابع کهن جهان بینی ایرانی چون کتاب بندهش و نیز اساطیر و آموزه های مهری ، این ایده را مطرح می سازد که به دلیل وجود شباهت های انکار ناپذیر میان این دو مشرب و نیز مسافرت فلوطین به ایران برای کسب حکمت ایرانی و همچنین شیوع آیین مهر در آن زمان در امپراطوری روم ، که فلوطین پس از بازگشت از ایران در آنجا سکنی گزید ، وی و نیز پیروانش در طرح پاره ای از نظریات خود ، ملهم و متاثراز جهان بینی ایرانی بوده اند.نگارنده در این مقاله بر آنست که از تاثیراتی که جهان بینی بزرگ ایرانی بر دیگر تفکرات نهاده پرده بردارد و بدین وسیله ارزش آن را آشکار سازد این کار برای ثبت اندیشه ایرانی در تاریخ و شناساندن آن به آیندگان و نیز ممانعت از مصادره و یا کوچک شماری آن توسط بیگانگان نیز اهمیت دارد.

کلید واژه ها :

« جهان بینی ایرانی ، نظریه فیض ، واسطه فیض ، عقل ، فلوطین »

1- مقدمه و طرح مساله :

در میان فیلسوفان دوره یونان و روم , فلوطین (plotinus) آخرین فیلسوف بزرگ محسوب می شود ؛ وی در مصر به دنیا آمد و در اسکندریه به آموختن فلسفه پرداخت شهری که « علاوه بر فلاسفه و علما , پیروان و مبلغان ادیان گوناگون از جمله مسیحیان و یهودیان و مهر پرستان و گنوستیکها (gnostics) به تبلیغ و اشاعه معتقدات خود می پرداختند » ( پور جوادی ،1358: 4 ) فلوطین پس از تحصیل فلسفه در چنین فضای فکری و فرهنگی به سودای یادگیری فلسفه ایرانی از موطن خود رهسپار ایران شد .

این سفر علمی – که از نظر تاریخی انکار ناپذیر است - و نیز شیوه خاص اندیشه و فلسفه وی که « عمیقا" با عرفان و راز ورزی در آمیخته بود » ( همیلن ، 1377: 69) و در واقع می توان گفت رنگ و بوی شرقی به خود گرفته بود و به قول ورنر « نمودار آمیزش اندیشه یونان و فکر مشرق زمین » شده وبود . ( ورنر ،1383 : 216)

این پرسش را در ذهن هر ایرانی علاقه مند به اندیشه ها و جهان بینی خاص سرزمینش مطرح می سازد که :« آیا می توان رد پایی از تفکرات ایرانی به ویژه آیین مهر را در فلسفه فلوطین جستجو کرد ؟ »

این مساله و پرسشی است که ما می کوشیم در این مقاله پاسخی مناسب و قانع کننده برای آن بیابیم .

2- مبحث اصلی :

2-1- نظری به زندگی فلوطین و راه آشنایی او با اندیشه ایرانی :

-آنچه ما از زندگی فلوطین می دانیم بسیار محدود است . در مورد سال تولد و مولد آن چنین گفته اند :« فلوطین متولد 205 میلادی است...که احتمالا در لیکوپولیس (lykopolis ) در مصر علیا به دنیا آمد. (Edward, 1972 : 351)

در مورد کودکی و نوجوانی وی اطلاعات چندانی در دست نیست ، اما در مورد جوانی وی فرفوریوس ( Porphyry ) ، شاگرد نامدار وی ؛ چنین می گوید :

«در بیست و هشت سالگی به فلسفه تمایل یافت و به نزد آموزگاران فلسفه که در اسکندریه شهرتی داشتند رفت ، ولی سودی نیافت و اندوهناک شد و درد دلش را با یکی از دوستانش در میان نهاد ، این دوست که به اشتیاق او پی برده بود او را به نزد آمونیوس فرستاد و فلوطین پس از حضور در کلاس درس او به دوستش گفت : به دنبال همین مرد می گشتم ». ( فرفوریوس ، 1366 : 1101 )

پس از آن فرفوریوس در نزد آمونیوس می ماند و به یادگیری حکمت و فلسفه می پردازد « در فلسفه چندان پیش رفت که مایل شد با فلسفه ایرانی و هند ی آشنا شود .

چون امپراطور گردیانوس می خواست به ایران لشکر بکشد فلوطین همراه سپاه او رفت . در این هنگام سی و نه ساله بود و یازده سال در حلقه در آمونیوس مقیم مانده بود .گردیانوس در بین النهرین کشت شد و فلوطین با تحمل دشواری های فراوان ، رهایی یافت و خود را به انطاکیه رساند پس از آنکه فیلیپ به مقام امپراطوری رسید فلوطین به رم رفت ؛ در این هنگام چهل ساله بود » . ( فرفوریوس , 1366 : 1101 )

فلوطین در رم ، مکتبی فلسفی به پا می کند و به بسط فلسفه خویش و تربیت شاگردان می پردازد وی سرانجام در حدود سال 270 میلادی در همان دیار , دیده از جهان فرو می بندد. وی در هنگام مرگ به یکی از شاگردانش که به دیدارش رفته بود چنین گفت : « می کوشم موجود الهی را که در من است به موجود الهی که در کیهان است, باز گردانم » .( فرفوریوس , 1366 : 1100 )

در بالا مختصرا با زندگی فلوطین آشنا شدیم و دیدیم که وی پس از یازده سال فلسفه آموزی در نزد آمونیوس بر آن می شود که به ایران برود تا با حکمت آن آشنا شود .

اینکه آیا وی به آنچه در جستجویش بود , نایل شد یا نه ؛ موضوعی است که تواریخ در مورد آن توضیح چندانی نمی دهد ؛ اما با توجه به روحیات کنجکاوانه فیلسوفان بعید به نظر می رسد که فلوطین از این سفر دشوار و پر دردسر بی نصیب و تهی دست بازگشته باشد ولیکن از آنجا که تاریخ ، توضیحی برای ما ندارد ما می کوشیم در قسمت بعد با بررسی فلسفه فلوطین , به باز شناسی تاثیر اندیشه های ایرانی بر آن ، بپردازیم .

2-2- نگاهی به پاره ای از نظرات فلوطین :

باید توجه داشت که فلوطین تا پنجاه سالگی چیزی ننوشت ، و پس از آن ، به خواهش دوستان و شاگردانش ، شروع به تالیف رسالاتی در موضوعات فلسفی کرد .

« این نوشته ها بیشتر یادداشتهایی برای دروس خود فلوطین بود تا برای خوانندگان ، و به همین جهت ، فهم آنها در بسیاری از موارد ، چه برای یونانیان و چه برای متاخرین ، مشکل بود . به علاوه فلوطین به علت ضعف چشم نتوانسته بود این نوشته ها را بخواند ، و در آنها تجدید نظر کند .فلوطین تدوین و تنظیم این نوشته ها را به عهده شاگرد خود فرفوریوس گذاشت ، و او آن را در 54 رساله ، که به 9 قسمت تقسیم شده بود ، به ترتیب موضوعات منظم کرد ، و بنا براین آثار فلوطین را در6 جلد که هر جلدی 9 رساله یا 9 باب بود قرار داد ، و به خاطر همین تقسیم نه گانه ، آثار فلوطین به انئادها ( Enneads ) یا تاساعات و نیز تاسوعات موسوم شد .چنانکه گفتیم به علل مذکور ، انئاد ها از مشکل ترین متون فلسفی یونانی است » . ( مصاحب ، 1381 : 1935 )

ما در این بخش می کوشیم بخشهایی از فلسفه فلوطین را که به زعم ما وی در پی ریزی و طرح آن متاثر از اندیشه های ایرانی بوده است ، بیان می کنیم .

فلوطین می گوید : « اگر در موجودات به دیده تامل بنگریم به این حقیقت پی می بریم که اصل اول اشیاء ، الزاما همان وحدت است ...در همه جا وحدت است که موجودیت واقعی را پدید می آورد . وانگهی این نکته مسلم است که هر آنچه کثیر است ، به اعتبار کثرت ، نمی تواند بی نیاز از غیر باشد ... تنها واحد به ذات است که به هیچ چیز نیاز ندارد و خود خویشتن را کفایت می کند .تنها ، یکتاست که مطلق است » . ( ورنر ، 1382 : 226 )

واحد چون بی نیاز از غیر است و مطلق است ، از هر اندیشه ای برتر است ؛ زیرا که « کاملا بسیط است و نه به اندیشه در آید و نه صریحا" بتوان آنرا تعیین و مشخص کرد » . (Routledge , 2000: 683) .پس دانستیم که " احد " به جهت کمال مطلق و خیر بودن ،آفریننده تمامی موجودات است ولی وی اشیاء را چگونه می آفریند ؟

در واقع چگونه از وحدت مطلق و کمال نامتناهی ، کثرت و متناهی به وجود می آید ؟ « افلوطین بر اساس این نظریه که خدا اصل نهایی است ، چگونه می تواند متناهی را تبین کند؟ خدا نمی تواند خود رابه اشیاء متناهی محدود کند ، که گویی آنها جزء او هستند و نه می توانند عالم را با فعل آزاده اراده خویش بیافریند ، زیرا آفرینش نوعی فعالیت است و نسبت دادن فعالیت به خدا وبدین گونه بر هم زدن تغییر ناپذیری او خطاست . بنابراین افلوطین به استعاره « صدور» متوسل شد » (کاپلستون ، 1368: 537 )

اما صدور یا فیض ( emanation )چیست ؟و چه تفاوتی با عمل خلق کردن دارد ؟

فلوطین چنین پاسخ می دهد : « یک فعل خلاق آزاد مستلزم این است که خدا از حالت مطمئن و آرام درخود بودن و بی نیاز از بیرون ، خارج شود( کاپلستون ، 1368 : 537 ). و طبیعی است که فلوطین این امر را نپذیرد و چنین بیان کند : « از این سرچشمه یزدانی همه چیز جاری می شود بی آنکه هرگز از آن جدا گردد ...این صدور یا فیض سر چشمه اش را تحلیل نمی برد به عکس سر چشمه برای همیشه ناکاسته و پر می ماند . » (ارمسن ؛ ری ، 1378 : 160 )

اما از احد تا خیر در ابتدا تنها و تنها یک چیز صادر می شود که آنرا «عقل »گویند و آنرا صادر اول و رابط « احد » با « نفس عالم » می داند، «صادر اول از احد ، فکر یا عقل (نوس) است ... از نوس که « زیبایی » است « نفس » صادر می شود که مطابق است با « نفس عالم » تیمائوس . این « نفس عالم » غیر جسمانی و تقسیم ناپذیر است لیکن حلقه ارتباط بین عالم فوق محسوس و عالم محسوس است » . ( کاپلستون ، 1368 : 539 )

مشاهده کردیم که فلوطین برای آفرینش سه مرحله طولی قایل است « یا آنگونه که خود فلوطین می گوید سه اقنوم : احد ، ...عقل و روح ... رابطه میان اقنوم ها رابطه صدور است ... فلوطین همواره طوری سخن می گوید که انگار اصل یا اقنوم چهارمی هم به نام طبیعت هست جهانی که روح جهان به آن حیات می دهد و پلی است میان آن روح و ماده محض ». ( همیلن ، 1377 : 69 )

اما باید توجه داشت که فلوطین تنها به سه اقنوم ( hypostasis) قایل است «افلوطین با این وصف ادعا می کند که دقیقا" سه اقنوم وجود دارد و نه بیشتر و نه نیز کمتر . او برای نشان دادن اینکه چیزی را کنار نگذاشته است ، ترتیب استدلال فیلسوف مادی نگر را معکوس می کند .در حالی که فیلسوف مادی نگر در صدد فهم نفس و عقل به منزله ویژگیهای بدن است ، افلوطین در صدد تاویل ماده با استناد به نفس و عقل است .اگر اعتقادات مان درباره ماده را بیاموزیم ، خواهیم دید که امکان ندارد ماده واقعیتی مستقل باشد و تلقی ما از ماده نامنسجم است » ( اروین ، 1380 : 253 )

2-3- شباهت های میان اندیشه های ایرانی و فلسفه نوافلاطونی :

-فلسفه نو افلاطونی چنانچه از نامش پیداست ، بیش و پیش از هر چیز دیگری ، متاثر از فلسفه افلاطون و در تداوم آن می باشد البته با ابتکارات و ابداعات خاص خود . و همانطور که همه آگاهند خود فلسفه افلاطون تا حدود زیادی متاثر از تفکرات ایرانی بوده است ؛ دوشن گیمن ، ایران شناس برجسته فرانسوی در این خصوص چنین می گوید : « در مورد افلاطون ، تماس او با ایران یک امر تقریبا " معلوم تاریخی است و مسلم است که آکادمی با نظریه های ایران آشنا بوده ؛ این نظریه ها رواجی روز افزون داشت » . ( دوشن گیمن ، 1385 : 102 ) البته پرداختن به آن نظریات و جزئیات آن ، خود مجالی وسیع و گشاده می طلبد و از حوصله بحث کنونی ما خارج است .

ذکر این مطلب در اینجا تنها بدین دلیل بود که بدانیم فلسفه نو افلاطونی در وهله اول ، به واسطه فلسفه افلاطون ، تحت تاثیر اندیشه های ایرانی بوده است ، چنانکه عده ای در همین خصوص گفته اند : « ایده مبحث آخرت در دیانت ایرانی تاثیر شگرفی بر ذهنیت آغازین یونانی داشته ،و سبب ساز پیدایی روبه رشد اندیشه های عارفانه و نو افلاطونی شده است . احتمالا" الهام های به اصطلاح کلدانی که ویژگی مرموز نوافلاطونی و عرفانی به خود گرفته بود نیز از همین راستا ناشی شده است » . (معیری ، 1381 : 117 )

اما در خصوص تاثیرات بی واسطه اندیشه های ایرانی بر فلسفه نو افلاطونی باید گفت همانطور که پیشتر ، در ضمن بیان نظریات فلوطین ، مشاهده نمودیم یکی از شاخصه های اندیشه فلوطین اعتقاد به جریان صدور و فیض بجای خلقت بود این نظریه درفلسفه یونانی سابقه ندارد ؛راداکریشنان در تاریخ فلسفه خود «اعتقاد به نظریه فیضان » را از ویژگیهای غیر یونانی فلسفه فلوطین می داند . ( راداکریشنان ، 1367 : 109 )

اعتقاد ما آنستکه ، « نظریه فیض » « Theory of emanation » به احتمال قوی تحت تاثیر اندیشه های ایرانی به ویژه آیین مهر که در آن زمان رواج گسترده ای داشته است در اندیشه و حکمت فلوطین آشکار شده است ، زیرا در آیین مهر ، مهر که « کهن ترین جوهره روشنایی » است (کومون ، 1383 : 159) نقشی محوری و پایه ای دارد ؛

منبعی نامتناهی که سر چشمه نور و روشنایی است و با اشراق و افاضه وی ، بی آنکه از سرچشمه چیزی کم و کاسته گردد ، تمامی ظلمت ها و تیرگیها محو و نابود می گردد

برخی از مورخان فلسفه در همین خصوص ، چنین می نویسند : « دیدیم که فلوطین عقل را وسیله معرفت می داند ، و دیدیم که عقل را موجودی کلی می شمارد ، که همه کائنات در آن منحل شود و از آن صادر گردد . قسمت اول این نظر ، از اصول عقاید هلنی است . ولی قسمت دوم ان ، اگر چه در برخی از جنبه ها با فلسفه رواقیان شباهت دارد ، ولی دارای ریشه هایی غیر یونانی است ، و کسانی که این عقیده را تطور طبیعی اندیشه یونانی دانسته اند به خطا رفته اند ... علاقه جزئی به کلی در نزد فلوطین همان وحدت عرفانی است ، که ذات جزئی در کلی منحل گردد ، نه ارتباط عقلی ، چنانچه افلاطون و ارسطو و رواقیان می گفتند بنابراین باید ریشه این نظر را در جای دیگر جستجو کرد .دیدیم که فلوطین ، پس از آنکه فلسفه یونان را فرا گرفت به حکمت ایران و هند مایل شد ، و با سپاه گوردیانوس به ایران آمد . فلوطین از ایرانیان چه آموخت ؟

مهمتریان عقاید ایرانیان در آن روزگار، منحصر به پرستش میترا بود .آیین میترا به یک موجود برتر که سرچشمه نور است و به جهان ماده نور می پاشد و تاریکیهای آنرا روشن می سازد ، معتقد بود » (الفاخوری ، الجر ، 1377 : 93و94 )

در خصوص تاثیر آیین مهر بر فلسفه فلوطین ، امیل بریه نیز چنین معتقد است :« خورشید پرستی که در آیین مهر دیده می شد با همان رایی که در آثار پلوتینوس [فلوطین] درباره تقدیر بشر اظهار شده بود ارتباط داشت » . ( بریه ، 1374 : 263 )

یکی دیگر از وجوه و جنبه های اثر پذیری فلسفه فلوطین از جهان بینی کهن ایرانی مساله صادر اول بودن « عقل » است .

همانطور که پیشتر بیان شد ، در اندیشه فلوطین ، نخست موجودی که از « احد » صادر می شود و رابط اوست با دیگر موجودات « عقل » است .در تفکر کهن ایرانی نیز چنین است . « بهمن ، نخستین زاده خدا ، در طرف راست اهورامزدا می نشیند و تقریبا" نقش مشاور اورا دارد ... اندیشه خوب ( بهمن ) مظهر خرد خداست ». (هینلز ، 1384 : 72و73)

همچنین ، بهمن عاملیست که خدا (هرمزد) به واسطه او ، آفرینش خود را می گستراند ؛ در واقع در اینجا نیز بهمن که مظهر خرد خداست همانند عقل ( نوس ) در فلسفه نوافلاطونی مجرای فیض خداست .

و نیز در کتاب" بندهش " که از کهنترین و معتبرترین منابعی است که حکمت ایرانیان باستان در آن منعکس شده است ، چنین آمده است : «از امشاسپندان ، نخست بهمن را فراز آفرید ، که رواج یافتن آفریدگان هرمزد از او بود ». ( دادگی ، 1385 : 37 )

شاید اثر پذیری از همین اندیشه و حکمت باستانی باشد که حکیم توس در دیباچه شاهنامه بلافاصله پس از ستایش خدا و پیش از گفتار در آفرینش عالم ،مردم، آفتاب و ماه و نیز ستایش پیامبر اکرم (ص) زبان به مدح و ستایش خرد می گشاید و البته آنرا نیز نخستین آفریده می داند :

« نخست ، آفرینش خرد راشناس نگهبان جان است و آن سه پاس »

(به کوشش خالقی مطلق . 1386 : بیت 26 )

ملاحظه کردیم که شباهت های انکار ناپذیری میان جهان بینی باستانی و تفکرات کهن ایرانی با فلسفه و حکمت نو افلاطونی وجود دارد ( یکی از مورخان فلسفه درهمین رابطه می گوید ): « نظر به کمال شباهت حکمت افلاطونیان اخیر با تعلیمات عرفانی و تصوف مشرق زمین ... بعضی از محققین بر این شده اند که عرفان و تصوف ما از آن منبع بیرون آمده است ؛ اما از انجا که می دانیم فلوطین ، خود برای استفاده از حکمت مشرق به ایران آمده و از گفته های دانشمندان و اشراقیون اسلامی هم بر می آید که در این کشور از دیرگاهی حکمایی بودند که در مسلک اشراق قدم می زده اند، می توان تصور کرد که افلاطونیان اخیر ،عقاید خود را از دانشمندان مشرق گرفته باشند » .( فروغی ، 1375 : 72)

3- نتیجه ، سخن پایانی :

ما در این مقاله کوشیدیم تا به باز شناسی تاثیرات جهان بینی ایرانی به ویژه آموزه های آیین مهر بر فلسفه نو افلاطونی بپردازیم . و همانطور که خوانندگان عزیز نیز تصدیق می کنند تاثیرات انکار ناپذیری از تفکرات ایرانی بر فلسفه نو افلاطونی وجود دارد ، که ما به تفصیل از آنها سخن گفتیم و دیگر تکرار آنها ضرورتی ندارد .در اینجا ذکر مطلبی شایسته است که شاید برای عده ای پرداختن به چنین پژوهش هایی و باز نمایی تاثیرات اندیشه ایرانی بر غیر ایرانیان چندان اهمیتی نداشته باشد اما باید اذعان کرد که انجام تحقیقاتی از این دست ، به ویژه اگر در راستای تدوین صیرورت فکر ایرانی در تاریخ باشد ، بسیار ضروری و حیاتی است زیرا در این زمانه که شاهد هجوم حجم عظیمی از اندیشه های شرقی و به ویژه غربی به ساحت فکر جوانان ایرانی هستیم . ثبت دستاوردهای فکر ایرانی و شناساندن آن به نسل های بعد تاثیر بسزایی در جلوگیری از ، از خود بیگانه شدن و ذوب شدن آنها در فکر و فرهنگ دیگران دارد .

در پایان این مقاله ، بیان نکته ظریفی خالی از لطف نمی باشد و آن اینکه همانطور که پیشتر آوردیم ، فلوطین بنیانگزار فلسفه نو افلاطونی برای فراگیری حکمت به جانب ایران رهسپار می شود ؛ جالب است بدانیم پس از « تعطیل مدرسه فلسفه آتن ، که در 529 افتاد ، و تعدیاتی که به حکما کردند ، هفت تن از فیلسوفان یونان به تیسفون پناه آوردند و مورد عنایت تام و پذیرایی خاص شاهنشاه شدند. نام آنان از این قرار است :

- دمسقیوس Damasciosسوریایی - سیمبلیقیوس Simplicios کیلیکیایی

- یولامیوس Eulamios فروگی - پریسکیانوس Periscianos لودی

- هرمیاس Hermias فنیقی - دیوجانس Diogene فنیقی

- ایسیدوروس Isidore غزی ».( کریستن سن ، 1385 : 306 )

در واقع این حکمای نوافلاطونی ، هنگامی که خانه نخست خویش را ویران می یابند به ایران – که اندیشه های رایج در آن یکی از آبشخورهای اصلی فلسفه آنان بوده است و آنرا می توان منزل دوم آنان دانست – پناه می آورند و خسرو انوشیروان « فیلسوفان مکتب آتن را که به دست ژوستینین در 529 بسته شد ، پذیرفت . اما آنان به درد غربت گرفتار شدند و خسرو در پیمان صلح به گفته آگاثیاس ( کتاب 2 ، بند 30 ) عبارتی برای بازگشت آنان گنجانید ، ولی اوبسیاری پزشک و حکیم در دربار خویش داشت ». ( فرای ، 1382 : 526 )

منابع فارسی :

1- ارمسن ، جیمز اوپی ؛ ری ، جاناتان . (1378) دانشنامه ملخص فلسفه و فیلسوفان غرب : فیلسوفان یونان و روم ترجمه امیر جلال الدین اعلم . تهران : انتشارات بوستان توحید ؛ چاپ اول

2- اروین ، ترنس . (1380) تفکر درعهد باستان ترجمه محمد سعید حنایی کاشانی تهران : نشر قصیده ؛ چاپ اول

3- الفا خوری ، حنا؛الجر خلیل . (1374) تاریخ فلسفه در جهان اسلامی

ترجمه عبدالمحمد آیتی . تهران : انتشارات علمی و فرهنگی.چاپ اول

4- بریه ، امیل . (1374) تاریخ فلسفه جلد دوم : دوره انتشار فرهنگ یونانی و دوره رومی .ترجمه علیمراد داوودی . تهران : مرکز نشر دانشگاهی،چاپ دوم

5- پور جوادی ، نصر الله . (1385) درآمدی بر فلسفه افلوطین تهران : انجمن فلسفه ایران .چاپ دوم

6- دادگی ، فرنبغ . (1385) بندهش گزارنده : مهرداد بهار تهران : انتشارات توس ؛ چاپ سوم

7- دوشن گیمن ، ژاک . (1385) اورمزد و اهریمن : ماجرای دوگانه باوری در عهد باستان ترجمه عباس باقری . تهران : نشر و پژوهش فرزان روز ؛ چاپ دوم

8- راداکریشنان ، سروپالی . (1367) تاریخ فلسفه شرق و غرب ، جلد دوم : تاریخ فلسفه غرب ترجمه دکتر جواد یوسفیان . تهران : سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی ؛ چاپ اول

9- فرای ، ریچارد نلسون . (1382) تاریخ باستانی ایران ترجمه : مسعود رجب نیا . تهران : انتشارات علمی و فرهنگی ؛ چاپ دوم

10- فردوسی ، ابوالقاسم(1386) شاهنامه دفتر یکم به کوشش جلال خالقی مطلق تهران : مرکز دایره المعارف اسلامی ؛ چاپ اول

11- فرفوریوس (1367) . زندگانی فلوطین (ضمیمه دوره آثار فلوطین : تاسوعات ) ترجمه محمدحسن لطفی . تهران : انتشارات خوارزمی

12- فروغی . محمدعلی . (1375) سیر حکمت در اروپا به تصحیح و تحشیه امیر جلال الدین اعلم . تهران : نشر البرز ؛ چاپ اول

13- کاپلستون ، فردریک (1368)تاریخ فلسفه جلد یکم : یونان و روم ترجمه : سید جلال الدین مجتبوی . تهران : انتشارات علمی و فرهنگی و انتشارات سروش ؛ چاپ دوم

15- کریستن سن ، آرتور (1385).ایران در زمان ساسانیان ترجمه رشید یاسمی . تهران : صدای معاصر. چاپ پنجم.

16- کومون ، فرانس . (1383) ادیان شرقی در کافر کیشی رومی ترجمه تیمور قادری . تهران : انتشارات امیر کبیر؛ چاپ اول

17- مصاحب ، غلامحسین (1381) دایره المعارف فارسی . جلد دوم بخش اول تهران : شرکت کتابهای جیبی وابسته به انتشارات امیر کبیر

18- معیری ، هایده . (1381) مغان در تاریخ باستان . تهران : پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی ؛ چاپ اول

19- ورنر ، شارل . (1382) حکمت یونان ترجمه بزرگ نادر زاد تهران : انتشارات علمی و فرهنگی ؛ چاپ سوم

20- همیلن ، دی .دبلیو . (1377) فلسفه یونانی پس از ارسطو ترجمه خشایار دیهیمی . تهران : نشر کوچک ؛ چاپ اول

21- هینلز ، جان . (1384) شناخت اساطیر ایران ترجمه ژاله آموزگار ، احمد تفضلی . تهران : نشر چشمه ؛ چاپ نهم

منابع انگلیسی :

1- Edwards ,paul . . (1972) The encyclopedia of philosophy vol 5-6 .

New ork : Macmillan publishing Co

2-Routledge . . (2000) concise routledge encyclopedia of philosophy .

London and new ork: Tay lor and francis group

رضا مهریزی

عنوان مقاله : بررسی تاثیرشاخصه های جهان بینی ایرانی برفلوطین و فلسفه نوافلاطونی